امام زمان يك آرمان است يا يك شخص؟


. من گاهي حس مي‌كنم امام زمان يك آرمان است. گاهي فكر مي‌كنم اين كه ما منتظر فردي باشيم تا همه جا را پر از عدل كند يا همه تعابيري كه از امام زمان هست فقط يك تشبيه‌سازي است كه شايد انسانها بهتر درك كنند و گرنه امام زمان يك حقيقت است نه يك فرد. آيا اين تفكر صحيح است؟

جواب. مسأله وجود فرد معيني بنام امام زمان ارواح العالمين له الفداء با نام و كنيه‌ معين و تاريخ ولادت و اينكه پدر و اجدادش چه كساني هستند و اينكه به امر خدا غائب شده و دو غيبت داشته: صغري و كبري و سائر خصوصيات آن بزرگوار از مسلمات و ضروريات شيعه است.

حتي از طريق اهل سنت روايات بسياري در اين خصوص وارد شده و رواياتي كه در اين موضوع از نبي اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام  بدست ما رسيده بيشتر از رواياتي است كه در موضوعات ديگر از ائمه عليهم السلام  صادر شده.

اگر در طول زمان غيبت از ابتداء تا بحال كتبي كه در احوالات آن حضرت از جهات مختلفه مانند آنچه قبلاً اشاره شد يا طول عمر يا ملاقاتهايي كه با بعض اشخاص اتفاق افتاده و چهار نائب خاص ايشان با تعيين نام و خصوصياتشان و غير اينها كه مجال تفصيل آن نيست جمع شوند كتابخانه عظيمي خواهد شد.

حال آيا اين امور را مي‌توان بعنوان يك آرمان تلقي نمود يا بايد گفت فرد معين و مشخصي است كه هر وقت خدا بخواهد به ظهور او عدل و داد را در سراسر جهان بسط خواهد داد اينجانب1 به شما توصيه مي‌كنم كه به كتب مربوطه مراجعه 

نمائيد

__________________________________

1. حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الشریف

امام زمان فرزند حسنين عليهما السلام


. چرا گفته مي‌شود كه مهدي عليه‌السلام  از فرزندان حسنين عليهما السلام  است؟ مانند فرموده پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله مهدي اين امت از نسل اين دو تن يعني حسن و حسين عليهما السلام  خواهد بود.

جواب. حضرت حجت ارواحنا فداه و پدران بزرگوارش تا حضرت امام محمد باقر عليهم السلام،  فرزند با واسطه امام حسين عليه‌السلام  از طرف پدر و نيز فرزند با واسطه امام حسن عليه‌السلام  از طريق مادر مي‌باشند؛ زيرا مادر امام محمد باقر سلام الله عليه دختر معظمه حضرت امام حسن مجتبي عليه‌السلام  مي‌باشد.والله العالم

دليل عقلي بر طول عمر امام عليه‌السلام

. آيا دليل عقلي وجود دارد كه طول عمر امام زمان را ثابت كند و آن را محال نداند؟

جواب. وقتي دليل عقلي بر محال بودن موضوعي نباشد بر حسب قاعده، عقل به امكان آن ذاتاً و وقوعاً حكم مي‌كند بنابراين محال بودن بايد با دليل ثابت شود و هيچ دليل بر محال بودن طول عمر آنحضرت و هر كس و موجود ديگر نيست و وجود آنحضرت كه بدليل مستند ثابت است دليل بر وقوع اين امر ممكن و غير محال است نه اينكه دليل بر محال نبودن آن باشد چون محال بودن همانطور كه گفته شد محتاج به دليل است دقت فرمائيد

آيا امام زمان ازدواج كرده‌اند؟

. آيا امام زمان عليه السلام  ازدواج كرده و داراي فرزند است؟ توضيح دهيد.

جواب. در اين خصوص ادله قابل استناد كه قطعي باشند وجود ندارد بلي امر محتمل است كه ردّ آن هم مورد ندارد.والله العالم

طريقه تشرف به محضر حضرت ولي عصر عليه‌السلام  كدام است؟


 «خدمت امام زمان عليه السلام  رسيدن» در عصر حاضر چگونه ممكن است؟

جواب. تشرّف به اين معني نيست كه در اختيار شخصي يا اشخاصي قرار داشته باشد و فراهم باشد و شخص شناخته شده‌اي اين اختيار و مقام را ندارد ولي طبق مصالح خاص و شرائط مخصوص و گاه در ضمن توسلات براي افرادي اين افتخار فراهم مي‌شود.والله العالم

آيا حضرت از وقت ظهورشان باخبرند؟


. آيا امام عصر عليه‌السلام خود از زمان ظهور خود باخبر است؟

جواب. طبق بعضي روايات وارده آن بزرگوار از لحظه ظهور خبر ندارند. و الله العالم

چه كنم توفيق ديدار جمال حضرت را پيدا كنم؟


. چه كنم توفيق ديدار جمال دل‌آراي آقايم امام زمان عليه السلام  را داشته باشم ارشادم كنيد و لطفاً بصورت مكتوب بنويسيد.

جواب. در اين زمان كه عصر غيبت آن بزرگوار است بنا بر رؤيت آن حضرت نيست لكن توسلات و ادعيه و درخواست از خداوند براي زيارت وجود مباركش بسيار خوب است و در صورتي كه خداوند صلاح بداند ممكن است حاصل شود.

به هر حال خود اين اظهار علاقه و اشتياق به زيارت جمال عديم المثال آن حضرت بسيار مغتنم و ارزشمند است آنرا بشما تبريك عرض مي‌كنم و از خداوند متعال براي شما درك اين سعادت عظمي را مسئلت مي‌نمايم مع ذلك گاه هم حالت هجر كم از حال وصال نيست. و چه بسا كساني كه در عين وصل و حضور غايب و دور و بسا كساني كه در حال هجر و فراق واصل و محظوظند

كتابهاي مناسب براي شناخت امام زمان عليه‌السلام


. بهترين كتب براي شناخت امام زمان چه كتابهايي است؟( لطفاً نام ببريد).

جواب. از پيش از شروع عصر غيبت تا حال كتابهاي بسياري در اين موضوع نوشته شده است.

بعضي از آنها مخصوص به يك رشته از اين موضوع است از كتابهاي بزرگان پيشين كتاب «غيبت نعماني»، كتاب «كمال الدين» صدوق و كتاب «غيبت» شيخ طوسي معروف و مشهور است.

كتابهاي فارسي هم بسيار است بعضي مخصوص به روايات و بعضي مخصوص به حكايات و كرامات و توسلات و جهات ديگر است.

همه خوب و قابل استفاده‌اند مثل كتاب «النجم الثاقب» و «العبقري الحسان» و ترجمه‌هاي جلد 13 بحارالانوار هر كدام جاي خود را دارند از اين حقيركمترين نيز كتابهاي متعددي منتشر شده است كه بحمدالله در دسترس همگان است خداوند ما و شما را از ياران مخلص حضرتش قرار دهد

______________________________

1.آثار حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الشریف پیرامون مهدویت

فايده وجود امام غايب


. فايده وجود امام در دوران غيبت چيست؟ آيا جز ذخيره بودن براي دوران ظهور (بقية الله في ارضه)، فوايد ديگري هم بر وجود امام در دوران غيبت مترتب است؟

جواب. آثار و بركات مهم در زمان غيبت بر وجود آن حضرت و بر غيبت ايشان مترتب است كه يكي از آنها آثار و بركاتي است كه بر نفس وجود ولي الله در هر عصر و زمان مترتب است و وجود شريفش امان اهل ارض و قوام و بقاء زمين است.

چنان كه در وصف حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام، ابوذر آن صحابي جليل كه پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در شأنش فرمود: آسمان بر سر كسي سايه نينداخته و زمين كسي را حمل نكرده كه از ابوذر راستگوتر باشد اين گونه اظهار عقيده مي‌كرده: (و انه لعالم الارض وزرّها الذي تسكن اليه) ابن اثير مي‌گويد يعني او (علي عليه‌السلام ) قوام زمين است و زر قلب استخوان كوچكي است كه قوام قلب به آن است و سلمان هم همين عقيده را اظهار مي‌داشت.

همه و هر كدام از ائمه اثني‌عشر، عليهم السلام، داراي همين شأن و مقام هستند و وجودشان امان و قوام است چنان كه از شخص رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت است كه فرمود: «اني و أحد عشر من ولدي و انت يا علي زرّ الارض - اعني اوتادها و جبالها - بنا و تدالله الارض ان تسيخ باهلها فاذا ذهب الاثنا عشر من ولدي ساخت الارض باهلها و لم ينظروا»1.

يك سلسله انتفاعات و بهره‌مندي‌ها از وجود مبارك آن حضرت در عصر غيبت است كه در حديث مشهور و معروف جابر به آن اشاره شده است.

در ضمن اين حديث آمده است كه پس از آن كه حضرت پيامبر اعظم، صلي الله عليه و آله، به غيبت طولاني آن حضرت اشاره فرمود به حدي كه غير از كساني كه خدا دلشان را به ايمان امتحان كرده است ثابت بر عقيده به امامت او باقي نمي‌مانند جابر پرسيد: آيا شيعيان او در غيبت او از او منتفع و بهره‌مند مي‌شوند؟

رسول اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله به طور محكم جواب فرمود: «اي والذي بعثني بالنبوة يستضيئون بنوره و ينتفعون بولايته كانتفاع الناس بالشمس من وراء السحاب»2 .

چنان كه مردم از آفتاب در هنگامي كه پشت ابر است انتفاع مي‌برند از وجود آن حضرت نيز در عصر غيبت انتفاع مي‌برند.

در نهج‌البلاغه در توصيف مهدي عليه‌السلام  مي‌فرمايد: «يسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ، وَيَحْذُو فِيهَا عَلَي مِثَالِ الصَّالِحِينَ، لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً، وَيُعْتِقَ رِقّاً، وَيَصْدَعَ شَعْباً، وَيَشْعَبَ صَدْعاً، فِي سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لاَ يُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَلَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ... »3.

خلاصه آن كه در زمان غيبت، امام عليه‌السلام  نيز وظايف خاص و شئون و مأموريت‌هائي دارند كه انجام مي‌دهند و امور و جريان‌ها از آن حضرت مخفي نيست. آن حضرت از مردم غايبند ولي مردم از ايشان غايب نيستند و چنان كه اسم (الغائب) از اسماء الحسني الهي است وجود آن حضرت نيز در زمان غيبت از اسماءالحسني تكويني حق مي‌باشد. در اينجا دامنه مطلب وسيع است كه بيش از اين مجال بسط كلام نيست و العارف يكفيه الاشاره

__________________________

1. منتخب الاثر، ج1 ص64 63 ب 1 ح 89.

2. كمال الدين و تمام النعمة، 253.

3. نهج‌البلاغة،خطبه150.

چرا امام عصر عليه‌السلام  اندكي پيش از ظهورشان متولد نشدند


. فلسفه غيبت حضرت ولي عصر ارواحنا فداه  چيست؟ به عبارت ديگر آيا امكان نداشت حضرت مهدي به شيوه‌اي طبيعي و در زمان مقتضي متولد شوند؟

جواب. زمان مقتضي ولادت آن حضرت همان زماني است كه ولادت آن حضرت در آن واقع شده و در زمان‌هاي ديگر مثلاً بعد از ده سال يا صد سال يا هزار سال و بيشتر ولادت ايشان يعني حضرت مهدي فرزند عزيز حضرت امام حسن عسكري عليه‌السلام  اقتضا ندارد و معقول نيست.

چنان كه مقتضي ولادت هر كس همان زماني است كه در آن متولد شده است آن شخص عظيم و نابغه دوران و اعجوبه زمان و آيت بي‌مانند خداوند سبحان كه امام دوازدهم است مقتضي ولادتش هيچ زماني غير از همان زمان پدر بزرگوارش و همان سال 255 هجري نبوده و نيست.

چنان كه ولادت پدر و جدش نيز در همان زمان كه اتفاق افتاد مقتضي بوده است اين مولود عزيز كه بايد از عترت طاهره و از اصلاب طيبه معينه باشد ولادتش در همان زمان كه واقع شد بايد واقع شود.

در عالم خلقت شرايط خاص كه براي پيدايش و تكون و وجود او است به همين است كه ولادتش از پدرو اجداد و امهاتي باشد كه منتهي به امام حسن عسكري عليه‌السلام  مي‌گردد و شخص ديگر كه از اين شجره و از اين اصلاب طاهره و ارحام طيبه نباشد آن شخص موعود نخواهد بود.

هم چنين هر كسي و هر شخصي در طول قرون و مرور اعصار بدنيا بيايد هر كس باشد او مهدي ابن الحسن العسكري نمي‌باشد كه صاحب آن مقامات و خصايص است.

شرايط بسيار دست به دست هم داده شخصيتهائي مثل ابراهيم و رسول خدا و علي مرتضي و فاطمه زهرا عليهم السلام  بوجود آمده‌اند تا اين وجود مقدس بوجود آمده است اين وجود فقط در اين زمان و تحت اين برنامه و تقديرات الهي وجود پيدا مي‌كند و اگر هزار سال بعد يا بيشتر باشد او نيست و آن كسي كه انبيا از وجودش خبر دادند نيست.

آن وجودي كه مثلاً در آفريقا وجود پيدا مي‌كند غير از وجودي است كه در آسيا يا اروپا بوجود مي‌آيد. آن محمدي كه در شبه جزيره عربستان در آن اوضاع و احوال در آن سال از پدري چون عبدالله و مادري چون آمنه متولد مي‌شود منحصر بفرد است و در زمان‌هاي ديگر هر كسي به وجود آيد او نيست و آن خصوصيات و امتيازات را ندارد.

خلاصه اين نكته بسيار دقيق است اصلاً اگر ولادت و وجود و بقاء آن حضرت در اين مدت طولاني نبود و نباشد ظهوري اقتضا پيدا نمي‌كند كه شخصي براي آن بگفته شما در زمان مقتضي متولد شود.

اينها مطالب و اسرار و مقتضياتي است كه احاطه بر آنها و اطلاع از آنها بر بشر - كه با همه معلوماتش هنوز هم در كلاس نخست كشف اسرار عالم خلقت است و شايد تا ابد هم در همين كلاس در جا بزند و نتواند به كلاس دوم راه يابد - ممكن نيست.

مسأله اصطفا و گزينش انبيا و اولياء و محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين و امامت و مقامات و مراتب آنها را نمي‌توان با اين توهمات زير سؤال برد و مثلاً زماني را مقتضي بگوئيم و زماني را مقتضي ندانيم. اين حرف مثل اين است كه بگوئيم: مقتضي بود كه عالم يا مجاري خلقت نوع ديگر باشد و اين همه ماده و مدت مصرف نشود و جوابش فقط همين است كه مقتضي نبوده و مقتضي همين بوده كه هست.

با تأمل در اين دو آيه جواب از مثل اين سؤال ظاهر مي‌شود: "وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيم"1. "أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ2.

علي هذا جواب از اين كه در زمان مقتضي ولادت انجام شود همين است كه در زمان مقتضي انجام شده و زمان ديگر غير از زماني كه ولادت در آن واقع شده مقتضي نبوده و نيست و هر مولودي كه در زمان و طبق مقتضيات ديگر متولد شود او نيست و شخص ديگري است و تمام سخن اين است كه اين امورات از تقديرات الهي است و ما از كشف اسرار و درك وجه آنها ناتوانيم

_____________________

1. سوره زخرف، آيه 31.

2. سوره زخرف، آيه 32.

سبب محروميت مردم از وجود حضرت حجت عليه‌السلام


. مي‌خواهم بدانم كه سبب اصلي محروميت مردم از وجود حضرت حجت عليه‌السلام  كدام مورد است؟ آيا به دليل عدم شرايط مناسب و شايستگي لازم در جامعه است و يا وجود دستگاه‌هاي حكومتهاي جبار و منافقين و اگر به غير از اين موارد است دليل چيست؟

جواب. از اين سؤال در بعضي رساله‌ها و نوشته‌ها جواب داده‌ايم اجمالاً در اينجا هم تذكر مي‌دهيم كه وجوه و حكمتهائي براي غيبت آن حضرت بيان شده است كه هر يك از آنها اگرچه وجه و حكمت باشد، كل وجوه و حكمتهاي اين غيبت نيست.

مثلاً خواجه طوسي مي‌فرمايد:« وجوده لطف و تصرفه لطف اخر و عدمه (اي عدم تصرفه) منّا» غيبت و عدم تصرف آن حضرت را مربوط به مردم مي‌داند.

به بيان ديگر اين ظهور محتاج به شرايطي است كه در طي مرور زمان و اعصار و تغييرات و تحولات و ظهور حكومتهاي گوناگون و آزمايش مكتبهاي مختلف و حوادث ديگر فراهم مي‌شود چنانكه وجود حكومتهاي جور نيز از موانع حضور ظاهري آن حضرت در جامعه است.

مسئله امتحانات و تخليص و تمحيض مردم نيز هست و اجمالاً دنيا بسوي آن ظهور بزرگ به امر الله در حركت است و اوضاع و احوال حكومت جهاني آن حضرت را نويد مي‌دهد.

مطلب مهم كه در احاديث هم به آن اشاره شده اين است كه اسرار بزرگ و عمده اين غيبت بعد از پايان آن و منتهي شدن به آن دگرگوني بي‌نظير ظاهر مي‌شود چنانكه ثمره درختي كه پس از يكصد سال يا هزار يا چند هزار سال ظاهر مي‌شود پيش از نشستن آن درخت به بار و ظهور ثمره، ظاهر نخواهد شد بايد مردم بنشينند و از آن درخت نگهداري كنند و منتظر ظهور ثمره آن باشند. اللهم عجَل فرجه و سهَل مخرجه

مشاهده حضرت در زمان غيبت


. با وجود اين حديث معتبر از منتهي الامال به نقل از شيخ طوسي و شيخ صدوق رضوان الله عليهما (اي علي بن محمد سمري خداوند برادران ديني تو را در مصيبت تو اجر عظيم دهد تو شش روز ديگر از دنيا مي‌روي امر خود را جمع كن و آماده باش و به احدي وصيت براي نيابت نكن همان غيبت كبري واقع گرديد و مرا ظهوري نخواهد بود مگر به اذن خداوند متعال و اين ظهور بعد از اين است كه غيبت طول بكشد و دلها را قساوت مي‌گيرد و زمين پر از ظلم و ستم مي‌شود و مي‌آيند بعضي از شيعيان من كه ادعاي مشاهده مرا مي‌نمايند آگاه باشيد كه هر كس پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني ادعاي مشاهده نمايند او كذاب و افترا زننده است. و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم).

اين نامه‌اي از حضرت صاحب امر عليه‌السلام  به نماينده چهارم خود علي بن محمد سمري است.

با وجود حديث بالا كتابهاي زيادي در مورد ملاقات با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نوشته شده و در داستانها اشخاص زيادي به خدمت حضرت صاحب امر عليه‌السلام  رسيده‌اند آيا داستهايي كه راجع به ملاقات امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هست همه آنها دروغ هستند؟

جواب. بعضي از حكايات ملاقات صحيح و بدون شك است و ظاهراً مراد از فرمايش آن بزرگوار اين است كه اگر كسي ادعاي مشاهده كند براي فتح باب مشاهده و رابطه خاصه داشتن بعنوان نيابت بنمايد كذاب و در اين صورت هيچ منافاتي بين كلام شريف آن حضرت و داستانهاي ملاقات نيست ولي ادعاي ملاقات از هركسي و درباره هر كسي بدون امارت قطعي و يقيني قبول نمي‌شود .والله العالم

زنان در دولت مهدي عليه‌السلام


. در دولت مهدي آيا زنان صاحب حق و جزء سربازان هستند.

جواب. در آن دولت كريمه مواضع و حقوق اشخاص و احكام همان است كه در كتاب و سنت بيان شده است و خارج از محدوده احكام شرعيه براي زن و مرد چيزي مقرر نشده است

شباهتهاي امام عصر عليه‌السلام  با جناب شعيب و جناب صالح


سوال. راجع به شعيب و صالح چه مي‌دانيد؟ چه شباهتهايي به حضرت بقية الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف دارد؟

جواب. در باب شباهت حضرت حجت سلام الله عليه به حضرت صالح علي نبينا و آله و عليه‌السلام از حضرت صادق عليه‌السلام  روايتي وارد شده كه خلاصه مضمونش اين است حضرت صالح عليه‌السلام  در وقتي كه به سنّ پيري رسيده بود از قومش غايب شد و بعد از مدتي كه به نزد قومش برگشت در غير آن صورت بود قوم او را شناختند در حالي كه سه فرقه شده بودند 1- شاكين 2- منكرين 3- اهل يقين، فرقه اول و دوم صالح را تكذيب كردند و اهل يقين گفتند خبري بده ما يقين كنيم تو صالح هستي البته ما شك نداريم كه خداوند قادر است صورت و هيئت هر كس را به صورتي كه مي‌خواهد متحوّل كند. صالح فرمود: من براي شما ناقه آوردم. گفتند: چه علامتي داشت؟ فرمود: براي ناقه وقت معيني از جهت شرب آب بود و براي مردم هم روز معيني. گفتند: آمنّا بالله تا آخر حديث.

حضرت حجّت سلام الله عليه هم مانند صالح، با اينكه عمر شريفش طولاني شده بصورت جوان كمتر از چهل ساله ظاهر مي‌شود و مردم هم سه فرقه مي‌شوند شاك و منكر و موقن. پس حضرت آنها را بسوي خود دعوت مي‌كند و آن فرقه انكار مي‌كنند و اهل يقين مطالبه علامت تشخيص مي‌نمايند حضرت علامتي را كه موجب تشخيص است ارائه مي‌فرمايد اهل يقين با حضرتش بيعت مي‌كنند.

نظير همين در خصوص شباهت به حضرت شعيت نيز وارد شده كه شعيب از قومش غائب شد در حالي كه پير و ضعيف شده بود و وقتي كه برگشت بصورت جوان بود و ديگر اينكه در بين قومش ندا كرد كه "بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ" و حضرت حجت سلام الله عليه هم بر حسب روايت منقوله از امام باقر عليه‌السلام  وقتي ظاهر شود در قيافه جوان و تكيه به ديوار كعبه كند و سيصد و سيزده نفر نزد او جمع شوند و اولين كلام حضرت اين است: "بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ1.

پيرامون كهكشان (المرأة المسلسلة)

سوال. در جلد دوم كتاب امامت و مهدويت ص 377 اين جمله را آورده‌ايد كه: مثلاً تفاوتي كه زمين ما با (سديم المرأة المسلسة) دارد... اين از چه نوع كرات مي‌باشد كه به اين عظمت آن را نام برده‌اند لطفاً جواب مشروحي را مرحمت بفرماييد.

جواب. "وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ

2 و "قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا3.

عالم و ماسوي الله بزرگتر، عظيم‌تر، وسيعتر و بيشتر از اين حرفها و اعداد و ارقام است. اين عظمتها در برابر ما و فكر و انديشه ما عظيم است اما در برابر عالم آفرينش همه صغير و ذره هم به حساب نمي‌آيند. عظمت همه هم در برابر عظمت خالق همه حقير و ناچيز است و همه به زبان حال يا قال مي‌گويند: هو العلي العظيم.

غرض ما در اين نمونه‌اي كه از عظمت اجزاء و اعضاء بي‌شمار اين عالم نشان داده‌ايم، نشان دادن تفاوتهايي است كه در اين عالم بين افراد اصناف مخلوقات وجود دارد. آنچه را عرض كرده‌ايم بر حسب اطلاعات بسيار مختصري است كه كيهان شناسان و علماء علم هيئت به ما داده‌اند.

پيرامون همين (المرأة المسلسلة) توضيحات ديگري مي‌دهند كه اين (المرأة المسلسلة) يا زن به زنجير كشيده شده جزء صور فلكي نيمكره شمالي است و گستردگي آن در آسمان حدود 722 درجه مربع است. بنابر اين مي‌توان گفت كه صورت فلكي بزرگي است و در اين صورت كهكشاني وجود دارد كه به (المرأة المسلسلة) يا آندرومدا (Andromeda) معروف است. مي‌گويند اين كهكشان حدود دويست ميليارد (دقت كنيد) ستاره دارد وقتي از درون تلسكوپ به آن نگاه مي‌كنند شبيه يك كهكشان بيضوي ديده مي‌شود اما در واقع يك كهكشان مارپيچي بازودار است كه ما آن را از پهلو مي‌بينيم بنابر اين بازوهاي آن براي ما قابل ديدن است.

(المرأة المسلسلة) بعد از ابرهاي ماژلاني (كهكشانهاي به اصطلاح بي‌نظم) نزديكترين كهكشان به كهكشان ما يعني راه شيري مي‌باشد فاصله آن با كهكشان ما حدود دو ميليون و سيصد هزار سال نوري (دقت كنيد) مي‌باشد بنابراين وقتي ما آن را مي‌بينيم در واقع تصوير دو ميليون و سيصد هزار سال پيش آن را مي‌بينيم.

(المرأة المسلسلة) تنها كهكشاني است كه مي‌توان آن را در نيمكره شمالي در شبهاي صاف و بدون نور شهر و مهتاب با چشم غير مسلح ديد.

درگذشته دانشمندان گمان مي‌كردند كه اين جرم غير ستاره‌اي يك سحابي از كهكشان راه شيري است اما در اوايل (به اصطلاح مسيحي‌ها) قرن بيستم «ادوين هابل» با مطالعه و تحقيق بسيار روي تصاوير مربوط به آن دريافت كه اين جرم آسماني از ستارگان بسياري تشكيل شده كه اوّلاً خارج از كهكشان ما هستند و ثانياً ستارگان آن با سرعتهاي قابل ملاحظه‌اي بدور مركز اين منطقه در حركتند.

فسبحان الله خالق هذا الكون الوسيع لا اله الا هو بديع السماوات و الارض رب العرش العظيم.

آنچه از (المرأة المسلسلة) گفته شد اطلاعاتي است كه اهل فن داده‌اند امّا براي ما اين بيانات از عظمت عالم كون و اين فضاي به اصطلاح لايتناهي تازه و جديد نيست ما از احاديث شريفه اهل‌بيت عليهم السلام  اين معاني و بيشتر و گسترده‌تر از آن را دريافته‌ايم و شناخته‌ايم و آيات خدا را در يك قطعه كوچك از عالم كون لاتعد و لا تحصي مي‌دانيم.

آنچه در بعض احاديث است وسعت عالم را به مراتب بيشتر از آنچه كه كيهان شناسان تعريف مي‌كنند بيان فرموده‌اند و الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله.

بنابراين مسئله طول عمر پيغمبر خدا مثل نوح يا حجت خدا مثل حضرت ولي الله مهدي موعود، ارواح العالمين له الفداء يا بقاء عيسي مسيح عليه‌السلام  و رفع او به آسمان و فرود آمدن او به زمين براي ياري حضرت صاحب الامر، عجّل الله تعالي فرجه الشريف، و اقتداء او به آن حضرت و امور ديگر از اين قبيل در اين عالم مشحون به آثار قدرت خدا از ذره اتم تا كهكشانها و از عالم شهادت تا عالم غيب نبايد مورد تعجب و استبعاد شود و 

ذلك تقدير العزيز العليم

______________

1. سوره‌ هود، آيه 86.

2. سوره مدثر، آيه‌31.

3. سوره ‌كهف، آيه‌109.

سلسله مباحث مسائل اجتماعي(ديدگاه اسلام درباره شعر)

آيات خداوند متعال و نشانه‌هاي قدرت و حكمت الهي، بيرون از حدّ شمار و احصاء است. در قرآن مجيد مي‌فرمايد:

«قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً»
اين آيات، احصاناپذير است، و چنان‌كه شاعر با معرفت گفته است:
هر گياهي كه از زمين رويد                 وحــده لاشــريك له گويد
همه‌ي كوه و صحرا، درختان، ستارگان و منظومه‌ها و كهكشان‌ها، درياها و جنبندگان كه با چشم‌هاي مسلحِ به ذره‌بين هم ديده نمي‌شوند، و موجوداتي كه به سال‌هاي نوري در حدّي از ما دورند كه آنها نيز با چشم‌هاي مسلحِ به دوربين ديده نمي‌شوند و ذرّه و اتم، همه آيات خدا هستند كه انسان، در معرفت آنها و ذات آنها با اين همه دانشي كه به دست آورده، مات و مبهوت مانده است، و بالاخره هر كس باشد و تا هر كجا و هر زمان صدها و هزارها سال، مَركب انديشه و تحقيق را براند مي‌گويد:
دل گرچه در اين بــاديه بسيار شتافت   يك موي ندانست و بسي موي شكافت 
انـدر دل من هــزار خــورشـيد بتافت و آخــر بـه كــمال ذره‌اي راه نـيافت
چه لذت‌بخش و نشاط‌آفرين است تفكر در اين كاينات، و چه اندك و كم است آنچه بر انسان كشف شده است در برابر آنچه نامكشوف مانده است.
اميرالمؤمنين عليه‌السلام به خداوند عرضه مي‌دارند:
«سُبْحَانَكَ‏ مَا أَعْظَمَ‏ مَا نَرَى مِنْ خَلْقِك‏»
و ما بايد بگوييم چه اندك و كم است تفكر ما در اين آياتي كه مي‌بينيم، و شب و روزمان مستغرق در آنها هست. و چه قدر كم است آگاهي ما از آنها در كنار آنچه از آن علي الدوام غافليم.
قال الله تعالي:
«وَ كَأَينْ مِنْ آيةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يمُرُّونَ عَلَيها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُون‏. صَدَقَ اللهُ العَلِي العَظِيمُ»
يكي از اين آيات عظيمه انفسيه - كه اگر چه بيشتر يا همگان با گوش و هوش خود با آن آشنا هستند، ولي در عظمت آن، كم انديشه مي‌شود، و ابعاد وسيع آن بسيار عميق است- ذوق و قريحه و طبع شعر و ميل به سخن‌سرايي موزون و لطيفه‌گويي و سخن به نظم و نظام‌گفتن است كه در تعريف كامل آن، اين الفاظ، گوياي حقيقت نيست.
البته براي انسان‌هاي با معرفت كه فقط به ظاهر دنيا نمي‌نگرند، و مثل حيوانات - كه از سبزه و گياهان خوش‌رنگ و زيبا، به همان ظاهر و استفاده جسماني از آن اكتفا مي‌كنند- نيستند، و نيروي درّاكه‌اي دارند كه باطن اشياء را با آن درك مي‌كنند، جمال همه اشياء بر انسان، لذت‌‌بخش و شور و شوق‌آفرين است؛ شكوفه‌هاي درختان، مرغزارها و سبزه‌زارها و آبشارها و گل‌هاي رنگارنگ و آواز و الحان پرندگان و حركت ماهيان دريا و هزاران هزار كايناتي كه مي‌بينند، آنها را به پرواز در مي‌آورد و از خود بي‌خود مي‌سازد.
اين قريحه و ذوق شعري و ادبي از هيچ‌كدام از آنها كمتر نيست كه براي بسياري بيشتر و بالاتر است. گاه براي اهل معرفت و ذوق، درك و بينشي كه از يكي آيات قرآن كريم فراهم مي‌شود، براي بقيه فراهم نمي‌شود.
شوق و ذوقي كه براي اهل معرفت و معني در وقت شنيدن و خواندن خطبه‌هاي اميرالمؤمنين عليه‌السلام از نهج البلاغه حاصل مي‌شود، از تماشاي سبزه و گلزار فراهم نمي‌گردد.
راجع به شعر و ادب و فنون و رموز آن كه يكي از فنون جميله و آيات الهيه است، سخن بسيار است. يكي از ابعاد بسيار مهم شعر كه كمتر مورد توجه است، بُعد دلالت آن بر وجود عالم غيب و باطن وجود انسان مي‌باشد.
همان‌طور كه آيات آسمان و زمين، همه و هر كدام، كتاب‌هاي بزرگ معرفت‌بخش است، اشعار شعرا در ستايش و سپاس خدا، در مدائح پيغمبر خدا حضرت محمد مصطفي و اهل بيت آن حضرت سلام‌الله عليهم اجمعين، در مواعظ و نصايح و آداب و اخلاق، در دعوت به خير و تحريك به مهر و رحمت و احسان، در بيان عظمت كاينات زمين و آسمان و وصف طبيعت، و رشته‌هاي فني شعر و ادب، بسيار عجيب است.
بايد همان‌طور كه وقتي يكي از آيات تكوينيه ظاهري را مي‌بينيم، زبان به تكبير و تعظيم و ستايش قدرت الهي باز مي‌كنيم، از شنيدن اشعار شعراي بزرگ نيز همين تسبيح و تعظيم را داشته باشيم.
اين معاني كه خدا مي‌داند چند هزار سال يا چند صد هزار سال پيشتر بوده است و به زبان‌هاي مختلف و الفاظ و جمله‌هاي جداگانه گفته‌اند، و اين استعارات، اين تشبيهات، اين حقايق و اين لطايف از كجا مي‌آيد؟ و چگونه است كه تمام‌شدني نيست و چگونه در انديشه مي‌آيد؟ غير از اين است كه هر انديشمندي مي‌فهمد كه انسان، اين گوشت و پوستِ در استخوان نيست، و حقيقتش بسيار والا و بالا است. خودش، خود را كم گرفته است، و اسير ظاهر و لذات ظاهر نموده است. اين شعراي عرب و عجم، هر بيت شعرشان، كلمه‌اي از كلمات خدا و آيتي از آيات خدا است.
آيا مثل اين شعر از آيات الهي نيست؟ اگر سنگ و كلوخ و كوه و ابر و آب و برگ هر درخت، آيتي الهي است، اين ابيات به اين عنوان سزاوارترند:
ســپاس و حـمـد بي‌حد است خدا را    كــه از كـــتم عــدم آورد مـــا را
خداوندي كه وحدت پــايه‌ي او است    زمــــين و آسمان در سايه‌ي او است
بــسيطي خــارج از تـركـيب و پيوند   محــيـطي پـاك از هــمـتا و مــانند
چــسان ايـن بــنده حمـدش را نمايد؟    كه بـر هــر حـمد، حـمـدي لازم آيد
   به پيش آن كه بي‌پيوند و خـويش است        هرآن را معرفت بيش است پيش است
يكي ديگر از ويژگي‌هاي شعر، نقش و تأثير آن در روح و انديشه شنونده است كه گاه بسيار شگفت‌انگيز است، و بسا كه اثر يك بيت شعر، شخص را عوض كند، و سال‌ها و تا عمر دارد باقي بماند.
به اين جهت، نقش شعراي متعهد در تربيت جامعه و هدايت همگان خصوص نسل جوان و تحول فكري، عامل مهمي به شمار مي‌آيد؛ بسا يك شعر در معارف، در اخلاق و در مواعظ به گونه‌اي مؤثر شود كه سخنراني‌هاي متعدد، آن اثر را ندارد.
در حركت‌هاي بزرگ تاريخ، در تهييج اقوام و در دعوت به كارهاي نيك، و اقدامات بزرگ سرنوشت‌ساز، در اظهار حق و كوبيدن باطل، كاري كه از شعر بر مي‌آيد با صرف هزينه‌هاي كلام فراهم نمي‌شود.
براي اشعار شعراي صدر اسلام، مثل حسان، لبيد، و يا اشعاري مثل قصيده ميميمه فرزدق در آن موقعيت حساس كه كسي زبان به بيان حق باز نمي‌كرد، و يا اشعار سيد حميري و دعبل و كميت و صدها شعراي شجاع و خود نفروخته، نمي‌توان ارزشي معين نمود. اين اشعار، هميشه در طي مرور قرون و اعصار، آموزنده و انسان‌ساز بوده است.
شعرهاي شعراي فارسي‌زبان در الهيات و مدايح حضرت رسول اكرم و ائمه طاهرين صلوات‌الله عليهم اجمعين و بيان حقايق و مواعظ، و وصف حال طبيعت و قدرت الهي، و هم در مراثي مخصوصاً در موضوع عاشورا، نيز سازنده و وسيله‌ي انتقال حقايق و حفظ هويت فرهنگي اسلامي و مذهبي بوده و هست.
در اين ميان هم، افرادي به عنوان شاعر، از اين نعمت عالي طبع شعر و ذوق، سوء استفاده نموده، و با سرودن اشعار مبتذل، به ترويج فساد اخلاق و گمراه‌كردن مردم و مدح ستمگران پرداختند، و به جاي شكر اين نعمت، كفران نعمت نمودند.
 

 منبع: معارف دين3، تأليف حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني‌مدظله العالي

معرفت امام زمان عليه السلام

     شناخت  امام عصر عليه‌السلام چه حکمي‌ دارد؟ در صورت وجوب، از چه راهي بايد اقدام کرد؟

ج. بدون شك، معرفت امام زمان و وليّ عصر بر حسب دلايل محكم عقلي و روايات معتبر و از جمله حديث معروف بين الفريقين

«مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يعْرِفْ‏ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِية»[1]

يكي از مهمترين مسائل اسلامي ‌و اعتقادي است كه در تمام ادوار و اعصار مورد توجه بوده و علماء اعلام پيرامون آن کتاب‌ها و تأليفات ارزنده‌اي دارند. معرفت امام، امان از ضلالت و گمراهي، و موجب تقرّب به خداوند متعال و ترقّي و  كمال نفس است، و بدون معرفت امام و ولي امر، هيچ طاعت و عبادتي مقبول نيست. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه به جلد دوم كفاية الموحدين و نيز كتاب امامت و مهدويت اينجانب مراجعه نماييد.



[1]. وسائل الشيعة؛ جلد 16، باب 33.