به وبلاگ معرفت حجت خدا خوش آمدید

مخاطبین گرامی

سلامٌ علیکم

قرآن نوری است که اگر از آن روشنی طلب شود، همه تاریکیها را از بین می برد. اگر به زبان عربی،آشنایی ندارید، تفسیر این آیات را در تفاسیر فارسی، مثل منهج الصادقین و تفسیر ابوالفتوح رازی، بخوانید.

همراه با قرآن، مواعظ و نصایح رسول خدا، صلی الله علیه و آله و مواعظ امیر المومنین، علیه السلام، را در نهج البلاغه و کتابهای دیگر، و نصایح سایر ائمه معصومین، علیهم السلام، را که حاملان علوم قرآن و مفسران حقیقی کتاب خدا می باشند، بخوانید.

برگرفته از کتاب با جوانان اثر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الشریف

ادامه نوشته

آفتاب عالم آرا

آفتاب عالم آرا

خداوندا رسان جان جهان را__________نگار نازنین مهربان را

رسان آن یار محبوب دل آرام_________فروغ دیدة پیر و جوان را

ادامه نوشته

کتاب مكيال المكارم في فوائد الدعاء للقائم  

مكيال المكارم في فوائد الدعاء للقائم

مشخصات

عنوان:  مكيال المكارم في فوائد الدعاء للقائم 

مؤلف: حضرت آيت الله آقاي حاج سيد محمد تقي اصفهاني اعلي الله مقامه، 

ناشر: مسجد مقدس جمکران،

برای آشنایی بیشتر با کتاب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


ادامه نوشته

نثار مهدی علیه السلام

نثار مهدی علیه السلام

جهان سراسر، نثار مهدی__________زمــان مکــرر، نثار مهدی

نوای بلبل، سبد سبد گل___________طبق طبق زر، نثار مهدی

ادامه نوشته

حکایت مسجد مجلل و با شكوه به نام مسجد امام حسن مجتبي عليه‌السّلام

از حكايات جالب و مورد اطمينان كه در زمان ما واقع شده، اين حكايت را كه در هنگام چاپ اين كتاب1 برايم نقل شد و در آن نكات و پندهايي است، جهت مزيد بصيرت خوانندگان كه به خواندن اين گونه حكايات علاقه دارند، در اينجا يادداشت و ضميمه كتاب مي‌نمايم:

 مشغول تعقيب نماز صبح بودم. در زدند. رفتم بيرون، ديدم سه نفر جوان كه هر سه ميكانيك بودند، با ماشين آمده‌اند. گفتند: تقاضا داريم امروز روز پنج شنبه است، با ما همراهي نماييد تا به مسجد جمكران مشرف شويم، دعا كنيم؛ حاجتي شرعي داريم.
اينجانب جلسه‌اي داشتم كه جوان‌ها را در آن جمع مي‌كردم و نماز و قرآن مي‌آموختم. اين سه جوان از همان جوان‌ها بودند. من از اين پيشنهاد خجالت كشيدم، سرم را پايين انداختم و گفتم: من چكاره‌ام بيايم دعا كنم. بالأخره اصرار كردند؛ من هم ديدم نبايد آنها را رد كنم، موافقت كردم. سوار شدم و بسوي قم حركت كرديم.
در جادة تهران (نزديك قم) ساختمان‌هاي فعلي نبود، فقط دست چپ يك كاروانسراي خرابه به نام «قهوه‌خانة علي سياه» بود، چند قدم بالاتر، از همين جا كه فعلاً «حاج آقا رجبيان» مسجدي به نام مسجد امام حسن مجتبي عليه‌السّلام بنا كرده است، ماشين خاموش شد.

___________________

1. پاسخ ده پرسش پیرامون امامت، خصایص و اوصاف حضرت مهدی (عج)مؤلف: مرجع عاليقدر آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني‌دام‌عزه‌العالي، 

ادامه نوشته

پیام بیست و هفتم

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي: وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ[1]

با استقبال از برقراري اين همايش با شکوه و با تشکر فراوان از برگزار کنندگان آگاه و انديشمند اين همايش عزيز و با تقديم عرض تبريک به حضور فرهيختگان و علاقه‌مندان به بحث و بررسي پيرامون ابعاد عقيده به مهدويت و ظهور منجي بزرگ بشريت در اين همايش؛ اميد است ثمرات علمي و عقيدتي و ايماني و تربيتي اين گونه همايش‌ها بر استقامت و ثبات بر هويت و استقلال اسلامي و روحية انتظار، اميد و حرکت به سوي آينده بهتر بيفزايد.


آينده‌شناسي اسلامي

چنانکه مي‌دانيم بخش مهمي از تعليمات و هدايت‌ها و عقايد اسلامي و قرآني و شعبة بزرگي از دعوت اين دين حنيف، نگاه به آينده و حوادث و وقايع آينده و اِخبار از آينده و جهان آينده است؛ وقايعي که اگر اجمال آنها در دسترس درک عقل باشد دسترسي به تفاصيل واشخاص و افراد آنها جز از طريق وحي و دلالت انبيا ميسر نيست. دعوت انبياي سلف همه متضمن اين پيش‌گويي و اِخبار از آينده و مغيّبات است.

اخبار غيبي

 يکي از معجزات بزرگ و صد در صد قطعي که براي هر کس که در تاريخ اسلام، مطالعه داشته باشد موجب يقين کامل مي‌شود اخبار حضرت رسول اعظم اسلام صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام از مغيبات و آينده است و همان‌گونه که وجود شخص اين دو شخصيت عظيم، ثابت است خبرها و پيشگويي‌هايشان از وقايع غيبي که در مسير تاريخ وقوع يافت نيز ثابت است و از دلايل بزرگ عالم غيب و حقانيت اديان الهي است.

اخبار تحقق يافته

به طور کلي اخبارات انبيا و خصوصاً شخص شخيص حضرت خاتم انبيا و حضرات ائمه طاهرين صلوات الله عليهم اجمعين بر دو قسم است:

بخشي از آن خبرهاي انبياي سلف و کتاب‌هاي آسماني و به ويژه قرآن مجيد و احاديث شريفه از وقايع بسياري که همه طبق آنچه خبر داده‌اند وقوع يافته و از مسلّمات تاريخ و غير قابل انکار است. اين بخش بسيار گسترده و مطالعة آن موجب قوّت معرفت و بصيرت است. خبر از اين بخش از اولين روز مبعث و دعوت حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و به توحيد و گفتن کلمة توحيد آغاز شد و به مناسبت‌هاي مختلف بر آن افزوده شدو مرور زمان و وقوع آن حوادث بر قوّت ايمان مؤمنان مي‌افزايد و معناي «و لتعلمن نبأه بعد حين»[2] آشکار گرديد.

بديهي است ايمان مؤمنان صدر اول که هنوز اين اخبار صورت وقوع نيافته بود متکي بر معجزات و شواهد ديگر بود ولي به تدريج هرچه بر تاريخ اسلام گذشت و به آينده‌هايي که اسلام از آن خبر داده مي‌رسيدند ايمان مسلمانان بيشتر و اعتقادشان به ساير خبرها از آينده کامل‌تر مي‌گرديد.

باري! اين يک قسم اخبار از آينده است که صفحات بسياري از تاريخ اسلام را فرا گرفته است.

اخبار محقق الوقوع

قسم دوم اخبار از ملاحم و وقايعي است که هنوز زمان وقوع آنها نرسيده است اما با توجه به وقوع آن بخش نخست معجزات و دلائل ديگر در آينده، واقع مي‌شود: مانند انفطار آسمان، انتشار کواکب، تکوير آفتاب، انکدار نجوم، خروج دابه الارض، نزول عيسي عليه السلام، خروج دجال و بالاخره معاد، قيامت و حساب و غيره، همة اين اموري که يا در قرآن مجيد و يا در احاديث معتبر از آن خبر داده شده، در آينده واقع خواهد شد.

يکي از اين امور که اخبار از آن در رديف ثابت‌ترين خبرها و بشارت‌هاست و در آيندة جهان حتمي الوقوع است و انبياي عظام از آن خبر داده‌اند و قرآن مجيد بر حسب تفاسير محکم و متقن وعدة آن را داده است و روايات و احاديث بسيار که تواتر معنوي و اجمالي و بلکه لفظي و تفصيلي بعضي از آنها ثابت است ظهور موفور السرور حضرت خاتم الائمه و منقذ الامه، خلف انبياء مرسلين، امام مبين و حصن حصين و غياث مضطر مستکين، امام عصر و صاحب زمان، مولانا و مولي الثقلين حضرت حجت بن الحسن العسکري المهدي ارواح العالمين له الفدا است.

بر حسب بشارت قرآن و روايات، جهان به سوي دوران ظهور آن حجت الهي يزدان و حکومت عدل جهاني در حرکت و سير است؛ حوادث و وقايعي که پيش مي‌آيد  ناکامي‌هايي که نصيب بشر مي‌شود و ظلم و ستم‌ها و‌ جنايت‌هايي که بروز مي‌کند و جاهليتي که به سوي فراگيري پيش مي‌رود و به نظام‌ها و حکومت‌هاي فاسد بر بشر مسلط مي‌شود همه آن روز را نويد مي‌دهند؛ علايم، هر روز بيشتر و بيشتر مي‌شود و اميدها به نزديک شدن زمان يا وقوع علايم آن زيادتر مي‌شود و اگر اين اشعار را زبان حال بدانيم و به فال نيک گرفته و به آن مترنم باشيم سزاوار است.

لقد ظَهرت بَين الاَنام العلائُم
و هذا امام اُلعصرِ بالنصرِ قادمُ

لقد بشَرتنا بالسرورِ ملاحمُ

و ما کذبت و الله تلک الملاحمُ

کأنِي بهِ والسعُد يمشِي امامهُ

و من خلفهِ تسري العلي و المکارم

کأني به وِ العلمُ مِن بَعد موتِه

بهِ عاد حيّاً بحرِه المتلاطم

کأنِي بهِ والدّينُ بعدَ انهدامهِ

به بُنيت آساسه و الدعائم

کأني بجبرائيل من فُوق رأسِه

فنادي

و هذا امام اُلعصرِ بالنصرِ قادمُ

لقد بشَرتنا بالسرورِ ملاحمُ

و ما کذبت و الله تلک الملاحمُ

کأنِي بهِ والسعُد يمشِي امامهُ

و من خلفهِ تسري العلي و المکارم

کأني به وِ العلمُ مِن بَعد موتِه

بهِ عاد حيّاً بحرِه المتلاطم

کأنِي بهِ والدّينُ بعدَ انهدامهِ

به بُنيت آساسه و الدعائم

کأني بجبرائيل من فُوق رأسِه

فنادي خطيباً باسمِه و هو باسمُ

کأني بميکائيل يسعي بامرِه

کما قد سعي في امر مولاه خادم

کأني باسرافيلِ تهتدفُ اننيِ

بامرِک فاحکم بالذي انت حاکم

کأني بعزراييلِ في اثرِ سيفهِ

سري حيثُ آجال العديٰ تتزاحمُ

کأني بروح الله في البيت قد غدا

يصلي وراهَ و هو بالناسِ قائم

کأني باملاکِ السماءِ تحفّهُ

و من حولهِ اصَطفّت اسوُد ضراغم[3]


[1]. ص، 88. و خبر آن را بعد از مدتي مي شنويد.

[2] . ص، 88.

[3]. به تحقيق در ميان مردم، علايمي ظاهر شد و اين امام عصر است که با نصرت، مي‌آيد.

اخبار غيبي با شادي ما را بشارت دادند و به خدا قسم آن اخبار، کذب نيست.

سعادت را مي‌بينم که پيشاپيش امام است و بزرگي و مکرمت‌ها در عقب اوست.

مي‌بينم که پس از مرگ علم، دوباره بحر متلاطم آن زندگي يافته است.

دين را مي‌بينم که پس از ويراني‌ها، اکنون به وسيلة او پايه‌هايش بنا مي‌گردد.

 جبراييل را مي‌بينم که بر بالاي سر اوست و اسم حضرتش را مي‌آورد و امام متبسم است.

 ميکاييل را مي‌بينم که همچون خادمي در خدمت اوست.

عزراييل را مي‌بينم که به دنبال شمشير او مي‌رود و دشمنان را.

اسرافيل را مي‌بينم که صدا مي‌زند من تحت فرمان توام؛ پس حکم کن که تو حاکمي.

عيسي را مي‌بينم که همراه با مردم در بيت الله به او اقتدا کرده است.

فرشتگان آسمان را مي‌بينم که بر گرد اويند و در اطرافش شيران شجاع و يارانش 

پیام بیست و ششم

الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما کنا لنهتدي لو لا ان هدانا الله و الصلاة و السلام علي سيد الخلق اجمعين ابي القاسم محمد و آله الطاهرين سيما الامام المبين و الکهف الحصين بقية الله و حجته و الامام الثاني عشر ارواح العالمين له الفدا اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من انصاره

و بعد قال الله تعالي: و نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[1]


با عرض سلام و تبريک صميمانه به حضرات فضلا و اساتيد و بزرگواران شرکت کننده در اجلاس علمي دو سالانة حضرت مهدي و با تشکر فراوان از برگزارکنندگان عزيز آن، اميد است قلوب همگان به انوار ايمان به مهدويت بيش از پيش منوّر و همواره پر تلألؤ، و تشعشع و لمعان آن در افزايش باشد.

عقيده به مهدويت شخصي

يکي از اسلامي‌ترين مقبولات و باورهاي مسلمين که از عصر رسالت تاکنون مسلمانان به آن دل بسته و ايمان داشته و دارند ظهور شخصي الهي در آخر الزمان است؛

شخصي که جهان را پر از علم و قسط و عدل نمايد چنانکه از جهل و جور و ظلم پر شده باشد؛

شخصي که از برکت ظهورش توحيد اسلام جهان‌گير و خاور و باختر و هر قاره و کشور تحت حکومت و حاکميت احکام قرآن و عدالت حقيقي قرار خواهد گرفت و امت واحده، حکومت واحده، قانون و نظام واحد در همه جا گسترش مي‌يابد؛

شخصي هم‌نام و هم‌کنية رسول خدا و از فرزندان علي و فاطمه سلام الله عليهم، که امام دوازدهم از ائمة اثني عشر است؛ از آنها که بر حسب روايات متواتر بين الفريقين[2] به وجود ايشان دينْ باقي، و اسلام، عزيز و منيع و پايدار خواهد بود.

شخصي که براي اقتدا به نماز او عيسي روح الله از جايگاه رفيع آسماني خود به زمين نزول مي‌نمايد؛

شخصي كه ظهورش با صيحه و صداي آسماني به جهانيان اعلام مي‌گردد.

هر مسلمان معتقد به رسالت حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و او را با اين خصايص و خصايص ديگري تفصيلا يا حداقل به اجمال ـ به عنوان مهدي شخصي، يعني شخص يگانه در عالم بشريت از آدم تا خاتم و از خاتم تا قيام ساعت ـ مي‌شناسد و انتظار روز او و عصر و دور او را دارند.

اکنون كه يک هزار و يکصد و هفتاد و دو سال از ولادت آن امام دوازدهم و ولي و خليفة ثاني عشر مي‌گذرد آن حضرت در عالم امکان و در اين دنيا حضور دارند و خدا مي‌داند که تا چه مدت زمان نزديک و کوتاه و يا بسيار طولاني اين حضور ادامه خواهد يافت و زمين به وجود آن حضرت برجا و بر قرار خواهد ماند.

اجمالاً وجود و طول عمر و غيبت آن حضرت از آيات الهيه است. چنانکه اين دنيا و زمين و آسمان و شمس و قمر و هزاران منظومه و کهکشان به اراده و قدرت الهي باقي است بقاي نظام جهان هم بامر الله تعالي وابسته به آن وجود اقدس است؛ و چنانکه نظام جهان و وابستگي‌هاي محيّر العقول در تمام کاينات، از ذرات لايري و اتُم و کوچک‌تر از اتم و پديده‌هاي بزرگ و فوق تصور، همه آيات الهي هستند؛

وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ [3]؛

اهل بينش و معرفت را به اعتراف وا مي‌دارد وجود امام، آن عزيز خدا نيز آية خاص خداست و پاسخ به همة آن سؤالات در يک جملة

ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ [4]

مي‌باشد. ‌در اينجا اشارات و نکات بسيار است که بيان آنها به فرصتي ديگر موکول است.

مجدداً به نويدها و بشارات قرآن و روايات پيامبران سَلَف و تورات، انجيل و زبور و اتفاق همة ملل بر ظهور مصلح عظيم الشأن اشاره مي‌کنيم؛ پيام همه اين است که حرکت و سير جهان به سوي کمال و خير و صلاح همگان و عدل و داد، و امن و امان است؛ از اين اتفاق و آينده نگري مي‌توان استفاده نمود که مسأله مصلح جهاني و برچيده شدن بساط استبداد، استعباد، استضعاف و استعلا، خواست فطرت بشر است و در نهاد انسان‌ها ريشه دارد؛ و

فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا [5]

در اينجا نيز جاري است؛ همه منتظرند و همه چشم به راه‌اند؛ همه زوال اين نابرابري‌ها، ستمگري‌ها و اين رژيم‌هاي فاسد را بالفطره مي‌خواهند و از اين نظامات فاسد به ستوه آمده‌اند و اميدوارند که دست قدرت الهي از آستين يک انسان خدايي و خدا شعار، از پشت پردة غيبت ظاهر گردد تا جهان را با شعار‌ الله اکبر و بر اساس ارزش‌هاي والايي که بشر همواره در طول تاريخ، آرزومند تحقق آنها بوده بسازد.

در خاتمه دو نکته را که بايد ارادتمندان به ساحت مقدس حضرت بقية‌الله الاعظم ارواحنا فداه به ويژه عالمان و فرهيختگان به آن توجه داشته‌ باشند يادآور مي‌شوم:

تحقيقات مهدوي، بايدها و نبايدها

در زمينه تحقيقات مهدوي، پرهيز از عوام گرايي، اجتناب از کميت گرايي در پژوهش‌ها بدون توجه ويژه به کيفيت و دوري از انجام کارهاي تکراري و غير مفيد همواره بايد مدّ نظر باشد؛ ضمن آنکه رويکرد عمل‌گرايانه و ارتباط ميان مقولات مهدوي و توجه به ساحت اخلاق و معنويت و تربيت جامعه و اهتمام به ارتقاي فرهنگ تشيّع اصيل و انتظارات آن يگانة دوران از شيعيان و ارادتمندانش در رأس کارهاي پژوهشي قرار گيرد.

تبليغات مهدوي، خوش‌صورت و پر محتوا

در زمينة تبليغات مهدوي، شايسته است در جهت شناساندن آن محبوب دل‌ها و آرمان والايش از همه ظرفيت‌هاي موجود رسانه‌اي و تبليغاتي استفاده کرد و چهره نوراني و تابناک حضرتش را با ابزارهاي نوين و آن چنان که زيبندة آن امام بزرگوار است در داخل و خارج معرفي کرد. بديهي است براي دست يافتن به توفيق در چنين امري، استفاده از متخصصان خوش فکر بلکه صحيح الفکر حوزه مهدويت يک ضرورت است تا امور تبليغاتي همواره در مسير صحيح و تقويت ايمان و رشد تفکر ادامه داشته باشد.

توجه به رضايت حضرت در برنامه‌ها

همچنين هر گونه حرکت تبليغاتي در اين زمينه، از برنامه‌هاي رسانه‌اي گرفته تا جشن‌‌ها و چراغاني‌ها، بايد به نحوي باشد که موجبات رضايت خاطر آن وليّ دوران را فراهم نمايد و از ملاهي و مناهي در آن جدا پرهيز گردد چه آنکه مجلسي که منسوب به امام زمان ارواحنا فداه است نبايد به گناه و معصيت، آلوده گردد.

اين جشن‌ها و همايش‌ها و چراغاني‌ها و ابراز احساسات همه اظهار علاقه به جامعة مهدوي است که تا حد امکان، جامعة خود را به آن جامعه نزديک و شبيه سازيم و ارزش‌هايي را که در آن دوران مهدوي نمايان‌گر مي‌شود در جامعه پياده کنيم و انتظار حقيقي خويش را با التزام به تعاليم ‌اسلام و امر به معروف و نهي از منکر نشان بدهيم.

با تشکر

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

يازدهم شعبان المعظم 1427

14/ 6/ 85

لطف الله صافي[6]



[1]. قصص، 5؛ و ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم.

[2]. اين احاديث تنها در مسند احمد به 34 روايت شده است.

[3]. مدثر، 31؛ و جز او کسي از جنود پروردگارت آگاه نيست.

[4]. انعام، 96؛ اين اندازه گيري خداوند تواناي داناست.

[5].  روم، 30. اين فطرتي‌است که خداوند انسانها را بر آن آفريده.

[6]. پيام به اجلاس دو سالانة حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف،گرگان، 15شهريور 85.

پیام بیست و پنجم

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام علي المهدي المنتظر

سلام بر منتظران ظهور و مشتاقان فيض تشرف به طور حضور،عزيزاني که با طلوع هلال نوراني و غرّة غراي ماه شعبان هر سال، براي اعلام وجود ولايي خود آمادة خدمت و براي تعظيم يوم الله عظيم نيمة ‌شعبان، روز فرخندة ولادت نورالله الاکبر و حجت ‌الله الثاني‌عشر، بزرگداشت اين روز عزيز را هر چه بيشتر و با شکوه‌تر از پيش، وجهة همت و تلاش و کوشش مضاعف قرار مي‌دهند و با اين برنامه‌هاي هشدارده و بيدارساز جهانيان را به آينده‌اي روشن و پر از ارزش و اطمينان و احساس امنيت و فارغ از ستم و استکبار و استضعاف، بشارت و نويد مي‌دهند.


انتظار، نور اميد و حرکت

آري! بايد اين روز را گرامي بداريم و با اين نور الهي و انتظار، همواره دل‌ها روشن و اميدوار بماند، بشريت در هيچ شرايط شدت و سختي، در هجوم خطرات و مصايب و تسلط حکومت‌هاي استعمارگر، مأيوس و نا‌اميد نماند؛ شعلة نشاط و شوق و شور در او خاموش نگردد؛ به وعده‌هاي الهي و انبياي عظام و کتاب‌هاي آسماني مخصوصاً‌ قرآن کريم و بشارات قطعي و مؤکد حضرت ختمي مرتبت رسول اعظم و اوصياي طاهرين آن حضرت صلوات الله عليهم اجمعين ايمان استوار داشته باشد؛ همواره به سوي آينده گام برداشته و پيشرو باشد؛ در مواضع درست و انساني و اسلامي خود بايستد؛ سنگرهاي ايمان، استقامت و مقاومت را حفظ نمايد؛ از آن روزگار نجات و رهايي چشم بر ندارد و بداند که سنّت الهي تخلف ناپذير است.

سحر، نزديک است

روز عدل حقيقي، روز برادري، روز همه، روز آزادي بشر، روز حکومت جهاني، روز قرآن و اسلام، روز امن و امان، روز منجي حقيقي جهان و در يک کلمه روز مهدي آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين در پيش است؛ همه به سوي آن روز به جلو مي‌رويم و به هويت اسلامي خود افتخار مي‌کنيم.


اسلام، دين ما، قانون ما، ملّيت و هويت ما، جامعة ما و اخلاق و آداب ما است و الله اکبر و لااله‌الاالله شعار و اعلام مواضع ماست و نيمة ‌شعبان روز ما است.

غرّة شعبان المعظم 1426

لطف ‌الله صافي[1]




[1]. پيام به مناسبت نيمة شعبان 1426.

پیام بیست و چهارم

بسم الله الرحمن الرحيم

با عرض سلام و تبريک يوم‌ الله نيمة شعبان، عيد سعيد ولادت حضرت منجي بشر، ولي الله منتظر، امام مبين و کهف حصين، مولانا المهدي، بقيةالله ارواح العالمين له الفداء؛ اين چند کلمه را خدمت برگزار‌کنندگان پنجمين اجلاس بررسي ابعاد آن وجود مبارک، تقديم مي‌دارم.

برنامه‌هاي مهدوي و معرفت‌افزايي

همايش‌ها و اجلاسيه‌ها و ميزگردها و هر برنامة ديگر که به منظور تجديد ياد و عهد، و تحکيم ارتباط با حضرت مولي الوري، خلف انبياي مرسلين، مصداق «وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ»[1]و مقصود از «فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»[2]، باسط الامن و الامان، صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه برگزار مي‌شود براي معرفت شئون عاليه و مقامات متعالية آن حضرت، اوضاع جهان پيش از ظهور در عصر غيبت و بعد از ظهور و مطالب مهم ديگر بسيار لازم و مفيد است و بر آگاهي همگان، خصوص نسل جوان از آن آيندة درخشان و وظايف و مسئوليت‌هايي که در اين دورة غيبت بر عهده داريم مي‌افزايد.

معرفت حجت، نجات از مرگ جاهلي

اولين و مهم‌ترين فايدة آن، نجات از مرگ جاهليت است که بر حسب حديث شريف مسلّم الصدور و متّفق عليه بين الخاص والعام، هر کس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت، مُرده است:

من مات و لم يعرف امام زمانه (فقد) مات ميتة جاهليه[3]

ايوبي قندهاري از علماي اهل سنّت در حاشية شرح عقائد نسفيه که اين حديث را بطور ارسال مسلّم نقل نموده است مي‌گويد:

و لا يخفي ما فيه من التشديد العظيم

آنچه در اين حديث از تشديد بزرگ بر امر امامت است پوشيده نماند.

بديهي است چنين تشديد، تعظيم و تأکيدي بر زمامداران و حکامي که بدون لياقت و صلاحيت و نصب شرعي، واجب الاطاعه شمرده شدند، قابل انطباق نيست؛ امثال حاکمان بني ‌اميه ـ مثل معاويه، يزيد، مروان، وليد ـ و حاکمان بني‌ عباس ـ مانند هارون، منصور و سلاطين ديگر ـ را شامل نمي‌شود و اين تعبير و تشديد فقط مناسب کساني است که بر حسب احاديث متواتر ثقلين، عِدل قرآن کريم هستند:

ولَنْ يَتَّفترقَا (وَلَنْ يَفْتَرِقَا) حَتََّي يَرِدَا عَلَيَّّ الْحَوْضَ[4]

عظما و نخبگاني که تقدم بر آنها و تأخر از آنان موجب هلاکت است.

اين تهديد به موت جاهليت، در مورد ترک معرفت کساني است که بر حسب احاديث شريفة امان، وجودشان براي اهل زمين امان است و بر حسب احاديث سفينه، مانند کشتي نوح، وسيلة نجاتند که هر کس بر‌ آن سوار شد نجات مي‌يابد و هرکس تخلف کند هلاک مي‌گردد.

اين تعظيم و تجليل از امر امامت در مورد حجج و اماماني است که زمين از وجود آنها خالي نخواهد ماند و امير المؤمنين عليه السلام بر حسب روايت بسيار معتبري که علماي بزرگ شيعه و سنّي از آن حضرت روايت کرده‌اند و سيد رضي قدس‌سره نيز آن را در نهج‌البلاغه روايت کرده است در شأن آنها مي‌فرمايد:

اَللََّهُمَّ بَلَي لَا تَخْلُو لأرْضُ مِنْ قَائِمٍ لله بَحُجَّةٍ اٍما ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ اِمَّا خَائِفاً‌ مَغْمُوراً‌ لَئلا تَبْطُلَ حُجَجُ الله وَ بَيَّناتِه.[5]

يگانه راه رستگاري

اين تأکيد رسا در مورد امامت همان دوازده نفري است که فقط احاديث متواتر ائمة اثني عشر عليهم السلام بر آنها انطباق دارد؛ احاديثي که تنها در مسند احمد از 40 طريق و در صحيح مسلم از چند طريق و در معجم طبراني از 37 طريق و... در مجموع بيش از 300 حديث و نص قاطع بر امامت اين دوازده نفر وارد شده است که اول آنها حضرت مولي الموحدين و يعسوب‌الدين امير المؤمنين عليه السلام است و خاتم و دوازدهمين آنها آقايي است که امروز يگانه راه رستگاري و نجات از مرگ جاهلي، معرفت او و عمل در مسير رضاي او است.

حضرت حجة بن الحسن العسکري، مهدي موعود عجل‌الله‌تعالي‌فرجه سَرور و مولايي است که انبياي گذشته و صحف آسماني و قرآن، ظهور موفور السرورش را بشارت داده‌اند و حدود يک‌هزار حديث در شأن و مقامات و ابعاد شخصيت او وارد شده است.

اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه و ارزقنا لقائه و اجعلنا من انصاره و اعوانه واملاء به الارض عدلا و قسطاً بعد ما ملئت ظلما و جوراً

غرّة شعبان المعظم 1426

لطف الله صافي[6]



[1]. يس ، 12؛ و همه چيز را در كتابي روشنگر برشمرده ايم.

[2]. ملک، 30؛ اگر آب در زمين فرو رود[و ناپديد گردد] چه كسي براي شما آب روان مي‌آورد؟

[3]. هر کس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است. الکافي (اصول الکافي) (فارسي)، کليني،2/131.

[4]. و اين دو از هم جدا نخواهند شد تا اينکه بر من در حوض کوثر وارد شوند. صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، 235.

[5]. شيخ صدوق، خصال، 187، نهج البلاغه عبده، 4/37؛ بلي به خدا؛ زمين از قيام کننده براي خدا با حجتي که يا ظاهر و مشهور است و يا ترسان و پوشيده خالي نخواهد ماند تا حجت‌هاي خداوند و بينات او از بين نرود.

[6]. پيام به پنجمين اجلاس ابعاد وجودي حضرت بقيةالله الاعظم امام زمان ارواحنا فداه.

پیام بیست و سوم

بسم الله الرحمن الرحيم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ[1]

حرکت جهان به سوي کمال

 کتاب‌هاي آسماني، انبيا و پيغمبران وکساني که به واسطة تخصص علمي خود حتي از راه نجوم و علوم غريبه و فلسفة تاريخ و مطالعه در سير جوامع و حوادث و حرکاتي که در کاينات وجود دارد و علي الدوام همه را در تغيير و حرکت مي‌بينند و حرکت‌ها را از مبدأ تا منتهي و پايان مشاهده مي‌نمايند، همه بر اين اتفاق دارند که اين قاعدة حاکم بر اجزاي جهان، کل عالم را نيز شامل مي‌شود و همان‌گونه که يک دانه در اثر حرکت، شکافته مي‌شود و بروز و ظهور و حرکت مي‌کند و مراتب را يکي پس از ديگري طي مي‌نمايد تا به مرتبة کمال و ظهور مي‌رسد مجتمع انساني نيز در حرکتش همواره در تغيير است تا به تحولي شگرف و فراگير و جهان‌شمول خواهد رسيد. مجتمعاتي را که پشت سر مي‌گذارد هيچ‌کدام اگر چه داراي نقاط قوتي نسبت به ديگران باشد نقطة بلوغ و کمال مجتمع انساني و اسلامي نيستند، و عدل و امنيت فراگير، و علم و معرفت گسترده ندارند؛ نقطة نهايي کمال و بلوغ مجتمع انساني، آن جامعة يگانة جهاني است که همة اين نعمت‌ها براي همه و در اختيار همه باشد و اعلان

إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ [2]

در آن تحقق عيني يابد.

يک دوران استثنايي

 بر حسب تمام اين مدارک و مباني اين عصري که جهان در پيش رو دارد در طول حضور بشر در روي زمين بي سابقه است و ويژگي‌هاي آن در عصر هيچ يک از انبيا و رجال، ظاهر نشده است، عصر همة پيغمبران به لحاظ نسبت به پيامبر هر عصر، شرافت و فضيلت داشته است و حادثة ظهور آن پيغمبر، جالب و براي مجتمع بشر حرکتي به سوي پيش بوده است اما هيچ کدام ـ به استثناي عصر حضرت خاتم الانبياء، محمد مصطفي، صلي الله عليه و آله، که به جهت اشتمال آن بر عصر حضرت مهدي، عليه السلام، ويژ‌گي‌هاي عصر مهدوي را نيز داراست اعظم الاعصار و اشرف الازمان است ـ پايان اعصار و نهايت حرکت مجتمع نبوده‌اند و همة پيغمبران اين اعصار و حتي شخص حضرت خاتم الانبياء، صلي الله عليه و آله ، بشريت را به اين عصر بشارت داده و در انتظار اين عصر گذارده‌اند.

ويژگي‌هاي عصر موعود

عصري که در آن زمين پر از عدل و قسط گردد و همه جا امنيت و آرامش و اطمينان حاکم گردد و ميلياردها بشر در همه جا تحت حکومت واحد و قانون واحد قرار بگيرند و برکات زمين و آسمان ظاهر گردد عصري نمونه است و کسي که به وسيلة او و به دست او، دگرگوني جهان صورت تحقق مي‌يابد، بايد او باشد و او بيايد و فقط او مرد اين موقعيت است. امام عصر بلکه صاحب اعصار حضرت مهدي الحجه بن الحسن العسکري، عليه و علي ابائه الطاهرين الصلاه و السلام، است که عصر ظهورش عصر اسلام، عصر عدل و انصاف، عصر برادري و رحم و اخلاق و احسان و عصر عقل و علم و روشنايي و بيداري و هوشياري و معرفت و آگاهي است.

اگر سوگند خداوند متعال در سورة عصر

وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ[3]

سوگند به اين عصر باشد چنانکه بعضي روايات بر آن دلالت دارند عظمت اين عصر معلوم مي‌شود و مثل سوگند به صافات و زاجرات و تاليات و ذاريات و حاملات و شمس و قمر و شب و روز، اشاره و سوگند به مظاهر بزرگ قدرت الهي است.

آزموني خطير

عصر غيبت امام، عليه السلام، هم عصر امتحان و عصر تمحيص و تخليص است؛ کساني در اين عصر در هويت اسلامي و مذهبي ثابت مي‌مانند که در اين امتحانات و نمونه‌گيري‌ها خود را نباخته و با استقامت و ثبات قدم، شخصيت اسلامي خويش را حفظ نمايند و با کمال استقلال بر سنّت‌هاي اسلامي پايدار بمانند و از تشبّه به کفار و غرب‌گرايي در سنت‌ها، لباس و عادات محفوظ بمانند. بر حسب بعض اخبار امتحانات آن قدر شديد مي‌شود که بسا شخص صبح کند در حال ايمان و شب کند در حالي‌که از اسلام خارج شده و کافر باشد؛[4] مؤمنين بايد بسيار مواظب خود باشند، مواظب گفتار و حرف‌هايي که مي‌زنند و نوشته‌هايي که مي‌نويسند و مي‌خوانند و اظهار نظرهايي که مي‌کنند. کتب و مطبوعات و مجلات و جرايد ضلال و مراکز فساد بعنوان هنر و غيره زياد شده است. خطراتي که مخصوصا ايمان و اخلاق جوانان و عفت و حجاب و شخصيت بانوان را تهديد مي‌نمايد بسيار است. تشويقاتي که از ابتذال و از اختلاط زن و مرد و مناهي و ملاهي به عنوان هنر و سينما و غيره مي‌شود همه امتحان است و در اخبار آخر الزمان از شيوع اين برنامه‌ها و به اصطلاح آزادي‌ها، خبر داده‌اند همان‌طور که در سوره عصر مي‌فرمايد همه در خسارت و زيان‌اند مگر آنها که ايمان و عمل صالح دارند و يکديگر را به حق و صبر و شکيبايي سفارش مي‌نمايند.

اميد آنکه خداوند متعال با دعاي حضرت بقيةالله، عجل الله تعالي فرجه، جامعة ما خصوصا جوانان عزيز را از خطرات آخر الزمان حفظ فرمايد.

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

شعبان المعظّم 1425

لطف الله صافي[5]




[1]. انبياء، 105؛ و به تحقيق در زبور بعد ازتورات نوشتيم که بندگان شايسته‌ام وارث زمين خواهند شد.

[2]. مؤمنون، 52؛ به راستي که اين امت، امت واحده است و من پروردگار شمايم پس از مخالفت فرمان من بپرهيزيد.

[3]. عصر، 1-2؛ قسم به عصر؛ به راستي که انسان در زيان است

[4].ذهبي، سير اعلام النبلاء، 6/383.

[5]. پيام به ششمين گفتمان مهدويت،قم، نيمةشعبان 1425.

پیام بیست و دوم

بسم الله الرحمن الرحيم

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا[1]

توجه به صفت علم و قدرت الهي

يکي از عقايد اصليه که بر اساس آن عقايد مهم ديگر، مقبول و ثابت است عقيده به علم و قدرت نامحدود خداوند متعال، جلت قدرته و حکمته، است. صفت علم و قدرت خداوند در تمام ما سوا، و مخلوقات و کاينات زميني و آسماني و اجزا و اعضاي عالم ظهور دارد و حتي آياتي که در بخشي از وجودي واحد مثل يک درخت يا حيوان يا انسان وجود دارد غير قابل احصاست و هر کدام، موضوع علم و فن خاصي است که دانشمندان در آن مطالعه و تحقيق مي‌نمايند، همة اين کائنات، آيات و کلمات الهيه هستند که بر آنها در آياتي مثل

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآَيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ[2]

 و قوله تعالي: وَكَأَيِّنْ مِنْ آَيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ[3]

و قوله عزوجل: وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ


وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ [4]

و قوله تعالي: قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا[5]

و قوله عز اسمه: وَفِي الْأَرْضِ آَيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ وَفِي أَنْفُسِكُمْ[6]

و قوله تعالي: سَنُرِيهِمْ آَيَاتِنَا فِي الْآَفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ [7]

اشاره شده است که نه تنها در همه بلکه بسا در يک واحد آنها که با چشم غير مسلح غير قابل رؤيت‌اند آيات بسيار باشد، دلايل علم و حکمت و قدرت حق هستند و زبان و بيان از توصيف آن، عاجز است و همان‌گونه که با قدرت غيرمحدود خداوند، امکان وجود هزاران منظومه‌ و حوزه‌هاي ديگر غير از آنچه تا به حال کشف شده ثابت است، امکان و تحقق عالم غيب و بهشت و جهنم و عرش و کرسي و عالم برزخ و قيامت و ملائکه و معجزات انبيا مثل قلب عصا به اژدها يا خروج ناقه از سنگ و احياي موتي و معراج، همه بر اصل محکم إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ [8]ثابت است.

غفلت از قدرت الهي

 اگر چه آنچه در عالم وجود است به قدرت خداي قادر موجود است اما عادت انسان به مشاهدة آنها موجب غفلت او از توجه به عظمت آنها شده است؛ به اين جهت معجزات انبيا و برخي حالاتشان و توجه و عنايات خاصي که به آنها شده است و خبرهايي که آنان از برخي عوالم و وقايع آينده داده‌اند براي بعضي مورد استعجاب و استبعاد مي‌شود بلکه بسا بعض جهّال آنها را انکار نمايند و قدرت قادري را که جهان خلقت و آسمان‌ها و زمين را آفريده است در مثل معجزات و آياتي که به دست انبيا و اوليا، ظاهر شده غريب‌الوقوع بشمارند.

نقش زير بنايي توحيد

به هر حال، غرض از اين مقدمه، بيان اين نکته است که بخش‌هاي مهمي از مسايل اعتقادي زياد بر پاية اعتقاد به قدرت الهيه، غير قابل نفي و انکار است و با ثبوت اخبار پيغمبر ثابت النبوه و يا امام ثابت الامامه تحقق آن ثابت است؛ بنابراين همة مسايلي که در قرآن مجيد و احاديث صحيحه از عوالم غيبي و ملائکه و معجزات انبيا، بهشت و جهنم، عذاب و عقاب و ثواب، عالم برزخ و شفاعت و معراج و ظهور حضرت مهدي، عليه‌السلام، و مطالب ديگر از آنها خبر داده شده همه ثابت و مسلم التحقق است و وجهي براي انکار يا استغراب آنها نيست چنانکه در آيات پاياني سورة مبارکه ياسين در مورد معاد، خداوند متعال، استبعاد کفار را به همين عموم علم و قدرت، جواب فرموده است.

عقيده به مهدويت

يکي از اعتقادات صحيحه‌اي که بر اساس خرق عادات، مثل معجزات انبيا است و هر مسلمان اعم از شيعه و ديگران بايد به آن اعتقاد داشته باشد عقيده به وجود حضرت مهدي، الحجة بن الحسن العسکري، عليه الصلاه و السلام، است که تقريباً بيشتر جوانب وجودي ايشان از ولادت و غيبت و عمر طولاني و کيفيت و ظهور و جهات ديگر به صورت خرق عادت و معجزه است؛ مثل بقاي عيسي و نزول او در آخر الزمان و اقتداي او به حضرت مهدي، عليه السلام، علامات حتمية ظهور مثل صيحة آسماني و خسف بيداء، همة اين امور، به طور اعجاز، واقع مي‌شود؛ بنابراين توجيه و تفسير اين امور بر حسب قواعد عاديه، غير لازم بلکه خارج از موضوع است و بسا که موجب اقناع بعضي نشود. مسأله، مسألة اعجاز و تعلق قدرت الهي است مثل مسألة تکلم عيسي در گهواره و بلکه خلقت عالم و زمين و آسمان است که براي آن نمي‌توان چيزي را مشابه آورد و با شواهد طبيعي آن را قياس کرد؛ طول عمر حضرت ولي عصر، عليه السلام، و بعض جهات ديگر مربوط به آن حضرت از معجزات و از آيات الهيه است و استشهاد براي آن به طول عمر طبيعي حضرت نوح يا معمرين ديگر لازم نيست و اگر اصلاً‌ نظير هم نداشته باشد ثابت است چنانکه خلقت حضرت آدم و حوا و حضرت عيسي هم به همان نحو بي‌سابقه، ثابت است؛ اين امور، امر الهي است و هر کس به خدا و رسول، مؤمن باشد بايد همان‌طور که به خدا و رسول و به عالم غيب معتقد است به امر حضرت مهدي،عليه السلام، معتقد باشد. چنانکه مسلمانان صدر اسلام به اخبار غيبيه‌اي که از حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي‌شنيدند پيش از وقوع آنها ايمان داشتند و چنانکه در اين زمان و در هر زمان ديگر هر مسلمان به خبرهاي قرآن کريم از آينده‌هايي که هنوز نيامده و وقايع و حوادثي که اتفاق خواهد افتاد ايمان دارد جوهر و حقيقت ايمان به صدق انبيا از ايمان به مثل ظهور حضرت مهدي، عليه السلام، و ظهور آن آيات و معجزات از آن حضرت و نزول حضرت عيسي مسيح و اقتدايش به حضرت مهدي، عجل الله تعالي فرجه الشريف، در نماز و پر شدن جهان از عدل و داد، غير قابل انفکاک است. ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ[9].

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

شعبان المعظم 1425

لطف الله صافي[10]




[1]. طلاق، 12؛ خداوند کسي است که هفت آسمان را آفريد و از زمين نيز همانند آنها را؛ فرمانش پيوسته در ميان آنها فرود مي‌آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينکه علم خداوند بر هر چيز احاطه دارد.

[2]. آل عمران، 190؛ به راستي که در آفرينش آسمان و زمين و اختلاف شب و روز، نشانه‌هايي براي صاحبان بصيرت است.

[3]. يوسف، 105؛ و چه بسيار نشانة خداوند در آسمان و زمين که آنان بر آن مي‌گذرند در حالي که از آن روي گردانند.

[4]. لقمان، 27؛ و اگر همة درختان زمين، قلم شوند و دريا بر آن مرکّب شود و هفت درياچه به آن افزوده شود کلمات خداوند پايان نمي‌پذيرد؛ به راستي که خداوند، عزيز و حکيم است.

[5]. کهف، 109؛ بگو، اگر دريا براي[ نوشتن ]كلمات پروردگارم، مركّب باشد، بي شك آن دريا، پيش از به پايان رسيدن كلمات پروردگارم، به پايان مي رسد، ولو آنكه مددي همانند آن به ميان آوريم.

[6]. ذاريات، 20 - 21؛ و در زمين و جان‌هايتان نشانه‌هايي براي جويندگان يقين‌ است.

[7]. فصلت، 53؛ به زودي نشانه‌هايمان را در اطراف جهان و در جان‌هايشان به آنان نشان خواهيم داد تا برايشان آشکار گردد که او حق است.

[8]. بقرة، 20؛ به راستي که خداوند بر هر چيزي تواناست

[9]. انعام، آية 96؛ اين اندازه‌گيري خداي عزيز و داناست

[10]. پيامي ديگر به مناسبت نيمةشعبان 1425.

پیام بیست و یکم

بسم الله الرحمن الرحيم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[1]

اللهم صل علي محمّد و ال محمّد السلام علي مولانا المهدي صاحب الزّمان و معلن احکام القرآن و باسط الامن والامان بقيّة‌الله في ارضه و خليفته علي عباده ارواح العالمين له الفدا و السلام علي


شبعته الثابتين علي ولايته المنتظرين لظهوره

با عرض تبريک و تهنيت به مناسبت ايام الهي و خجستة مهدويت، اين سعادت بزرگ را که همه ساله جهت تعظيم و تکريم از عيد سعيد ولادت غوث امان و يگانة دوران و صاحب عصر و زمان، امام جهان و جهانيان و موعود همة اديان و پيامبران، نعمت الله العامه و کلمته التامه، النور المبين و الکهف الحصين، حضرت مولانا المهدي الحجة بن الحسن العسکري، عليه و علي آبائه الطاهرين افضل صلوات المصلين، برگزار مي‌گردد و توفيق ابراز احساسات ولايي و مذهبي و اعلان و اعلام حيات و وجود اسلامي فراهم مي‌شود گرامي مي‌داريم.

برکات تعظيم مکتب مهدويت

تعظيم و تجليل از فرهنگ و مکتب مهدويت و انتظار فرج از افضل و اعظم حسنات و اشرف قربات است؛ در ايام مهدويت، مکتب حيات بخش اسلام و قرآن کريم، مکتب آگاهي و بيداري، مکتب ايمان و حيات و رشد و شعور، مکتب گرايش به عدل و داد و انصاف و احسان و برادري،مکتب علم و معرفت و بصيرت، ترويج مي‌شود و درس‌ها و پيام‌هايي از اين مکتب به همگان ابلاغ مي‌گردد که نااميدي‌ها را به اميد و توقف‌ها را به حرکت و افسردگي‌ها را به نشاط و شور و شوق، مبدّل مي‌سازد. در اين ايام مبارک،


بايد به عمق برنامه‌ها و ابعاد مفيد و معنوي آن که از هر جهت، سازنده و فراگير است توجه شود و نقاط ضعف و قوّت جامعه مطرح گردد و منابر و مقالات و سخنراني‌ها و نشريات، همه، اجتماع را به سوي فرهنگ مهدويت و انتظار، دعوت نمايند.

عصر امتحان

 فرهنگ انتظار و مهدويت که همان فرهنگ راستين اسلام و قرآن است در عصر ما که عصر ارتباطات است مورد هجوم سياستمداران و رياست‌طلبان و جهانخواراني که اسلام را مانع بزرگ رسيدن به اهدافشان مي‌دانند قرارگرفته است و از هر طرف به اسلام و جامعة مسلمانان، حمله مي‌کنند و همان‌گونه که دراحاديث شريفه از آن خبر داده شده است براي اين امت و شيعيان اهل بيت، عليهم السلام، امتحانات خطيري پيش خواهد آمد و آنان تخليص وتمحيص مي‌شوند تا حدي که جز آنان ‌که ثبات قدم و استقامت مي‌ورزند و مانند کوه بر جاي خويش، استوارمي‌مانند‌کسي بر جاي نمي‌ماند و ديگران، هويت مذهبي و استقامت ديني خود را از دست مي‌دهند.

مهم‌ترين وظيفه در عصر غيبت

چنانکه از احاديث شريف استفاده مي‌شود مهم‌ترين وظيفه‌اي که هر مسلماني در عصر غيبت دارد حفظ هويت و شخصيت اسلامي است، همان چيزي که دنياي استکبار و کفر براي مخدوش کردن و کم رنگ کردن آن با همة عوامل تبليغاتي و ايادي مزدور و سياست‌هاي مزوّرانه در همة کشورهاي اسلامي و هر کجا که مسلماني باشد تلاش مي‌کند.

دشمن وسياست اسلام‌زدايي

 اگر کسي به همين تاريخ اسلام در يکصد سال پيش تا کنون رجوع نمايد مي‌فهمد که دشمنان اسلام براي اسلام زدايي و محو هويت مسلماني و مهجور شدن شعارها و سنت‌هاي ديني چه نقشه‌هايي را پياده کرده و چه دست‌هايي در کار بوده و هست که التزامات و تعهدات مسلمانان را به اسلام و قرآن، ضعيف نمايند و آنها را در اظهار وجود و استقلال اسلامي و اجراي قوانين اسلامي بي‌تعهد نمايند، هرکدام از دولت‌هاي استعمارگر در بخشي از جهان وسيع اسلام، اين سياست را دنبال کردند و تا آنجا پيش رفتند که در بعضي نقاط، مسلمانان را به تغيير اسم‌هاي اسلامي مجبور نمودند؛ در اينجا مجال شرح سياست‌هاي به اصطلاح اسلام برانداز آنها و خيانت عوامل به اصطلاح روشنفکر و افرادي مثل رضاخان و مصطفي کمال و... و روزنامه‌ها و قلم به‌ دست‌هاي مزدور، نيست؛ اجمالا مشروطة منهاي مشروعه،کشف حجاب، ممنوع شدن شعاير ديني و مجالس تبليغي و روضه و حتي همين برنامه هاي مهدويت و آزادي منکرات و اختلاط فيزيکي زن و مرد، همه وهمه براي نفي هويت اسلامي بود و اکنون هم ادامه دارد. مسئلة منع حجاب مسلمانان در مدارس و دانشگاه‌هاي فرانسه و قرار گرفتن آن در صدر مسايل و رويکردهاي آن دولت، از شعب همين برنامه ها است؛ بد حجابي‌هايي که در خود جامعة ما نيز هست و حمايت‌هايي که از آن مي‌نمايند و اصرار بر ترويج موسيقي و فيلم‌هاي مبتذل و تشويق خوانندگان و نوازندگان و برنامه‌هايي از اين قبيل و هدايايي که به آنها از بيت المال داده مي‌شود و مراکز و مطبوعاتي که هنر را ابزار ترويج ملاهي و مناهي و مطالب غير اسلامي کرده‌اند، همه را عمّال سياست‌هاي معارض با اسلام اجرا مي‌نمايند و اين اسلام و مسلمانان متعهد و فداکار و مخلص هستند که در برابر اين اعمال‌ مقاومت نموده و برحساسيت اسلامي خود پايداري مي‌نمايند و شعار الله اکبر را بلندتر و رساتر در قول و عمل، زنده نگاه مي‌دارند.

تأکيد بر استقامت در عصر غيبت

در اين عصر غيبت و امتحان، وظيفة همگان است که در حفظ شخصيت اسلامي خود و نفي اين سياست‌ها استقامت ورزند و اعلام وجود و حيثيت و شخصيت بنمايند. در اخبار و احاديث در مورد حفظ هويت اسلامي در عصر غيبت تأکيد و سفارش بسيار شده است؛ اين روايت را ملاحظه فرماييد: در کتاب شريف کمال الدين، شيخ اجل صدوق از امام زين‌العابدين، عليه السلام، روايت نموده است که فرمود:

من ثبت علي موالاتنا (ولايتنا) في غيبة قائمنا اعطاه الله عزوجل اجر الف شهيد من شهداء بدر و احد؛[2]

هرکس در غيبت قائم ما بر موالات و ولايت ما ثابت بماند خداوند متعال اجر هزار شهيد از شهداي بدر و احد را به او عطا مي‌فرمايد.

معناي ولايت‌مداري

اين ثبات بر ولايت که آن همه ثواب دارد ثبات بر هويت و بر شخصيت ديني و استقامت بر تعهدات اسلامي است و بر همين حفظ هويت ديني و استقلال مذهبي و صبر و پايداري تأکيد دارد. مسلمان صاحب الزماني تحت تأثير هيچ جوّي تن به ذلت نمي‌دهد؛ با شجاعت، باقدرت و همت و با نيروي ايمان و علم، با شعارهاي توحيدي الله اکبر و لااله الا الله با اقتدار بايد به پيش برود وبداند‌که جهان، به سوي اسلام، به سوي جامعة جهاني اسلام وبه سوي مدنيت قرآني و جامعة مهدوي است و اين وعدة الهي تخلّف ناپذير است.

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

لطف الله صافي[3]

شعبان المعظّم 1425




[1]. آل عمران، 200؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد! ( در برابر مشکلات و هوس‌ها) استقامت کنيد و در برابر دشمنان نيز پايدار باشيد و از مرزهاي خود، مراقبت کنيد و تقواي خدا را پيشه کنيد تا رستگار شويد.

[2]. صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، 323؛ منتخب الاثر، ح 1256.

[3]. پيام به مناسبت نيمة شعبان 1425.

پیام بیستم

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت‌ ارجمندان عزيز وگرامي‌دانشجو و دانشور اعضاي محترم جامعة اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز ايدهم الله تعالي

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته

با اعلام وصول نامة آن جامعة علمي، بشارت همايش با عنوان «جامعه مهدوي» كه انشاء الله تعالي با حضور اساتيد معظم و ديگر فرهيختگان و دوستداران تحقق جامعة جهاني عدالت گستر مهدوي و دولت كريمه برگزار خواهد شد موجب كمال مسرت و ابتهاج گرديد.

حقير اين ايام خجسته و عيد فرخندة ولادت منجي حقيقي جهان و مصلح بزرگ دوران،عجل الله تعالي فرجه الشريف، را خدمت همة عزيزاني كه به شرف حضور در آن همايش روحاني مشرّف و زينت افزاي آن مي‌باشند تبريك و تهنيت عرض مي‌نمايم. اميدوارم برگزاري اين همايش‌ها بر درك و بينش و شعور مذهبي و رشد فكري همگان بيفزايد.

انتخاب عنوان «جامعة مهدوي» متضمن معاني عالي و پيام‌هاي سازنده و نشانة توجه به نواقص جوامع ديگر است كه هر كدام در بوتة آزمايش، بشر را قانع نكرده وجوابگوي مطالبات او در برقراري يك جامعه و نظام سالم و صالح نمي‌باشند.

در حال حاضر نظام و جامعه‌اي كه در دنيا بيشتر عنوان دموكراسي و مردم‌سالاري و مدني را به خود مي‌بندد و نمونة جوامع به اصطلاح مدني مي‌باشد رژيم آمريكاست كه علناً در دنيا اول پرچم‌دار استعلا و استكبار و استضعاف جوامع ديگر است و در عين حال خودش در استضعاف صهيونيسم و بدترين مكتب‌هاي نژادپرست قرار دارد تا حدي كه سرانش به جاي آن كه خود مستقل باشند تسليم نيات پليد صهيونيست‌ها هستند؛ همان گروه اندكي كه خود را بشر ما فوق و درجه اول و شش ميليارد انسان‌هاي دنيا را بشر درجة دوم مي‌دانند اما تناقض‌هاي اين نظام چه در داخل و چه در خارج آن بسيار است.


اصول جامعة مهدوي

جامعة مهدوي جامعه‌اي است:

بر اساس نفي تمايز نژادي و نفي تناقض‌هاي اجتماعي

بر اساس اصل و اعلان

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ[1]

 بر اساس نفي برتري جويي و نفي هر گونه استعلا، و هدايت به شعار اين آيه:

تِلْكَ الدَّارُ الْآَخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا[2]

بر اساس نفي طواغيت و قلدران زمين و قلدر مآبي و استبداد و بنا به اصل:

وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ[3]

 بر اساس عدالت در همة امور و الهام از:

كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ[4]

 و نيز

 وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى[5]

 بر اساس اصول:

 قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا[6]؛

 

و احبب لغيرك ما تحب لنفسک[7]؛

ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ[8]

و هم‌چنين

ولاتكن عبد غيرك وقد جعلك الله حرّاً[9]

و نيز اصول متعدد ديگر كه در همه، نفي ظلم و خيانت و سوء استفاده از مقام و جاه طلبي و رياست خواهي و افراط و تفريط و نفي تناقض‌هاي اجتماعي و مفاسد ديگر منظور است.

تناقض در دنياي به اصطلاح متمدن

در دنياي امروز كه رژيم‌هاي لاييك بيشتر برآن حاكم‌اند و قدرت مادي و سلاح‌هاي كشتار جمعي را در دست دارند تناقض‌هايي ديده مي‌شود كه براي هر انساني كه ذره‌اي از فطرت انسانيت را داشته قابل قبول نيست. اين تناقض‌ها در خود جوامع و در مراكز تصميم‌گيري در مثل شوراي امنيت و به‌وسيلة مستكبران قوي‌پنجه ظاهر است و تمدن كنوني را زير سؤال مي‌برد؛ تناقضاتي كه بين جامعه‌هاي سير و مرفه و جامعه‌هاي محروم است از اين تناقض‌هاست؛ در حالي كه ميليون‌ها بشر از كودك و سالمند‌ و زن و مرد در ‌آفريقا و جاهاي ديگر محروم و گرسنه به سر مي‌برند در جامعه‌هاي زورگو كه ثروت دنيا را بلعيده و مي‌بلعند گاه مخارج يك مجلس خوش‌گذراني و عشرت و شهوت‌راني به مبلغي مي‌رسد كه اگر به همان انسان‌هاي شرافتمند فقير بدهند خرج سال هزاران هزار نفر آنها را تامين مي‌نمايد.

به سوي مدينة فاضله

جامعة مهدوي يعني نفي تمام اين ضعف‌ها و فسادها، يعني انتظار چنان جامعة واحد جهاني و مدينة فاضلة حقيقي كه همة اركان و اعضا و نهادهايش همان‌گونه كه طرح آن از طرف شخص رسول اعظم،صلّي الله عليه‌وآله، داده شده،مانند اعضاي بدن انسان واحد، انجام وظيفه مي‌نمايد.

مسير همة جوامع به سوي اين جامعه است و رسيدن بشر به اين جامعه، سنت الهي و قاعدة تخلف‌ناپذير است، هر کس که بخواهد مانع از تحقق اين جامعةمهدوي شود معارضه و ممانعت وي در هم كوبيده مي‌شود.

راه سعادت

در اينجا تذكر اين نكته مناسب است كه تا دنيا به آن جامعة بزرگ مهدوي نرسيده است جامعه‌هاي كوچك اگر بخواهند در سعادت، آسايش، قدرت، قوّت، عزت و عدالت، زندگي كنند بايد همان اصول و مباني جامعه مهدوي را اصل و مبناي حيات اجتماعي، سياسي و اقتصادي خود قرار دهند و آن را معيار بدانند و صلاح يا فساد خود را با آن بسنجند.

نمونه‌اي از جامعة مهدوي

اکنون با اين ميزان از جوامع كوچك شهري و روستايي، مي‌توان جامعه‌اي را كه مهدوي است‌ شناسايي كرد؛ در هر شهر و روستايي كه حق رعايت مي‌شود، از حق حمايت مي‌كنند، به حق عمل مي‌نمايند، اتحاد و برادري به چشم مي‌خورد، تعليم و تربيت صحيح و تقدير از اخيار و دانشمندان در آنجا رايج است، در امانت، خيانت نمي‌كنند و خلاصه، حيات ديني و انساني دارند؛ آن جامعه ـ اگر چه يك روستا باشد ـ جامعة مهدوي است.

من از خداوند منّان مي‌خواهم كه فرج آن امام عزيز و مصلح جهاني را نزديك نمايد و همة ما را از ياوران و سربازان حقيقي ايشان قرار دهد و اسلام و اسلاميان را نصرت و قوّت و شوكت عنايت فرمايد.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

نيمه شعبان 1424

لطف الله صافي[10]



[1]. حجرات، 13؛ اي مردم! ما شما را از مرد و زن آفريديم و گروه‌ها و قبايلي قرار داديم تا  يکديگر را بشناسيد؛ براستي که گرامي‌ترين شما نزد خداوند، پرهيزکارترين شماست.

[2]. قصص، 83؛ آن خانة آخرت است که براي کساني که طلب برتري و فساد نداشتند قرار داديم.

[3]. نحل، 36، و به تحقيق در هر امتي، فرستاده اي را برانگيختيم تا خداوند را عبادت کنند و از طاغوت بپرهيزند.

[4]. نساء، 135، کاملا قيام به عدالت کنيد؛ براي خدا شهادت دهيد اگر چه اين گواهي به زيانتان باشد..

[5]. مائدة ، 8؛ دشمني با جمعيتي شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند ؛ عدالت پيشه کنيد که عدالت به پرهيزکاري نزديک‌تر است.

[6]. بقره، 83؛ با مردم به نيکي سخن بگوييد.

[7]. نهج البلاغه عبده، 3/45؛ آنچه براي خود مي‌پسندي براي ديگران نيز بپسند.

[8]. فصلت، 34؛ بدي را با نيکي دفع کن.

[9]. نهج البلاغه عبده، 3، ر 51؛ بندة غير مباش؛ براستي که خداوند تو را آزاد آفريده است.

[10]. پيام به افتتاحية همايش دانشجويي ‌جامعة مهدوي، 29-28 مهرماه 82، تبريز .

پیام نوزدهم

بسم الله الرحمن الرحيم

اَلسَلامُ عَليَ الْمَهدْى اَلَذى وَعَدالله بِهِ اْلاُمَمْ[1]

وَاَلْحَمْدُلله الََّذِى هَدَانا لِهَذا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِى لَوْلا أنْ هَدَانَا الله[2]

ازدست و زبــان كه برآيد

كز عهدة شكرش به در آيد

نعمت بزرگ حجت

اعظم نعمت‌هاي الهي در هر عصر و زمان، وجود حجت الله است كه به تصريح حضرت اميرالمؤمنين، عليه السلام، زمين خالي از وجود او نخواهد


بود كه يا ظاهر و مشهور و يا غايب و مستور است. اوست كه نگهدارندة حجت‌ها و آيات و بينات الهي از زوال و بطلان و ضياع است.[3] اين نعمت اگر چه در يك كلمه «حجت‌» عنوان مي شود، اما مشتمل بر نعمت‌هاي بسيار و منبع و مصدر مواهب و عطيات بي شمار است.

شکر نعمت

 از وظايف بسيار مهم هر كس، شكر اين نعمت است كه هر چه بيشتر و وسيع‌تر برگزار شود، موجب كسب بركات زيادتر و قرب و معرفت افزون‌تر مي شود.

مسئوليت ما در برابر حجت خدا

يكي از مظاهر درخشان شكر اين نعمت، بالخصوص ياد حجت خدا در ايام متبرك و روزها و اوقات منتسب به آن حضرت و گراميداشت اين روزها و شب‌ها به دعا و عبادت و پرستش خدا و اصلاح امور و شئون ديني و احياي امر آن حضرت و تجديد عهد و انابه و بازگشت به خدا و رسيدگي و محاسبة نفس و مخصوصاً دعا براي تعجيل فرج و ظهور آن حضرت مي باشد كه افضل اعمال است.

منتظران و دلباختگان شيداي حضرتش همواره با وجد و شوق و علاقة وصف ناشدني، احساسات تابناك ولايي و ايماني خود را اظهار مي دارند كه راستي بايد اين همه اظهار ارادت و خلوص را به درگاه ملازمان آستان آن وليّ دوران و امام زمان، از پديده‌هاي بزرگ دانست و نشانة تصرفات غيبي در قلوب اين مردم مشتاق شمرد.

بايد قدر اين نعمت را بدانيم و همواره سپاسگزار و شاكر باشيم و با پاسداري از شعاير دين و هويت اسلامي، هجوم‌هاي اسلام‌ستيز و غرب شعار را محكوم و بي‌اثر سازيم و با حفظ عزت و استقلال اسلامي و غيرت ديني، قلب مبارك آن يگانة عالم را از خود مسرور داريم و مخصوصاً در شب مبارك ولادت آن وليّ خدا، علاوه بر اين مراسم عزيز، با جشن‌ها و چراغاني‌ها و برنامه هايي كه همه اعلام موجوديت و شعور و حيات و ايستادگي در مواقف و مواضع است، دشمنان را مرعوب و مأيوس سازيم، مراسم احيا و استغاثه و دعا براي تعجيل در فرج آن حضرت را با شكوه و عظمت انجام دهيم و خود را در مسير رحمت‌ها و بركاتي كه نازل مي شود قرار دهيم.

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

لطف الله صافي[4]

14 شعبان 1424



[1].النجم الثاقب، نوري طبرسي، 1/241

[2] .کليني، کافي، 1/157

1.صدوق،خصال187؛ نهج البلاغ (عبده)، 4/37.

[4]. پيام به مناسبت نيمة شعبان 1424.

پیام هجدهم

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي: و نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[1]

السلام عليکم و رحمة الله و برکاته.

سلام بر همة شيفتگان عدالت. سلام بر منتظران حکومت و جامعه واحد جهاني. سلام بر دوران و عصر دادگستر موعود.

سلام خدا و سلام همه انبيا و اوليا و فرشتگان و سلام ما و سلام عزيزاني که در اين همايش مبارک و شريف حضور دارند بر امام مبين حضرت مهدي بقيةالله ارواح العالمين له الفداء و عجل الله تعالي له الفرج.

با تجليل و تقدير فراوان از برگزار کنندگان محترم اين اجتماع نوراني و پرفيض که با نام‌گذاري آن به نام «همايش دانشجويي عدالت و مهدويت» يکي از بزرگ‌ترين رويدادهايي را يادآور شده‌اند که سير جهان و حرکت زمان بطور قطع و يقين باذن الله تعالي به آن منتهي‌ مي‌شود، اينجانب نيز بطور اختصار پيرامون اهيمت اين موضوع چند کلمه‌اي را به عرض مي رسانم:

يک رويداد بزرگ

اين رويداد بزرگ، حکومت عدل حقيقي و جهاني، دنياي علم و دانش و عدالت گستري و حق‌پروري و برادري است؛ رويداد بر‌‌چيده شدن هر بساط ظلم، بيدادگري، جهل، ناداني و خودسري است.

به سوي آينده‌اي درخشان

عالم و جامعة انسانيت چنين عصر درخشاني را پيش رو دارد و سنت الله بر اين قرار دارد که اين عصر تحقق يابد؛ بر اساس اين قاعده و سنت همه بايد به آيندة جهان، اميدوار باشند و با اين نور اميد، انتظار نشاط بخش و عامل حرکت، مقاومت و استقامت، پيشگام و به سوي آينده‌ اي درخشان در حرکت باشند.

بشارت آسماني

آيات متعددي از قرآن مجيد اين آينده را به بشريت نويد داده و انبياي سلف و احاديث معتبر بسيار از طريق شيعه و سني همگان را به آن وعده داده‌اند.

خلاصة اين بشارت آن است که در زماني که جهان پر از ظلم و جور، جهل و خودسري، زورگويي، استکبار، استعلا و استضعاف شده باشد به امر خدا، صالح‌ترين بندگان خداوند، ظاهر مي شود و عالم را پر از عدل و داد مي‌فرمايد.

دادگستر جهان

 در حدود يکصد و پنجاه حديث علاوه بر آيات قرآن مجيد بر اين معنا دلالت دارند که عبارت بسياري از اين روايات همان جملة معروف در «يملاء الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً»[2] مي‌باشد و عبارت ديگر به اين تعبير است «يملاء الله عزوجل به الارض نوراً بعد ظلمتها و عدلاً بعد جورها و علما بعد جهلها»[3]

خداوند متعال به وسيلة آن شخصيت يگانه بعد از اينکه زمين را ظلمت و تاريکي فرا مي‌گيرد پر از نور مي فرمايد؛ پس از آنکه جور و ستم آن را فرا گرفته باشد پر از عدل مي‌فرمايد و بعد از اينکه جهل و ناداني آن را فرا گرفته باشد پر از علم و دانش مي‌فرمايد.

اين شخصيت يگانه، ابرمرد الهي است که بر حسب 223 روايت ملقب به «المهدي» و بر حسب 361 حديث ملقب به لقب « القائم» است و از القابش حجة الله و بقيةالله و صاحب الامر و صاحب الزمان و خاتم الائمه و منقذ‌ الامه و غاية النور و مصدر الامور است.

او همان امام دوازدهم و ولي دوران و صاحب زمان حضرت حجة ابن الامام الحسن العسکري ابن الامام الهادي علي النقي ابن الامام الجواد محمد التقي ابن الامام الرضا علي بن موسي ابن الامام الکاظم موسي ابن الامام جعفر الصادق ابن الامام محمد الباقر ابن الامام السجاد علي زين العابدين ابن الامام سيد الشهداء ريحانة الرسول ابي عبدالله الحسين ابن مولانا اميرالمؤمنين و يعسوب الدين و قائد الغر المحجّلين علي بن ابي طالب عليه السلام است و هو المسمي باسم جدّه رسول الله صلي الله عليه و آله و المكني بكنيته کحّل الله ابصارنا بتراب مقدم خدامه و عجل فرجه.

در خاتمه با تشکر از دانشجويان عزيز و حضرات اساتيد محترم دانشگاه ايدهم الله تعالي از خداوند متعال براي همگان تاييد و توفيق مسئلت مي‌نمايم. اميد است در شرايطي که هويت اسلامي جامعه مورد هجوم و حملة بيگانگان قرار گرفته است با استقامت، آگاهي و بيداري، مراکز علمي مخصوصاً دانشگاه‌ها بيش از پيش، حفظ اين هويت و استقلال اسلامي را نصب العين قرار داده و خاطر انورحضرت ولي عصر ارواحنا فداه را مسرور و خشنود نمايند.

و السلام عليکم و رحمه الله و برکاته

بيستم ربيع المولود 1424

 1/3/82

لطف الله صافي[4]




[1]. قصص، 5؛ و ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم.

[2]. طبرسي، احتجاج، ج1،‌ص 88، بحار، 26/263؛ زمين را از قسط و عدل پر مي‌کند هم چنانکه از ظلم و جور پر شده است.

[3]. صدوق، کمال الدين و تمام النعمة ، 260؛ مجلسي، بحار الانوار،‌ج 36/253؛ خداوند به وسيلة او زمين را  پس از ظلمت و ستم و ناداني پر از نور و عدل و علم مي‌کند.

[4]. پيام به همايش دانشجويي عدالت و مهدويت،  اروميه، خرداد 82.

پیام هفدهم

بسم الله الرحمن الرحيم

قال مولانا زين العابدين عليه السلام في دعائه يوم عرفه يذکر فيه مولانا المهدي عليه‌السلام و يدعو له:

رب صل علي اطائب بيته الذين اخترتهم لامرک و جعلتهم خزنة علمک...اللهم انک ايدت دينک في کل اوان بامام اقمته علما لعبادک و منارا في بلادک بعد ان وصلت حبله بحبلک... فهو عصمة اللائذين و کهف المؤمنين و عروة المتمسکين و بهاء العالمين اللهم فاوزع لوليک شکر ما انعمت به عليه... و اقم به


کتابک و حدودک و شرايعک و سنن رسولک صلواتک اللهم عليه وآله... اللهم و صل علي اوليائهم المعترفين بمقامهم... المتمسّکين بعروتهم المتمسکين بولايتهم المؤتمين بامامتهم المسلّمين لامرهم المجتهدين في طاعتهم المنتظرين ايامهم...[1]

با سلام ودرود خالصانه خدمت حضار محترم، ارادتمندان و چاکران آستان فرشته پاسبان صاحب ولايت کامله تامه عبد يگانه خدا، حضرت بقيةالله، امام مبين و خلف انبياء مرسلين، مولانا و سيدنا الامام المهدي ارواح العالمين له الفداء که در اين همايش مقدس، همايش احاديث انتظار، و اين مجلس باشکوه و عظمت روحاني به شرف حضور نايل شده و خود را در معرض نسايم برکات و رحمت‌‌‌‌هايي که در آن نازل مي‌شود قرار داده‌ايد.

و با عرض تبريک و تهنيت خجسته سالروز آغاز ولادت آن امام عالميان و صاحب زمان و وليّ دوران عجل الله تعالي فرجه الشريف فراز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايي بلند و مشحون به حقايق عاليه ولايي از دعا ي عالية المضامين روز عرفه را که تلاوت شد و صدور آن از حضرت امام زين العابدين عليه الصلاة و السلام ثابت و مسلّم است به عنوان هدية ثمينه‌اي که ابواب معارف عاليه را بر قلوب، مفتوح مي‌نمايد تقديم مي‌دارم.

از محکم‌ترين اسناد ولايت

اين دعا که از ادعية صحيفة کاملة زبور اهل بيت و انجيل آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين است يکي از محکم‌ترين اسناد ولايت اهل بيت ائمه طاهرين عليهم السلام است که براي اثبات ولايت و شئون، ابعاد وجهات مقدس آن اگر فرضا هيچ سند ديگر نبود همين دعا در اثبات آن کافي و وافي بود.

حضرت امام زين العابدين عليه السلام در اين دعا پيرامون مسايل مهم ولايي مانند اصطفا و خصايص اهل‌بيت عليهم السلام و اختصاص آنها به شئون خاصه و مقامات عاليه و علوم لدنيه و اصل مسئلة لزوم وجود حجت و امام در هر عصر و زمان و انحصار راه نجات به پيروي از ائمه عليهم السلام و وجوب اطاعت و تمسک به ايشان، مطالب بسيار مهم و حساسي را در کمال صراحت، بيان فرموده است.

امام سجاد و چشم‌انداز ظهور

 سيره و وظايف امامان و وظايف امت را نسبت به آن بزرگواران، همه را گوشزد نموده و مخصوصا براي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف دعا فرموده است و در طي آن به کارهاي بزرگي که به دست آن حضرت، انجام خواهد شد، به سيره و چگونگي برنامه‌هاي گستردة آن حضرت و اقامة عدل و داد و ازالة ظلم و جور و وظايف شيعيان و فضايل منتظران ظهور و امور مهم ديگر اشاره فرموده است؛ هر کدام از اين فرازها و اين سند عزيز و بي‌همتا عنوان کتاب بزرگي در مسئلة امامت و انتظار است.

لزوم توجه به دعاي 47 صحيفه

متأسفانه چنان که شايسته است اين فرازهاي ولايي و نوراني مورد شرح و تفسير قرار نگرفته است. اميد است علما و بزرگان اهل فن و تحقيق، اين دعا و اين هدايت‌هاي صد در صد صواب را مورد دقت و استفاده قرارداده و قلوب همگان را از لمعان ا نوار هدايت آن، منوّر و روشن سازند.

حقير عرايضم را به پايان جمله‌هايي از دعا و صلوات آن حضرت بر منتظران ظهور و متمسکين به ولايت و عاملين به تکاليف و وظايف، خاتمه مي‌دهم و حسن مقطع را با حسن مطلع، مقرون مي‌سازم.

اللهم و صلّ علي اوليائهم... المنتظرين ايامهم... الصلوات المبارکات الزاکيات الناميات الغاديات الرائحات و سلّم عليهم و علي ارواحهم و اجمع علي التقوي امرهم و اصلح لهم شئونهم و تب عليهم انک انت التواب الرحيم و خيرالغافرين و اجعلنا منهم في دارالسلام برحمتک يا ارحم الراحمين[2]. والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته.

24 صفر المظفر 1424

لطف الله صافي[3]



[1] صحيفه سجاديه، دعاي روز عرفه؛ بارخدايا! بر پاکيزگان اهل‌بيت پيامبر، آنان که براي امر خويش اختيارشان نمودي و خزانه‌دار علم خويش قرارشان دادي درود بفرست... بارخدايا! به راستي تو در هر دوران، دينت را تاييد نمودي و امامي را  که نشانه‌اي براي بندگانت و مشعلي در بلاد توست برانگيختي پس از آنکه ريسمان او را به ريسمان خود گره زدي ... پس او پناه پناهندگان و امان مؤمنان و دستاويز محکم چنگ‌زنندگان و جمال جهانيان است. بارخدايا! پس به ولي خود شکر نعمتي که به او عطا فرمودي الهام نما...و به وسيلة او کتابت و دستوراتت  و شرايعت و سنت‌هاي پيامبرت که درود خدا بر او باد را بر پا کن... بارخدايا! بر دوستانت که به مقام آنان معترف‌اند درود فرست... آنها که به ولايت ايشان، چنگ زده‌اند و به امامتشان اقتدا کرده‌اند؛ تسليم امر ايشان‌اند و در فرمانبرداري از آنها کوشايند و روزگار ايشان را انتظار مي‌کشند.

[2]. بارخدايا بر دوستان اهل بيتت درود فرست؛ همان منتظران دوران ايشان؛ درودهايي پر برکت، پاکيزه و فزاينده در هر صبح و شام.

[3]پيام به همايش حديث انتظار، دانشجويان علوم پزشکي سراسر کشور، آمل.

پیام شانزدهم

بسم الله الرحمن الرحيم

اِنََّ لِرَبِّکُم فى اًيّامِ دَهرِکُمْ نَفَحَاَتٌ اًلا فَتَعَرََّّضُوا لَهَا[1]

روزها و رازها

ايام الله و روزهايي که در دور سال به مناسبت‌هايي، عزيز و گرامي و مبارک مي‌باشند، فرصت‌هاي خوبي هستند که اگر از آنها براي کسب برکات و نوسازي شعائر و تجديد حيات حقيقي و تقويت مباني اصولي و رشد ايماني و اخلاقي و شعور انساني و تعميم ملکات فاضله و همبستگي اجتماعي و برادري و اخوت ديني استفاده شود، ثمرات بزرگ آن در جهت ساختن يک جامعة نيرومند، مستقل، ز نده و پويا در مسير ترقي و کمال بيشتر چشمگير خواهد بود.

ماه مبارک شعبان به واسطة اعياد و زاد روزهاي مبارک، داراي تلألؤ خاص و جلوه‌هاي ويژه مي‌باشد. روز مقدّس ميلاد سَرور احرار، الذي بذل مهجته في سبيل الله حتي استنقذ عباده من الجهالة و حيرة الضلالة[2]، سيد الشهداء عليه السلام فرصت، مکتب و مدرسي است و درس‌هايي که از آن مي‌توان آموخت هميشه و در طول تاريخ انسانيت مورد نياز و کوبندة ظلم، استعلا و استکبار است.

گم‌گشتة همة انسان‌ها

حضور پر نشاط و پر شور جوامع شيعه خصوصاً در اين کشور اهل بيت عليهم السلام کشور ايران اسلامي در مراسم بزرگداشت نيمة شعبان و عيد ولادت يگانه اميد همگان و نجات‌بخش جهان و جهانيان و مصلح موعود آخر الزمان الذي يملأ الله تعالي به الارض و قسطاً و عدلاً کما


ملئت جوراً و ظلماً[3] ظهور درخشان قوّت ايمان، و ميل فطري همگان به برقراري حکومت جهاني عدل و احسان و محکوم بودن ظلم و عدوان، و استضعاف و طغيان است.

بهره‌گيري مناسب از جشن ميلاد

از اين برنامه‌ها که به عنوان جشن و مجالس چراغاني، شادباش، مديحه‌سرايي، سخنراني و همايش و توزيع نشريات سودمند برگزار مي‌شود، بايد در جهت اهداف عالي آن وجود مقدس و حجت الله يگانة زمان، بهره‌برداري شود و پيرامون شخصيت منحصر به فرد آن وليّ خدا و ابعاد و اطراف و خصايص مأموريت بزرگي که بر عهدة آن حضرت است ـ و در حقيقت مکمّل بعثت همة انبيا و رسالات آسماني است ـ تبليغ شود که همة اين برنامه‌ها موجب خشنودي ورضايت خاطر آن حضرت است و نيز همگان را از کارها و اعمالي که باعث نگراني و رنجش خاطر آن حضرت مي‌شود، بر حذر دارد.

فرصتي براي رفع کاستي‌ها

در اين ايام پر برکت شعبانيه، بايد کاستي‌ها و نقاط ضعفي را که در جامعه داريم، مطرح کنيم؛ براي ترميم و برطرف کردن آنها تصميم بگيريم؛ بکوشيم در اين فرصتي که تعبير به فرصت طلايي براي آن بسيار کم است، استفادة فراوان کنيم؛ در برابر مظاهر فسادي که معنويات، اخلاق و انسانيت جهان را به سوي سقوط، سِير مي‌دهد، در برابر مراکز فساد و ابتذال، اختلاط زن و مرد، رواج معاصي و گناه به اسم هنر و به اسم تقسيم موسيقي به سنتي و غير سنتي، در برابر يک سلسله مسابقه‌هاي نامشروع و در يک کلمه ترويج فساد اخلاق که به وسيلة مفسدين و نويسندگان غير متعهد، مطبوعات، نشريات، مجلات و جرايد ضالّه انجام مي‌گيرد عکس العمل نشان دهيم.

 بايد مسلمانان و شيعيان اهل بيت عليهم السلام با اين حضورهاي مخلصانه و تعظيم و تجليل از اين شعاير و استفاده صحيح و آگاهانه از اين مراسم، هويت ديني خود و استقلال اسلامي را هر چه بيشتر آشکار کنند و نگذارند اين همه احساسات خالصانه و اين علاقه‌هاي پاک و بي‌شائبه به هدر رود.

نيمة شعبان، نمود تعهد ديني

نيمة شعبان يعني اظهار وجود اسلامي و ولايي؛ ابراز شخصيت و استقلال ديني؛ حمايت از اسلام و مکتب اهل بيت عليهم السلام، نيمة شعبان يعني مبارزه با فساد و بدحجابي و مظاهر گناه، محکوم کردن همة انحرافات اجتماعي، سياسي و اقتصادي و موضع‌گيري، موضع‌داري و بي‌تفاوت نبودن در برابر جريان‌هاي انحرافي و اسلام زدايي؛ نيمة شعبان يعني امر به معروف و نهي از منکر، اجراي احکام اسلام و مقاومت در مقابل استکبار و غرب‌گرايي، و در حقيقت، حرکت، ايمان، استقامت و تلاش براي اعلاي کلمة الله و عزت و عظمت اسلام و مسلمانان.

برگزاري اين همايش که به عنوان مهدويت و جهان آينده است، بسيار قابل تقدير است.

اينجانب به سهم خود از برگزار کنندگان عزيز اين همايش که بحمد الله تعالي در مسير توسعة فرهنگ انتظار و ولايت، خدمات سودمندي را به جامعه و به نسل جوان تقديم مي‌دارند، تشکر مي‌کنم.

 و نيز براي تمام اشخاصي که در برنامه‌هاي نيمه شعبان، احساسات پاک ولايي و ارادت خود را به پيشگاه ملازمان خاص حضرت بقية‌الله عجل الله تعالي فرجه الشريف اظهار مي‌نمايند، تأييد و تسديد مسئلت مي‌نمايم. اميد آنکه همگان مشمول دعوات و عنايات آن امام همام باشند.

و السلام عليکم و رحمة الله

شعبان المعظم 1424

لطف الله صافي[4]



[1]. کليني کافي (فارسي)3/212؛ مجلسي،بحار الانوار،68/221؛ تفسير رازي، ج 17، ص 116؛ 30/174؛ نسيم‌هاي رحمتي از جانب پروردگارتان در ايام زندگي‌تان هست؛ آگاه باشيد در برابر آن نسايمها، قرار بگيريد.

[2]  کسي که خون دل خويش را در راه خدا تقديم کرد تا بندگانش را از جهالت و تحير گمراهي، نجات دهد.

[3]  کسي که به وسيلة او، خداوند زمين را پر از و قسط و عدل مي‌کند همانگونه که از  ستم و ظلم پر شده است. خراز قمي، کفاية الاثر، 167؛ بحار، مجلسي، 36/340.

[4].پيام به همايش مهدويت و جهان آينده، نيمة شعبان1424.

پیام پانزدهم

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي: وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ

إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ [1]

با عرض سلام و صلوات به درگاه ملازمان آستان فرشته پاسبان وليّ دوران و كهف امان، خلف انبياء مرسلين، خاتم خلفاء مرضيين. مقصود از

فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ[2]


مصداق

وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ[3]

حصن ا لله الحصين و فاتح حصون مستكبرين، منجي محرومين و مستضعفين و نور قلوب مؤمنين، حجت الله الطاهره و کلمته التامة ويدالله الباسطه وعينه الناظره حضرت بقيةالله مولانا و مولي الخلائق اجمعين الامام الامين المؤتمن الحجه بن الحسن العسكري ارواح العالمين له الفدا.

صميمانه‌ترين سلام و تبريكات و خالصانه‌ترين شاد باش‌ها را به مناسبت خجسته ايام مهدويه به حضور شريف و مبارك شيعيان و منتظران ظهور عدل جهاني و حكومت عالمي اسلامي، حكومت حَقّه الهيه، بويژه عزيزاني كه در اين ايام فرخنده با شعار اظهار ولايت و برگزاري مراسم، عهد و ميثاق خود را با آن حجت يگانة خدا تجديد و بر تعهد خود در عمل به احكام نوراني اسلام و پاسداري از هويت ديني تاكيد مي‌نمايند و حضور و استقامت خود را ‌در سنگر ياري دين و امر به معروف و نهي از منكر و دفع بدع مبدعين، ‌ابزار مي‌دارند.

هم انصار الله و انصار رسوله و انصار وليه هم


المؤمنون المخلصون و هم حزب الله الفائزون ‌و اولئك علي هدي من ربهم و اولئك هم المفلحون.

مسئوليت بي‌تفاوتي

پس از اين عرض سلام و تبريك، موقع را براي توجه و رسيدگي به مسئوليت‌هاي زياد و تكاليف بزرگي كه اوضاع و احوال عمومي كل جهان و عامّة مسلمانان و اوضاع خاص شيعيان و مردم اين مملكت، بر دوش همه گذارده ‌غنيمت دانسته، خودم و همگان را به التزام به اسلام و حفظ هويت اسلامي دعوت مي‌نمايم و يقين دارم كه مسئوليت بي‌تفاوت بودن نسبت به ‌خطراتي كه از جانب دشمنان خارج و داخل، احكام خدا و هويت ما را از زن و مرد تهديد مي‌نمايد و نينديشيدن و چاره جويي و مدافعه نكردن، بسيار شديد است.

نيمة شعبان، روز اميد

عزيزان من، برنامه‌هاي تجليل و تعظيم در عيد بزرگ نيمه شعبان، هر چه باشكوه‌تر انجام شود، سزاوار و شايسته و بايسته است؛ نيمة شعبان، شعار الله، شعار دين و ولايت، روز خدا و روز اميد بشر و نويد فتح، ظفر، خلاصي، نجات، عدالت و رستگاري است.

ظاهر و باطن برنامه‌هاي روز ميلاد

اما ا ين برنامه‌ها و شعارها مثل ساير مراسم و شعاير و پديده‌هاي اين عالم، مركّب از ظاهر و باطن، صورت و معنا، و جسم و روح است؛ ظاهر، صورت و جسم آنها همين چراغاني‌ها، جشن‌ها، مديحه سرايي‌ها، مديحه خواني‌ها، اجتماعات و محافل و مجالس و فرياد‌هاي تكبير و تهليل و صلوات است كه همه شور‌انگيز، روح بخش و حركت‌آفرين است و باطن و معني اين مظاهر هم دعوت‌ها و پيام‌هايي است كه خطاب به همگان دارند؛ پيام‌هايي سازنده، هدايت بخش، عزت‌آفرين؛ پيام‌هايي برگرفته از قرآن كريم و احاديث شريفه؛ اين پيام‌ها را بايد در ضمن انجام اين برنامه‌هاي ايام مهدويه دريافت كنيم و از اين ظواهر به حقايق عالي و شعور و بيداري كامل برسيم.

پيام ها هم فردي و راجع به خود اشخاصي است كه در اين مراسم حضور و شركت مي‌يابند، و هم راجع به جامعة شيعه و مسلمانان جهان است و هم مخاطبش كل دنيا و همة مردم جهان و مخصوصاً‌ مستكبران و زورگويان است.

همة اصناف و اقشار، علماي اعلام، زعما، حوزه‌هاي علميه، وعاظ و طلاب، دانشگاهيان، استادان، دانشجويان، نويسندگان، صدا و سيما، ارباب قلم و روزنامه‌ها، نشريات و مجلات، بازرگان، كشاورز، صنعتگر، همه بايد پيام‌هاي اين عيد سعيد را در ارتباط با وظايف شخصي و اجتماعي و سياسي خود دريافت دارند و به گوش دل نداي آقا ‌و مولاي خود را كه سخت نگران احوال و اوضاع است، بشنويم.

دل‌نگراني‌هاي امام زمان

 آن حضرت از شيوع مفاسد، از مراكز فساد و از فرهنگسراها و ارگان‌هاي هنري و موسيقي، از ابتذالي كه بانوان را به آن دعوت مي‌نمايند، از گرايش آنها به ترك چادر، از شركت آنها در بعضي از مسابقات ورزشي و عواقب سويي كه اين امور دارد، از همه نگران مي‌باشد.

پيام نيمة شعبان

پيام اين مراسم عزيز اين است:

 مسلمانان و شيعيان! همه هشيار باشيد؛ مسئوليت‌ها را درك كنيد، جريان‌ها، اوضاع و احوال را زير نظر داشته باشيد؛ از حركت‌ها و توطئه‌هاي دشمنان؛ غافل نباشيد، فريب تبليغات ‌مسموم را نخوريد؛ به پيش برويد؛ در علوم و فضايل و صنعت، پيشگام باشيد؛ در تحقيق، اكتشاف و ابتكار براي امت اسلام، عزت‌آفرين باشيد. استقلال اسلامي و هويت ديني خود را حفظ كنيد؛ به آن افتخار كنيد، نگذاريد بد‌خواهان و بد انديشان آن را تغيير دهند يا كم رنگ كنند؛ هويت اسلامي شما قرآن است؛ اذان است؛ نماز است؛ نماز جماعت است، ماه رمضان، ماه محرّم و صفر است؛ مكه، مدينه، كربلا، نجف و مشهد است. عيد نيمه شعبان، عيد فطر واضحي، عيد غدير و عيدهاي اسلامي است؛ حجاب است، حرمت شرب خمر و قمار است؛ حرمت موسيقي، خوانندگي و نوازندگي است. پيام اين مراسم، علم، دانش،كمال، امامت و تقواست.. مواضع اسلامي را نگاه داريد. غرب گرايي، افتخار به دوران‌هاي جاهليت، اختلاط زن و مرد، ملاهي و مناهي و موسيقي همه ضد ارزش و ضد هويت اسلامي است.

حفظ هويت اسلامي

 هويت اسلامي در نوع تجارت، صنعت، در نوع لباس و مسكن، در هنر، در معاشرت‌ها و ارتباطات و در همة شئون زندگي، مشخص است؛ بيگانگان هم ‌مسلمانان را به آن مي‌شناسند؛ اين هويت همواره هدف دشمنان اسلام بوده است. مسلمان بايد اين هويت را درهر كجا باشد ـ اگر چه در قلب اروپا و آفريقا باشد ـ حفظ كند؛ بدان بنازد و به شخصيت خود ببالد و افتخار كند و عزت اسلامي خود را نشان بدهد.

پيام اين عيد بزرگ اين است كه مسلمانان بر جاي خود بمانيد. شعار تكبير و صلوات را زنده نگاه داريد و نگذاريد به سوت و كف زدن تبديل شود.

امّت پيروز

 بر حسب روايات، حضرت رسول اكرم، صلّي‌الله عليه و آله، امّت خود را به مثل اين جملة « هم الغالبون هم القاهرون» توصيف مي‌نمايد؛ پس اگر امتي مقهور و مغلوب بيگانگان شد، اگر چه ادعاي اسلام كند، در امت آن حضرت بودن به كمال نرسيده است.

خداوند متعال از بركات اين عيد سعيد و به دعاي‌ صاحب بزرگ آن، مسلمانان را در همة مواضع و مقامات، پيروز فرمايد:‌

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

شعبان المعظم 1423

لطف الله صافي[4]



[1]. صافات، 173-171؛‌ وعدة قطعي ما براي بندگان فرستادة ما از پيش تعيين شده است که آنان ياري شدگان‌اند و لشکر ما پيروزند.

[2]. ملک، 30؛ اگر آب در زمين فرو رود[و ناپديد گردد] چه كسي براي شما آب روان مي‌آورد؟

[3]. يس ، 12؛ و همه چيز را در كتابي روشنگر برشمرده ايم.

[4]. پيام به مناسبت نيمة شعبان 1423

پیام چهاردهم

بسم الله الرحمن الرحيم

يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْئَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ[1]

اثرات سوء نا‌اميدي

يأس و نوميدي يکي از عوامل مهم بازدارندة افراد از کار و تلاش و پي‌گيري و تعقيب مقاصد و مطالب است، بسيار و بلکه بيشتر اشخاصي که در زندگي و نيل به خواسته‌هاي خود شکست خورده‌اند، در اثر نااميدي و قبول شکست بوده است.

راز پيروزي

تأمل در تاريخ رجال موفق، نشان مي‌دهد که رمز مهم پيشرفت آنان، نااميد نشدن و اميدواري به موفقيت بوده است؛ از آن روزي که اسلام تنها با شخص پيامبر و اميرالمؤمنين و خديجه عليهم السلام بود تا فتح مکه و سپس فتوحات ديگري که نصيب مسلمانان در شرق و غرب جهان شد، همواره در غزوات و جنگ‌ها، و در شدت‌ها و سختي‌ها، نويدها و وعده‌هاي حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله ـ که اين دين به پيش مي‌رود و صيت و صوت آن جهانگير مي‌شود، و به هر نقطه‌اي که شب يا روز به آنجا رسيده باشد، مي‌رسد ـ نگهدار قلوب مسلمانان بود؛ چنانچه نويد به اين که دين حق اسلام بر کل اديان، ظاهر و غالب مي‌شود و در تأکيد بر وقوع اين غلبة جهانگيرـ که به دست حضرت ولي عصر صاحب الامر ارواح العالمين له الفداء صورت وقوع مي‌يابد ـ فرمودند: اگراز دنيا فقط يک روز باقي بماند خدا آن روز را آن قدر طولاني مي‌نمايد تا آن شخصيتي که هم‌نام پيغمبر و از فرزندان پيغمبر يعني علي و زهرا عليهم السلام است ظاهر فرمايد وبه او دنيا را پر از عدل و داد نمايد چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد.[2]


چشم‌انداز نشاط آفرين

اين نويد، مسلمانان را در انتظار آينده و روز خلاص و نجات گذارده تا با ايمان به اين حقيقت، در هر عصر و زمان و تحت هر شرايطي، دست از اسلام نکشند؛ به عقب باز نگردند؛ به چپ و راست متمايل نشوند و انتظار آن روز را از افضل اعمال بلکه افضل از جهاد بدانند؛ انتظار هم جهاد است و هم استقامت است؛ هم صبر و مقاومت است؛ هم عمل است و هم حرکت است و هم عبادت.

مظاهر آن در اعتقادات، معرفت به خدا، معرفت نبوت و نبوت ختميه و معرفت به امامت و مخصوصاً امامت امام زمان و معرفت و ايمان به معاد و ساير عقائد حَقّه است.

اين معارف و اين عقائد همه اميد بخش و نشاط آفرين است؛ قلب را نوراني مي‌نمايد و عقب‌گرد و واپس‌گرايي و نااميدي را از ميان مي‌برد.

اين نگاه به آينده، و اميد به وعده‌هاي قرآني و سنت غير قابل تغيير الهي، مثل نصوص:

لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ[3]

وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ[4]

يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ [5]

 

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ[6]

و آيات متعدد ديگر همه نگهدارندة شيعيان در مواضع ولايي و ايماني و استقامت و مقاومت در دوران‌هاي حکومت‌هاي بني اميه و بني عباس و ستمگران بي‌باک تاريخ بوده است.

برکات عيني عقيده به مهدويت

در همين يک صد سال اخير، در دوران ديکتاتور خونخوار و بي‌سوادي مثل رضا خان، آن همه شدت و اِعمال زور، ارعاب، حبس، شکنجه و کشتار براي نفي هويت اسلامي جامعه، صورت گرفت و سياست‌هاي مزوّرانه‌اي به اسم روشنفکري و اصلاح طلبي و ترقي و آزادي‌خواهي و تقليد از غرب اجرا شد که حتي جشن‌ها و چراغاني‌هاي نيمه شعبان را تعطيل کردند اما آنچه بحمد الله هويت اسلامي و مذهبي اين جامعه را نگاه داشت همان ايمان به ظهور حضرت مهدي عليه السلام بود و اين همه از برکات همين عقيده به مهدويت بود‌ و اينکه آينده براي قرآن، اسلام و براي ظهور و حکومت و ولايت اهل بيت است.

در حال حاضر نيز به فضل خدا با همين ايمان و عقيده به مهدويت در برابر دشمناني که محو اسلام را وجهة نظر قرار داده‌اند در حفظ همة مواضع به شرط التزام به احکام اسلام و بيرون نرفتن از خط هدايت اهل بيت عليهم السلام پيروز خواهيم بود. انشاء الله تعالي. و العاقبة للمتقين.

اللهم عجل فرجه و سهّل مخرجه و قرّب زمانه و اجعلنا من اعوانه و انصاره آمين رب العالمين

لطف الله صافي[7]




[1]. يوسف، 87؛ پسرانم برويد و از يوسف و برادرانش جستجو کنيد و از رحمت خداوند، مأيوس نشويد که تنها گروه کافران از رحمت خداوند مأيوس مي‌شوند.

[2].ما حوزي، الاربعين، 209، سيوطي، جامع الصغير، 2/438 با اندک تفاوتي در لفظ.

[3]. انفال، 8؛ تا حق را تثبيت کند و باطل را از ميان بردارد هر چند مجرمان را خوش نيايد.

[4]. انفال، 7؛ خداوند مي‌خواهد با کلمات خود، حق را تقويت و ريشة باطل را قطع کند.

[5]. توبه، آيه32.؛ آنها مي‌خواهند نور خدا را با دهان خويش خاموش کنند ولي خداوند جز اين نمي‌خواهد که نور خود را کامل کند هر چند کافران ناخشنود باشند.

[6]. صفّ، 8.؛ آنها مي‌خواهند نور خدا را با دهان خويش خاموش کنند ولي خداوند، نور خود را کامل مي‌کند هر چند کافران ناخشنود باشند.

[7]. تاريخ و مشخصات دقيق‌تري از اين پيام، به دست نيامد.

پیام سیزدهم

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي: وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَري اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ[1]

با تقدير و تشکر از برگزارکنندگان عزيز و موفق اجلاس يک روزة« مهدويت و آيندة بشريت» ويژة اساتيد محترم دانشگاه‌هاي آزاد اسلامي منطقة 3.

اميد است حاصل اين اجلاس که انشاء الله تعالي با حضور نخبگان و


انديشمندان و شخصيت‌هاي علمي حوزه و دانشگاه و ديگر اقشار آگاه و مشتاق، برگزار مي‌شود، موجب ارتباط بيشتر همگان با آستان فرشته دربان، آن ولي دوران و قطب عالم امکان ارواح العالمين له الفداء گردد. بديهي است اختصاص يک روز و يک جلسه و يک سال و بيشتر پيرامون اين موضوع بزرگ و کثير الجوانب و مفصّل الابعاد هر چه هم عميق برگزار شود، حاصل آن اندکي از بسيار نخواهد بود: قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا [2] در عصر حاضر، امام زمان، حضرت صاحب الامر عجل الله تعالي فرج الشريف کلمه الله العظمي و اسم اعظم الهي است.

اصالت مهدويت

موضوع ظهور مصلح آخر الزمان از زمان‌هاي آسماني بسيار دور و کهن، در زمان انبيا و حتي مکتب‌ها و مذاهب ديگر مطرح بوده است و کتاب‌هاي آسماني مثل تورات و انجيل و زبور به آن بشارت داده‌اند و قرآن کريم، اين يگانه سند باقي وحي و برهان حقانيت همة پيغمبران خدا و حجت خاتميت دين اسلام، نيز در آيات متعدد، جامعة بشريت را به آن نويد داده و در انتظار آن آيندة پاک و پر از نور،علم، آگاهي، بيداري و عدل و قسط قرار داده است و احاديث بسيار معتبر که قبل از ولادت حضرت ولي عصر اروحنا الفداء در تأليفات محدّثين نامدار ثبت و روايت شده است آن موعود انبيا و آن مصلح بزرگ جهاني را به حسب و نسب و نام و نشان معرفي نموده‌اند.

اجلاس يک روزه، اگر چه در برابر اقيانوس بيکران، قطره‌اي از درياست، اما در ذات خود اگر يک دقيقه هم باشد ارزش و گران‌سنگي معنوي آن از کوه‌ها بزرگ‌تر است.

حقير اين روز و اين حضور و اين اقدام را بزرگ مي‌شمارم و با تواضع کامل به همة شرکت کنندگان سلام و تبريک عرض مي‌نمايم. خداوند متعال همگان را در راه شناخت معارف اسلام و عمل به احکام الله که يگانه درمان دردهاي بشريت متحير زمان است موفق فرمايد.

اللهم عجل فرج مولانا صاحب العصر و الزمان و اجعلنا من اعوانه وانصاره ومُقوّيه سلطانه والراضين بفعله. آمين رب العالمين والسلام عليکم ورحمة الله

لطف الله صافي[3]



[1]. توبه، 105؛ و بگو كارتان را بكنيد، به زودي خداوند و پيامبر او و مؤمنان در كار شما خواهند نگريست.

[2]. کهف، 109؛ بگو اگر درياها براي نوشتن کلمات پروردگارم مرکّب شود درياها پايان مي‌گيرد پيش از آنکه کلمات پروردگارم پايان يابد؛ هرچند همانند آن درياها را کمک آن قرار دهيم.

[3]. پيام به اجلاس مهدويت و آيندة بشريت،  اساتيد دانشگاه آزاد اسلامي منطقه 3.

پیام دوازدهم

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي: كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ[1]

برحسب آنچه از آيات قرآن کريم، و روايات شريفه استفاده مي‌شود، استعلا، استضعاف و استکبار در جهت مخالف با اهداف خلقت انسان و از پديده‌هاي غير اصلي و حاصل طغيان بشر و مخالفت با فطرت است. به مقتضاي آيه کريمه كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً... بشر، امت واحده است؛ استعلا و استضعاف باعث تفرقه، اختلاف و خروج از حد اعتدال و مخالف خواست‌هاي حقيقي فطرت است.

بعثت پيغامبران با نويد و هشيار و بشارت و انذار و نزول کتاب‌هاي آسماني و قوانين الهي، براي حکم در اختلافات به منظور حفظ اين وحدت و نهادينه کردن آن و محکوم کردن استضعاف و استعلاست.

پديدة استضعاف، انحرافي است و همواره در تاريخ انسانيت در کمون و ظهور بوده و عوامل خاص، آن را پديد مي‌آورد؛ پديده‌اي منفور و تحميلي بر وجدان انسان و مانند پديده‌هاي شوم ديگر عارضي؛ اما چون سير آن خلاف مسير جهان و حرکت دوران و زمان است، سرانجام از جلو رفتن و رسيدن به پيروزي نهايي ناتوان، و مقهور سير سالم و اصلي ضد استضعاف مي‌گردد:

وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا[2]

سرانجام جهان

بر حسب آيات قرآن مجيد و روايات، سرانجام، امت واحدة جهاني و خالص از استضعاف برقرار مي‌‌شود که در آن اگر چه تفاوت‌هايي که لازمة تمدن صحيح است و بدون آن تمدن و تعاون و تعامل، امکان‌پذير نيست نقش سازنده دارد، استکبار و استغصاب، موضع و نقشي ندارد و منتهي اليه سير جوامع انساني (پس از تجربه‌هاي بسيار و گذشت از فراز و نشيب‌هاي بي‌شمار و پشت سر گذاردن مکتب‌هاي گوناگون مادي) جامعة الهي خواهد بود.

بشارت به دولت کريمه

اين رويداد و اين روز نو و اين عصر عدل و اين جامعه و امت واحده و دولت کريمه و اين دور انقراض استضعاف و زورمآبي‌ها را قرآن مجيد در آيات متعدد، نويد داده است و پيامبران از آن خبر داده و در کتاب‌هاي گذشته مثل تورات و انجيل و زبور اين سنّت الهي ثبت و مکتوب شده است.

روايات متواتر بر اين حقيقت تأکيد دارند، که با ظهور حضرت مهدي ارواح العالمين له الفداء آن امام مبين و خلف انبياء مرسلين و هم‌نام و هم کنية حضرت خاتم النبيين صلوات الله عليهم اجمعين حکومت عدل و جهاني برقرار و به قدرت خدا، و به دست آن عزيز خدا، مشارق و مغارب زمين مفتوح، و پرچم توحيد و تکبير به اهتزاز درآمده، علم و عدل و قسط در همه جا حاکم، و جهل و ظلم و جور و استضعاف، محکوم مي‌گردد.

در بيان اين معاني همان آية کريمه

و نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[3]

و همان بيان معجز نظام و قاطع قرآن ناطق، امير المؤمنين عليه السلام کافي است که فرمود:

لتعطفن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها[4] ثم تلا عقيب ذلک و نريد ان نمنّ علي الذين استضعفوا في الارض....


روزي که به پيروزي و ظفر

رايات فرازد، به فَرَقدان

روشن کند از نور خود، زمين

با رايت عدل آيت امان

انگشتري مصطفي به دست

شمشير علي بسته بر ميان

آيد ز پي خدمتش فرود

آن روز مسيحا ز آسمان

خاصّان خدايش ز شرق و غرب

تازند به خدمت يکان يکان


اللهم عجّل فرجه و اجعلنا من انصاره و اعوانه و مُقوّية سلطانه

لطف الله صافي[5]




[1]. بقره، 213؛ ترجمه : مردم (در آغاز) يک دسته بودند (و تضادي در ميان آنها وجود نداشت؛ بتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضاد هايي در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند پيامبراني بر انگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و کتاب آسماني که به سوي حق دعوت مي کرد آنها نازل نمود تا در ميان مردم،در آنچه اختلاف داشتند داوري کند.

[2]. احزاب، 62. و براي سنت الهي هيچ گونه تغييري نخواهي يافت.

[3]. قصص، 5؛ و ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم.

[4]. نهج البلاغه، عبده، 4/47؛ دنيا پس از اعراضش به ما روي مي‌آورد روي آوردن شتر به بچه‌اش؛ آن‌گاه در عقب اين مطلب، آية ميارکه فوق را قرائت فرمودند.

[5]  تاريخ اين پيام، مضبوط نبود.

پیام یازدهم

بسم الله الرحمن الرحيم

و نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[1]

حضرات فرهيختگان و ارباب توفيق و عزيزان مشرّف به حضور در محفل ولايي و اجتماع نوراني همايش سراسري علمي تخصصي خورشيد مغرب و هيئت جوانان و دانشجويان آل طه، دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اردبيل.


حقير با کمال اشتياق که به حضور درمثل آن مجمع روحاني و زيارت برادران ايماني و دلباختگان مخلص به ولاي آقا و مولايمان خليفه الله في عباده و بقية‌الله في ارضه الامام المبين و الکهف الحصين خلف انبياء المرسلين و خاتم الائمه الطيبين الطاهرين المعصومين ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء داشته و دارم، متأسفانه از فيض حضور در آن همايش شريف که قرار داشتن در صف نعال آن را موجب افتخار مي‌دانم معذور و محروم مي‌باشم.

 با عرض سلام خالصانه و تقديم احترامات فائقه، مراتب سپاس و تشکر خود را از برگزاري آن همايش، ابراز مي‌دارم؛ به اميد آنکه به حکم «الراضي بفعل قوم کالداخل فيهم» از برکات کثيره و رحمت‌هاي واسعة الهيه که انشاءالله تعالي بر آن همايش، نازل خواهد شد بهره‌مند و در شمار آن سعادتمندان محسوب شوم.

توصيه به حفظ هويت ديني

در ضمن، خود و همگان‌ را در اين عصر غيبت کبري، عصر امتحان و تخليص و تمحيص به تمسک به هدايت قرآن کريم و ولايت اهل بيت عليهم السلام سفارش مي‌کنم.

حفظ استقلال، شخصيت ديني، افتخار به هويت مذهبي، ثبات و استقامت بر سنن اسلامي، اجتناب از وقوع در جاهليت ثانيه و گرايش‌هاي انحرافي فکري و عملي بايد وجهة همت همه مخصوصاً جوانان عزيز باشد؛ همه بايد آية کريمة « وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ »[2] را نصب العين قرار داده و عزت و غيرت ايماني خود را گرامي بداريم و با آن همواره در علم و فرهنگ و تحصيل و قوّت و قدرت، رو به جلو و تقدم، و در کسب مکارم و عزت،کوشاتر باشيم؛ مقهور هيچ قدرت مادي نباشيم و در هر ميدان، هر جا و هر جامعة بين المللي با عزت اسلامي عرض وجود و اعلام موضع نماييم.

پوچي در دنياي کفر

امروز دنياي غرب بسياري از قبايح و مظالم را فخر و مدح دانسته و از معنويات و فضايل و ايمان به عالَم غيب ـ اين يگانه چيزي که به وجود انسان و تمام کائنات معنا مي‌دهد و از آن، تفسيري درست و سودمند مي‌نمايد ـ کنار رفته و به بي‌معنايي و پوچي اين جهان و ابتذال، گرايش دارد و به بهانه و اسم‌هاي به ظاهر خوب، فساد، فحشا و ملاهي و مناهي را ترويج مي‌نمايد.

 اين بيداري و هشياري و آگاهي جوانان و دانشجويان عزيز و دانشگاهيان و اين علائق خالصانه از سوي آنان به احياي امر ولايت حضرت ولي عصر ارواح العالمين له الفداء موجب اميدواري و نويدبخش آيندة بهتر و درخشان‌تر و طليعة جامعه‌اي پوياتر و مقاوم‌تر است.

قال الله تعالي: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ[3]

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

لطف الله صافي[4]




[1]. قصص، 5؛ و ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم.

[2]. منافقون، 8؛ و عزت از آن خداوند و فرستادة او و مؤمنان است.

[3]. سورة آل عمران، آية 139؛ و سست نشويد و محزون نباشيد و شما برترينيد اگر مؤمن باشيد.

[4]. پيام به همايش سراسري علمي و تخصصي خورشيد مغرب، اردبيل، آبان 84.

پیام دهم

بسم الله الرحمن الرحيم

ويژگي‌هاي جهان معاصر

جهان معاصر، جهان ترقي فنون و صنايع، جهان ارتباطات، جهان آگاهي از ذرات و مخلوقات مادّي كوچك‌تر از ذره تا بزرگ‌ترين كرات موجود است؛ در فضايي كه وسعت و بُعد آن را بشر تا حد ميلياردها سال نوري كشف كرده است؛

ويژگي‌هاي عالم خلقت

جهاني كه هر بخش كوچك و بزرگ، هر موجود مرئي و نامرئي، هر انسان و حيوان، هر درخت و برگ درخت، هر شكوفه و ميوه، سنگ و سنگ ريزه،


هر كوه و معدن، اقيانوس، دريا و رودخانه و هر جاندار دريايي، آسماني و زميني آن، خود جهاني بزرگ و حاوي خواص، عجايب و آيات بسيار است

در چنين جهاني كه قلم بشر از توصيف واقعي آن ناتوان است و شمار و عدد حروف و كلمات بي حد و حصر آن را، كه كتاب تكوين و كتاب خلقت است، خالق قادر عالم چنين توصيف فرموده است:

قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ اَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَدا[1]

بحران معنويت در دنياي کنوني

در چنين جهاني، بشر، مشكلات بسيار و بسياري را كه از ديرباز و روزگاران كهن، لاينحل باقي مانده بود، به نيروي علم و تحقيق و استعداد خداداد خود حل نموده است و از سوي ديگر به ابزارهاي خطرناك كشتارهاي جمعي و ويرانگر كه او را تهديد مي كند دست يافته؛ به جاي اينكه سكون خاطر، آرامش قلب، اطمينان به آينده و علاقه به ادامة زندگي و بقا و حيات در او بيشتر شود، اين علايق و احساسات عالي در او ضعيف مي‌شود و چنين جلوه مي‌كند كه رو به زوال است و به جاي اينكه نور اميد در باطن او روشن‌تر و پرفروغ‌تر شود، به خاموشي گراييده است.

تفسيرهاي نوميدكننده از حيات و مكتب‌هاي مادّي، اين دستگاه عظيم و اين انسان و اين همه نشانه ها و آيات و اسرار بي شماري را كه در آن است، همه را پوچ و پوك جلوه مي‌دهند و جامعة انسانيت را با خطر بي‌قيدي و بي‌ميلي جوانان و نسل آينده به حيات، مواجه ساخته است.

 در اين ميان، بي‌عدالتي‌ها، ظلم‌ها، استكبار و استضعاف اقوايا و دولت‌هاي بزرگ ـ و به اصطلاح ابرقدرت ـ و بازي‌هاي سياسي و اقتصادي آنها و قرار گرفتن بخش بزرگ جامعة بشري در زير خط فقر و فشارهاي گوناگون و صرف صدها ميليارد دلار در راه تسليحات و ده ها و صدها عوامل ديگر نيز كمك نموده تا مخصوصاً بشر را از اين نظاماتي كه بر معنويات اتكا ندارند، و نسل جوان را به موادّ مخدّر و سرگرمي‌هاي غافل كننده، گرايش داده است مأيوس مي‌نمايد؛ تبليغات، روزنامه‌ها، مجلات و راديو و تلويزيون‌ها و برنامه‌هايي كه عرضه مي‌شود همه اين يأس و نااميدي را تقويت كرده و شعور انساني را تخدير نموده و فضايل و مكارم انسانيت، رحم، عاطفه و عدالت را بي قدر و اهميت مي‌نمايند.

با تمام پيشرفت‌هاي صناعي و با همة آشنايي‌هايي كه به ظاهر فراهم است، اميد بشر به حيات و آرامش باطن، كمتر شده و رو به افول گذارده و دليل آن همين پناهندگي او به اعتياد و موادّ مخدر است كه نسل آينده را بدتر از ايدز تهديد مي نمايد.

آرامش روحي در پرتو دينداري

يكي از امتيازات بزرگ اديان الهي، اطمينان و آرامشي است كه در دل‌ها ايجاد مي‌كنند و همه را به آيندة خوب‌تر و كمال بيشتر اميدوار مي‌سازند. دين اسلام اين خصيصه را در حد اعلا تبليغ كرده و بشر را به آينده، اميدوار نموده، و عوامل يأس و نااميدي را از بين مي‌برد و براي حيات و مصيبات و زحماتي كه بشر با آن دست به گريبان است، تفسير درستي ارائه نموده و همه را در مسير تعالي و ترقي و كمال او معرفي مي‌نمايد؛ صداي روح بخش و دلنواز قرآن كريم که مي‌فرمايد:

لاتَقْنَطُــوا مِنْ رَحْمَة الله[2]

وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْح اللهِ[3]

، هر مسلمان مؤمن را با نشاط، اميدوار، آينده‌نگر و مقاوم مي‌سازد و اين قرآن و هدايت قرآن است كه در يك آيه مثل:

عَسي اَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسي اَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللهُ يَعْلَمُ وَ اَنْتُمْ لاتَعْلَمُون[4]

به انسان چنان روحيّه مي‌دهد كه در موقف بسيار خطرناك، ايستادگي کند و پويا و پيشتاز به پيش رود.

اعادة حيثيت بشر معاصر در بازگشت به دين، معارف صحيح و ديني و هدايت‌هاي وحياني است.

بشارت اميد آفرين اديان الهي

چنانكه همه مي‌دانند يكي از بشارت‌هاي اميدبخش كه همة اديان الهي، بلكه ساير اديان هم بر آن اتفاق دارند، بشارت و مژده به دورة استقرار عدل جهاني و حكومت واحدة همگاني است؛ حكومت مسئولان و مديران شايسته و صالح، حكومت عبادالله و جامعة عبادالله، حكومتي كه رهبر آن پاك‌ترين فرد انساني، صالح‌ترين عبادالله و مؤيد من عندالله و بقية‌الله و خلف و وارث برگزيدة انبياءالله و اولياءالله است.

مختصات دولت کريمه

دوره و عصري كه بركات و نعمت‌هاي ظاهري و باطني همه را شامل و به هم واصل باشد؛ فقر و زيردستي و زبردستي در آن نباشد؛ همه جا معمور، و همه خادم و مخدوم باشند، حكومت مهدي، موعود انبيا، قائم آل محمّد، صلوات الله عليهم اجمعين و حكومت صاحب الامر و صاحب الزمان است؛ حكومت آن كس كه

يَمْلاُء الله به الاَرْض قِسُطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما [کما نسخ] مِلئَتْ ظُلْمَاً وَ جَوُراً[5]

حكومتي كه كتاب‌هاي آسماني تورات، انجيل، زبور و قرآن مجيد ـ برهان بزرگ و باقي و جاودان حقّانيت رسالت همة پيغمبران ـ بشريت را به آن بشارت داده و اميدوار نموده‌اند.

حكومتي كه صدها آيات قرآن را تفسير مي‌كند و آياتي مثل

فَاِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً[6]

وَ نُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الاَْرْضِ[7] وَ وَعَدَ اللهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوالصّالِحاتِ[8]

را حتمي و قطعي اعلام مي‌نمايد.

اميد و حرکت، مفهوم انتظار

 همه بايد به اين آينده، اميدوار باشند؛ در انتظار آن دوره و آن عصر و آن ظهور كامل حق و عدل باشند؛ براي آن عمل كنند و حيات خود و همة انسان‌ها را براي آن معاني بزرگ و هدف‌هاي ارزشمند بدانند.

اين ايمان كه اَلَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ[9] بدان تفسير شده، بسيار عالي، قوّت بخش، تحرّك آفرين و كوشش‌زا و تلاش افزاست.

مثل اين آيه

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ الاَْرْضَ يَرِثُها عِبادِي الصّالِحُونَ[10]

در آيات قرآن،كه همه نور و شفا است و نورانيت خاص خود را دارد، هشدار مي‌دهد كه در هيچ شرايطي و در هيچ موقعيتي و هر چه اهل باطل و ظلم و زور، غلبه كنند عقب نشيني و رها كردن سنگر اخلاص و سعي و عمل، جايز نيست؛ ضعف و سستي و نااميدي در قاموس انتظار و اميد، وجود ندارد.

بايد هميشه مثل اين روايت

لَوُ لَمُ يَبُق مِنََ الْدُنْيَا اِلاّ يَومٌ واحِد لَطوَّل الله ذلَك الَيوْم حَتَّي يَبعث فِيِه رَجُلاً مِنْ اُمَّتي وَ مِنْ اَهْلِ بَيْتى يُواطئِ اٍسْمُهْ اٍسْمي يَمْلَاُ الْاًرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئتُ جَوُْراً و ظُلْمَاً[11]

ـ كه با كمال تأكيد، بشر را اميدوار مي‌كند و آن آينده را محقق الوقوع اعلام مي‌نمايد ـ در برابر چشم انسان‌هاي فعّال، مبارز، جهادگر و پيشرو باشد.

به ياد او

در بين سخنان پرمعنا و جذّاب، نوشته‌ها، رساله ها و كتاب‌هايي كه براي هدايت بشر و قوّت روح و مقاومت در برابر سختي‌ها و براي ثبات، استقامت و پايداري او نوشته شده، سخناني كه پيرامون اين آيندة نوراني و آن شخصيت بي‌مانند خدايي باشد و دل‌ها را به سوي او متوجّه نمايد، جلوه و جذابيت و دل‌ربايي خاص خود را دارد و همه چون خود را نااميد و درهاي فرج و اميد را بسته مي‌بينند و نقطة اتكايي در پيرامون خود نمي‌يابند، مي‌خواهند از او بشنوند و از آن روزگار رهايي و خلاص، ياد كنند؛ اين كتاب‌ها را مي‌خوانند، ورق مي‌زنند، گريه مي‌كنند، ناله سر مي‌دهند و الغوث و الامان مي‌گويند.

به مكان‌ها و مقاماتي كه به آن عزيز خدا انتساب دارد، علاقة ويژه نشان مي‌دهند.

در بين اشعار، اشعاري كه اين شور و شوق و اميد آنها را زياد كند، دلپذيرتر است و معنا و درسي كه از مثل اين اشعار مي گيرند، به نشاط و اميد آنها مي افزايد.

ترويج فرهنگ انتظار

بايد اين مكتب براي بشر، براي زن و مرد، براي جوان و سالمند، براي همه تبليغ شود؛ همه را بايد اميدوار نمود تا فرهنگ انتظار، عمومي و همگاني باشد و ريشة يأس و نااميدي و خودكشي و بي تفاوتي و سير قهقرايي و سستي و گرفتاري به مواد مخدّر و ملاهي و مناهي خشكانده شود.

بايد همه بدانند و باور كنند كه تاريكي‌ها برطرف مي‌شود، به حكم

«وَ يَأبي اللهَ اِلاّ اَنْ يُتِمَّ نورِهِ»[12]

نور حقايق، نور اسلام، نور ايمان، نور عدل، و نور علم و معرفت، كامل و سراسر جهان را فرا مي‌گيرد.

در احاديث شريفه است:

اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنْ اَعْظَمِ الْعَمَلِ[13]

و

اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتي اِنْتِظارُ الْفَرَجِ[14]

انتظار،‌حرکت‌آفرين است

اين انتظار اميد است، نيروبخش است، حيات و نشاط و جهاد است، خمودي و خاموشي و افسردگي و ضعف و كم كاري و بيچارگي و سستي نيست. عمل براي خدا براي اعلاي كلمه الله براي خير و آسايش عبادالله و سير الي الله است.

معرفت وليّ خدا، نياز همة ما

امروز جامعة ما، جوانان ما، همة ما، به آشنايي به اين مكتب، به ديدن اين مدرسة الهي محتاجيم، بايد معرفت خود را به امام زمان و ولي دوران كامل و كامل‌تر كنيم.

پيامبر اكرم، صلّي الله عليه و آله و سلّم، مي‌فرمايد:

مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَةً جاهِلِيَّةً[15]

و درحديث ديگر است:

فَلْيَمُتْ اِنْ شاءَ يَهُودِيّاً وَ اِنْ شاءَ نَصْرانِيّاً[16]

اين تأكيد، بسيار هشداردهنده است، بايد امام زمان را بشناسيم، آيات و رواياتي را كه مربوط به آن حضرت است بخوانيم و مطرح كنيم؛ در منابر، در سخنراني‌ها و در مقالات اين مقوله را شرح و بسط دهيم. راجع به غيبت آن حضرت و خصوصيات اين عصر و امتحانات و برنامه هايي كه هست و تخليص و تمحيصي كه پيش مي‌آيد آگاه باشيم؛ بايد در حد توان به مقاصد آن حضرت، آشنا شويم، از صدها كتاب كه از پيش از ولادت آن حضرت تا زمان ما نوشته شده، بهره بگيريم.

در حديث است:

كه از حضرت سيّدالشهداء، امام حسين عليه السّلام سؤال شد:

يَابنَ رَسوُلِ الله بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي فَمَا مَعرِفَةُ الله

معرفت خدا چيست؟[ يعني به چه چيز كامل مي شود؟]

فرمود:

مَعرِفَةُ اَهلِ كُلِّ زَمَانٍ اِمَامَهُم اَلّذي بَجِب عَلَيهِم طَاعَتُه[17]

معرفت اهل هر زمان و عصر به امامشان معرفت الله است؛ چون بدون معرفت امام، معرفت خدا، چنانكه سزاوار است، فراهم نمي‌شود.

بكم عبدالله و بكم عرف الله؛ بايد اين فرهنگ امام شناسي كه تكميل خداشناسي، پيغمبرشناسي و اسلام شناسي است، در جامعه هر چه بيشتر ترويج شود.

قال مولانا الامام الهمام ابو محمّد الحسن بن علي العسكري عليه و علي آبَائه الطاهرين و خلفه خليفة رب العالمين صلوات الله و رسله و ملائكته و خلقه اجمعين: ولد ولي الله و حجة الله علي خلقه و خليفتي من بعدي في ليلة النِّصف من شعبان سنة خمس و خمسين و مأَتين عند طلوع الفجر و اوّل من غسله رضوان خازن الجنّة و جمع من الملائكة المقرَّبين بماء الكوثر و السّلسبيل ثمّ غسله عمتي الحكيمه بنت الامام محمد بن‌علي ‌الرضا، عليه‌السّلام[18]

نامگذاري دهة مهدويت

اينك كه ماه شريف و مبارك شعبان المعظّم 1421 هجري قمري را در پيش داريم، ماهي كه مطلع و مشرق آفتاب جهانتاب وجود اقدس ولي دوران و كهف امان، امام مبين و خلف صالح انبيا ء مرسلين و غياث مضطر مستكين، حصن حصين و ماء مَعين، حضرت بقيةالله، صاحب الامر و غوث الدهر، مولانا المهدي ارواح العالمين له الفدا است، در اين فرصت عزيز، و در اين ماه پربركت، مناسب است كه شيعيان و دوستان و منتظران آن حضرت، دهة دوم اين ماه شريف را به نام نامي و اسم گرامي آن حضرت «دهة مهدويت» نام‌گذاري كنندو با مراسم تجليل و تعظيم از اين ميلاد عظيم، ارادت و شدت شوق و شور انتظار خود را اظهار نمايند و مجالس و محافل بزرگ پاك و منزّه از ملاهي براي ذكر فضايل و مقامات ملكوتيه و شئون قدسية آن حجت خدا تشكيل دهند و خلاصه به سخنراني‌ها، نوشتن اعلاميه و چاپ پوسترها، انتشار مقالات و طبع و نشر كتاب‌ها و برگزاري ميزگردها و هر كار و عملي كه جامعه را بيشتر با آن حضرت آشنايي مي‌دهد، اقدام نمايند و آن را به عنوان يك سنّت حسنة بزرگ، باقي و برقرار بدارند كه همه ساله اين دهة مباركه به نام «دهة مهدويت» مشحون به بركات و ظهور احساسات ولايي، براي همگان منبع كسب معارف و حقايق گردد.

اميد است شروع اين اقدام در شهر بزرگ و مذهبي اصفهان با آن سوابق درخشان علمي و ولايي و آن مردم عزيز و مؤمن و دلباخته اهل بيت، عليهم السّلام، موجب اعلاي امرالله گرديده و خدمات همگان مقبول و مأجور باشد.

در خاتمه از خداوند متعال، تعجيل در فرج آن ولي خدا و خاتم ائمه هدي، عليه السّلام، را مسألت مي‌نمايم و با كمال ضراعت عرض مي‌كنم:

اللهم ان ابليس المتمرّد اللعين قد عشّش و كثرت جنوده و ازدحمت جيوشه، و انتشرت دعاته في اقطار الارض اللهم طهّر بلادك منهم و ابسط عدلك و اظهر دينك و قوّ اوليائك و اورث ديار ابليس و ديار اوليائه و اوليائك اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرج وليّك و انصره نصرا عزيزا و اجعلنا من انصاره انك سميع الدعا و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين.

والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

لطف الله صافي[19]




[1]. كهف، 109؛ بگو، اگر دريا براي[ نوشتن ]كلمات پروردگارم، مركّب باشد، بي شك آن دريا، پيش از به پايان رسيدن كلمات پروردگارم، به پايان مي رسد، ولو آنكه مددي همانند آن به ميان آوريم.

[2]. زمر، 53؛ از رحمت خداوند، نوميد نشويد.

[3]. يوسف، 87؛ و از رحمت خدا مأيوس نشويد

[4]. بقره، 216؛ چه بسا چيزي را ناخوش داشته باشيد و آن به سود شما باشد، و چه بسا چيزي را خوش داشته باشيد، و آن به زيان شما باشد، و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.

[5]. بحار،مجلسي، 36/316؛ خداوند به وسيله او زمين را از عدل و داد پر مي كند، هنگامي كه از ظلم و جور، پر گشته است.

[6].انشراح،5 و6؛ بي‌گمان درجنب دشواري، آساني است. آري، درجنب دشواري، آساني‌است.

[7]. قصص، 5؛ و ما مي خواهيم بر كساني كه در روي زمين به زبوني كشيده شده اند، منّت نهيم.

[8]. نور، 55؛ خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته كرده اند، وعده داده است.

[9]. بقره، 3؛ همان كساني كه به غيب، ايمان دارند.

[10]. انبياء، 105؛ و به راستي در زبور، پس از تورات نوشته‌ايم كه زمين را بندگان شايستة من به ارث مي برند.

[11]. الامام و التبصره،153؛ ماحوزي، الاربعين، 209؛ سيوطي، جامع الصغير، 2/438 با اندک تفاوتي در لفظ؛ اگر از دنيا حتّي يك روز هم باقي مانده باشد، خداوند آن روز را آن چنان طولاني مي كند تا مردي از امّت من و اهل بيتم برخيزد، او كه نامش، هم نام من است و به وسيله او زمين، پس از آنكه از ظلم و جور پر شده، از عدل و داد پر خواهد شد.

[12]. سوره توبه، آيه 32؛ و خداوند جز اين نمي‌خواهد که نور خود را کامل کند.

[13]. منتخب الأثر ف 2 ب 24 ح 1 ص 244؛ انتظار فرج، از بزرگترين اعمال است .

[14].صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، 644؛ بحار الانوار،‌ج 50،‌ ص 318؛ بزرگترين جهاد امّت من، انتظار فرج است.

[15].الکافي (اصول الکافي) کليني، 2/131؛ هر كس بميرد، در حالي كه امام عصر خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلي مرده است..

[16]. فخر رازي، المسائل الخمسون في اصول الدين، 71 مسأله 47.

[17]. صدوق، محمّد؛ علل الشرايع، 1/9؛مجلسي، بحار، 5/312؛  معرفت اهل هر زمان و عصر به امامشان، معرفت خدا است.

[18]. آيت الله العظمي صافي گلپايگاني، لطف الله؛ منتخب الاثر، ص 320؛ و او [امام مهدي]ولي و حجت الهي بر خلق و جانشين من مي باشد، در شب نيمه شعبان سال 255، در هنگام طلوع فجر به دنيا آمد و اوّلين كساني كه او را با آب كوثر و سلسبيل، شست و شو دادند، خازن و كليددار بهشت و ملايكه مقرب پروردگار بودند، آن گاه عمّه من، جناب حكيمه، دختر امام محمّد تقي، عليه السّلام، او را شست و شو نمود.

[19]. پيام به مناسبت نيمة شعبان 1421 هـ. ق

پیام نهم

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام على المهدى الذى وعدالله به الامم

سلام بر حضرت مهدى، موعود انبيا و خاتم اوصيا و مطلوب اصفيا، امام وقت و صاحب عصر، بقيةالله فى الارضين، محبوب ملائكه مقرّبين، فاتح حصون مستكبرين، معزّالاسلام و المسلمين، نجات بخش مقهورين و مستضعفين، مقصود از فَمَنْ يَأْتيكُمْ بِماء مَعين[1] و مصداق وَ كُلَّ شَىْء اَحْصَيْناهُ فى اِمام مُبين[2]، نور ابصار سالكين، شمع محفل ارباب يقين، نخل


بلند بوستان موحّدين، نهال برومند روضه «طه» و «ياسين»، دادگستر راستين، امين خدا و امان اسيران زمين، شرف اولياى صالحين، خلف انبياى مرسلين، قطب جهان و كهف حصين، غياث المضطرالمستكين،حضرت حجت، ولي عصر، ختم هشت و چار، عِدل يزدان، نور تابان، رحمت پروردگار، غوث اعظم، فخر آدم، پيشواى دين‌پناه، عِدل قرآن، روح ايمان، مِهر چرخ اقتدار،حافظ شرع نبي، معنايي از نأْتِ بِخَيْر[3] آيت عظمي، جمال‌الله، فخر روزگار

سلام الله تعالي عليه و علي آبائه الطاهرين ثم السلام عليکم يا معشر الشيعة يا ايتها الفئة المؤمنة و الفرقة الناجية بشري لکم ثم بشري و طوبي لکم ثم طوبي فانتم فئة الله تعالي و حزبه و الفائزون بکرامته و المتشرّفون بولاية وليّه الذي بشّر بظهوره الامم فزتم والله فوزا عظيما هنيئا لکم ثم هنيئا لکم هذه السعادة العظمي و الدرجة الکبري


سلام بر ماه شعبان، سلام بر شب نيمة شعبان، سلام بر بامداد روز ميلاد، سلام بر آن مادرى كه پيامبران عالى قدر خدا، مردم را به نوزاد اوبشارت دادند؛ سلام بر نرگس، ملكة عظماى جهان و سلام بر حضرت امام حسن عسكرى، عليه السّلام.

سلام بر شما شيعيان و منتظران ظهور، سلام بر عزيزاني كه ماه شعبان را گرامي مي‌‌دارند و زادروز حجت خدا، ارواح العالمين له الفداء، را با شكوه و عظمت و شوق و ذوق استقبال مى‌كنند و با مراسمى كه بر پا مى‌دارند، پايدارى، استقامت و ارادت خود را به آقا و مولايشان اعلام كرده، وفادارى خويش به اسلام و پاسدارى از ارزش‌ها و سنت‌هاى دينى و مذهبى را به دنيا نشان مي‌دهند و دشمنان را از اينكه بتوانند در اين صف منتظران بيدار دل و مؤمنان غيرتمند و ملتزم به احكام اسلام، رخنه نمايند، مأيوس مي‌سازند.

گوارا باد بر شما اين حُسن اعتقاد و قوّت ايمان ! گوارا باد بر شما اين درك و فهم از انتظار ظهور! و گوارا باد بر شما اين شعور و احساسات!

شما گروه خدا و حزب الله حقيقي هستيد، بر راه و عقيده و روش خود استوار و ثابت باشيد و دين خدا را يارى كنيد و آقا و مولايتان را از خود، شاد و مسرور سازيد.

از دين خدا، دفاع کنيد

عزيزان دين و عزيزان خدا و جوانان اسلام و فرزندان قرآن! در اين عصر غيبت، در برابر اين همه دشمناني كه مي‌خواهند به اسلام ضربه بزنند و در برابر اين همه كيد و مكر و سياست‌هاى مكارانه و اين همه هجوم فرهنگي و الحادى و اسلام زدايي و اين تبليغات شوم، شما جوانان غيرتمند مسلمان هستيد كه بايد از اسلام دفاع كنيد و اين توطئه ها را بي‌‌اثر سازيد.

نقشه‌هاي دشمنان دين

تلاش دشمن اين است كه تعهّد ما را به احكام، كم‌رنگ و ضعيف سازد؛ آنها زن و مرد مسلمان، جوان مسلمان، دانشجوى مسلمان و مدرسه و دانشگاه مسلمانان را هدف قرار داده‌اند و مي‌‌خواهند سنگرهاى فرهنگي و علمي ما را تصرّف كنند و آن را از اسلام و از افتخار به گذشته‌هاى مسلمين خالي كنند؛ به اسم مليّت، قوميّت، تمدن منهاى اخلاق و معنويات، و به بهانة حمايت از آزادى و عدالت، به نام دفاع از حقوق بانوان و روشنفكرى و بهانه‌ها و عناوين فريبنده و گمراه كنندة ديگر، به معنويّت و اسلاميّت ما حمله مي‌كنند.

هراس دشمن از موج اسلام‌خواهي

آنان از اين موج اسلام‌گرايي كه درياى متلاطم جامعة ميلياردى اسلام را فرا گرفته و زن و مرد را براى بازگشت به عزّت ديرين، بسيج كرده، كه در مثل كشور تركيه، با وجود ارتش لاييك و ضد اسلام، آن گونه شخصيّت اسلامي خود را ابراز مى‌دارند، هراسناك مي‌‌باشند و از شور وشوقى كه در مسلمانان به حاكميت اسلام وبازگشت بانوان به حجاب و حشمت اسلامي مي‌‌بينند، به وحشت افتاده و در برابر مسلمانان بيدار و متعهّد از هيچ گونه توطئه و تحريكي دست بر نمي‌‌دارند.

تجديد قدرت اسلام در تركيه، فلسطين، الجزاير، ازبكستان، قرقيزستان، آذربايجان، چچن، داغستان و تاتارستان و ديگر نقاط جهان، خواب آرام را از دشمنان اسلام ربوده و تلاش ملل اسلامى براى پاره كردن زنجيرهاى سلطه و استكبار شرق و غرب، و اجتماع مسلمين در زير لواى اسلام، آنها را سخت، پريشان ساخته است.

حساسيت وظيفه در عصر غيبت

در اين شرايط حساس، وظيفة شما منتظران ظهور و شيعيان امام عصر، ارواحنا فداه، مخصوصاً شما جوانان عزيز، بسيار حسّاس است.

اميد است كه همگان مسئوليت‌هايي را كه در برابر اين تحريكات شوم و توطئه‌هاى فرهنگي و سياسي داريم، درك كنيم؛ مواضع اسلامي خود را حفظ نماييم و ترقي و تعالي جامعة اسلامي را در علم، صنعت،اخلاق و فضايل و خودكفايي و بي‌نيازى از بيگانگان، وجهة همت قرار دهيم.

نگذاريم كه شخصيت اسلامي ما را با گرايش به سوى چپ و راست، ترويج فحشا و فساد، تأسيس مراكز لهو و لعب، اشتغال به كارها و سرگرمي‌هاى عمر بر باد ده، همراه با تبليغ اختلاط زن و مرد و رواج موسيقي و ديگر ملاهي و مناهي تغيير دهند و به سرنوشت اندلس و اسپانيا گرفتار كنند.

همه بايد با زبان، با مال و با هر امكاني كه در اختيار داريم و با جهاد در سنگرهاى اسلام، از مرزهاى فكرى و عقيدتي اسلامي حفاظت كنيم و در نيمة شعبان اين مسايل را بررسي نماييم.

به اميد رشادت‌ها و جوانمردي‌هاى جوانان غيور مسلمان و فرزندان عزيز اسلام و قرآن؛

وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ[4]

و السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

لطف الله صافى[5]




[1]. ملك، 30؛ اگر آب در زمين فرو رود[و ناپديد گردد] چه كسي براي شما آب روان مي‌آورد؟

[2]. يس، 12؛ و همه چيز را در كتابي روشنگر برشمرده ايم.

[3]. بقره، 106؛ ترجمه قسمتي از آيه[هر آيه اي را كه نسخ كنيم يا فروگذاريم، بهتر از آن يا همانندش را در ميان آوريم.]

[4]. توبه، 105؛ و بگو كارتان را بكنيد، به زودي خداوند و پيامبر او و مؤمنان در كار شما خواهند نگريست.

[5]. پيام به مناسبت ميلاد امام زمان، عجل الله تعالى فرجه الشريف، شعبان 1419 هـ. ق

پیام هشتم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدللّه الذي هدانا لهذا و ما كنّا لنهتدي لولا ان هدانا الله و صلّي الله علي رسول الله و آله اولياء الله سيما مولانا بقيةالله.

قالَ اللهُ تَعالي: وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ انَّ الاَْرْضَ يَرِثُها عِبادِي الصّالِحُونَ[1]


نيمة شعبان، فرصتي براي محاسبة نفس

مراسم شكوهمند تعظيم عيد بزرگ نيمه شعبان، ولايت يگانه منجي عالم، موعود انبيا و اوصيا و صفي انبيا، صاحب زمان و كهف امان، حضرت بقية‌الله، ارواح العالمين له الفداء، براي عموم شيعيان و دوستان آن وليّ‌يزدان، فرصتي بسيار مبارك و ارزنده است كه در آن ضمن كسب شرف مشاركت در تجليل بزرگداشت اين زاد روز عزيز و يوم الله مبارك و حضور در مجالس روحاني و اجتماعات ولايي، نوراني و برنامه هاي جشن و شادماني، وضع ارتباط معنوي با آن حضرت و مرتبة مطابقت و موافقت اخلاق، اعمال، رفتار شخصي و اوضاع اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي را با انتظاراتي كه آن برگزيدة خداوند متعال از شيعيان و دوستان خود دارند بررسي نمايند.

سعادت در گرو رضايت امام منتظر

آن شخص و جامعه اي سعادتمند است كه در اين محاسبه و در تحصيل رضايت خاطر انور آن حضرت، موفّق باشد.

به اين مناسبت حقير براي كسب افتخار مشاركت در اين جشن مربوط به امام منتظر، حضرت ولي عصر، عجل الله تعالي فرجه الشريف، و توجه به حقايق و


معاني انتظار ظهور، اين چند كلمه را خدمت برادران و خواهران ايماني تقديم مي‌دارم.

اميد است انوار معاني آن، كه از مشكات قرآن مجيد و احاديث شريفه در لمعان است، بر نورانيت قلوب مؤمنين و مؤمنات بيفزايد.

عزيزان من! شما كه همه ساله به افتخار شركت در مراسم اين جشن بزرگ نايل مي شويد و با چراغاني‌ها، تزيين بازار، خيابان، مساجد و حسينيه ها و تشكيل مجالس سخنراني و بيان فضايل و مناقب و انشا و انشاد و سرودن و خواندن اشعار و قصايد و مدايح، ولايت وارادت خود را به آن آستان فرشته پاسبان، اظهار مي‌داريد؛ با ضيافت‌ها، اطعام و تبريكات، بر نشاط روحي و ايماني خود و ديگران مي افزاييد؛ به شيعه بودن خود مي باليد و از طول مدّت هجران و درد فراق ناله مي زنيد، اشك مي ريزيد، آن حضرت را مي‌خوانيد و يابن الحسن، يابن الحسن مي گوييد.

بر همة شما درود وسلام و رحمت خدا باد! و اين شور و شوق و شعور و اين حال و اين احساسات و اين درك و آگاهي و سير در ملكوت ولايت، مبارك باد!

نعمت معرفت امام و شکران آن

خداي را سپاسگزار و شاكر باشيد كه دل‌هاي شما را سرشار از معرفت امام زمان عليه الصلاه و السّلام نمود و از مرگ جاهليت نجات بخشيده و به سر منزل حقيقت، ايمان و معرفت حجّت تامة بالغة دوران و كلمة كاملة باقية سبحان، هدايت فرموده است.

وظايف مؤمنان در عصر غيبت

وظايفي را كه شما و هر مؤمن و مؤمنة منتظر ظهور و يوم الموعود دارد، نصب العين قرار دهيد و همة همّ و همّت خود را در انجام اين تكاليف، صرف نماييد.

عصر غيبت، عصر امتحان و آزمايش، عصر تمحيص و تخليص است.

عصر غيبت، خطرات ومخاطرات

سعادتمندان و مؤمناني را كه در ايمان، ثابت قدم مي‌باشند و در اين مكتب انسان‌ساز غيبت، خود را مي‌سازند، حوادث گوناگون، فشارها و سختي‌ها تكان نمي دهد؛ ايمانشان را متزلزل نمي سازد و مانند كوه در برابر بادهاي تند و شديد، پايدار وبرقرارند و از افراد سست ايمان و ضعيف الاراده، جدا و ممتاز مي‌گردند.

هر چه تمسك به دين و دينداري دشوارتر شود و با انواع محروميت‌هاي ظاهري توأم گردد ايمان و تعهّد آنها قوي‌تر مي‌شود و صدق و راستي احاديثي كه در آنها از وقايع دورة غيبت، شيوع بعضي معاصي و ملاهي و غنا و موسيقي، از وضع بعضي جوانان و بانوان، از اختلاط زن و مرد و امور ديگر خبر داده اند بر ايشان روشن‌تر مي‌شود.

در آن شرايط بر حسب بعضي روايات، تا آنجا نگهداري دين، سخت و دشوار مي‌گردد كه مانند نگهداشتن آتش در كف دست مي شود، يا چنانكه در حديث ديگر است:

اِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْاَمْرِ غَيْبَةً، اَلمْتُمَسَكُ فِيَها بِدِيِنِهِ كَالْخَارِطِ لِلْقَتَادِ[2]

پاداش استقامت در عصر غيبت

در اين عصر غيبت، مردمان ثابت الايمان، ثواب كساني را دارند كه در پيش روي رسول اعظم اسلام، صلّي الله عليه و آله و سلّم، با شمشير، جهاد مي‌نمودند و به قدري بلند پايه هستند كه پيغمبر اكرم، صلّي الله عليه و آله و سلّم، ايشان را برادر خود خوانده و به ديدارشان بر حسب احاديث، اظهار اشتياق فرموده است.

مؤمنان به غيبت و حزب الله، منتظران حقيقي ظهور و حكومت جهاني اسلام‌اند كه در احاديث شريفه فرموده‌اند:

اولئك هم المخلصون حقّا و شيعتنا صدقاً و الدّعاة الي دين الله عزوجل سراً و جهرا،« الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ »[3] ثم « أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[4] »[5]

و بر حسب حديث شريف

المنتظر لامرنا كالمتشحِّط بدمه في سبيل الله[6]

مانند كسي هستند كه در راه خدا به خون خود غلتيده باشد.

اينها همه فضايل شما شيعيان، زنان و مردان منتظر و متعهد و ملتزم به احكام و وفادار به امام زمان، عليه‌السّلام، است؛ به هوش باشيد و از اين فضايل، پاسداري كنيد.

مبادا تحت تأثير تلقينات سوء و الفاظ فريبنده، مثل رفع تبعيض جنسي يا حكومت ملي و مردمي، تسليم خود را به احكام الهي از دست بدهيد يا از تحت حكومت الله و حكومت قرآن و امام زمان، عليه السّلام، خارج شويد.

حقوق بشر و حقوق انسان‌ها و مرد و زن همان است كه خداي بشر، خداي زن و مرد، معيّن فرموده است؛غير از آن همه ضلالت، گمراهي، فساد و تباهي و سير به سوي زندگي حيواني است.

هر زن و مرد و پير و جوان كه هر كدام از احكام خدا را قبول نداشته باشد يا چون آن احکام، مخالف فرهنگ بي بند و بار غرب است، آنها را مناسب وضع زمان نداند، ايمانش مخدوش مي‌شود و به همين دليل در احاديث شريفه وارد است كه «در عصر غيبت، شخص مؤمن در حال ايمان، صبح مي‌كند و شب مي‌كند در حالي كه از دين خارج شده است.»[7]

توصيه‌اي به جوانان و بانوان

بخصوص به جوانان و بانوان، سفارش مي‌كنم كه مواظب باشند تا در مسايلي كه برخي مي‌خواهند احكام اسلام را با فرهنگ غرب،لاييك، لاديني و حكومت مردم بر مردم تطبيق و تأويل كنند به اشتباه نيفتند؛ اينها دورة جاهليت ديگر را پي ريزي مي‌نمايند.

دورةغيبت بر حسب روايات به درازا مي كشد تا حدّي كه حضرت اميرالمؤمنين، عليه السّلام، مي‌فرمايد:

ما اطول هذا العناء و ابعد هذا الرجاء[8]

انسان‌ها در مسير تحولات شگرف و تغييرات بنيادي، مكتب‌ها و نظام‌هاي گوناگون را تجربه مي‌نمايند و همه را براي تأمين سعادت عمومي بشر فاقد شرايط لازم مي يابند و از برقراري قسط و عدل، عاجز و ناتوان مي بينند و هر چند عالم پر از ظلم و جور و فساد و نا امني و تباهي مي گردد، اما به حكم اَلشَّيءُ اِذا جاوَزَ حَدُّهُ اِنْعَكَسَ ضِدّه[9]، جوامع بشري براي برقرار شدن آن نظم الهي ـ اسلامي و حكومت عدل واحد جهاني آماده مي‌شوند و با ظهور آن حضرت، جهان به نقطة كمال نايل مي شوند.

وظايف منتظران

دوستداران آقا و منتظران ظهور! عصر غيبت، عصر عمل و كار، تحمل مسئوليت، انجام وظيفه وعصر مقاومت، حركت، استقامت، صبر و شكيبايي در امر دين است.

در ارتباط با تعظيم شعاير، اعلاي كلمه الله، با تبليغ اسلام، فراهم كردن موجبات استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي و رهايي از وابستگي به كفّار، شكوفايي علم و صنعت و بسط و نشر تعليم و تربيت، امر به معروف و نهي از منكر، تعاون بر نيكي و تقوا، رسيدگي به وضع مستمندان، قضاي حوايج نيازمندان، دستگيري از افتادگان، دفاع از مرزها و ثغور جغرافيايي وطن اسلامي و حدود فكري و عقيدتي،رفع بدع و رويارويي با اهل شكوك و شُبَه ومبارزه با مظاهر فساد و ملاهي و هتك احترام احكام الهي همه مسئوليم و همةمسلمانان متعهدند و اين شما و همه شيعيان و منتظران ظهوريد كه بايد با كار و كوشش براي حصول اهداف اسلام تلاش نماييد.

مسلّماً بايد در برابر جريان‌هاي ضدّ ارزش‌هاي اسلامي موضع گيري مناسب و منطقي و مؤثر داشته باشيد.

در هر كاري كه وارد مي‌شويد، با هر حزب و جمعيّت هم‌صدا مي‌شويد؛ با هر رأيي كه به صندوق‌هاي رأي مي‌ريزيد، مسئوليد و مسئوليت شما در اين امور كه در نهايت، مربوط به كلّ جامعة اسلامي و مسلمانان مي‌شود، بسيار شَديد است.

خطي كه به عنوان خط روشنفكري و بي‌تعهدي به سنن و مبادي اسلامي و تقليد از مكاتب و نظام‌هاي غربي ترويج مي‌شود به سوي اسلام نيست و به خدا، قرآن و رضايت امام زمان، عجل الله تعالي فرجه الشريف، منتهي نميشود.

اشتباه نكنيد؛ بخصوص جوانان و بانوان، اين خط را بشناسيد كه خط استعمار، استضعاف و استكبار است؛خط اختلاط زن و مرد، خط تغيير شخصيت و استقلال اسلامي جامعه و بي التزامي به احكام خداست.

عمل به تکليف در عصر غيبت

خطراتي كه جوامع اسلامي را تهديد كرده و تا حد زيادي، بسياري از جوامع را در ورطة ضعف و زبوني و اطاعت از كفار گرفتار كرده، شناسايي كنيد و نگذاريد جامعة ما و نسل جوان عزيز ما به آن مبتلا شوند.

عصر غيبت، عصر تكليف است؛عصر اقدام و عمل، عصر اميد به آينده و پيروزي حق بر باطل است.

منتظر باشيد و عمل كنيد كه خداوند مي فرمايد:

وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَري اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ[10]

والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

لطف الله صافي[11]




[1]. انبيا، 105؛ و به راستي در زبور، پس از تورات نوشته ايم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث مي‌برند.

[2].ابن بابويه، الامامة و التبصرة، ص 126؛ براي صاحب اين امر[امام مهدي، عليه السّلام] غيبتي است و كسي كه بخواهد دينش را حفظ كند، مانند آن است كه قصد نگهداري درخت خارداري را در دستش دارد. کافي، کليني، 1/335.

[3].بقره، 3.

[4].مجادله، 22.

[5]. به تحقيق ايشان مخلص بوده و از سر صدق و صفا شيعه ما و دعوت كنندگان به دين خدا در آشكار و نهان هستند؛ همانا ايشان ايمان آورندگان به غيب اند، پس ايشان حزب الله اند. آگاه باشيد كه طرفداران حق، رستگاران‌اند؛ صدوق، محمّد؛ كمال الدّين، ص 320.

[6]. كسي كه منتظر امر ما باشد، مانند آن است كه در راه خدا به خون خود غلتان است،

صدوق، خصال،625؛ صدوق کمال الدين،645.

[7].ذهبي، سير اعلام النبلاء 6/383.

[8]. نهج البلاغه، عبده 2/126؛ چه طولاني است اين درد و رنج و چه دور است اين آمال و آرزو.

[9].تفسير المحيط الاعظم، سيد حيدر آملي 20/431. شرح اسماء الحسني، ملا هادي سبزواري، 1/214.

[10]. توبه، 105؛ و بگو كارتان را بكنيد، به زودي خداوند و پيامبر او و مؤمنان در كار شما خواهند نگريست.

[11]. پيام به مناسبت ولادت امام مهدي، عجل الله تعالي فرجه الشريف، شعبان 1418 هـ. ق

پیام هفتم

 

بسم الله الرحمن الرحيم

السَّلام علي مولانا صاحب العصر و الزمان بقيةالله ارواح العالمين له الفداء و علي آبائه الطّاهرين و علي شيعته المتمسِّكين بامره و الفائزين بولاية المنتظرين لظهوره و رحمة الله و بركاته.

و السّلام عليکم يا اخواني الاجلاّء ايها القائمون باعلان الود و الولاء لمولانا عليه السّلام و تعظيم امره و اعلاء كلمته يا ليتني كنت معكم فافوز فوزاً عظيماً.


عزيزان من، شيفتگان و دلباختگان حجت خدا و موعود انبيا و اوليا!

برادراني كه هر سال در نيمة ماه مبارك شعبان به وسيلة مراسم مقدّسي كه بر پا مي‌كنيد، عهد و ميثاق خود را با مقام ولايت و امامت آن كهف امان و وليّ يزدان، تحكيم و تجديد مي نماييد، به د‌ل‌ها روشني مي‌بخشيد و نا اميدان را به آيندة درخشان جهان، اميدوار نموده و بشارت و نويد مي‌دهيد و بر همه مي‌خوانيد و اعلام مي‌كنيد كه آيندة زمين از آنِ صالحان و شايستگان و پيروزي از آنِ مؤمنان است.

رايحة رهايي

روزگار رهايي و زمان خلاصي از ستم و ستمگران و مستكبران و روز نجات مستضعفان فرا مي‌رسد؛ حاكميت اسلام و احكام الله در سراسر عالم برقرار مي‌گردد و خداوند به واسطة عزيزترين بندگانش، كه وجودش مدار بقاي عالم و زمين و زمان است، جهان را پر از عدل و داد مي نمايد بعد از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد.

 

نامة تبريك شما را كه انوار ايمان از آن در تجلّي بود، زيارت كردم و بسيار مسرور و خوشحال شدم، هنيئاً لكم هذه النعمة العظمي.

حقير نيز صميمانه‌ترين تبريكات خود را به مقدمتان و هر كس كه در اين آستان، موفق به عرض ادب و خدمتي است، نثار مي‌نمايم و از خداوند متعال براي همگان در اين عصر غيبت و عصر امتحانات بزرگ الهي، صبر، ثبات، استقامت و توفيق عمل به احكام دين و نجات از وقوع در شبكات مفسدين و مبدعين مسألت دارم.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

با التماس دعا

لطف الله صافي[1]



[1]. پيام به ستاد محترم بزرگداشت مراسم مقّدس نيمه شعبان، مسجد آيت‌الله انگجي تبريز، ميلاد امام مهدي، عليه السّلام، شعبان 1417 هـ. ق.

پیام ششم

هيأت محترم برگزاركنندگان مراسم نيمة شعبان، مسجد آيت الله انگجي زيد عزّهم

السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

نامة تبريك عيد سعيد ولادت مولي الوري، ولي الله اعظم، حضرت بقية‌الله، ارواح العالمين له الفداء، با دو هدية گرانبها «كتاب مهدي، عجّل الله تعالي فرجه مقتداي مسيح، عليه السّلام» و ويژه نامة «در انتظار خورشيد»زيارت و موجب خرسندي، بهجت و مسرّت گرديد؛ بوسيدم و بوييدم و بر ديده نهادم.

از اينكه در تعظيم اين شعار ديني و بزرگداشت ميلاد فرخندة آن عزيز يگانة خدا و آن موعود انبيا و نشر فضايل و مناقب و احياي امر آن حضرت ساعي و كوشا هستيد و اين مراسم ارزشمند و مقدّس را هر سال از سال گذشته باشكوه‌تر و با معنويّت بيشتر انجام مي دهيد به همة آن برادران ارجمند، تبريك و تهنيت عرض مي‌كنم. يا ليتني كنت معكم فافوز فوزاً عظيما.

ياد امام عصر، نجات از مرگ جاهلي

اميد است انجام اين برنامه‌ها، سخنراني‌ها، مديحه‌سرايي‌ها و توزيع نشريات، كه موجب قوّت بصيرت و معرفت و نجات از مرگ جاهلي است بيش از پيش همگان را به اهداف عاليه و الهية آن دادگستر حقيقي، آشنا سازد.

اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه و اجعلنا من انصاره و شيعته و المجاهدين بين يديه و ارزقنا زيارته في الدنيا و شفاعته في العقبي.

در خاتمه در مظان اجابت، داعي و مستدعي دعا بوده و هستم.

والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

لطف الله صافي[1]



[1]. پيام به جشن نيمة شعبان، تبريز،1417 هـ. ق. 

پیام پنجم

هيأت محترم برگزاري مراسم نيمة شعبان مسجد توحيد، ايّدهم الله تعالي

السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

بسم الله الرحمن الرحيم

نامة تبريك عيد سعيد ولادت حضرت غوث الوري و خاتم الاولياء،قطب عالم امكان، نجات بخش عالميان و براندازندة حكومت‌هاي ظالمان و مستكبران، مولانا المهدي، ارواح العالمين له الفداء و كحّل الله ابصارنا بتراب اقدام خواصه و المتشرفين بلقائه، موجب كمال تشكّر گرديد. حقير متقابلاً اين عيد مبارك را به شما برادران عزيز و مشتاقان ظهور موفورالسرور و حكومت عدل اسلامي و جهاني آن حضرت، تبريك عرض مي‌كنم.

اين احساسات مشحون از ايمان و علاقه به احياي امر آن وليّ اعظم خدا، كه همه ساله در نيمة شعبان متجلي و با برنامه هاي معرفت‌بخش و بصيرت‌افزا، باشكوه و معنويت، عرضة آن نو و تجديد مي‌شود، بسيار قابل تقدير است.

حرکت به سوي حکومت مهدوي

 ارتباط يافتن و ارتباط دادن اشخاص به آن آستان فرشته پاسبان و اهداف و مقاصدي كه با ظهور آن بزرگوار محقق مي شود و عدل و داد و برادري و توحيد و ايمان و صلح و مودت و صفا را عالم‌گير مي گرداند، بايد منتظران ظهور را در مسير كار و عمل به سوي آن عصر الهي قرار دهد.

عوامل سُرور و حزن امام عصر

اعلاي كلمة اسلام و احياي معالم مذهب و آثار اهل بيت، عليهم السّلام، تعظيم شعاير، اعانت ضعفا، قضاي حوايج و امر به معروف و نهي از منكر، مبارزه با بدع و پاسداري از احكام شرع، از اهم اموري است كه موجب خشنودي آن حضرت است و منتظر حقيقي ظهور بايد به آن ملتزم و متعهد باشد.

يقيناً آن حضرت از مظاهر خالصانة اسلامي و آنچه موجب عزّت و عظمت مسلمين مي‌شود، شاد و مسرور مي‌گردند و از ظواهر فساد، منكرات و اشتغال مردم به ملاهي و مناهي، غمناك مي‌شوند.


اميد است ما و همة منتظران ظهور و مشتاقان درك لقا و شرف حضور در خط تحصيل تقرّب به آن صاحب وقت، با ايمان و عمل صالح، هميشه پيشگام و پيش‌قدم باشيم.

در خاتمه با اعلام وصول دو هدية گرانبها ـ ويژه نامه و كتاب «به ياد مهدي زهرا سلام الله عليها»، توفيق بيشتر آن عزيزان را از خداوند متعال مسألت مي‌نمايم.

والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

لطف الله صافي[1]



[1].پيام به جشن نيمة شعبان، تبريز، 1416 هـ. ق.

پیام چهارم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدللّه رب العالمين و الصَّلاة و السّلام علي خير خلْقه و اشرف بريَّته محمّد و عترته الطّاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين ثمّ السّلام علي المهدي الذي وعدالله به الامم.

هيأت محترم برگزاركنندة مراسم جشن نيمة شعبان تبريز

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

مرقوم شريف آن عزيزان در تبريك و تهنيت عيد سعيد ولادت منجي جهان، حامي مستضعفان، قامع مستكبران و ستمگران، حضرت بقية الله ارواح العالمين له الفداء زيارت شد.

با تشكر، حقير نيز اين عيد بزرگ را خدمت شما و عموم شيعيان جهان، تبريك عرض نموده، از خداوند متعال، توفيق و سعادت بيشتر براي شما مسئلت مي‌نمايم.

وظايف شيعه در عصر غيبت

احياي امر اهلبيت، عليهم السّلام، كه در عصر غيبت، يكي از بزرگ‌ترين مصاديق آن عرض ادب، ثناخواني و دعا براي تعجيل فرج حضرت صاحب الامر، عليه السّلام، و زنده نگاه داشتن ياد آن امام عظيم‌الشأن در قلوب است، از اهم وظايفي است كه شيعه بايد به آن ملتزم و متعهد باشد.

عصر غيبت، عصر امتحان، عصر عمل، عصر ثبات و استقامت و عصر پاسداري از احكام نوراني قرآن و هدايت اسلام است. در اين عصر وظيفة همگان خطير است، و همه بايد در تحقّق اهداف عاليه اسلام و مبارزه با بدع و موضع گيري محكم در برابر كفر، شرك،استكبار و استيلا، صابرانه و سر سختانه عمل نمايند.

مسئوليت منتظر حقيقي

وظايفي كه مؤمنين در عصر غيبت در ابعاد مختلف دارند، از وظايفي كه در عصر حضور دارند كمتر نيست. مسئوليت منتظر بودن و به حقيقت، انتظار ظهور داشتن، مسئوليتي است كه همه بايد در ايفاي آن ساعي و كوشا باشند.

منتظر حقيقي كه منتظر فرج ظهور آن عدل جهاني و دولت كريمة حضرت صاحب الزمان، عجل الله تعالي فرجه الشريف، است، آيندة دنيا و روزي را كه دين اسلام عالم‌گير مي‌شود و همه جا عدل، برادري و برابري اسلامي حاكم مي‌گردد، عقل‌ها تكامل يافته، و علم و معرفت، تاريكي‌هاي جهالت‌ها و گمراهي‌ها را از ميان بر مي‌دارد، به چشم ايمان مي‌بيند و خود نيز بايد در مسير تحقق اين اهداف قدم بردارد؛ هميشه پيش‌قدم باشد و در صحنة عمليات اسلامي و ميدان‌هاي كار و تلاش براي هر چه بيشتر شدن اعتلاي اسلام و عزّت مسلمين، حضور داشته باشد و از آنچه در گوشه و كنار دنيا، در ارتباط با اسلام و مسلمين مي‌گذرد مطّلع باشد، تا مسؤليتي را كه به عهدة هر مسلمان است، ايفا نمايد.

منتظر ظهور، آگاه است

يقيناً كسي كه از چگونگي مظالم استكبار آمريكا و صهيونيسم در فلسطين و قدس عزيز بي خبر است يا از جنايت‌هاي قشون خونخوار و وحشي روسيه در چچن مسلمان و مقاومت مجاهدانه و دليرانة مردم چچن مطّلع نيست و در برابر اين گونه حوادث بي تفاوت است، منتظر ظهور نيست.

جشن ميلاد و تعهد ديني

مفهوم تمام برنامه‌هاي نيمه شعبان و اين جشن و چراغاني‌ها، كه بايد بيشتر و با شكوه‌تر از آنچه هست، انجام شود، اعلام تعهّد به احكام اسلام و حركت به سوي حاكميّت اسلام و حفظ مواضع و سنگرهاي اسلامي و مدافعه از حدود و ثغور فكري و جغرافيايي اسلام است.

حفظ جلوة ملکوتي جشن

توقّع و انتظار اين است كه در انجام اين مراسم، در عين اهتمام به شكوه و جلال جشن‌ها و مجالس، مواظبت شود كه در محدودة آداب و برنامه‌هاي ديني انجام گيرد، و عملي كه مانع از قبول اين خدمات گردد از كسي صادر نشود و جلوة ملكوتي اين مجالس را حفظ نمايند.

و السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

اقل المتمسكين بحبل ولايته، عليه السلام

لطف الله صافي [1]



[1]. پيام به جشن نيمة شعبان  تبريز، 1415 هـ. ق. 

پیام سوم

بسم الله الرحمن الرحيم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[1]


با عرض تبريک و تهنيت عيد سعيد ولادت حضرت امام يازدهم ابومحمد الحسن العسکري عليه السلام به پيشگاه فرزند بي‌مانند آن حضرت، و به عموم شيعيان و به ويژه حضار محترم.

با عرض سلام به محضر عزيزان و ارادتمندان چاکر درگاه اقدس و اعلي و اشرف امام مبين و حصن حصين و غياث مضطرّ مستکين، وارث انبياء و مرسلين، و مقصود از « فمن يأتيکم بماء معين»[2] و مطلوب اولياء کاملين، حضرت بقيةالله في الارضين مولانا المهدي عليه سلام الله تعالي و سلام ملائکته المقربين و رسله اجمعين که در اين جلسه و محفل پر فيض ولايي افتخار شرکت يافته‌ايد و اين برنامه را گرامي مي‌داريد.

با الهام از اين آيه شريفه که همواره و در هر عصر و زمان، اميد بخش دل‌هاي مأيوس و حيات آفرين احساسات مُرده است و مخصوصاً در عصر غيبت،‌ منتظران حقيقي ظهور را نويد دهنده و نگهدار مواضع ديني و مذهبي است. اين کلمه را تقديم مي‌دارم.

بشارت قرآني

گرايش مقدس و اقبال پاک و روحاني جامعه و خصوصا علاقة محکم نسل جوان به حفظ هويت مذهبي و فرهنگ عالي، انسان‌ساز و معرفت‌بخش مهدويت و آشنايي با ابعاد و جوانب گستردة آن در عصر حاضر و در ميان اين همه تبليغات مسموم و هجوم فرهنگ‌هاي جاهلي و غربي، حقيقت و واقعيتي است که اين آية شريفه، ما و همة مسلمانان را در هر عصر و زمان به آن نويد مي‌دهد که در هر شرايط و اوضاع سخت و ناگوار و هجوم و حملة هر دشمن به ظاهر نيرومند، و ارتداد هر کس و هر عده از دين خدا، پايدار بمانند و بدانند که خدا کساني و مردماني را مي‌آورد که آنها را دوست مي‌دارد و آنها خدا را دوست مي‌دارند و نسبت به مؤمنان، متواضع، مهربان و فروتن و نسبت به کفار با عزت و امتناع از تسليم مي‌باشند.

قوّت نورانيت امام عصر

يکي از مصاديق بارز اين وعدة الهي در زمان ما قوّت نورانيت ولايت امام عصر ارواحنا فداه در قلوب بسياري از مردم، از زن و مرد و پير و جوان است؛ مجامعي که به نام نامي و اسم گرامي آن حضرت تشکيل مي‌شود حضور مردم در آن بيشتر است. منابر و سخنراني‌هايي که پيرامون خصائص و بشارات ظهور آن يگانه دوران برگزار مي‌شود مستمعانش بيشتر و شنونده‌اش زيادتر است؛ کتاب‌هايي که در ارتباط با هر کدام از ابعاد وجودي و شخصيت آن اميد مستضعفان و نجات بخش جهان باشد جذاب‌‌تر است و يکي از نمونه‌هاي آن، گرايش جديد و معنادار عموم به حضور در مسجد مقدس جمکران، نماز و عرض نياز و توسل در آن مسجد است.

حضوري پر معنا

چه کسي اين خلق عظيم و گروه‌هاي گوناگون را از هر قشر و طبقه به اين ابراز علاقة بسيار شکوهمند برانگيخته است؟

اين جلوه‌ها و حضورها و مجامع را چه کسي غير از ملهم حقيقي آن که بر حسب اين آية شريفه،خداوند متعال است رهبري مي‌نمايد؟

نور حق در برابر ظلمت باطل

در ميان اين همه نعره‌هاي فساد و دعوت‌هاي ضدّ اخلاق و ضدّ دين و مذهب، در ميان اين همه تشويق و ترغيب به تضعيف شخصيت اسلامي جامعه و تلاش براي اختلاط زن و مرد و مبارزه با حجاب و ترک سنّت‌ها و ارزش‌هاي اسلامي که حتي با عرضة لباس‌هاي ضد عفت و مانتوهاي کذايي و حمايت بعضي از بدحجابي و در ميان اين همه، تشويق از طبقة مطرب، خواننده و نوازنده به اسم هنر و در ميان مفاسد ديگر که همه را راديوهاي بيگانه و عوامل استکبار و استعمار، رهبري مي‌نمايند، امروز اين تابلوهاي يااباصالح المهدي و اين مجامع و دلباختگي جوانان عزيز از قشر دانشجو، کارگر و پيشه‌ور و غيره همه نويد بخش اين است که نور اسلام، خاموش نمي‌شود و قلوب پاک مؤمنين به مددهاي غيبي محکم است، و کساني که فريفتة ابتذال فرهنگ‌هاي منحط غربي و عمّال مستکبران هستند محکوم مي‌باشند.

گوارا باد بر شيعيان آن حضرت در اين عصر غيبت و امتحان، اين خلوص و ايمان و اين مقاومت و استقامت و گوارا باد بر آنها اين حال شوق و اشتياق و تعهد به کسب رضاي آن عزيز خدا و عدالت‌گستر جهان؛

طوبي للصابرين في غيبته، طوبي للمتقين على محجتهم اولئک وصفهم الله في کتابه وقال:« الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ[3]» وقال « أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [4]»[5]

اين همه مؤسسات و بنياد‌هاي خيري و علمي که به نام حضرت صاحب‌الامر عليه السلام تأسيس مي‌شود نمونه‌اي از اين شور و حضور است.

افتتاح مرکز تخصصي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف که در اصفهان سال‌هاست تأسيس گرديده و اکنون شعبة آن در تهران و در اين مکان شريف، تأسيس مي‌شود نيز از اين جلوه‌هاي نوراني است.

با تقدير از مؤسس عالم و بزرگوار آن حجت الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد محمد بحر العلوم ميردامادي دامت افاضاته و همکاران محترم ايشان، اميد است اين شعبه و فرع، مانند اصل مورد استقبال همگان مخصوصاً جوانان مؤمن قرار گيرد. علاقه‌مندان از برکات و فوايد روزافزون آن در خدمت به بيداري و آگاهي ديني و مذهبي بهرمند گرديده و موجبات مسرت خاطر انور صاحب اين برنامه و همة حوزه‌هاي علميّه و بنيادهاي خيري و مذهبي، شخص شخيص يگانةجهان أرواحنا لتراب مقدمه الفداء فراهم شود.

اللهم انا نرغب اليک في دولة کريمة تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاة الي طاعتک[6]

و السلام عليکم و رحمه ‌الله و برکاته

لطف الله صافي[7]



[1]. مائده، 54؛ اي کساني که ايمان آورديد؛ هر کس از شما که از دينش مرتد شود پس خداوند گروهي را برمي‌انگيزد که آنان را دوست دارد و آنان نيز خداوند را دوست دارند نسبت به مؤمنان، فروتن ونسبت به کافران، سرفراز و مقتدرند؛ در راه خداوند، جهاد مي‌کنند و از ملامت ملامت‌کنندگان نمي‌هراسند؛ اين فضل خداست به هر کس که بخواهد عطا مي‌کند و خداوند،  وسعت‌دهنده و داناست.

[2].ملک، 30 ـ اگر آب در زمين فرو رود، چه کسي براي شما آب روان مي آورد؟

[3]بقره، 3 .

[4]. مجادله، 22.

[5]. خوشا به حال صابران در غيبت او؛ خوشا به حال پرهيزکاران در طريقت شان؛ همان‌ها که خداوند آنان را در کتاب خويش اين گونه وصف فرموده است: «کساني که به جهان غيبت ايمان آوردند» وفرمود: « آنان حزب‌الله‌اند؛ آگاه باشيد که براستي حزب الله، رستگارست.»، کفاية الاثر، الخزاز القمى، 60؛ بحار، مجلسي، 36/306 و 52/143.

[6]. کافي، کليني،3/424؛ بارخدايا! براستي ما در دولتي کريمه به سوي تو راغبيم که اسلام و اهلش در آن عزيز و نفاق و اهلش در آن خوار گردند و ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به طاعت خود قرار دهي.

طوسي، مصباح المتهجد، 581.

[7]. پيام به مناسبت افتتاح کتابخانه تخصصي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در مسجد رضوان تهران، متاسفانه تاريخ پيام، مضبوط نيست.

پیام دوم

 

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام علي المهدي الذي وعد الله به الامم.

شوق ديدار

هر سال با اقبال نيمة شعبان، دل هاي شيعيان و چشم به راهان ظهور موفورالسرور حضرت صاحب الامر، مولانا المهدي، ارواح العالمين له الفداء، از شور وشوق ولايت و اشتياق شرف حضور و برقراري حكومت جهاني اسلامي و نجات مستضعفان، لبريز مي‌شود، و با برپايي مراسمي اين علاقه را اظهار و پيوند قلبي و ميثاق ايماني و تعهد خود را در عمل به وظايف و مسؤوليت‌هاي خطيري كه درعصر غيبت، در ارتباط با اسلام و قرآن و ولايت اهل بيت، عليهم السّلام، دارند تجديد مي نمايند.

 

ظاهر و باطن جشن ميلاد

اين مراسم، اگر چه بيشتر يك سلسله برنامه‌هاي ظاهري است، اما در باطن و حقيقت، اعلام حمايت از دين و حفاظت از ارزش‌ها و سنت‌هاي اسلامي وطرفداري از محرومان و مستضعفان و ستيز با مستكبر ان و ستمگران است.

با اين برنامه‌ها همه حضور خود را در سنگرهاي جهاد و عمل و تلاش براي اعلاي كلمة اسلام و عزت و عظمت مسلمين و دفع مبدعين و ملحدين، اعلام مي‌نمايند.

شهر مذهبي تبريز در اين برنامه‌هاي بامعنا و پر محتوا، همه ساله، علاقة كامل خود را به ولايت اهل بيت، عليهم السّلام، اظهار داشته و انتظار واقعي خود را از آن عصر عدالت جهاني و حاكميت كامل احكام الهي نشان مي‌دهد.

حقير با اعلام وصول لوح زيباي منتشر شده، از سوي مهدية انصارالحسين، عليه السّلام، مسجد عربلر، زنجير زنان ميرچوپان، مسجد ميانه، مسجد توحيد، مسجد طه، پايگاه مقاومت شهيد قصاب، عبداللهي، مسجد سفيد بهار و مسجد آيت الله انگجي، از همة عزيزان اعضاي محترم اين هيأت‌هاي ديني و مذهبي و همكاران ايشان تقدير و تشكر نموده و از خداوند متعال، توفيق عمل به وظايف و تعظيم شعاير و پاسداري از حريم دين و مذهب را براي همگان مسئلت دارم.

والسلام عليكم و رحمة الله وبركاته

لطف الله صافي[1]



[1]. متاسفانه تاريخ اين پيام، ضبط نگرديده است.

پیام اول

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما کنا لنهتدي لو لا ان هدانا الله و الحمد لله الذي منّ علينا بولاية مولانا المهدي المنتظر و العدل المشتهر و الامام الثاني عشر؛ خلف انبياي مرسلين، شرف اولياي صالحين، مقصود از « فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ »[1] مصداق «وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ »[2]


هادي کل، مهدي گردون سرير

شمع سُبُل، خسرو آفاق‌گير



تازه‌ترين سرو رياض وجود

زبده‌ترين گوهر درياي جود



مِهر از آن روي خود آراسته

نور رخش رونق مه کاسته                 

                

و صلوات زاکيات و تحيات ناميات بر ارواح طيبة انبيا و اوليا خصوصاً خواجه ممکنات و مفخر مخلوقات حضرت محمد مصطفي و آل و عترت طاهرين و امامان دين که همگان جهانيان را به ظهور موفور السرور حضرت مهدي عليه السلام و آن عصر عدالت جهاني و دوران نوراني و آن روز الهي نويد و بشارت داده‌اند.

 

درود بي شمار بي ثناهي
ز ما بر اولين فيض الهي


نبي مصطفي نور مؤيد

سراج حق ابوالقاسم محمد

بر آل طاهرين‌اش نيز از ما

تحيات فزون از حد احصا

همه روشن کن شمع زعامت

همه بنيان کَن نخل غوايت

خصوصاً واقف اسرار لاهوت

نگهدارندة ارکان ناسوت

اميرالمؤمنين حيدر که يزدان

شدش اندرکتاب خودثناخوان

ديگر ختم ملوک مُلک هستي

نگه دارندة بالا و پستي

سپهردين ودانش، قطب امکان

ولي عصر، سلطان جهانبان

براي اين حقير، بسيار مسرت انگيز و افتخار آميز است که در اين ايام الله نيمة شعبان، خجسته روز الهي، روز موعود و ميلاد سراسر بهجت و سُرور، بهترين تبريکات را نثار مقدم شيعيان و منتظران ظهور آن حضرت نموده و خاک پاي همگان را توتياي چشم خود سازم.

نيمة شعبان روز اميد انسان‌ها، روز منتظران عدالت جهاني و صلح و دوستي همگاني است.

مژده که اند رتن ما جان رسيد

بار ديگر نيمة شعبان رسيد


نيمة شعبان شد و روز نشاط

باد صبا زد به گلستان بساط

 

از صدف غيب به مُلک شهود

رحمت حق، گوهر خود را نمود

 

وه چه شبي جلوة روز الست

روشن ازآن آنچه به بالا و پست

 

هر شب اگر صبح به دستور زاد

اين شب فيروز همه نور زاد

 

نازده اين خسرو گردون عَلَم

زد به جهان خسرو عالَم قدم 

فروزان شبي که از صبح وصال نکورويان، سبقت ربوده و درخشان روزي که چون عارض خوبان، رنگ غم از آينة دل‌ها زدوده.

جهان را از حلول اين عيد سعيد زيب و زينتي است تازه و فرشتگان و شيعيان را فرح و سُرور بي‌اندازه.

شد سپري شام غم، روز فرَج شد پديد

گل‌به‌گلستان شکفت سبزه به بستان رسيد

 

مژده که يعقوب دهر، زندگي از سرگرفت

يوسف مصر بقا باز به کنعان رسيد

رسيد عيد و ز دل غبار غم برگرفت

جهان پير کهن، جواني از سرگرفت

فرح زمان تا زمان گره زدل‌ها گشود

زمين کران تا کران رونق ديگر گرفت

چه‌عيد عيدي که شد به صبح آن‌آشکار

يگانه نور خدا امير گيتي مدار

غرض ز فصل الخطاب، معني‌ام الکتاب

شهنشه دين‌پناه، امير پروردگار

اميد به کَرَم و لطف خداوند متعال آنکه در اين ايام خجسته و فرخنده، همگان با تجديد عهد و ميثاق با آستان فرشته دربان آن وليّ يگانة دوران و امان جهان و صاحب زمان، تعهدات ديني خود را در انجام فرايض، اداي واجبات، ترک محرّمات، تعظيم شعاير، حفظ هويت اسلامي و مقاومت در برابر هجوم بي‌دينان و غرب گرايي تازه نموده و با ثبات و استقامت در راه کسب رضاي آن حضرت، قدم برداشته و از امتحاناتي که پيش آمده و پيش مي‌آيد سربلند بيرون آييم.

بحق محمد و آله الطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

لطف الله صافي[3]



[1]. ملک، 30، اگر آب در زمين فرو رود[و ناپديد گردد] چه كسي براي شما آب روان مي‌آورد؟

[2]. يس ، 12؛ و همه چيز را در كتابي روشنگر برشمرده ايم.

[3]  تاريخ اين پيام، مضبوط نيست.

وابستگي جهان به امام زمان (ع)

سخني ديگر

خواننده عزيز، اين بحث بيش از اين قابل إطاله است، ولي چون ظرافت و لطافت آن زياد است و با اندك لغزش قلم، مطلب نامفهوم و بلكه ممكن است اشتباه عرضه شود، از آن بيمناكم كه عبارات و الفاظم رسا نباشد و مطلب را چنانكه حق آن است، نرساند. تا اين حدّ هم كه توضيح دادم، چون كافي و خالي از قصور بيان نيست، معذرت ميخواهم و با استشهاد به اين شعر با مضمون و محتوي:

و ان قميصاً خيط من نسج تسعة

و عشرين حرفاً عن معاليه قاصر

سخن را به گونه ي ديگري كه تعقيب بحث و موجب مزيد معرفت و بصيرت شود، ادامه ميدهيم:

انسان در بين تمام انواع موجودات ممكن استعداد ترقي و كمالش از همه بيشتر است و چنان است كه از حضرت صادق عليهالسّلام روايت شده است:

«اَلصُّوَرَةُ الاِْنْسانِيَّةُ هِيَ أَكْبَرُ حُجَجِ اللهِ عَلي خَلْقِهِ، وَ هِيَ الْكِتابُ الَّذي كَتَبَهُ بِيَدِهِ وَ هِيَ الْهَيْكَلُ الَّذي بَناهُ بِحِكْمَتِهِ، وَ هِيَ مَجْمُوعُ صُوَرِ الْعالَمينَ وَ هِيَ الْمُخْتَصَرَ مِنَ الْعِلْمِ في اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ»[1]

«صورت انسانيّت بزرگترين حجتهاي خدا بر خلق او است و آن كتابي است كه خدا با دست تواناي خود آن را نوشته و آن هيكلي است كه به حكمت خود آن را بنا كرده و آن مجموع صورت جهانها و عوالم است و آن مختصر علومي است كه در لوح محفوظ است».

بر اساس همين شرافت و شأن و استعداد است كه، انسان نيازش به تربيت الهي و بارش باران رحمت و فيض ربوبي از همه بيشتر است؛ چون نياز يك كوزه به آب به همان مقدار است كه شاعر گفته:

گر بريزي بحر را در كوزهاي

چند گنجد قسمت يك روزهاي

اما نياز جوي و نهر و رودخانه به مقدار ظرفيت آنها است. انسان به رحمت بيشتر، به علم زيادتر، و به تربيت متعاليتر محتاج است، چنانكه رودخانه و دريا به آب بيشتر نياز دارد:

آب كم جو تشنگيآور بدست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

موجودات برحسب استعداداتي كه براي كمالات دارند، و برحسب سعه ي دركي كه به سعه ي فقر و حاجت خود داشته باشند، از فيوضي غيبي و عنايات لاريبي بهرهمند خواهند شد.

بديهي است فقر نبات و گياه بهتربيت، از فقر جماد بيشتر است، يعني قابليّت قبول تربيت در آن زيادتر است، و فقر و نياز حيوان هم از نبات بيشتر است، چنانكه فقر و حاجت انسان از كل ممكنات زيادتر و وسيعتر است، و فقر افراد انسان نيز به حسب ذات و بعضي عوارض و امور غيراختياري متفاوت است، و به حسب جهل و علمشان تفاوت ميكند. جاهل اگر چه فقر علمي دارد، اما آن چنانكه عالِم احساس فقر ميكند احساس نميكند، يك دانشجو يا يك طلبه، با ياد گرفتن چند اصطلاح، بسا گمان كند كه همه علوم را ياد گرفته است، در حالي كه يك نفر فقيه و عالم و فيلسوف هر چه علمش زيادتر ميشود، فقر و نياز و وابستگي و تعلق خود را به خدا بيشتر درك ميكند، و تواضع و فروتنيش زيادتر ميشود، و خود را در برابر علم الهي چون قطرهاي از دريا و از آن كمتر و فرومايهتر مييابد، و زبان حالش اين شعر خواهد شد:

يكي قطره باران ز ابري چكيد

خجل شد چو پهناي دريا بديد

كه جايي كه دريا است من كيستم

ور او هست حقّا كه من نيستم

از اين جهت است كه امام، انسان مافوق (نه مافوق انسان) و ممكن مافوق (نه مافوق ممكن) است، رئيس فقرا است يعني تمام هويتش فقر و احساس نياز به خداي بينياز است و چون بيشترين استعدادها را دارد، بيشترين نيازها رابه خدا دارا است و لذا به كسب بيشترين عنايات و عطيّات و افاضات الهي به حكم «العطيّات بقدر القابليات» نايل است.

از دعاهايي كه از امامان عليهم السّلام روايت شده و از حالاتشان در هنگام دعا و عبادت، استفاده ميشود كه چنان عرض فقر و مسكنتي كه از آنان در درگاه خدا ظاهر شده، از ديگران (حتي بزرگترين فلاسفه الهي) ديده نشده است. و اين شعور به فقر و نياز و خود را نديدن و چيزي نشمردن در آن بزرگواران چنان شدّت و رسوخ داشته است كه احساس حاجت به خدا و لطف و كرم او از بزرگترين و متعاليترين درجات ايشان بوده است، آنان عزّت خود را به عبوديّت و پرستش و بندگي او ميدانستند كه در مقام مناجات عرضه ميداشتند:

«اِلهي كَفي لي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفي لي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لي رَبّاً»[2].

حقاً بايد سير قافله ي ممكنات و كاروان انسانيّت، براي وصول به اين مقام و براي نزديك شدن به اين مقام و شباهت يافتن به صاحبان اين مقام باشد، كه اگر اين نباشد مسير آنان لغو و پوچ و بيهوده خواهد شد و عالم به آنگونه كه (اگزيستانسياليستها) و «سارترها» و «ماركسيستها» و ملحِدان ديگر معتقدند، هيچگونه تفسير و توجيهي نخواهد داشت، و همان بهتر كه با بمبهاي ويران كننده يكباره آن را ويران و نابود كنند و به اين مرارتها، جنگها، كشمكشها، ناكاميها، ناراحتيها و فلاكتها پايان دهند و همه را و آيندگان را از اين تاريكخانه و وحشتكده خلاص سازند.

اما اگر بشر به مُنتهاي واقعي مسير جهان و انسان، آگاه شد، و نظام امامت و انسان كامل و كمال انسان را شناخت، آگاهي مييابد و اميدوار ميشود و به زندگي و كمال و ترقي علاقمند ميگردد و عالم را با معني و با محتوا ميشناسد؛ معنايي كه جمال حقيقت را به انسان نشان ميدهد و عالم را گلستان و با روح و با هدف معرفي مينمايد.

چه زيبا و چه با حقيقت است حركت جهان كه به سوي شخصيتهايي مانند ابراهيم، محمد، علي، فاطمه، حسن و حسين ميرود و افرادي مانند سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، و شهيداني چون حمزه، جعفر و پاكبازان و فداكاراني چون شهيدان كربلا و كوبندگان ستمگران چون حجر بن عدي، عمرو بن حمق، ميثم و رشيد هجري، و دانشمندان و علمايي مانند زراره، محمد بن مسلم، ابن ابي عمير، زكريا بن آدم قمي، كليني، صدوق، شيخ مفيد، سيد مرتضي و رضي، شيخ طوسي، علامه حلّي، شهيدين، شيخ انصاري، ميرزاي شيرازي، آيتالله بروجردي، و هزارها افراد از اين قبيل در هر رشته از كمال انساني، به دنيا تحويل ميدهد.

از نظر يك نظام سوسياليستي، سير جهان و انسان به سوي جامعهاي است كه خالي از دركهاي انساني و معنويات باشد، سير به سوي جامعهاي كه فردي مثل «استالين» در آن ديكتاتور و فرمانروا، و عملاً و بيمنازع مدعي خدايي باشد، يا فرعون ديگر مثل «برژنف» زمامدار باشد كشوري ضعيف را كه در همسايگي او قرار دارد، مورد هجوم وحشيانه قرار دهد و از زمين و هوا به كشتار مردم و ويران كردن خانههاي مردم مستمند روستاها و شهرها بپردازد و مدرنترين اسلحهها را براي زير يوغ گرفتن يك ملت آزاده به كار برد و بيش از يك ميليون انسان از كوچك و بزرگ و زن و مرد را قتل عام و بيش از يك ميليون نفر را از خانه و كاشانه خود آواره سازد، و هنوز هم كه هنوز است، دست از سر آنها برندارد و چنان نشان دهد كه تا كشورشان را تصرف نكند، اگر چه به قيمت جان تمام مردم باشد، تصميم سَبُعانه ي خود را نخواهد شكست؛ و همچنين فراعنه ي ديگري كه بعد از برژنف، يكي پس از ديگري روي كار ميآيند نيز همان خط و مشي را دنبال ميكنند.

چنين جامعهاي، با چنين رهبران خونخوار و بيايمان به شرف انسانيّت، اگر هم در بين خودشان با استضعاف ديگران و غارت مستضعفان، خوراك و مسكن و ساير وسايل رفاه مادي را فراهم كنند، از يك دامداري آماده و پر از كاه و علف، كه در آن همه ي ارزشهاي متعالي انسان پوچ و بيمعني و مسخره باشد، بيشتر نخواهد بود.

و اما از نظر نظام سرمايهداري هم بهتر از اين نيست كه هدف سير آن، سير به سوي خود كامگيها، حيوانيّت، شهوات، آزاديهاي غيرسالم و نامحدود، طبقهبندي، تبعيض و استثمار، كاخِ سفيد با آن تجملات، حكومت كِنِديهاي شهوتران و آلودهدامان و كارتر و هنرپيشهاي ريگان و نوكرهاي صهيونيسم و سرمايهداران خونآشام است.

حتماً هدف جهان را هر چه بگويند و مقصد جهان را هر چه بدانند، اين جامعهها و اين نظامها (كه در آنها سرنوشت بشريّت در اختيار دو نفر وحشي درنده قرار دارد كه جز از جهت ترس به سوي يكديگر حمله نميكنند) نميباشد و اين رژيمها كه بخش عمده محصول زحمت و تلاش انسانها را صرف تجهيزات جنگي و ساختن سلاحهاي مخرّب و وحشتناك براي ادامه استكبار و استعلاي خود مينمايند، نيست. و اگر اين هدف باشد (كه هرگز نيست) جا دارد همه با فرشتگان همزبان شده و بگويند:

«أَتَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ»[3].

نظام الهي امامت به همه اين پرسشها پاسخ ميدهد و وجود امام همه اين ايرادات را از ميان ميبرد و بر همه كاخنشينها، و استكبارها، استعلاها و استعباد انسانها (كه در عصر ما بزرگترين و ستمكارترين و برتريجوترين آنها حكومت ماركسيسم و ملحد شوروي و رژيم استعمارگر و صهيونيسمپرور امريكا است) خط بطلان ميكشد و علّو و برتريجويي را، حتي در كمترين جلوهاش به شدّت محكوم ميسازد و شعار و بنياد رابطه ي خود را با مردم و هر قوي و نيرومندي را با ضعيف، اين آيه ميداند:

«تِلْكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوّاً فِي الأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين»[4]

«ما اين دار آخرت را براي آنان كه در زمين اراده ي علوّ و فساد و سركشي ندارند قرار ميدهيم و عاقبت نيك، مخصوص پرهيزكاران است».

پس هر كجا ذرهاي علوّخواهي و برتريجويي بر ديگران است، آنجا نظام امامت مستقر نيست. طغيان و ديكتاتوري و زور و استبداد ـ حتي در يك دِه و يك خانه و از يك كدخدا و يك سرپرست خانواده ـ به هر صورت و به هر شكل محكوم است و اينان از بهشت خدا محرومند و عاقبت نيك و پايان خوب براي كساني است كه از مظاهر گردنكشي، خود برگزيني، فخر و اعتبارفروشي، استضعاف و كوچك شمردن ديگران پرهيز مينمايند.

نظم امامت يعني حركت همه براي علي و به سوي روش علي و حكومت علي و مهدي، عليهماالسّلام، و در اين نظام است كه حكومت به عنوان يك هدف مقصود نيست و هر كس هم آن را به عنوان يك هدف بخواهد، شايسته ي حكومت و هيچ منصبي در اين نظام نيست بلكه حكومت وسيله ي اقامه عدل، دفع باطل و ستم، احقاق حقوق، اجراي احكام، ترقي واقعي انسانها، كمك به ضُعفا، تأمين رفاه و امنيّت و آزادي همگان است.

«اَلَّذينَ إِنْ مَكَّنّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الْزَّكوةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعُرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ للهِِ عاقِبَةُ الأُمُورِ»[5].

رهبران اين نظام امامت، افرادي هستند كه خدا ميفرمايد: اگر آنها را در زمين متمكّن و صاحب نيرو گردانيم، نماز را برپا داشته و زكات را ميدهند و امر به معروف و نهي از منكر مينمايند و پايان كارها با خدا است. در پرتو اين نظام است كه زندگي اصالت مييابد، معني پيدا ميكند و براي آن سير و كوشش و حركت و كار و تلاش با ارزش و عقلاني خواهد شد.

و الاّ بشر كجا ميرود؟ و كجا ميرود؟ به سوي بمبهاي اتم و ئيدروژن و جنگهاي جهانسوز؟ يا به سوي دنياي مادّي و صنعتي و تمدني كه اين همه بدبختيها، فشارها، عيّاشيها، تجمل پرستيها و تبعيضات را به وجود آورده است؟ يا به سوي نژادپرستي و استعمار آمريكا؟ يا به سوي جامعه حيواني و ماشيني و مسلوبالاختيار كمونيسم كه در آن آزادي و انسانيّت به معاني حقيقي و متعاليش قابل درك نيست؟.

كدام يك از اين نظامها و سازمانها ميتواند هدف نهايي و پاسخگوي روح وسيع بشر باشد؟ بشر به هر كدام رسيد، گمشده ي خود را در آن نيافت.

اين سازمانهاي بينالمللي كه هر كدام زير نفوذ يك ابرقدرت قرار دارند و به اسم حق، باطل و به اسم عدل، ظلم و به نام همزيستي مسالمتآميز و حسن همجواري، توطئه و خيانت و تجاوز به همسايه مينمايند و از هيچگونه عمل خلاف قواعد انساني رويگردان نميباشند.

اين سازمان ملل است كه علاوه بر هزار و يك ايراد كه به آن وارد است، بارزترين نشانِ اساس خبيث آن ـ كه حفظ منافع زورمندان و استضعافگران است ـ حق «وتو» است كه پنج حكومت مستكبر و جهانخوار و عامل عمده فساد دنيا و عقبماندگي مستضعفان، در اين سازمان دارند. اين حق غيرشرعي و خلاف عدالت، اين پنج حكومت را مسلّط ميسازد از اجراي هر تصميمي كه مخالف منافع خودشان باشد، جلوگيري نمايند و آن را وتو كنند، ديگر اين مطرح نيست كه چرا اين حق براي آنها باشد؟ و چرا حكومتهاي ديگر و كوچك اين حق را نبايد داشته باشند؟ و چرا در تمام آفريقا هيچ كشوري داراي اين حق نيست؟



[1]. حديث معروف است و صدر آن به اين متن در تفسير صافي، در تفسير آيه2 سوره بقره نقل شده است:

[2]. خصال صدوق (باب التسعه) ص488.

[3]. سوره بقره، آيه30، ترجمه اين آيه قبلا گذشت.

[4]. سوره قصص، آيه83.

[5]. سوره حج، آيه41، حاكم حسكاني كه از علماي بزرگ اهل سنت است، در كتاب شواهد التنزيل كه اخيراً به همّت يكي از علماي پرتلاش و مخلص با تحقيق و تعليق چاپ شده است و در آن در رابطه با فضائل اهل بيت عليهمالسّلام 210 آيه از آيات قرآن مجيد و 1163 حديث جمعآوري شده، در تفسير اين آيه سه حديث روايت كرده است، در يكي از اين سه حديث كه حديث 555 كتاب ميباشد، از «فرات» مفسر معروف مسنداً از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است كه ابيعبيده حذّاء پرسش كرد: چگونه صاحبالامر را بشناسيم؟ حضرت در پاسخ، اين آيه شريفه را قرائت فرمود، و فرمود: «اذا رَأَيْتَ هذا الرَّجُلَ مِنّا فاتَّبِعْهُ فَاِنَّهُ هُوَ صاحِبُهُ»

«وقتي مردي از ما را ديدي كه برنامهاي را كه اين آيه اعلام ميكند، اجرا مينمايد، او را پيروي كن كه همان صاحب الامر است».

و در حديث 556 از همان فرات مسنداً از جانب زيد بن علي بن الحسين عليهمالسّلام روايت كرده است كه گفت: «اِذا قامَ الْقائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّد يَقُولُ: يا أَيُّهَا النّاسُ نَحْنُ الَّذي وَعَدَكُمُ اللهُ فِي كِتابِهِ: الَّذينَ إِنْ مَكَّنّاهُمْ فِي الأَرْضِ الآيَةَ» «وقتي قائم آل محمد عليهمالسّلام قيام مينمايد ميفرمايد: اي مردم ماييم آنان كه خدا شما را در كتابش وعده داده است: «اَلَّذين اِنْ مَكَّنّاهُمْ في الأَرْضِ» .

ادامه نوشته

بررسي و توجيه پنجم وابستگي جهان به امام زمان عليه السلام

بررسي و توجيه پنجم

چنانكه كل عالم و تمام آفرينش «كلمةالله الكبري» و «كتابهالتكويني» و «آيتهالجامعة» و «اسمه الاعظم» است و دلالت بر ذات جامع جميع صفات كمال او دارد، افراد و انواع و اجزاء و اعضاي اين عالم نيز هريك جداگانه، آيه و نشانه ي حق تعالي و كلمه و اسم و فعل و حرف كتاب تكويني او هستند:

«ففي كُلِّ شيء لَهُ آيَة

تَدلُّ علي أنَّه واحدٌ

وَ للهِِ في كُلِّ تَحريكة

وَ في كُلِّ تسكينهِ شاهدٌ»

هر گياهي كه از زمين رويد

وحده لا شَريك لَه گويد

به نزد آنكه جانش در تجلّي است

همه عالم كتاب حق تعالي است

عرض اعراب و جوهر چون حروف است

مظاهر همچو آيات و وقوف است

همه ظهور قدرت و علم او، و تسليم فرمان او هستند:

«وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمواتِ وَ الأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ اِلَيْهِ يُرْجَعُونَ»[1]

«هركه در آسمانها و زمين است خواه ناخواه مطيع فرمان خداست و همه به سوي او رجوع ميكنند».

و دليل بر كمال و پاكي و تنزّه او از تمام نقايص ميباشند

«يُسَّبِحُ للهِِ ما فِي السَّمواتِ وَ ما فِي الأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ»[2]

«هر چه در آسمانها و زمين است خدا را كه پادشاه منزه و مقتدر و داناست تسبيح ميكنند».

بر هر موجودي به حسب كمال مراتب وجودي خود و بر هر انساني به حسب كمال مراتب انسانيت و تخلّق به اخلاق الهي إسم او و كلمه او صادق ميباشد هر چه كمال فرد و نوع بيشتر باشد صدق اسم و كلمه بر او كاملتر خواهد شد.

لذا در تفسير آيه شريفه:

«وَ للهَِ الأَسْماءُ الْحُسْني فَادْعُوهُ بِها»[3]

«براي خدا نامهاي نيكويي است به وسيله آنها خدا را بخوانيد»

وارد شده است از حضرت امام جعفر صادق عليهالسّلام

«نَحْنُ وَاللهُ الأَسْماءُ الْحُسْني اَلَّذي لا يُقْبَلُ مِنْ أَحَد طاعَةٌ الاّ بِمَعْرِفَتِنا قالَ فَادْعُوهُ بِها»[4]

«به خدا سوگند اسماء حسني ماييم كه از احدي طاعتي پذيرفته نميشود مگر به معرفت ما، كه خدا فرمود: پس بخوانيد او را به آنها».

چون امام در بين تمام آيات و كلمات الهي آيت كبري و تامه و كلمه ي عليا و اسم اعظم تكويني است، چنانكه از اميرالمؤمنين عليهالسّلام روايت شده است:

«ما للهِِ عَزَّوَجَلَّ آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنّي وَ لا للهِِ مِنْ نَبَأَ أَعْظَمٌ مِنّي[5]

«براي خداوند، عزّوجل، نشانه و خبري بزرگتر از من نيست».

امام اسم تكويني «الولي» و «الحاكم» و «الهادي» و «العادل» و «العالم» «والقادر» است، و به عبارت ديگر امام كسي است كه هر يك از اسماء و صفات الهي را كه در ممكن، در حد امكانيتش، امكان حصول داشته باشد، دارا باشد. بديهي است كه همه ي ممكنات، كلمات و اسماء الهي هستند و در كثرت، چنانند كه در آن قرآن كريم ميفرمايد:

«قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً»[6].

همه آيات خدا هستند، اما مانند اسماء لفظي كه دلالت آنها بر مسمّي در صراحت و ظهور و ذات و صفت، و صفت ذات و فعل متفاوتند، اسماء تكويني نيز متفاوتند؛ مثلاً هر عالمي علمش دلالت بر علم خدا دارد، اما دلالت علم يك شاگرد دبستاني در حد يك معلم و دلالت علم يك معلم، در حد يك استاد و يك فيلسوف و مجتهد و مرجع تقليد نيست.

دلالت علم كسي كه

«عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتْابِ»[7]

است در حد علم

«مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الكِتابَ»[8]

«كسي كه نزد اوست علم كتاب الهي».

كه امام عليهالسّلام است، نميباشد.

پس بديهي است چنين اسمي جامع مراتب و كمالات اسماء مادون خود ميباشد و چنانكه در أسماء لفظي، بعضي از اسماء، جامع مفاد اسماء ديگر هستند ـ مثلاً اسم «القادر» جامع مفاد اسم «الخالق»، «الرازق»، «المحيي»، «المميت»، «الشافي» و اسمهاي شريفه ي ديگر است؛ يا اسم «العالم» جامع مفاد «السميع»، «البصير» و «الخبير»، و كلمه و اسم جلاله «الله» حاكي از تمام أسماء و جامع مفاد همه است ـ در اسماء تكويني و كلمات الله نيز بعضي از اسماء جامع مراتب و كمالات اسماء ديگر ميباشند و دلالتشان بر مسمّي ظاهرتر و جامع تر است و به عبارت ديگر؛ چنانكه بعضي صفات، از شؤون و جلوه هاي صفات ديگرند و ذات به واحديت، و احدّيت مصداق آن صفات است.

بعضي از اسماء نيز به اعتبار مسميّاتشان ـ كه صفات فعلي يا ذاتي ميباشند ـ از شؤون و جلوه هاي اسماء مسميّات ديگرند كه گاه آن مسميّات، صفات فعل يا صفات ذات و يا ذات مقدّس الوهيّت ميباشند. بنابراين وجودات و ذوات مقدّس چهارده معصوم عليهم السّلام اسماء تكويني الهي هستند و همان طور كه اسمائي مثل «الخالق»، «المُعِزّ» و «المُذْلِ» به اسم «القادر» و همه ي اسماء به اسم «الله» و «لا إله الاّ هو» منتهي ميگردند و به آن وابستهاند و تحت آن اسم قرار دارند، اسماء تكويني نيز همه تحت اسم تكويني محمد يعني «وجود محمّد» صلّياللهعليهوآله و در درجه ي بعد تحت أسماء ساير چهارده معصوم، يعني «وجودات آنها» قرار دارند و همه آن أسماء تكويني، ظهور صفتي، و كمالي از كمالات آن ذات مستجمِع جميع صفات كمالي ميباشند كه اسم اعظم و اكبر تكويني بر آن دلالت دارد، و وابسته به آن اسم هستند. اسامي لفظي، لفظشان وابسته به اسم اعظم و كلمه ي جلاله است، به اعتبار آنكه مسميات آنها شؤون و صفات مسمّي به اسم اعظم است و آن اسم اعظم حاكي از آن صفات و حاوي تمام آنها است و نزديك به اين بيان است، اين شعر مشهور:

نام احمد نام جمله انبيا است

چونكه صد آمد نود هم پيش ما است

همانطور كه عدد صد حاوي تمام اعداد از يك تا صد است، اسم احمد نيز نام تمام انبيا است و آن حضرت جامع كمالات تمام مخلوقات مادون خود است و آنها نيز به آن وابستگي دارند، همان وابستگي كه اسم «المتكلِم» و «العزيز» و «المقتدِر» با اسم «القادر» و همه اسماء به اسم اعظم و جلاله «الله» دارند.

و به عبارت ديگر ذات الوهيّت است كه قادر است و عالم و... و صفات او عين ذات اوست، و او مصداق همه ي صفات كماليه است. و اگر چه همه ي أسماءالحسني بر او ـ عزّ اسمه ـ صادق است و بالالتزام بر ذات جامع جميع صفات كمالي هم دلالت دارند، چون مثلاً «القدير» و «العزيز» و «العالِم» و «الخالق» مطلق و بِالذّات جز ذات جامع جميع صفات كمال نيست، امّا به دلالت مطابقي، چنانكه در اسم جلاله ميفرمايند، دلالت بر او ندارند و به عبارت ديگر مضمونشان «هوالقدير» و «هوالجليل» و «اَللهُ عَلي كُلِّ شَيء قَديرٌ» و «اَللهُ عالِمٌ بِكُلِّ شَيء» است. و چنانكه درك صفت بودن موصوف امكانپذير نيست، اسم صفت نيز بدون اسم موصوف قابل درك نيست يا لااقل تبادر موصوف از آن به ذهن با وجود اسم موصوف و اسم اكبر و اعظم او بيشتر خواهد بود.

بنابراين دلالت اين اسماء بر معني و شناخت آنها در حدّي به اسماء ديگر و شناخت مفاد آنها ارتباط دارد و به احتمالي هر چند بعيد شمرده شود، محتمل است مفاد حديث معروف:

«مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ، ماتَ مَيْتَةً جاهِليّةً»

همين باشد، چون امام كلمةالله العليا و آية لله العظمي و اسم اكبر الهي است، كسي كه اين اسم را نشناسد، خدا را نشناخته است، چنانكه اگر كسي اسماءالحسناي الهي را نشناسد، او را نشناخته است.



[1]. سوره آل عمران، آيه83.

[2]. سوره جمعه، آيه1.

[3]. سوره اعراف، آيه180.

[4]. كافي، كتاب التوحيد، باب النوادر، ح4.

[5]. كافي، ج1 ص207.

[6]. سوره كهف، آيه109. ترجمه آيه در بررسي اول گذشت.

[7]. نزد او است علمي از كتاب الهي. سوره نمل، آيه40.

[8]. كسي كه نزد اوست علم كتاب الهي. سوره رعد، آيه43. در تفسير اين آيه در تفسير صافي روايت شده است كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال شد، كسي كه نزد او علمي از كتاب (علم من الكتاب) است داناتر است يا آن كسي كه نزد او علم كتاب (علمالكتاب) است؟ حضرت فرمودند: نزد آن كسي كه علمي از كتاب است، در برابر كسي كه نزد او علم كتاب است نيست مگر به اندازه آبي كه بال مگس از دريا ميگيرد.

اميرالمؤمنين عليهالسّلام فرمود:

علمي كه آدم به زمين آورد و آنچه جميع پيامبران تا حضرت خاتمالأنبيا صلّياللهعليهوآله به آن فضيلت داده شدند، در عترت خاتمالنبيين صلّياللهعليهوآله است.

ادامه نوشته

بررسي و توجيه چهارم وابستگي جهان به امام زمان عليه السلام


امام؛ الگو، نمونه، اُسوه و علامت است كه هر تندرو بايد به سوي او بازگردانده شود و الاّ گمراه ميشود، و هر كندرو بايد خود را به او برساند و الاّ هلاك ميگردد.

چنانكه از مضمون احاديث بسياري كه از طريق شيعه و اهل سنت وارد است[1]كمال ديگران به او تضمين و تأمين ميشود و حركت و سير همه در راه مستقيم فقط با حركت و سير او كنترل و تصحيح و تعديل ميگردد.

بنابراين نقش امام نقش سازندهاي است كه بدون آن، سالكان راه كمال نميتوانند به درستي مسير خود اطمينان داشته باشند، و اين است معناي احاديث متواتري مانند احاديث سفينه كه پيغمبر صلّياللهعليهوآله ميفرمايد:

«مثل أهلبيت من، مثل كشتي نوح است كه هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كس تخلف كرد هلاك شد، پس هر كس متمسّك به امام و هدايت امام و تأسّي به امام شود نجات مييابد و هر كس تخلّف كند هلاك ميشود».

و همين است معناي احاديث ثقلين[2] كه پيغمبر صلّياللهعليهوآله در آنها تمسّك به قرآن و عترت را يگانه وسيله ي امان از ضلالت معرفي فرموده است.

بنابراين كمال عالم و ما سِويالله، به وجود امام منوط است و بدون وجود امام، عالم فاقد كمال لايق به خود بوده و ناقص خواهد شد، و چون فيض خدا كامل بوده و نقص در آن تصور نميشود لذا نقص همه به كمال وجود امام كامل ميشود و كسر همه بوجود او جبران ميگردد.




[1]. در نهجالبلاغه در ضمن خطبه دوم، در شأم اهل بيت عليهمالسّلام ميفرمايد: «اِلَيْهِمْ يَفيءُ الْغالي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التّالي»

«غالي و پيش افتاده بايد به سوي آل محمد عليهمالسّلام باز گردد و عقب مانده بايد به ايشان ملحق شود».

و در حكمت 109 ميفرمايد: «نَحْنُ النُّمُرَقَةُ الوُسْطي بِها يَلْحَقُ التّالي وَ اِلَيها يَرجِعُ الغالي»

«ماييم متكاي ميانه كه وامانده به آن ملحق ميگردد و تجاوز كننده، به آن رجوع مينمايد».

[2]. پيرامون سند و متن احاديث ثقلين و امامان و سفينه و مفاد آنها در كتاب «امانِ الأُمّة مِن الضِّلال» تأليف نگارنده، توضيحات كامل داده شده است.

بررسي و توجيه سوم وابستگي جهان به امام زمان عليه السلام


اگر تقدير خداوند قادر حكيم چنان باشد كه چنانكه بعضي از ملائكه، واسطه ي نزول بعضي بركات و انجام مأموريتهايي شدهاند، فيوض عامّ و خاص به واسطه امام به سايرين برسد و امام مجراي فيض باشد، خواهناخواه وجود و بقاي ساير ممكنات كه به فيض الهي حدوث و بقا دارند، به مجراي فيض او كه به تقدير او از آن مجرا فيض به آنها ميرساند مرتبط خواهند بود، و اگر چه در فرض عدم اين مجاري فيض، باز هم فيّاضيت خدا اگر قصوري در مَفاض نباشد، برقرار است، اما ميتوان گفت كه ممكنات همه آن استعداد را ندارند كه بدون واسطه تلقي فيض نمايند و قصور خودشان مانع از كسب فيض بطور مستقيم است، نظير اينكه در تعداد معدودات، شمارش از يك شروع ميشود و بدون آن دوّم و سوّم و... معدود نميشود، و اعداد بعد از يك، همه به گونهاي حاوي عدد يك ميباشند، هر چند معدودشان غير هم باشند. و اين نه براي نقص قدرت شمارشكننده است، بلكه به جهت اين است كه عنوان معدود سوم مثلاً، بدون عنوان معدود دوّم و اوّل امكان وجود ندارد. همچنين فيوض الهي بدون رسيدن به مخلوق اكمل و اشرف امكان وصول آن به مخلوق مادون نيست، نه براي اينكه در فيض قصوري است بلكه براي آنكه فيضگيرنده استعداد ندارد.

لذا امام عليهالسّلام كه در جنبه ي «يليالرّبي و يليالخلقي» كامل است، واسطه ي ايصال بركات ميباشد. چنانكه بسياري از نعمتهاي الهي در اين عالم به واسطه و بلكه به وسايط به ما ميرسد، و چنانكه شاخهها و برگهاي درخت به واسطه ي تنه و ريشه درخت از آب و مواد زمين كه برايشان مقرر شده است، استفاده مينمايند، و چنانكه همه مردم استعداد تلّقي وحي را ندارند و بايد به واسطه نبي و پيغمبر باشد، امكان دارد كه تمام فيوض يا بعضي فيوض ديگر نيز به همين نحو با وسايط مقتضي و مناسب به نيازمندان و مستعدان برسد. بديهي است چنين واسطهاي غير از امام نخواهد بود. و مسأله، يك مسأله ي تكويني خواهد شد كه تخلف از آن نامعقول است.

يكي از محدّثين بزرگ اهلسنّت به نام ابراهيمبنمحمّد جويني شافعي (متوفّاي سال 730)، در كتابي كه به نام «فرائد السمطين»[1] آن را موسوم كرده است حديثي را به سند منتهي به حضرت زينالعابدين عليهالسّلام روايت كرده است، كه در ضمن آن فرمود:

«وَ نَحْنُ الَّذينَ بِنا يُمْسِكُ اللهُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَي الأَرْضِ إِلاّ بِاِذْنِهِ، وَ بَنا يُمْسِكُ الأَرْضَ أَنْ تَميدَ بِأَهْلِها وَ بِنا يُنَزِّلُ الْغَيْثَ، وَ يَنْشُرُ الْرَّحْمَةَ وَ يَخْرُجُ بَرَكاتَ الأَرْضِ وَ لَوْلا ما فِي الأَرْضِ مِنّا لَساخَتْ بِأَهْلِها[2]

«ماييم كه به واسطه ي ما نگاه ميدارد خدا آسمان را از اينكه بر زمين افتد، مگر به اذن او، و به واسطه ما زمين را نگه ميدارد از اينكه به اهلش مضطرب گردد و به واسطه ما (يا براي ما و به طفيل وجود ما) باران نازل ميكند و نشر رحمت مينمايد و بركتهاي زمين را بيرون ميآورد، و اگر آنچه (آن كس) كه در زمين است از ما، نبود، زمين اهل خود را فرو ميبرد».

بدرالدّين رومي، شارح قصيده ي برده، در شرح خود به نام «تاجالدّرة في شرحالبردة» در شرح اين بيت:

وَ كُلُّ آي أتَتِ الرسل الكِرامُ بِها

فَاِنَّما اتَّصَلَتْ مِنْ نُورِهِ بِهِمْ

ميگويد: هر معجزه از معجزاتي كه پيامبران آوردند و ساير آياتي كه دلالت بر كمال فضل و راستي گفتارشان از علم و حكمت در ايشان دارد، متصل و واصل به ايشان نشد، مگر از نور او كه اوّل هر نور و مبدأ آن است. زيرا كه فرمود:

«أَوَّلَ ما خَلَقَ اللهُ نُوري»[3]

و شكي نيست كه انبيا و رسولان همه از نور واحد، مخلوق ميباشند و آن نور پيغمبر ما است. پس انوار ايشان، شعبه هايي از آن نور و فروغ آن نورند و او نورالأنوار و شمسالأقمار است.

و عصام اسفرايني در شرحش بر برده ميگويد:

«انوار ساير پيغمبران اثري از آثار نور آن حضرت است، پس از نور محمد است نور عرش و كرسي، نور آفتاب و ماه، و انوار جميع پيغمبران...»[4].

ونيز بدرالدين رومي در شرح اين بيت بوصيري:

فَانَّه شَمْسُ فَضْل هُمُ كواكُبها

يُظْهِرْنَ أَنْوارَها لِلْنّاسِ فِي الظلمِ

ميگويد: «اين آيات روشن به انبيا، از نور پيغمبر صلّياللهعليهوآله رسيد، به جهت اينكه او خورشيد فضل خدا و رحمت از براي عموم مردم است و پيغمبران مظاهر نور او و حاملان سِرّ او به حسب درجات استعداد و مراتب قابليتهاي خود بودند، انوار حقايق و اسرار دقايق آن حضرت را براي اقوام خود، به دعوت آنها، به تصديق او واقرار به آمدن او اظهار ميكردند، چنانكه ماه نور آفتاب را ظاهر مينمايد و حكايت ميكند»[5].




[1]. ج11، ص45.

[2]. مخفي نماند كه در كتاب فرائدالسمطين، بعضي از احاديث مبشرّه به حضرت مهدي عليه السّلام را روايت كرده است و در مقام مدح آن حضرت در ديباچه كتاب ميگويد:

«الحجة القائم بالحق، العارف بحقائق ماصدر من الكاف والنون المحيط علماً بدقائق ماجري به القلم ونفث به النون، سبحانه من لطيف خبير زرع في أراضي الايجاد والتكوين حبة الولاية فأخرج شطأها بعلي المرتضي سيف الله المنتضي، وآزره بالأئمة المعصومين من ذريته أهل الهداية والتقوي فاستغلظ بميامن اجتهاد أولياء الله الصالحين، ذوي المجاهدات والمكاشفات المجدّين في قمع الهوي فاستوي علي سوقه بالمهديّ الهادي المكين الأمين» و بالأخره اين عالم سنّي، يكي از علماي اهل سنّت است كه معتقد به امامت ائمه اثنيعشر عليهمالسّلام است.

[3]. الأنوار النعمانية، ج1 ص13. و بحار الأنوار، ج15 ص24.

[4]. خلاصة العبقات، ص177 و178.

[5]. خلاصة العبقات، ص178 و179.

کتاب پیام های مهدوی

پیام های مهدوی


مشخصات

عنوان:  پیام های مهدوی

مؤلف: مرجع عاليقدر آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني‌دام‌عزه‌العالي، 

به کوشش : احمد کریمی

ناشر: نشر راسخون،

مجموعه پیام های آیت الله العظمی صافی مدظله الشریف به

همایش ها و مراکز منسوب 

به حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف

به کوشش : احمد کریمی

این کتاب شامل بیست وهفت پیام می باشد.

پیام اول

پیام دوم

پیام سوم پيام به مناسبت افتتاح کتابخانه تخصصي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در مسجد رضوان تهران

پیام چهارم پيام به جشن نيمة شعبان  تبريز، 1415 هـ. ق. هيأت محترم برگزاركنندة مراسم جشن نيمة شعبان تبريز

پیام پنجم پيام به جشن نيمة شعبان، تبريز، 1416 هـ. ق.هيأت محترم برگزاري مراسم نيمة شعبان مسجد توحيد، ايّدهم الله تعالي

پیام ششم پيام به جشن نيمة شعبان، تبريز،1417 هـ. ق. هيأت محترم برگزاركنندگان مراسم نيمة شعبان، مسجد آيت الله انگجي زيد عزّهم

پیام هفتم پيام به ستاد محترم بزرگداشت مراسم مقّدس نيمه شعبان، مسجد آيت‌الله انگجي تبريز، ميلاد امام مهدي، عليه السّلام، شعبان 1417 هـ. ق.

پیام هشتم پيام به مناسبت ولادت امام مهدي، عجل الله تعالي فرجه الشريف، شعبان 1418 هـ. ق

پیام نهم پيام به مناسبت ميلاد امام زمان، عجل الله تعالى فرجه الشريف، شعبان 1419 هـ. ق

پیام دهم پيام به مناسبت نيمة شعبان 1421 هـ. ق

پیام یازدهم پيام به همايش سراسري علمي و تخصصي خورشيد مغرب، اردبيل، آبان 84.

پیام دوازدهم

پیام سیزدهم پيام به اجلاس مهدويت و آيندة بشريت،  اساتيد دانشگاه آزاد اسلامي منطقه 3.

پیام چهاردهم

پیام پانزدهم پيام به مناسبت نيمة شعبان 1423

پیام شانزدهم پيام به همايش مهدويت و جهان آينده، نيمة شعبان1424.

پیام هفدهم پيام به همايش حديث انتظار، دانشجويان علوم پزشکي سراسر کشور، آمل.

پیام هجدهم پيام به همايش دانشجويي عدالت و مهدويت،  اروميه، خرداد 82.

پیام نوزدهم پيام به مناسبت نيمة شعبان 1424.

پیام بیستم پيام به افتتاحية همايش دانشجويي ‌جامعة مهدوي، 29-28 مهرماه 82، تبريز .

پیام بیست و یکم پيام به مناسبت نيمة شعبان 1425.

پیام بیست و دوم پيامي ديگر به مناسبت نيمةشعبان 1425.

پیام بیست و سوم پيام به ششمين گفتمان مهدويت،قم، نيمةشعبان 1425.

پیام بیست و چهارم پيام به پنجمين اجلاس ابعاد وجودي حضرت بقيةالله الاعظم امام زمان ارواحنا فداه.

پیام بیست و پنجم پيام به مناسبت نيمة شعبان 1426.

پیام بیست و ششم پيام به اجلاس دو سالانة حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف،گرگان، 15شهريور 85.

پیام بیست وهفتم

کتاب گفتمان مهدویت

گفتمان مهدویت


مشخصات

عنوان:  گفتمان مهدویت

مؤلف: مرجع عاليقدر آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني‌دام‌عزه‌العالي، 

ناشر: مسجد مقدس جمکران،


گفتمان مهدويت: آخرين جلد از كتاب سلسله مباحث امامت و مهدويت، با كتاب گفتمان مهدويت شروع مي‌شود. اين كتاب حدود يكصد و پنجاه صفحه دارد، و مشتمل بر مطالبي، همچون تاريخ و مواضع تشيع، ويژ‌گي‌هاي منصب الهي امامت، و برخي از مباحث مهدويت مي‌باشد.  بخش اول جلد چهارم چاپ جديد سلسله مباحث امامت و مهدويت مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني‌مدظله‌العالي در چهار جلد منتشر شد

 گفتمان مهدویت

دانلود نسخه pdf     کتاب{این لینک مشکل دارد در صورت رفع آن در اسرع وقت به اطلاع مخاطبین می رسانیم ، تا اطلاع ثانوی از موارد دیگر استفاده فرمایید}

 

دانلود نسخه word  کتاب{این لینک مشکل دارد در صورت رفع آن در اسرع وقت به اطلاع مخاطبین می رسانیم ، تا اطلاع ثانوی از موارد دیگر استفاده فرمایید}

 

دانلود کتاب الکترونیک

 

خرید اینترنتی کتاب

 


دریافت خلاصه کتاب

 

مشاهده کتاب


لینک دانلود کامل آن در پیوند های روزانه( لینک دانلود کتب مهدویت ) موجود است

مقدمه

بسمه تعالي

مطالبي كه خوانندگان محترم در اين رساله مطالعه مي‌فرمايند، توضيحاتي است درباره امامت و رهبري امّت و اعتقاد به مهدويت و ظهور حضرت مهدي صاحب الامر ـ ارواح العالمين له الفداء ـ كه بصورت پرسش و پاسخ تقديم مي‌شود.

اميد است در آستان فرشته دربانِ آن قطب جهان و وليّ دوران و كهف امان و صاحب عصر و زمان عليه‌السلام به عنوان ران ملخي از مور بسيار ضعيف و ناتوان و نيازمند به عنايات آن رهبر خوبان، به شرف قبول نايل آيد.

و ما توفيقي الاّ بالله

عليه توكلت واليه انيب

لطف الله صافي


به سوی دولت کریمه

به سوی دولت کریمه

مشخصات

عنوان:  به سوی دولت کریمه

مؤلف: مرجع عاليقدر آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني‌دام‌عزه‌العالي، 

ناشر: مسجد مقدس جمکران،


به سوي دولت كريمه: آخرين كتاب جلد سوم، مشتمل بر حدود پنجاه صفحه، ويژ‌گي‌هاي جامعه موعود را در هشت بخش تبيين مي‌كند.  بخش چهارم جلد سوم چاپ جديد سلسله مباحث امامت و مهدويت مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني‌مدظله‌العالي در چهار جلد منتشر شد

 به سوی دولت کریمه

دانلود نسخه pdf     کتاب

 

دانلود نسخه word  کتاب

 

دانلود کتاب الکترونیک

 

خرید اینترنتی کتاب

 


دریافت خلاصه کتاب

 

مشاهده کتاب


لینک دانلود کامل آن در پیوند های روزانه( لینک دانلود کتب مهدویت ) موجود است

مقدمه

در این کتاب نویسنده قسمتی را به مقدمه اختصاص نداده و با

سخني با منتظران ظهور کتاب را آغاز کرده

برادر و خواهر عزيز كه روز و شب در انتظار ظهور آقا و مولايت و مولاي همه، حضرت صاحب الامر مهدي علیه السلام هستي، بياد آن زمان و آن عصر الهي اشك شوق مي ريزي و آرزو مي‌كني در التزام ركاب آن حضرت به درجة رفيعه شهادت برسي، در روزهاي عيد فطر و قربان و غدير و هر روز جمعه دعاي ندبه [1] را عاشقانه با آن شور و سوز و گريه و ندبه مي‌خواني و با هر وسيله ممكن مي‌خواهي ارتباط خود را با آن حجّت خدا، زنده و زنده تر سازي.

درود بر تو و آفرين بر احساسات پاك و تابناك

«ثبّتك الله علي هذه الحالة النورية الروحانية لقد فزت فوزاً عظيماً»

عزيزان منتظر: شما كه بحق، رضاي امام زمان ارواحنا فداه را فوز اكبر مي‌دانيد ويژگي‌هایي كه در اين نوشتار مي‌خوانيد برخي از خصوصيات نظام و جامعه‌اي است كه شما منتظر آن هستيد؛ هر كس در خط ولايت و انتظار قدم بر مي دارد بايد آن ويژگي‌ها را بشناسد و خودش را با توجه به آنها بطوری كه لايق عضويت در آن جامعه جهاني و الهي شود، بسازد؛ بايد همه اين ويژگي‌ها را دوست داشته و براي تحقق آنها در جامعه و كشور و شهرش تلاش نمايد؛ كسانيكه به ارزش‌هاي ضد آن جامعه جهاني گرايش دارند بايد در وضع خود تجديد نظر كنند و با گرايش به ارزش‌هاي اسلامي صداقت خود را در دعوي انتظار نشان بدهند و با اجراي احكام‌الله و اقامه عدل و قسط و احقاق حقوق و ساده زيستن و حفظ شخصيت اسلامي خود رضاي آن آقاي عزيز و موعود انبياء را فراهم نمايند.

اللهم انا نرغب اليك في دولة كريمة تعزبها الاسلام وأهله[2].

«خداوند ما دولت با كرامتي را از لطف تو مشتاق هستيم كه با آن اسلام و اهلش را عزيز گرداني».

يكي از برنامه‌هاي مهم رسالات انبياء خصوصاً رسالت رسول خاتم صلی‌الله علیه و آله سوق دادن جامعه اسلامي بسوي امت واحده و دولت عدل جهاني است كه اين برنامه در متن دعوت اسلام قرار گرفته و بطور حتم و يقين با ظهور حضرت مهدي صلوات الله وسلامه عليه اين جامعه و حكومت برقرار مي‌شود و دنيا تحت يك نظام و قانون واحد و امت واحده اداره خواهد شد؛ اين وعده الهي است كه قرآن كريم و احاديث بسيار و متواتر بر آن دلالت و صراحت دارند.

از جمله در سوره توبه آيه (33) و در سوره صف آيه (9) مي فرمايد:

هو الذي أرسل رسوله بالهدي ودين الحقّ ليظهرة علي الدين كله

«او (خدا) كسي است كه پيامبر خود را به هدايت و دين حق فرستاد تا اينكه دين حق را بر هر دين ديگر غالب نمايد».

كه اهل ادب مي‌دانند اگر لام در «ليظهره» لام غايت و نهايت باشد، مفاد آيه اين است كه اين دين حق پيش مي‌رود تا خدا آن را به نهايت كمال برساند و بر همه اديان غالب گرداند و اگر لام براي تعليل باشد باز هم علّت غائي فرستادن پيامبر را كه غلبه يافتن دين او بر همه اديان است بيان مي‌نمايد.

و نيز در همين دو سوره وعده مي‌دهد كه تلاش‌هاي كفّار كه مي‌خواهند با دهان‌هاي خود نور خدا را خاموش كنند، نقش بر آب و بي نتيجه خواهد شد و خدا نورش را تمام و كامل مي‌گرداند.

در سوره انبياء، نور، قصص، الصافات و در سوره‌هاي ديگر قرآن، آيات متضمّن وعده و بشارت به اين ظهور و اين حكومت الهي بسيار است.

و در احاديث معتبر كه در جوامع حديث و صحاح و مسانيد شيعه و سني روايت شده، نيز اين وعده بصراحت داده شده است.

در تأكيد بر حتميّت اين ظهور و اينكه وقوع آن هر چند به تأخير افتد، تخلّف ناپذير است، يكي از روايات معروف كه اشعار به امتداد بسيار طولاني زمان قبل از ظهور دارد به اين مضمون است:

«اگر از دنيا باقي نماند مگر يك روز، خدا آن قدر آن را طولاني و دراز مي‌نمايد تا امام موعود ظهور نمايد و عالم را پر از قسط و عدل نمايد چنانكه پر از ظلم و جور شده است»[3]

بديهي است شخص مؤمن به خدا و رسول، نه وقوع اين ظهور را استبعاد مي‌نمايد، چون خداوند متعال بر هر امري قادر و تواناست، خدائي كه اين عوالم بزرگ و كوچك و اين ميلياردها و ميلياردها كهكشان‌ها و منظومه‌ها را آفريده و عجايب و نيروهائي كه در ذرّات اين عالم و اتم‌ها خلق كرده است، عقل بشر را به حيرت انداخته و كوچك‌ترين مخلوق او انديشه‌هاي همه كاوشگران را به خود مشغول ساخته است، قادر است مقدمات و تمام اسباب اين ظهور را فراهم نمايد؛ و نه در صدق پيامبري كه وعده‌هاي بسيارش از غيب و آينده جهان و اشخاص بوقوع پيوسته، شكّ و ترديد مي‌نمايد.

واضح است زمينه تصديق پيغمبر صلی‌الله علیه و آله بعد از وقوع اين همه خبرهاي غيبي قرآن كريم و خود آن حضرت و امير المؤمنين علي علیه السلام براي كسانيكه در بسياري از اين سوره‌ها صدق آن حضرت را تجربه كرده و درك نموده‌اند به مراتب زيادتر و وسيع‌تر از آغاز ظهور اسلام و اعلام اين وعده‌هاست؛ مع‌ذلك، مسلمانان مؤمن و روشندل كه به آن حضرت ايمان آورده بودند به همه وعده‌هاي آن حضرت ايمان محكم داشتند.

توضيحاً اضافه مي‌شود: پيغمبر اكرم صلی‌الله علیه و آله از آغاز بعثت و هنگامي كه خودش بود و غير از فرزند عزيز و نورسته عمويش ابوطالب و همسر بيدار دل و آگاهش خديجه عليهم السلام كه علناً ايمان و همبستگي خود را به او اعلام مي‌كردند و غير از ابوطالب كه يگانه حامي و پشتيبان و مدافع او بود و ايمان خود را مانند مؤمن آل فرعون كتمان مي‌كرد و به عبارت صحيح‌تر كمتر به زبان مي‌آورد، طرفدار و همراه و يار و ياوري نداشت و همه‌سران كفار و بت‌پرستان و گردنكشان قريش و همه دنيا در برابر او بودند و دعوت او را به مسخره و استهزاء مي‌گرفتند و نفوذ او را در يك روستا و يك قبيله باور نمي‌كردند، مردم را به پرستش خداي يگانه دعوت مي‌كرد كه بگوئيد (لا اله الا الله) تا مستكبران و ابر قدرتهاي جهان را از مركب استكبار و قدرت پياده كرده، خلع سلاح ننمایيد و گنج‌ها و خزائن آنها را انفاق نمائيد و ... براي بسياري و همه غير از آن چهار نفر (شخص پيامبر صلی‌الله علیه و آله و ابوطالب و علي و خديجه عليهم السلام، اين وعده‌ها از سوي كسي كه در شهر و محله خودش در معرض اذيت و آزار است و قوم و قبيله‌اش با او به شدّت به ضدّيت برخاسته و هيچ لشگر و سپاه و تجهيزات و امكانات مادّي در اختيار ندارد، باور كردني و به اصطلاح امروز واقع بينانه و دور انديشانه نبود ولي همان مردم ديدند كه زمان به سرعت گذشت و در مدت كوتاه بيست و سه سال عصر رسالت، اسلام مشكلات بسيار بزرگي را يكي پس از ديگري پشت سر گذاشت همه اقوام و قبايل را بدين خدا خواند و همه فوج فوج به اسلام گرويدند و عادات ناپسندي كه شمشير و زور هيچ امپراطوري نمي‌توانست تغيير دهد متروك و فراموش شد.

زن‌ها كه در آن جامعه ضد انساني زنده بگور مي‌شدند آزاد شدند، ريا و قمار و ميگساري و فحشاء و آدم كشي و راهزني همه منسوخ گرديد و جاي خود را به اخلاق و روش‌هاي انساني داد و از همه مهم‌تر و بالاتر كيش بت‌پرستي كه با خون و جان مردم در آميخته بود محو نابود و همه بت‌ها شكسته و معدوم گرديد و دين توحيد، آن دل‌هاي سخت و تيره را نرم و روشن نمود و صداي دلنواز (أشهد أن لا اله الا الله) پرده‌هاي شرك را پاره كرد؛ علاوه بر مكّه و مدينه تمام شبه جزيره در قلمرو نظام الهي اسلام قرار گرفت و دعوت آن حضرت دل‌ها را مسخر نمود و به آينده اميدوار ساخت پس از آن هم قلمرو نفوذ اسلام آن گونه گسترش يافت و اسلام دل‌هاي مثل مردم هوشمند ايران را كه از مظالم نظام استبدادي شاهنشاهي و تبعيضات طبقاتي به ستوه آمده بود فتح نمود كه يك قرن نگذشته اسلام از شرق تا ديوار چين و از سوي غرب به درياي اتلانتيك رسيد؛ با اين رويدادها، همه صدق دعوت پيغمبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و قوّت دعوت و نفوذ رسالت او را كه از پشت پرده‌هاي ضخيم عادات و تعصّبات و اخلاق زشت به درون قلوب وارد مي‌شد و مردم را منقلب و شيفته و دلباخته اسلام مي ساخت، همواره ظاهر مي‌شد و مسلمانان با اطمينان باينكه آتيه روشن و تابناكي در پيش دارند به جلو مي‌رفتند و از مهالك و انبوه لشگريان تا دندان مسلح ايران و روم و آن همه تشريفات رعب آميز نمي‌هراسيدند.

اين وقايع كه رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از آن خبر داده بود صدق دعوت آن حضرت را بر همگان آشكار و آشكارتر ساخت و باورها را به نبوّت و رسالت محكمتر نمود و همه را در انتظار وقوع اين وعده قرآني كه اسلام بر همه اديان غالب و حكومت عدل الهي جهاني برقرار خواهد شد قرار داد، حصول آن همه وعده‌ها و وقوع آن همه خبرهاي غيبي را همه ديدند حصول اين وعده را نيز همگان خواهند ديد.

انشاء الله



1. دعاي ندبه كه مشتمل است بر عقايد شيعه و تأسف بر غيبت حضرت قائم علیه السلام ... منقول است كه سنت است كه اين دعاي ندبه را در چهار عيد بخوانند (يعني در روز جمعه و روز عيد فطر و روز عيد قربان و روز عيد غدير). زاد المعاد علامه مجلسي رحمه الله ط اسلاميه، ص 491.

2. مفاتيح الجنان مرحوم حاج شيخ عباس قمي، ط شركت سهامي طبع كتاب تهران، ص 35، دعاي افتتاح.

1. مراجعه شود به مجموعه احاديث در اين مورد به كتاب «معجم احاديث الامام المهدي» علیه السلام، ج 1، احاديث النبي صلي الله. 

کتاب باورداشت مهدویت

باورداشت مهدویت

مشخصات

عنوان:  باورداشت مهدویت

مؤلف: مرجع عاليقدر آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني‌دام‌عزه‌العالي، 

ناشر: مسجد مقدس جمکران،


باورداشت مهدويت: مؤلف محترم در اين اثر، برخي از اسامي كتب درباره مهدويت، برخي از مشاهير و مشايخ كتاب‌هاي جامع حديث، و نيز چهل حديث پيرامون باورداشت مهدويت را در شصت صفحه بيان نموده‌اند. و بخش سوم جلد سوم چاپ جديد سلسله مباحث امامت و مهدويت مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني‌مدظله‌العالي در چهار جلد منتشر شد

 باورداشت مهدویت

دانلود نسخه pdf     کتاب{این لینک مشکل دارد در صورت رفع آن در اسرع وقت به اطلاع مخاطبین می رسانیم ، تا اطلاع ثانوی از موارد دیگر استفاده فرمایید}

 

دانلود نسخه word  کتاب{این لینک مشکل دارد در صورت رفع آن در اسرع وقت به اطلاع مخاطبین می رسانیم ، تا اطلاع ثانوی از موارد دیگر استفاده فرمایید}

 

دانلود کتاب الکترونیک

 

خرید اینترنتی کتاب

 


دریافت خلاصه کتاب

 

مشاهده کتاب


لینک دانلود کامل آن در پیوند های روزانه( لینک دانلود کتب مهدویت ) موجود است

مقدمه

در این کتاب نویسنده به طور واضح قسمتی را به عنوان مقدمه ننوشته است و این گونه شروع کرده

باورداشت مهدویت

بدون شک، «عقيده به مهدويّت[1]»، و اعتقاد به ظهور حضرت مهدي عليه السلام به عنوان منجي عالم بشريّت، باوري صرفاً‌ اسلامي است، که بر اساس کتاب و سنّت پديد آمده و همگي مسلمانان پيشين و پسين، بر آن اتّفاقِ نظر دارند و حتّي گروهي از بزرگان و صاحب‌نظران به متواتر بودن[2] احاديث وارده در اين باب، حکم نموده‌اند.

اين باورداشت، به عنوان انديشه‌اي اسلامي، بر پاية قوي‌ترين برهان‌هاي نقلي و عقلي استوار است و بررسي تاريخ و شواهد بسيار آن، بهترين تأييد بر صحّت و متانت آن به شمار مي‌رود و هيچ يک از مسلمانان، چه از شيعيان و چه از اهل سنت، به انکار يا تشکيک در آن نپرداخته است، مگر برخي از تازه به دوران رسيدگاني که تحت تأثير تبليغات غربيان قرار گرفته و در دام‌هاي استعمار گرفتار آمده و فرهنگ را جز با انکار الهام و روايات قطعيّه و يا تعريف و تأويل آن در چهارچوبة مقاصد منکرين ديانت و مادي‌گرايان، تفسير و تحليل نمي‌کنند.

اين کژانديشان بدين وسيله کوشيدند، تا دري را بگشايند، که اگر خداي نخواسته ـ گشوده گشت، ديگر راهي براي اعتماد بر سنّت و استناد به آن و اطمينان به ظاهر کتاب و سنّت باقي نمي‌ماند و آيين شريف اسلام و دعوت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم بر اساس خواستة بدعت‌‌گزاران و هواپرستان، دستخوش تغيير و تحريف قرار مي‌گيرد.

به راستي اگر چنين رواياتي که بزرگان علم حديث و کارآزمودگان و نام‌آوران اين رشته در گذشته و حال، به تواتر و قطعي بودن آنها، تصريح کرده‌اند، بتواند مورد انکار و ترديد قرار گيرد، پس وضع و حالِ ديگر رواياتي که «خبر واحد»[3] شمرده مي‌شوند، يا حداقل در اين درجه از اعتبار نيستند، چه خواهد بود؟

...



[1] ترجمه مقاله‌اي تحت عنوان «العقيدة بالمهدويه» از کتاب «لمحات في الکتاب و الحديث و المذهب» تاليف علامة بزرگوار، حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني.

[2]. «متواتر به معني «پياپي». در اصطلاح «حديث شناسي»‌ به احاديث متعدّده‌اي گفته مي‌شود، که روايت کنندگان آن در هر طبقه، به گونه‌اي زياد باشند، که از مجموع روايات آنها «علم عادي» به صدور آن کلام، از «معصوم عليه السلام» ‌حاصل آيد. به عبارت ديگر اختلاف راويان و تعدّد آنها در نقل يک خبر از معصوم عليه السلام به حدّي باشد که توافق آنان بر «کذب» ‌و همدستي آنان در «جعل خبر» ممکن نباشد.

[3] «خبر واحد»خبری است که نقل کنندة آن يا چند«راوی» باشد. تا آنجا که به حدّ «تواتر» نرسيده باشد. و در اصطلاح «حديث شناسی»تقسيم‌بندی‌های مختلف، و اقسام گوناگون دارد. مشهورترين اقسام آن در رابطه با «راوی» عبارتند از: «صحيح»، «حسن»، «موثّق» و «ضعيف».