5. وجوب اطاعت امام عليه‌السّلام

در وجوب اطاعت امام و ولي امر اختلافي بين مسلمين نيست و عقلا و شرعاً وجوب آن ثابت است.

عقلا براي اينكه همانطور كه عقل لامركزي را تقبيح مينمايد وبه لزوم زعامت و رهبري و مدير حكم مينمايد و بسياري از امور مستحسن مثل امنيّت و عدالت و نظم را متوقّف بر وجود زعيم و مسؤول تأمين آنها ميداند اطاعت از مدير و ولي امر را نيز واجب ميداند و الاّ اگر اطاعت آن لازم نباشد نقض غرض ميشود و نتايج و فوايدي كه از وجود مركز و ولايت امور منظور است حاصل نخواهد شد و همان طور كه مديريّت و وجود رهبر مقدّمة تأمين و تحقّق اموري است كه عقل و عقلا به ضرورت آنها حكم مينمايند اطاعت از اوليالامر نيز مقدمه تمام اين مقاصد عاليه است لذا عقلاً هيچ شكي در وجوب اين اطاعت نيست و عقلاً كسي را كه از اطاعت مدير و مدبّر صالح سرباز زند و تخلّف نمايد توبيخ و سرزنش مينمايند و عمل او را غير عقلايي ميدانند. شرعاً نيز اولاً مسلّم است كه بسياري از مقاصد شرعي و اهداف اسلامي بدون اطاعت از وليّ امر محقّق نخواهد شد و از باب مقدمه واجب و به اصطلاح «ما لا يَتِمُّ الْواجِبُ اِلّا بِهِ» واجب است هر چند اين وجوب عقلي باشد امّا چون ذي المقدّمه شرعي است و در وجوب عقلي مقدمّه آن شرع دخالت دارد يعني بدون وجوب شرعي ذي المقدمه، عقل حكم به وجوب مقدمه آن نخواهد نمود و ثانياً دليل واضح و صريح و محكم آيه شريفة ذيل میباشد:

ادامه نوشته

4. برنامه نصب و تعيين امام

از مطالب گذشته معلوم شد كه بر حسب دلايل عقلي و نقلي، نصب و تعيين امام حق الهي است كه ديگران حتّي شخص رسول خدا صلّی الله عليه و آله را در آن مداخلة اساسي نيست، و فرق جوهري نظام امامت با ساير نظامها در همين است كه اين نظام، نظامي است الهي، و به تعيين و نصب از جانب خدا ميباشد، و عهد خدا است و عقلا و نقلا بايد از سوي خدا باشد.

امّا عقل، پس براي اينكه مسأله امامت از اهمّ مسايل مربوط به كمال بشر است، و خداوندي كه نسبت به بندگان خود اين همه لطف و عنايت فرموده است چگونه آنها را در چنين امر مهمي ياري نميفرمايد و به خود وامي گذارد، با مفاسد بزرگي كه بر ترك آن مترتب است.

ادامه نوشته

رخ يار ( حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف)

رخ يار ( حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف)

السلام عليك يا اباصالح المهدي ايها الامام المنتظر و علي آبائك الطيبين الطاهرين عليهم افضل صلوات المصلين

دلم ز هجر تو اي يار خوب رو خون است / نپرسي از من مسكين كه حال تو چون است

مهدي جان! اي جمال حق! اي مظهر قدرت خدا! اي اسم اعظم خداوند! و اي فرزند طه و ياسين! باز آي تا زمين "ملئت ظلماً و جوراً" را به زمين "قسطاً و عدلاً" تبديل نمايي.

باز آي و اولياي خدا را عزيز كن، اي معز الاولياء.

باز آي تا بساط ظالمان برچيده شود و زمين، فرمانبردار بندگان صالح خدا گردد.

باز آي و باز آي ...

به اميد بازآمدنت باز هم مي خوانيم:


 اللهم عجل لوليك الفرج

پاسخ نامه ي حضرت آيت الله العظمي صافي به ستاد اجراي قانون عفاف و حجاب

پاسخ نامه ي حضرت آيت الله العظمي صافي به ستاد اجراي قانون عفاف و حجاب

بسم الله الرحمن الرحيم

ستاد مردمي اجراي قانون عفاف و حجاب

عليكم السلام و رحمة اللّه

نامه آن ستاد محترم واصل گرديد از احساسات مذهبي شما صميمانه تقدير و تشكر مي شود. گاهي پيش خود مي گويم در اين باره چرا تمام مؤمنين به وظيفه مقدس امر به معروف و نهي از منكر عمل نمي كنند؛ ولي از طرف ديگر موجب خرسندي است كه افرادي متديّن مانند شما به اين فكر هستند كه احكام مقدّس اسلام كه تنها وسيله سعادت و خوشبختي مردم مي باشد اجراء گردد. خداوند به شما اجر فراوان دهد.

اصل مسئله حجاب معلوم است، در درجه اول بايد دولت و تمام ارگان هاي حكومتي به كارمندان زن ابلاغ نمايند كه وظيفه شرعي همه اين است كه با حجاب كامل در محل كار خود حاضر شوند و اگر حجاب را رعايت نكنند، عذر آنها را بخواهند و سازمان صدا و سيما در اين كار مهم بسيار مسئول است و اينجانب اين سازمان را مقصّر مي دانم و اشخاصي كه در اين وظيفه بزرگ ديني كوتاهي دارند و يا به عمد ترويج گناه مي كنند بايد پيش خداوند متعال و صاحب شريعت پاسخگوي كارهاي خلاف شرع خود باشند.

چرا بخاطر حفظ پست و مقام حاضر هستند اين همه گناه را در جامعه اسلامي اشاعه دهند؟

البته لازم به ذكر است در اين زمينه كارهاي فرهنگي و مذهبي هم بايد انجام گيرد و عمده بر عهده متولّيان فرهنگ كشور بخصوص وزارتخانه هاي ارشاد، آموزش عالي، آموزش و پرورش، سازمان هاي مذهبي، ائمه محترم جمعه، وعّاظ، نويسندگان و مطبوعات مي باشد. همه بايد اصول و ارزش هاي انقلاب اسلامي را حفظ نموده و در مقابل خون پاك شهيدان پاسخگو باشيم.

14/ذي الحجه/1431

 لطف اللّه صافي

پاسخ آيت الله العظمي صافي به يك نامه ( پرسش هايي پيرامون مهدويت)

پاسخ آيت الله العظمي صافي به يك نامه ( پرسش هايي پيرامون مهدويت)

 بسمه تعالي

محضر مبارك حضرت آية الله العظمي صافي گلپايگاني مدظلّه العالي

السلام عليكم؛

احتراماً باتوجه به مباحثي كه امروزه در برخي پايگاه هاي اطلاع رساني و نشريات مطرح مي شود، موجب امتنان است براي آگاهي همه منتظران راستين امام عصر عليه السلام به پرسش هاي زير پاسخ دهيد.

1. سخرانان، مبلغان و نويسندگان مهدوي در سخنراني ها و مقالات خود بيشتر بايد به چه موضوعاتي بپردازند و چه مطالبي را در اولويت قرار دهند؟

2. سخنرانان، مبلغان و نويسندگان مهدوي تا چه حد مي توانند به تطبيق حوادث و رويدادهاي عصر حاضر با حوادث و رويدادهاي پيش بيني شده در روايات عصر ظهور و آخرالزمان بپردازند، يا شخصيت هايي را به عنوان شخصيت هاي مطرح در عصر ظهور مطرح كنند؟

3. برخي سخنرانان، مبلغان و نويسندگان مهدوي معتقدند كه با تطبيق شرايط عصر حاضر با شرايط عصر ظهور يا معرفي برخي چهره ها به عنوان چهره هاي مطرح در عصر ظهور بهتر مي توان جوانان را به مباحث مهدوي جلب كرد و شور و نشاط سياسي و اجتماعي آنها را بالا برد، اين نظر تا چه حد درست است؟

4. در برخي روايات از هرگونه تعيين وقت براي ظهور نهي شده و در برخي ديگر تأكيد بر نزديك ديدن ظهور شده است، چگونه مي تون اين دو دسته روايات را با هم جمع كرد؟

ادامه نوشته

3. شرايط و اوصاف امام

شكي نيست كه در عهدهداري هر پست و مقام و سپردن هر كار به ديگري قابليّت و صلاحيّت مناسب آن لازم است، و حداقل در ارجاع هر عمل به هر كس سه شرط بايد رعايت شود:

نخست اينكه آن كس در آن كار عالم وآگاه باشد.

دوم اينكه مورد وثوق و اعتماد باشد كه كار را با درستي انجام ميدهد و خيانت نمينمايد.

سوم اينكه قوّت و نيروي انجام آن كار را داشته باشد چنانكه از اميرالمؤمنين عليهالسّلام در نهج البلاغه روايت شده است:


ادامه نوشته

2. شناخت مفهوم امامت

در بحث گذشته و بررسي نياز جامعه به مديريت و نظام اسلامي آن به اين نتيجه رسيديم كه يگانه نظامي كه مشروعيّت دارد و به هيچ زمان و مكان اختصاص ندارد نظام امامت است كه مثل كل اسلام كه دين جهاني و ابدي است نظام جهاني و جاوداني اسلام است.

در اين بحث، مقصود، شناخت مفهوم امامت است كه چون پيرامون مفهوم لغوي و اصطلاحي آن در رسالهاي جداگانه و در ضمن رسالههاي ديگر بر اساس آنچه از آيات قرآن مجيد و احاديث استفاده ميشود توضيح دادهايم در اينجا فقط به مفهوم اصطلاحي آن كه علمای علم كلام و اعتقاديات فرمودهاند اكتفا ميكنيم.

يكي از تعريفاتي كه دانشمندان و صاحب نظران و محققان علم كلام از امامت فرمودهاند اين است كه:

«امامت رياست عامّه بر امور دين و دنياي مردم است به واسطة پيغمبر»[1].


ادامه نوشته

1. نياز جامعه به مركز و مدير


بشر هميشه به اين مسأله شناخت داشته است كه جامعه و حتّي عائله چند نفري اگر بخواهند با داشتن حقوق متقابل و تبادل دست رنجها، و همكاريهاي سالم و سازنده و روابط متعادل، و آسايشبخش، زندگي كرده و از نظم و ترتيب و امنيّت و رفاه لازم برخوردار باشند به دو چيز نياز دارند:

1ـ قانون جامع و برنامههاي كافي.

2ـ مديريّت و زمامداري و مركز تصميمگيري و اجرايي مورد اعتماد.


ادامه نوشته

امامت عامّه

فصل اوّل:
امامت عامّه

همانگونه كه در باب نبوّت در بحث نبوّت عامّه از اين پرسش ميشود كه چرا به وجود سفير و واسطه بين خدا و خلق كه به آن نبي و رسول و پيغمبر ميگوييم نيازمنديم، و پيغمبر بايد واجد چه اوصافي باشد؟ و از چه راهي بايد پيغمبر را شناخت؟ در باب امامت عامّه نيز اين سؤالات مطرح ميشود كه جامعه چرا نيازمند به وجود حجّت و امام است؟ و مفهوم امامت چيست؟ و امام بايد چه اوصافي داشته باشد و چرا بايد امام را شناخت؟

بديهي است در اينگونه پرسشهاي عامّ كه در باب نبوّت و امامت مطرح ميشود معرفت شخص پيغمبر و امام مورد نظر نيست زيرا تا به اين پرسشهاي عام پاسخ داده نشود پرسش از شخص امام قابل طرح نيست لذا پس از دريافت پاسخ به پرسشهايي كه در مبحث نبوّت عامّه و امامت عامّه است بر اساس آن بحث نبوّت خاصّه و امامت خاصّه جلو ميآيد و پرسش از شخص پيغمبر و امام عنوان ميشود.

عمدة مطلب و مواردي كه در بحث امامت عامّه مورد پرسش و سؤال قرار ميگيرد چند پرسش زير است:

1ـ نياز جامعه به مركز رهبري و اجرايي و نگهبان مصالح عموم؛

2ـ شناخت مفهوم امامت؛

3ـ شرايط و اوصاف امام؛

4ـ برنامه نصب و تعيين امام؛

5ـ وجوب اطاعت امام؛

6ـ وجوب معرفت امام؛

7ـ راههاي شناخت امام.

ادامه نوشته

حاکم، و ابن ماجه و ابونعيم، از انس بن مالک

3. حاکم، و ابن ماجه و ابونعيم، از انس بن مالک روايت کرده‌اند که گفت: شنيدم، رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم مي‌فرمايد:

«ما هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب، سروران اهل بهشت هستيم: من و حمزه و علي و جعفر و حسن و حسين و مهدي»

کتاب «فتن»‌ ص 89، ب 2، ح 3

ابوداود، و ابن ماجه، و طبراني، و حاکم، از امّ سلمه

2. ابوداود، و ابن ماجه، و طبراني، و حاکم، از امّ سلمه روايت کرده‌اند که گفت: شنيدم رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم مي‌فرمايد:

«مهدي عليه السلام از سلالة من است، از فرزندان فاطمه عليه السلام»

کتاب «فتن»‌ ص 89، ب 2، ح 2

احمد، و ابن أبي شيبه، و ابن ماجه، و نعيم بن حمّاد، در کتاب «فتن»‌از علي عليه السلام

1. احمد، و ابن أبي شيبه، و ابن ماجه، و نعيم بن حمّاد، در کتاب «فتن»‌ از علي عليه السلام نقل کرده است که فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم فرمودند:

«مهدي عليه السلام از ما اهلبيت است، خداوند امر او را در يک شب اصلاح خواهد فرمود.»

کتاب «فتن»‌ ص 89، ب 2، ح 1

مَنْ حَفِظَ‌ مِنْ أُمَّتي أَرْبَعينَ حَديثاً‌ حَشَرَهُ‌ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَقيهاً

در اينجا، بعد از ذکر اسامي، به خاطر افزايش آگاهي خواننده، و خالي نبودن اين نوشتار از متون اين احاديث، و نيز به منظور کسب ثواب و أجري که در احاديثي مانند:

مَنْ حَفِظَ‌ مِنْ أُمَّتي أَرْبَعينَ حَديثاً‌ حَشَرَهُ‌ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَقيهاً[1]

وعده داده شده است[2]، چهل حديث از احاديث نقل شده در اين کتاب را ـ که افزون از دويست حديث مي‌باشد ـ در اين نوشتار ذکر مي‌نماييم:

 . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید



[1]. از فرمايشات رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم.

[2]. از شافعي نقل شده است که دربارة اينگونه احاديث گفت: مراد از اين چهل حديث، احاديثي است که دربارة فضايل و مناقب عليّ بن ابيطالب عليه‌السّلام وارد شده است. در همين زمينه، داستان عجيبي از احمد بن حنبل نيز نقل شده است که طالبين آن مي‌توانند به کتاب اربعين از شيخ ابوالفتح محمّد بن احمد بن ابي الفوارس متوفّي سال 412 هجري قمري - مراجعه نمايند.

ادامه نوشته

اسامي روايت کنندگان درباره حضرت مهدي عليه‌ السلام

اسامي روايت کنندگان درباره حضرت مهدي عليه‌ السلام

از مردان و زنان اصحاب رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم

1. علي بن ابيطالب عليه‌السلام، 2. عمار بن ياسر، 3. حذيفة يماني، 4. ابوسعيد حذري، 5. طلحة بن عبيدالله، 6. ابن عمر، 7. عبدالله بن مسعود، 8. جابر بن عبدالله، 9. عبدالرحمان بن عوف، 10. عمر بن خطّاب، 11. ابن عباس، 12. ابوهريره، 13. أنس بن مالک، 14. ابو أمامه، 15. هلالي، 16. ابوطفيل، 17. الحسن عليه السلام،
18. الحسين عليه السلام 19. ثوبان، 20. ابيّ بن کعب، 21. جابر بن‌سمره، 22. جابر صدفي، 23. عبدالله بن عمرو بن عاص، 24. عمرو بن عاص، 25. امّ‌ سلمه، 26. عايشه، 27. أسماء بنت عميس، 28. ام حبيبه.

ادامه نوشته

اسامي برخي از مشاهير از تابعين و غير آنان

1. عاصم بن عمرو بجلي، 2. سعيد بن مسيّب، 3. ابوجعفر محمد بن علي الباقرعليه السلام، 4. اسحاق بن يحيي، 5. شهر بن حوشب، 6. زهري، 7. مطر الورّاق، 8. طاووس، 9. صباح، 10. عمرو بن علي، 11. مکحول، 12. کعب بن علقمه، 13. قتاده، 14. عبدالله بن حارث، 15. محمّد بن جبير، 16. ارطاة بن منذر، 17. حَکَم بن عيينَه، 18. ابوقبيل، 19. ابن ابي طلحه، 20. کثير بن مرّه، 21. ابن سيرين، 22. مجاهد، 23. خالد بن سعد، 24. ابومريم، 25. شريک، 26. ابوأرطاة، 27. ضمرة بن حبيب، 28. حکم بن نافع، 29. خالد بن معدان، 30. محمد بن حنفيّه، 31. سدي، 32. سليمان بن عيسي، 33. بقيّة بن وليد، 34. وليد بن مسلم، 35. قيس بن جابر، 36. عمرو بن شعيب، 37. ابن شوذب، 38. دينار بن دينار، 39. معمّر، 40. فضل بن دکين، 41. سالم بن أبي جعد، 42. محمد بن صامت، 43. حکيم بن سعد، 44. ابراهيم بن ميسره، 45. ابواميّه.

ادامه نوشته

اسامي مشايخ و اساتيد فن و صاحبان کتاب‌هاي جامع حديث

1ـ طبراني، 2ـ ابونعيم اصفهاني، 3ـ خطيب بغدادي، 4ـ ابن ابي شيبه، 5ـ نعيم بن حمّاد، يکي از اساتيد امام بخاري صاحب «صحيح بخاري»، 6ـ الحاکم، 7ـ احمد، 8ـ مارودي، 9ـ بزّاز، 10ـ ترمذي، 11ـ دارقطني، 12ـ ابن ماجه، 13ـ أبويعلي موصلي، 14ـ ابن عساکر، 15ـ مسلم، 16ـ ثعلبي، 17ـ أبوداود، 18ـ ابن جوزي، 19ـ ابن ابي اسامه، 20ـ تمام بجلي، 21ـ روياني، 22ـ ابن منده، 23ـ حسن بن سفيان شيباني، 24ـ عثمان بن سعيد داني، 25ـ ابوالحسن حوبي، 26ـ ابن کثير، 27ـ ابن سعد، 28ـ واقدي، 29ـ ابوبکر بن مقري، 30ـ ابن مناوي، 31ـ ابوغنم کوفي، 32ـ ابن مردويه، 33ـ ابن خزيمه، 34ـ ابوعوانه، 35ـ ابوبکر اسکافي، 36ـ ديلمي، 37ـ قرطبي، 38ـ ابن لهيعه، 39ـ ابوبکر احمد بيهقي، 40ـ ابوالحسن آبري، 41ـ ابن حبّان، 42ـ ابوبکر احمد بن محمد بن عبدالله بن صدقه.

ادامه نوشته

کتاب‌هاي مستقل دربارة «مهدويّت»

دانشمندان اسلامي همواره به روايات مربوط به حضرت مهدي عليه‌السلام اهتمامي خاص داشته و در استخراج و تحقيق و رساندن آنها به جامعه، و محکم کردن ايمانِ به آنها در قلوب مردم، سعي و تلاش فراوان داشته‌اند. از اين رو علاوه بر آوردن اين روايات در کتب «سنن» و «مسانيد» و «جوامع» و غيره، کتاب‌هاي روايي مستقل و مجموعه‌هاي احاديث خاص در اين زمينه، فراوان نگاشته‌اند.

از آن ميان، ما به افزون از سي کتاب که به شکل مستقل، به کوشش بزرگان اهل‌سنّت، در اين‌ باره تأليف شده است، آگاهي يافتيم که به عنوان نمونه، مي‌توان از کتاب‌هاي «البيان في اخبار صاحب الزمان» و «القول المختصر في علامات المهدي المنتظر عليه السلام» و «عقدالدرر» و «العرف الوري»‌ و....

 . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته

براي مطرح شدن بعضي سخنان در اين كنگره، بايد از امام عصر، خجالت كشيد.

حضرت آيت الله العظمي صافي در ديدار شوراي علمي كنگره علامه بلاغي از ترويج بدعت‌ها و ملاهي و مناهي در قالب كنگره‌ مولوي شناسي انتقاد كردند.

حضرت آیت الله العظمی صافی ظهر روز 7/8/86 در دیدار با اعضای شورای علمی و اجرایی كنگره بین المللی علامه بلاغی، فرمودند: احیای سیره زندگی و آثار بزرگانی چون علامه بلاغی به عنوان یكی از مصادیق احیای علوم و معارف اهل بیت برای جامعه امروز و بخصوص حوزه‌های علمیه یك ضرورت است زیرا وجود چنین علمایی سبب افتخار شیعه و اسلام بوده است.

معظم له با اشاره به آیاتی از قرآن كریم علما را وارثان انبیاء دانستند و ضمن تشكر از برگزاری كنگره بین المللی علامه بلاغی، فرمودند: اگر نگاهی به آثار و كتب بجا مانده از این عالم بزرگ داشته باشیم به صراحت می توانیم بگوییم كه مرحوم بلاغی از نوادر روزگار بود و كمتر كسی در روزگار ما موفق شده است كه چنین آثار بزرگی را به رشته تحرير درآورد.

ایشان در ادامه افزودند: جامعیت مرحوم بلاغی در فنون مختلف اسلامی و حسن سلیقه وی باید الگوی حوزه‌ها و طلاب جوان باشد.

این مرجع تقلید استقامت دینی علامه را ستودند و فرمودند: ظهور و تلاش علامه بلاغی در راستای دفاع از حدود و ثغور دین و مذهب در عصری كه تجدد به تازگی وارد جوامع اسلامی شده بود و عده زیادی به دنبال غرب به راه افتاده و نسبت به دین بی‌تعهد شده بودند قابل ستایش است.

حضرت آیت الله العظمی صافی با اشاره به تفسیر آلاء الرحمن علامه بلاغی آن را در عصر كنونی بی نظیر دانستند و فرمودند: ای كاش عمر علامه ادامه می یافت و می توانست چنین تفسیری را كه تمامی نیازهای یك محقق و پژوهشگر را برطرف می‌نماید به پایان برساند.

ایشان عدم بی‌تفاوتی نسبت به هجمه‌های وارده به دین را از مهمترین ویژگی‌های ایشان دانستند و فرمودند: تلاش های علامه بلاغی در مقابله با استعمار و ایستادگی وی و مواضعش نسبت به مسائل سیاسی پیرامون خود و هجمه هایی كه فرق مختلف نسبت به اسلام داشته‌اند باید برای امروز ما به عنوان یك الگو مورد بهره برداری قرار گیرد.

ایشان الگوگیری از سیره زندگی و مطالعاتی علامه بلاغی را برای جامعه و بخصوص طلاب جواب بسیار مهم ارزیابی كردند و فرمودند: علاقه مرحوم بلاغی به دفاع از دین كه ناشی از خلوص نیت و احساسات پاك مذهبی او بود باید به عنوان راهنمای ما مورد استفاده قرار گیرد.

معظم له فرمودند: همان اندازه كه برگزاري كنگره هايي مثل علامه بلاغي براي اسلام و جامعه اسلامي مفيد است برگزاري كنگره هايي مثل مولوي تاسف بار است.

معظم له ضمن انتقاد از ترويج بدعت‌ها و ملاهي و مناهي در كنگره مولوي شناسي فرمودند:

به همان میزان كه از خدمات ارزشمند دولت، حمایت و تشكر می كنیم، برگزاری كنگره مولوی را نیز محكوم می نمائیم. پول‌هاي زيادي براي ترويج اين كنگره خرج كرده‌اند و از مطالب بدعت‌آميز تا برنامه رقص و سماع در اين برنامه بوده است.

اين مرجع تقليد، ضمن انتقاد از برخي تجليل‌هاي افراطي از مولوي فرمودند: براي مطرح شدن بعضي سخنان در اين كنگره، بايد از امام عصر، خجالت كشيد.

در ابتدای این دیدار حجة‌ الاسلام و المسلمین ربانی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی گزارشی از فعالیت‌های انجام شده و اهداف این دیدار را خدمت معظم له ارائه نمود.

تخریب بقیع

دل مهدي هنوز آزرده از ظلم پليدان است

هنوز او سينه اش خون از غريبستان ويران است

هنوزش نيست جز اشکِ غم و اندوهِ ويراني

به قلب نازنينش، محنت و رنج فراوان است


ادامه نوشته

عرض تسليت به ساحت مقدس حضرت بقية الله الاعظم ارواح العالمين له الفداء روز حزن اهل بيت عليهم‌السلام

ادامه نوشته

به مناسبت هشتم شوال روز بقیع؛

تأكيد حضرت آيت الله العظمي صافي بر اقامه مراسم عزاداري و محكوم نمودن اين جنايت بزرگ

 . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته

اساس عقيده به مهدويّت

اساس در عقيده به مهدويّت، و غلبة اسلام بر تمامي اديان، و منتهي شدن سير طبيعي دنيا، به حاکميت اسلام و فرامين الهي، و يگانه شدن قوانين و نظام‌هاي موجود، و خلافت مؤمنان و شايستگان در زمين، و تبديل ترس و هراس بشريّت به أمان و امنيت، و نابودي همة مظاهر استضعاف و استکبار، همگي در همان نيروي اوليّه‌اي است که به طرزي شگفت، براي نابودي همة مظاهر شرک و استکبار، و آزادسازي انسان از سلطة طواغيت، و خارج ساختن بشريّت از ذلّت بندگي مردم، به عزّت بندگي خداوند، در نهاد دعوت اسلام، و باور توحيدي و کلمة اخلاص، به وديعت نهاده شده است. . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته

الهام‌گيري از باورداشت مهدويّت

بر کسي پوشيده نيست که عقيده به ظهور حضرت مهدي عليه‌السلام عقيده‌اي است که اميد مي‌آفريند، و نشاط و تلاش ايجاد مي‌کند.

سستي و نااميدي و کسالت را از بين مي‌برد. حرکت‌هاي اصلاحگرانه و اسلام‌خواهانه را تشويق مي‌کند، و جان‌هاي شورنده بر استکبار و استضعاف را تقويت مي‌نمايد.

اسلام، هنوز به کمال اهداف خويش نرسيده و به مرحلة تحقّق همه آرمان‌هايي که براي جامة عمل پوشاندن به آنها، آمده است، دست نيافته، آينده، از آنِ اسلام است و ناگزير بايد روزي فرا برسد که . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته