1. احمد، و ابن أبي
شيبه، و ابن ماجه، و نعيم بن حمّاد، در كتاب "فتن" از علي عليهالسلام نقل
كرده است كه فرمود:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمودند:
"مهدي عليه
السلام از ما اهلبيت است، خداوند امر او را در يك شب اصلاح خواهد فرمود." ب
2، ح 1، ص 89.
2. ابوداود، و ابن
ماجه، و طبراني، و حاكم، از امّ سلمه روايت كردهاند كه گفت:
شنيدم رسول الله
صلياللهعليهوآلهوسلم ميفرمايد:
"مهدي عليه
السلام از سلالهي من است، از فرزندان فاطمه عليه السلام" ب 2، ح 2، ص 89
3. حاكم، و ابن ماجه
و ابونعيم، از انس بن مالك روايت كردهاند كه گفت:
شنيدم، رسول الله
صلياللهعليهوآلهوسلم ميفرمايد:
"ما هفت نفر
از فرزندان عبدالمطلب، سروران اهل بهشت هستيم: من و حمزه و علي و جعفر و حسن و حسين
و مهدي" ب 2، ح 3، ص 89
4. ترمذي بطريق صحيح
از ابوهريره، نقل كرده است، كه گفت:
رسول الله صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"اگر از عمر
دنيا، جز يك روز باقي نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولاني ميكند كه مهدي عليه السلام
در پي آيد." ب 2، ح 4، ص 90
5. طبراني در
"الأوسط" از طريق عمرو بن علي، روايتي را از علي بن ابيطالب نقل كرده كه
از پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم سؤال كرد:
مهدي از بين ماست
يا از بين ديگران؟ يا رسول الله! در جواب فرمود:
"بلكه از ماست،
خداوند همچنان كه به ما "آغاز"فرمود، به ما هم "ختم" خواهد كرد.
به وسيلهي ماست كه مردم از شرك نجات مييابند، به وسيلهي ماست كه خداوند بين دلهاي
مردم، الفت و پيوند ايجاد ميكند، بعد از آنكه به دشمني حاصله از شرك، بينشان جدايي
افتاده باشد" ب 2، ح 7، ص 91
6. نعيم بن حمّاد،
و ابونعيم از طريق "مكحول" از علي بن ابيطالب عليه السلام روايت كرده است،
كه فرمود:
"گفتم: اي رسول
خدا، آيا مهدي عليهالسلام از بين ما آل محمد صلياللهعليهوآلهوسلم است يا از
بين غير ما؟ فرمود: نه، بلكه از بين ماست، خداوند دين را همچنان كه گشود، به وجود او
ختم خواهد كرد، مردم به وسيلهي ما از فتنه نجات مييابند؛ چنانكه از شرك نجات يافتند.
و به وسيلهي ماست كه خداوند بين دلهاي مردم، الفت و پيوند ايجاد ميكند. و به وسيلهي
ماست كه مردم بعد از دشمني برخاسته از فتنه، با يكديگر برادر شدند." ب 2، ح 8،
ص 91
7. حارث بن أبي اسامه،
و ابونعيم، از ابوسعيد نقل كردهاند كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"زمين پر از
ستم و دشمني ميشود، و به درستي، مردي از اهل بيت من، قيام خواهد كرد تا زمين را از
عدل و داد پركند، چنانكه پر از دشمني و ستم شده باشد." ب 2، ح 10، ص 91 و 92
8. طبراني در كتاب
"الكبير" و ابونعيم از ابن مسعود، نقل كردهاند، كه گفت:
رسول الله صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"مردي از ا
هل بيت من قيام خواهد كرد، اسمش همانند اسم من، و اخلاقش همانند اخلاق من است، او زمين
را پر از عدل و داد كند، چنانكه پر از ظلم و جور شده باشد." ب 2، ح 11، ص 92
9. ابونعيم از حذيفه
نقل كرده است، كه گفت:
رسول الله صلي الله
عليه وآله و سلم فرمود:
"واي بر اين
امّت از پادشاهان ستمگر، مردم را ميكشند، و اطاعت كنندگانِ پروردگار را ميترسانند،
مگر كسي را كه فرمانبري و اطاعت از آنان را اظهار كند. پس انسان با ايمان و پرهيزكار
بايد با زبانش با آنان بسازد، اما در قلب و با جوارحش از آنان بگريزد. پس اگر خداي
بزرگ بخواهد اسلام را عزيز گرداند، هر ستمگر عناد پيشهاي را درهم خواهد شكست، و او
بر آنچه بخواهد تواناست و ميتواند امّت را بعد از تباهي، اصلاح فرمايد ـ و حالشان
را نيكو گرداند ـ اي حذيفه! اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند همان
يك روز را، آن چنان طولاني خواهد كرد، كه مردي از اهلبيت من به حكومت رسد، به دست او
پيشامدهايي عجيب به وقوع ميپيوندد، و خداوند ـ به دست او ـ اسلام را پيروز ميكند،
و او در وعدههايش خلاف نميكند، و او محاسبهگري سريع است." ب 2، ح 12، ص 92
10. حسن بن سفيان
و ابونعيم از ابوهريره، نقل كردهاند، كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"اگر از عمر
دنيا جز يك شب باقي نمانده باشد، خداوند در همان يك شب، مردي از اهل بيت مرا به حكومت
خواهد رسانيد." ب 2، ح 13، ص 92
11. روياني در كتاب
"مسند" خويش، و ابونعيم از حذيفه، نقل كردهاند كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"مهدي عليه
السلام مردي از فرزندان من است، رنگ رخسارهاش، رنگ عربها، و اندامش، اندام اسرائيليهاست،
بر گونهي راستش خالي هست، كه مانند ستارهاي درخشان است. زمين را از عدالت پر ميسازد،
چنانكه از ستم و حقكشي پر شده باشد، در زمان خلافت و رهبري او، زمينيان و آسمانيان
و پرندگان فضا، راضي و خشنود خواهند بود." ب 2، ح 16، ص 93 و 94
12. ابونعيم از حسين
عليه السلام روايت كرده است،
كه همانا پيامبر
صلياللهعليهوآلهوسلم به فاطمهي زهرا عليها السلام فرمودند:
"اي دخترك من!
مهدي، از فرزندان توست." ب 2، ح 17، ص 12
13. و ابن عساكر
از حسين عليه السلام روايت كرده است،
كه همانا پيامبر
صلياللهعليهوآلهوسلم فرمود:
"اي فاطمه!
تو را بشارت باد، كه مهدي عليه السلام از نسل تو است." ب 2، ح 17، ص 94
14. طبراني در كتاب
"الكبير"، و ابونعيم از هلال يا هلالي، نقل كرده است،
كه پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم
به فاطمه عليها السلام فرمود:
"سوگند به آنكه
مرا به حقيقت، مبعوث گردانيد، كه مهدي اين امّت، از نسل اين دو نفر است ـ اشاره به
حسن عليه السلام و حسين عليه السلام ـ زمانيكه دنيا آشفته گردد، و فتنهها ظاهر شوند،
و راهها كوتاه گردند، و برخي مردم بر برخي ديگر هجوم آورند، نه بزرگسالان به خردسالان
رحم كنند، و نه خردسالان به بزرگسالان، احترام نهند. در آن زمان خداوند از نسل اين
دو، كسي را برميانگيزد كه حصارهاي گمراهي را ميگشايد، و دلهاي غفلتزده را بيدار
ميكند، و در آخرالزمان دين را بپا ميدارد، چنانكه من در ابتدا، آن را بپا داشتم،
و دنيا را از عدالت، پر ميسازد چنانكه از ستم پر شده باشد." ب 2، ح 19، ص
94 و 95
15. و نيز او ـ نعيم
بن حمّاد ـ از علي عليه السلام و عايشه، از پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم نقل كرده
است كه فرمود:
"مهدي، مردي
از خاندان من است. او بر طبق سنّت من ـ با مخالفين ـ ميجنگد، چنانكه من بر طبق وحي
الهي ميجنگيدم." ب 2، ح 21، ص 95
16. و نيز او ـ نعيم
بن حمّاد ـ از علي عليهالسلام نقل كرده است كه فرمود:
"مهدي عليه
السلام مردي از ـ نسل ـ ما، از فرزندان فاطمه، عليها السلام، است." ب 2، ح 23،
ص 95
17. طبراني، از عوف
بن مالك، نقل كرده است، كه پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم فرمود:
"فتنهاي سخت، تيره و تاريك فرا ميرسد، فتنهها
پشت سر هم بر مردم ـ وارد ميشوند؛ تا اينكه مردي از اهل بيت من قيام كند، كه
"مهدي" خوانده ميشود. اگر او را دريافتي، پيروش باش، تا از هدايت يافتگان
باشي." ب 4، ف 1، ح 20، ص 301
18. داني از حكم
بن عيينه، نقل كرده است، كه گفت: به محمد بن علي عرضه داشتم:
شنيدم كه از نسل شما، مردي ظهور ميكند، كه در اين
امت عدالت را برپا ميدارد. فرمود:
"همانا ما به
همان چيزي كه مردم اميد دارند، اميد بستهايم. و اميدواريم كه اگر از عمر دنيا جز يك
روز باقي نمانده باشد، خداوند همان يك روز را آن چنان طولاني كند، كه آنچه را اين امت
به آن اميد بستهاند، تحقّق پذيرد. و قبل از آن بدترين فتنهها پديد ميآيد، چنانكه
شخصي از برخي مردم، در شب مؤمن است، و صبح كه ميشود، كافر شده است، يا در صبح، مؤمن
است، و شب كه ميرسد، كافر گرديده است، پس اگر كسي از شما، به چنين فتنهاي گرفتار
شد، بايد تقواي الهي پيشه كند. و بايد كنارهگزيني و خانهنشيني اختيار كند."
ب 4، ف 1، ح 7، ص 104
19. امام ابوعبدالله
نعيم بن حمّاد در كتاب "الفتن" از عمار بن ياسر نقل كرده است:
"زماني كه نفس زكيه كشته شود، و برادرش در مكّه
به نبردي شديد پردازد، ندا دهندهاي از آسمان ندا دهد، كه امير و فرمانرواي شما فلاني
است و او همان مهدي است كسي كه زمين را از حقيقت و عدالت، آكنده سازد."
20. طبراني در كتاب
"الأوسط" از طلحة بن عبيدالله، از پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم روايت
كرده است:
"فتنهاي خواهد
بود، هنوز طرفي از اين فتنه، آرام نگرفته كه طرف ديگري بر ميشورد، ـ قسمتي از آن آرامش
نيابد مگر آنكه قسمتي ديگر از آن، بر ميآشوبد ـ، تا آنكه ندا دهندهاي از آسمان ندا
درميدهد: همانا امير و فرمانرواي شما فلاني است" ب 1، ح 1، ص 71
21. ابونعيم و خطيب
در كتاب "تلخيص المتشابه" از ابن عمر نقل كردهاند كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم فرمود:
"مهدي قيام
ميكند، در حالي كه بالاي سر او فرشتهاي ندا ميدهد: اين مهدي است، از او پيروي كنيد."
ب 1، ح 2، ص 72
22. ابونعيم از علي
عليه السلام روايت كرده كه فرمود:
"زماني كه ندا
دهندهاي از آسمان ندا ميدهد كه: حق در خاندان محمد صلياللهعليهوآلهوسلم است،
در آن هنگام نام مهدي بر زبانهاي مردم آشكار ميگردد، و محبّت او را به دل ميگيرند،
و از غير او ياد نميكنند." ب 1، ح 4، ص 73
23. و نيز او ـ نعيم
بن حمّاد ـ از شهر بن حوشب نقل كرده است كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"در ماه محرّم،
نداكنندهاي از آسمان ندا ميدهد: آگاه باشيد كه برگزيدهي خدا ـ از ميان خلايق ـ فلاني
است، پس فرمانش را گوش كنيد، و از او اطاعت كنيد، در سالي كه جنگها و فتنهها فراوان
است و سالِ صداي آسماني است." ب 1، ح 9، ص 75
24. و از اميرالمؤمنين
علي بن ابيطالب نقل كرده است، كه فرمود:
"سه پرچم به
مخالفت با يكديگر برافراشته شود؛ پرچمي در "مغرب" و پرچمي در "عربستان"
و پرچمي در "شام"، فتنه و جنگ بين آنها يكسال طول ميكشد ـ سپس از قيام
"سفياني" و ظلم و ستم كه بر مردم روا ميدارد، ياد كرد. و پس از آن از ظهور
و قيام حضرت مهدي عليه السلام و بيعت كردن مردم با او در بين ركن و مقام ياد نمود و
فرمود: ـ لشكريان خويش را حركت ميدهد، تا در كمال آرامش و مدارا به "وادي القري"
ميرسند. در آنجا پسر عمويش22 "سيد حسني" همراه با دوازده هزار سوار به او
ميرسد. و ميگويد: اي پسر عمو، من به فرماندهي اين لشكر سزاوارتر از تو هستم، زيرا
من فرزند امام حسن هستم و "مهدي" من هستم. حضرت مهدي عليه السلام به او
ميفرمايد: بلكه من "مهدي" هستم. حسني ميگويد: آيا تو را نشانه و معجزهاي
هست تا با تو بيعت كنم؟ پس حضرت مهدي عليهالسلام به پرندهاي اشاره مينمايد، و پرنده
در دستهايش قرار ميگيرد. و نِيِ خشكي را ميگيرد و در زمين ميكارد، بلافاصله ـ سبز
ميشود و برگ ميدهد. آن زمان "سيد حسني" به او عرض ميكند: اي پسرعموي من،
اين مقام سزاوار توست." ب 1، ح 15، ص 76و77
25. نعيم، و ابونعيم،
از ابوسعيد نقل كردهاند، كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"هنگامي كه
آخرالزمان شود ـ و يأس و نااميدي رخ نمايد ـ و فتنهها ظاهر شود، مردي خواهد بود كه
مهدي ناميده ميشود. و بخشش و عطايايش ريزان و سرشار است." ب 1، ح 33، ص 84
26. ابونعيم، از
عبدالرحمن بن عوف، نقل كرده است، كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"هنگامي كه
آخرالزمان شود ـ يأس و نااميدي و قطحي رخ نمايد ـ به تحقيق خداوند مردي ا ز خاندان
مرا برخواهد انگيخت، دندانهاي پيشينش فاصلهدار، و جبينش گشاده است. زمين را از عدالت
پر ميسازد، و مال فراوان ميبخشد." ب 1، ح 32، ص 84
27. احمد و مسلم
از ابوسعيد و جابر، از رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم روايت كردهاند كه فرمود:
"در آخرالزمان
خليفهاي خواهد بود كه مال را بدون اينكه بشمارد، تقسيم ميكند." ب 1، ح 28، ص
83
28. حذيفهي يماني،
از پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم روايت كرده كه ـ درباره قضيّهي حضرت مهدي عليه
السلام و بيعت كردن مردم با او در بين ركن و مقام خانهي كعبه و خروج او بسوي شام ـ
فرمود:
"و جبرئيل در
رأس پيشاهنگان لشگر، و ميكائيل در رأس دنبالهداران لشگر او قرار دارند، آسمانيان و
زمينيان و پرندگان و حيوانات وحشي، و ماهيان دريا، همگي به ظهور او شاد ميشوند."
ب 1، ح 16، ص 77
29. احمد و
"باوردي" در كتاب "المعرفة" و ابونعيم از ابوسعيد، نقل كردهاند
كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم فرمود:
"شما را به
مهدي بشارت باد، مردي از قريش از بين امّت من، در زماني كه مردم با هم به مخالفت و
ستيز برميخيزند و زلزلهها روي ميدهد؛ او زمين را از عدالت و برابري پر ميسازد،
چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.
آسمانيان و ساكنان
زمين، از او راضي و خشنود ميشوند. او مال را به درستي و برابري بين مردم تقسيم ميكند،
و دلهاي امّت محمد را از بينيازي ميآكند، و عدالت او همگان را شامل ميشود. تا آنجا
كه فرمان ميدهد ندا دهندهاي ندا در دهد: كيست كه نيازي داشته باشد؟
پس هيچكس جز يك
مرد به نزد او نميآيد. مرد نزد او ميآيد و درخواست ميكند، ميفرمايد: به نزد نگهبان
پردهدار رو، به تو ميدهد. به نزد او ميرود، و ميگويد: من فرستادهي مهدي هستم،
نزدت آمدهام كه مالي به من عطا كني. پس ميگويد: بريز، و آنقدر از مال به دامنش ميريزد
كه نميتواند آن را حمل كند. پس مال را بيرون ميبرد، در حاليكه پشيمان است، و با خود
ميگويد: من طمعكارترين و حريصترين فرد از امّت محمد صلياللهعليهوآلهوسلم بودم،
همة آنان به اين مال فراخوانده شدند، امّا جز من كسي آن را قبول نكرد. پس باز ميگردد
و پولها را به نگهبان پس ميدهد. او ميگويد: ما چيزي را كه به كسي بخشيديم، باز پس
نميگيريم. پس آن حضرت، در چنان حكومتي شش يا هفت يا نه سال درنگ ميكند، و بعد از
او، خيري در زندگاني نيست." ب 1، ح 21، ص 79و80
30. و نيز او، از
عبدالله، از ابوسعيد، از پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم روايت كرده است كه فرمود:
"مهدي از نسل
ماست، گشاده پيشاني است، و وسط بيني او قدري برآمده است." ب 3، ح 3، ص 99
31. نعيم بن حمّاد
از ابوسعيد خدري نقل كرده است كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"پس از من فتنههايي
رخ خواهد داد. يكي از آن فتنهها، فتنهي تنگدستي و بيچارگي و خانهنشيني خواهد بود.
در آن فتنه، جنگ و گريزها به وقوع ميپيوندد. و بعد از آن فتنهاي سختتر و پس از آن
فتنهاي ديگر خواهد بود. هر چه گفته ميشود: ديگر فتنه به پايان رسيد، گسترش بيشتر
مييابد، تا جايي كه هيچ خانهاي نميماند، مگر آن كه فتنهاي، آن را در بر ميگيرد،
و هيچ مسلماني نيست، مگر آن كه فتنهها او را دلزده و دلتنگ ساخته باشد. تا اين كه
مردي از خاندان من قيام كند." ب 4، ح 3، ص 103
32. نعيم از علي
عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
"مهدي، قيام
نخواهد كرد، تا زماني كه يك سوم مردم كشته شوند، يك سوم ديگر بميرند، و ـ تنها ـ يك
سوم آنها باقي بمانند." ب 4، ف 2، ح 4، ص 111و112
33. ابن ابي شيبه،
از مجاهد، نقل كرده است، كه گفت: فلاني ـ مردي از اصحاب پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم
ـ برايم روايت كرد كه:
"همانا مهدي
عليه السلام قيام نخواهد كرد، تا آن زمان كه "نفس زكيّه" كشته شود. وقتي
"نفس زكيّه" كشته شد، هر كس در آسمان، و هركس در زمين است، بر كشندگان او،
خشمگين ميشوند. پس مردم ميآيند و شادمانه گرداگردش ميچرخند. چنانكه در شب عروسي،
شادمانه گرد عروس ميچرخند. و مهدي عليه السلام زمين را ا ز عدل و داد پر ميكند. و
امّت من در زمان ولايت و حكومت او، از چنان نعمتي برخوردار ميشوند، كه هرگز در گذشته
از آن بهرهمند نبودهاند." ب 4، ف 2، ح 6، ص 112
34. ابوعمر و داني
در كتاب "سنن" خويش از حذيفه، نقل كرده است، كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"مهدي عليه
السلام متوجه ميشود، كه عيسي بن مريم، نازل شده است. و چنان است كه گويا از موهايش،
آب ميچكد. مهدي عليه السلام به او ميفرمايد: بفرما، پيش برو و با اين مردم نماز بگزار.
عيسي گويد: اين نماز براي اقتداي به تو بپا داشته شده. پس پشت سر مهدي عليه السلام
كه مردي از فرزندان من است، نماز ميخواند." ب 9، ح 9، ص 160
35. طبراني در كتاب
"الاوسط" و حاكم از ام سلمه، روايت كردهاند كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمود:
"عدّهاي به
تعداد لشكريان "بدر" با آن مرد ـ مهدي عليه السلام ـ بين ركن و مقام كعبه،
بيعت ميكنند، پس جمعي از بزرگان اهل عراق و صالحين اهل شام، به ياري او ميآيند. پس
لشگري از اهل شام، با او و يارانش ميجنگند، تا به منطقهاي به نام "بيداء"
ميرسند، زمين آنان را ـ لشكر شام را ـ د رخود فرو ميبرد".
36. نعيم از محمد
بن حنفيّه رضي الله عنه نقل كرده است، كه گفت:
نزد علي عليه السلام
بوديم، پس مردي از او دربارهي مهدي عليه السلام سؤال كرد، فرمود:
"هيهات! چقدر
دور است!" ـ سپس با دستش، نُه عدد شمرد 23 ـ و بعد فرمود: "او در آخرالزمان،
ظهور خواهد كرد. و در زماني كه دربارهاش گفته شود: خدا را، خدا را، كه او كشته شده
است.24 پس خداوند براي او ـ از جاي جاي زمين ـ گروهي را كه همچون قطعههاي ابر پراكندهاند،
گرد هم ميآورد. و بين دلهايشان الفت و پيوند، ايجاد ميكند، به گونهاي كه از هيچ
كس نميهراسند. و به هيچ كس شادمان نميشوند. به تعداد اصحاب بدر در اين گروه وارد
ميشوند؛ كساني كه پيشينيان بر آنان سبقت نگرفته، و پسينيان توفيق درك و وصول به آنان
را نمييابند. و آنان به تعداد اصحاب "طالوت"اند، كه با او از "نهر"گذشتند."
ب 6، ح 8، ص 144
37. ابن ماجه، و
طبراني از عبدالله بن حارث بن جزء زبيدي، نقل كردهاند، كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم فرمودند:
"مردمي از مشرق
زمين قيام مينمايند، و براي سلطنت و حكومت حضرت "مهدي عليه السلام" زمينهسازي
ميكنند." ب 7، ح 2، ص 147
38. ابوغنم كوفي
در كتاب "فتن"از علي بن ابيطالب عليه السلام روايت كرده است، كه فرمود:
"آه از طالقان
ـ رحمت باد بر طالقان ـ خدا را در آن شهر گنجينههايي است كه از طلا و نقره نيستند،
بلكه در آن، مرداني هستند كه خدا را به حقيقت معرفت، شناختهاند. و آنان در آخرالزمان،
ياوران "مهدي عليه السلام" خواهند بود." ب 7، ح 14، ص 150
39. ابونعيم، از
ابوسعيد، نقل كرده است كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمودند:
"از نسل ماست،
آن كسي كه "عيسي بن مريم" پشت سر او نماز ميخواند." ب 9، ح 1، ص
158
40. ابوبكر اسكافي،
در كتاب "فوائد الاخبار" از جابر بن عبدالله، نقل كرده است، كه گفت:
رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم
فرمودند:
"كسي كه
"دجال" را تكذيب كند، كافر شده، و كسي كه "مهدي عليه السلام را تكذيب
كند، كافر شده است." ب 12، ح 2، ص 170
احاديث از كتاب
«البرهان في علامات مهدي آخرالزمان، عليه السلام» تأليف عالم بزرگ و محدّث مشهور علي
بن حسام الدين بن عبدالملك المتّقي الشاذلي المديني الهندي، متوفي به سال 977 هجري
قمري است. اين احاديث در كتاب «باورداشت مهدويت» تأليف حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگانيمدظلهالعالي
آورده شده است.