پيام مرجع عاليقدر شيعه به همايش غدير 1434 ه.ق/مشهد مقدس

پيام مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف به همايش غدير 1434 ه.ق/مشهد مقدس

* شيعه با غدير معني پيدا مي‌كند و با غدير، هويّت خود را مي‌يابد.

* غدير، رمز پايداري و استقامت آزادمردان جهان در طول تاريخ است.

* عزّت، شرف و اعتبار دين و مملكت و نظام، همه و همه در سايه غدير است.

* غدير، روز ميثاق و روز بيعت تازه با مولاي انسانيت و با يگانه امام دادگستر و بر پا كننده حكومت عدل واحد جهاني است.

* اينجانب از همه اهل ايمان مي‌خواهم كه چراغ جشن‌هاي غديريه را در سراسر جهان هميشه روشن نگه دارند و تا روز قيامت به نسل‌هاي آينده برسانند...


ادامه نوشته

تفسیر دعاي اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَك

تفسير دعا

خدايا خودت را به من بشناسان، كه اگر خودت را به من نشناساني، پيغمبرت را نميشناسم.

خدايا پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناساني، حجّتت را نميشناسم.

خدايا حجت خودت را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناساني، از دينم گمراه ميگردم.

و چون دعاي شريف متضمن سه جمله است، هر يك از اين سه جمله را جداگانه تفسير مينمائيم.


جمله اوّل

«اَلّلهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَكَ ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَكَ لَمْ أعْرِفْ نَبِيَّكَ».[1]

جمله دوم:

«اَلّلهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَكَ ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَكَ لَمْ أعْرِفْ حُجَّتَكَ».

جمله سوم:

«اَلّلهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَكَ ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني».

_________________

[1]. اصول كافي كتاب الحجة باب الغيبة، حديث 5

غدير هويت شيعه و هويت دين مبين اسلام است

حضرت آیت الله العظمی صافی در دیدار فرمانده‌ی سپاه علی بن ابیطالب(ع):

غدير هويت شيعه و هويت دين مبين اسلام است

صبح امروز دوشنبه 29/7/1392  فرمانده سپاه علي بن ابيطالب (ع) و مسئول نمايندگي ولي فقيه در سپاه استان قم با حضور در دفتر حضرت آيت الله العظمي صافي با معظم له ديدار كردند.

حضرت آيت الله العظمي صافي در اين ديدار ضمن تبريك عيد سعيد غدير و دهه‌ي ولايت به همه‌ي مسلمانان و شيعيان جهان فرمودند: بنده از توفيقاتي كه در احياي امر ولايت اميرالمومنين عليه السلام نصيب شما و همكارانتان شده است تشكر ميكنم و اميدوارم كه همه‌ مورد عنايت حضرت ولي الله الاعظم ارواحنا فداه قرار بگيرند...

ادامه نوشته

دین در دعاي اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَك

 دين

 در دعاي اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَك

«دين» در معاني متعدد گفته ميشود مانند «جزاء»، «پاداش» و «طاعت»، چنانكه بر مجموع تعاليم اعتقادي و اخلاقي و عملي كه از سوي خدا به وسيله پيغمبر به مردم ابلاغ ميشود، «دين» ميگويند بلكه گاه بر مطلق اينگونه تعاليم اگر چه از جانب خدا نباشد دين اطلاق ميشود.

در قرآن مجيد «دين» در اين معاني آمده است، مثلاً به معني «پاداش» و «جزاء»...

ادامه نوشته

بخش اوّل: لغات دعا 7. ضلال و ضلالت

 بخش اوّل: لغات دعا 

7. ضلال و ضلالت

عدول از راه راست و منحرف شدن از آن، خواه كم باشد يا زياد و خواه عمدي باشد يا قهري، «ضلالت» است و ضد آن «هدايت» ميباشد و هريك از ضلالت و هدايت بر دو قسم است:

اول؛ ضلال و هدايت در علوم و معارف اعتقادي، مثل معرفت خدا و وحدانيّت و ساير صفات جلال و جمال او ـ جلّت عظمته ـ و معرفت نبوت و امامت و معاد و غيره كه انكار آنها و عدول از حق در آنها ضلالت است. چنانكه در...

ادامه نوشته

پاسخ حضرت آيت الله العظمي صافي دامت بركاته در پي استفتاء جمعي از مؤمنين درباره اعدام شخص قاچاقچي

پاسخ حضرت آيت الله العظمي صافي دامت بركاته در پي استفتاء جمعي از مؤمنين درباره اعدام شخص قاچاقچي

بسمه تعالي

محضر مبارك مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مد ظله الشریف

با عرض سلام و احترام؛

اگر شخصي به واسطه قاچاق مواد مخدر محكوم به اعدام شده و بعد از اجراي حكم، حيات خود را باز يافته باشد، آيا چنين شخصي را مي‌توان اعدام نمود؟ خواهشمند است حكم شرعي آن را بيان فرماييد.

                                                    باتشكر

                                                     جمعي از مؤمنين

بسم الله الرحمن الرحيم

عليكم السلام و رحمة الله

در فرض سؤال، اعدام چنين شخصي جايز نمي‌باشد؛ والله العالم.

                                                            13 ذي الحجة الحرام 1434

                                                           لطف الله صافي

ديدار آيت الله محسني گركاني با آيت الله العظمي صافي مدظله العالي

ديدار آيت الله محسني گركاني با آيت الله العظمي صافي مدظله العالي

آيت الله محسني گركاني رياست محترم ديوان‌عالي كشور پنجشنبه 25/7/92 با حضور در بيت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف با ايشان ديدار و گفتگو كرد.

در اين ديدار كه با ارائه گزارش از سوي رياست محترم ديوان‌عالي كشور همراه بود، معظم له مطالب و توصيه‌هاي مهمي بيان فرمودند.

بخش اوّل: لغات دعا 6. حجّت

بخش اوّل: لغات دعا

 6. حجّت

حجت آن چيزي است كه بر صحت يكي از دو طرف نقيض، مثل وجود و عدم چيزي به آن استدلال و احتجاج ميشود. همچنين دلالتي است كه بيانگر راه مستقيم باشد و حجج الهي (حجتهاي خدا) هر چيزي است كه خدا به آن بر بندگان خود احتجاج نمايد، يا بندگان خود را به وسيلة آن به سوي خود هدايت كرده باشد.

بنابراين، معجزات انبياء همه حجّت است، كل عالم حجت است، تمام آيات الهي و نعمتهاي غير متناهي، هر پديده و هر مخلوق و اعضاء و اجزاي آنها و نظاماتي كه در آنها برقرار است همه حجتند، جنبندگان دريا و صحرا و هوا، گياهان و گلها، درختان و برگها و شكوفههاي آنها، و آسمان و زمين و آنچه در آنها است، همه حجتهاي خدايند كه اگر تمام درختها قلم باشند و هفت دريا مداد گردند و بخواهند كلمات و آيات و حجتهاي حق تعالي را بنويسند كلمات الهي تمام نخواهد شد...

ادامه نوشته

بخش اوّل: لغات دعا 5. رسول

بخش اوّل: لغات دعا

5. رسول

«رسول» به معناي فرستاده و پيامبر و پيامآور است و چنانكه راغب ميگويد گاه به سخن و پيامي كه برده ميشود، رسول گفته ميشود. چنانكه بر شخصي كه رسالت را تحمل ميكند نيز رسول گفته ميشود. و رسول و رُسُل بر انبياء و ملائكه اطلاق ميشود و بر كسي كه براي انجام كاري فرستاده شده باشد نيز رسول گفته ميشود...

ادامه نوشته

توضيح دفتر استفتائات پيرامون اعدام مجدد شخص قاچاقچي

توضيح دفتر استفتائات پيرامون اعدام مجدد شخص قاچاقچي

بسمه تعالي

در پي سؤالات تعدادي از مردم از دفتر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني دامت بركاته در رابطه با اعدام دوباره قاچاقچي، دفتر استفتائات معظم له اعلام نمود:

مسأله‌اي كه در كتاب جامع الأحكام جلد دوم مي‌باشد ارتباطي به موضوع مذكور ندارد و معظم له نسبت به اين مسأله نظر ديگري دارند.

بخش اوّل: لغات دعا 4. نبي و نبوّت

بخش اوّل: لغات دعا 4. نبي و نبوّت

4. نبي و نبوّت

«راغب» ميگويد: «نبوت» سفارت بين خدا و بين خردمندان از بندگان او براي برطرف كردن علت آنان در امر معاش و معاد است و نبي را براي اينكه خبردهنده است به آنچه عقلهاي پاك به سوي آن آرام ميگيرند نبي ميگويند و صحيح است كه فعيل به معني فاعل باشد يعني خبردهنده، چنانكه در قرآن مجيد ميفرمايد:

«نَبِّئْ عِبادِي أنّي أنَا الْغَفُورُ الْرَحيم»[1]

«بندگان مرا آگاه ساز كه من بسيار آمرزنده و مهربانم».

و صحيح است كه به معناي مفعول باشد يعني خبر داده شده چنانكه ميفرمايد:

«نَبَّأنِي الْعَليمُ الْخَبيرُ»[2]

«(پيامبر گفت:) مرا خداي داناي آگاه (از همه اسرار عالم) خبر داد.»



[1]. سوره حجر، آيه 49.

[2]. سوره تحريم، آيه 3

حج، بزرگترين دانشگاه اسلامي (مروري بر درس‌هايي كه از حج آموختيم)

حج، بزرگترين دانشگاه اسلامي (مروري بر درس‌هايي كه از حج آموختيم)

نوشتاري از حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف

حج يكي از امور عبادي و اركان مهمّه اسلام و فرايض بزرگ است كه در آن فوائد و مصالح و منافع بسيار درج و متضمن سعادت دارَين و فوز نشأتين است. از جنبه تقويت و تلقين عقيده به توحيد و از جنبه رياضت و تصفيه باطن، تزكيه نفس و تهذيب اخلاق و از جنبه اجتماعي و توثيق روابط مودّت عمومي و برقراري حُسن تفاهم بين اقوام و ملل و عناصر مختلف، و از جنبه ظهور قدرت معنوي دين مبين و نمايش تسليم مسلمين در برابر اوامر و احكام الهي و از جنبه حل مشكلات بين المللي و از ناحيه مشورت و تبادل نظر و اخذ تصميمات مقتضي درباره آينده اسلام و تعيين خط مشيهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي، تربيتي و از ناحيه تعليم اخوّت اسلامي و مساوات، و الغاء امتيازات طبقاتي، نژادي، عنصري و صنفي و آموزش آزادگي و رشد دادن آزادي و درك كرامت انساني و احترام به حقوق بشر و جنبههاي ديگر، حج يك عمل نمونه و بينظير و مظهر نظرات اسلام و مقاصد عالي قرآن است. در اينجا به طور فشرده به بعض برنامهها و درس‌هايي كه شاگردان مكتب حج آموخته و ميآموزند اشاره مينماييم:

احرام

طواف

نماز طواف

سعي بين صفا و مروه

وقوف به عرفات

مشعر الحرام

اعمال مني

رمي جمره عقبه و جمرات 

قرباني

حلق و تقصير

طواف وداع

ادامه نوشته

بخش اوّل: لغات دعا 3. نفس

بخش اوّل: لغات دعا

 3. نفس

«نفس» در لسان عرب و كتاب و سنت و اشعار و بيانات فارسي و عربي، در معاني متعدد استعمال شده است كه از جمله به بعضي از موارد آن اشاره ميشود.

معني اول اين است كه نفس گفته ميشود و از آن، آن حيثيت و ناحيه وجود انسان قصد ميشود كه اگر كنترل نشود و عقل با كمك نيروي بازدارنده ايمان آن را در حد اعتدال بين افراط و تفريط نگاه ندارد، سبب شقاوت و سقوط انسان ميگردد؛ بايد عقل با نيروي بازدارنده و رانندة ايمان، نفوسي را كه ...

ادامه نوشته

بخش اوّل: لغات دعا 2. عرفان و معرفت

بخش اوّل: لغات دعا

2. عرفان و معرفت

«معرفت و عرفان»، ادارك شئ است به انديشه و تدبير در اثر آن چيز، كه اخصّ از علم ميباشد. زيرا علم، مطلق ادراك است و به تفكر در خود شئ نيز حاصل ميشود. به عبارت ديگر ميتوان گفت: معرفت، اعم است؛ زيرا علم، ادراك حقيقت شئ است و معرفت، ادراك شئ است خواه به حقيقت باشد يا به ظاهر و آثار.

و بنابر اينكه عرفان و معرفت اعم از معرفت حقيقت شئ يا آثار و وجوه آن باشد، حديث شريف معروف

«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقْدَ عَرَفَ رَبَّهُ»

را ميتوان تفسير نمود كه هركس شناخت حقيقت نفس خود را كه مركب و محتاج و داراي ساير صفات و مشخصاتي است كه باري تعالي از آن منزه است، ميشناسد، پروردگار خود را كه از اين صفات از آنچه نفس او به آن آميخته شده و ذاتي و عارضي او است منزه است كه در اين صورت عرفان اول، عرفان حقيقت نفس است و عرفان دوم، همان عرفان ...

ادامه نوشته

«عيد معرفت» (ويژه‌ روز عرفه و عيد قربان)

«عيد معرفت» (ويژه‌ روز عرفه و عيد قربان)

اعمال شب عرفه

برخي اعمال روز عرفه

يادي از عرفات (بخشي از سفرنامه معظم له)

معرّفي كتاب (نيايش در عرفات)

ادامه نوشته

بخش اوّل: لغات دعا 1ـ الله:

بخش اوّل: لغات دعا

1ـ الله:

«الله» اسم است از براي ذات مستجمع جميع صفات كماليه بدون لحاظ و تعيين صفتي از صفات و ابن خالويه در «اعراب ثلثين سوره» ميگويد:

«اِسْمٌ لا يَنْبَغي اِلّا للهِِ جَلَّ ثَناؤُهُ»

«اسمي است كه سزاوار نيست مگر براي «الله» جل ثناؤه»

و در قول خداي تعالي «هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً» گفته شده است. يعني؛ آيا در مشرق و مغرب خشكي و دريا و كوه و هموار و هر مكان و هر جايي احدي را كه اسم او الله باشد غير از او ميشناسي؟ يعني نخواهي شناخت.

پيرامون اين اسم كه به تصريح بعضي «اسم اعظم» است و در اينكه مشتق است يا مشتق نيست و در مطالب ديگر علماي بزرگ ادب و لغت و فلسفه و عرفان بيانات و تحقيقات مهمي در كتابهاي شرح اسماء الحسني و كتابهاي لغت و تفسير و شرح ادعيه، فرمودهاند، كه ...

ادامه نوشته