7 ـ اصالت مهدويّت از جهت اتفاق مسلمانان و اجماع شيعه و اهل سنّت
اهل سنّت و شيعه در طي اعصار و مرور قرنها همه بر اين اتفاق داشته و دارند كه در آخر الزمان يك نفر از اولاد رسول صلّي الله عليه وآله و فرزندان علي و فاطمه عليهمالسلام كه صفات و علاماتش در احاديث مذكور است در هنگامي كه دنيا پر از ظلم و جور شده باشد ظهور نمايد و جهان را پر از عدل و داد كند، همه او را همنام و همكنيه پيغمبر صلّي الله عليه وآله و ملقب به مهدي معرفي نمودهاند و همه اتفاق دارند بر اينكه تا او ظهور نكند سير اين عالم و اين جامعه بشري به پايان نخواهد رسيد و تا اين دادگستر بزرگ و رهبر حكومت عدل جهاني قيام نكرده است بشر بايد منتظر ظهور او باشد و بداند كه جهان محكوم ظلم ستمگران و فساد اهريمنان نيست و سرانجام همه تباهيها و نگرانيها به راحتي و امنيّت و آسايش مبدل ميشود و مستكبرين و مفسدين ريشهكن ميگردند.
همه چشم براهند.
و همه منتظرند.
چنان كه از مصادر معتبر تاريخ و حديث استفاده ميشود در تمام اعصار اين يك عقيده عمومي امّت اسلام بوده است و همه بر آن اتفاق داشتهاند و لذا مدّعيان دروغين مهدويّت را به اينكه واجد صفات و نشانيهاي مهدي موعود نيستند رد ميكردند و هرگز در مقام رد آنها، صحت اصل و اساس اين عقيده را منكر نميشدند.
و خلاصه، اتفاق مسلمين بر اصل ظهور مهدي عليه السّلام و برخي از خصوصيات و خصايص آن حضرت هميشه مورد قبول بوده و علماي بزرگ اهل سنت هم آن را مورد تصريح و تأكيد قرار دادهاند[1].
و به قول دانشمند بزرگ و معاصر اهل سنت، «شيخ علي ناصف» در كتاب غايه المأمول همه (سلفا و خلفا) بر اين عقيده بوده و هستند.
روشن از پرتو رويت نظري نيست كه نيست
منّت خاك درت بر بصري نيست كه نيست
ناظر روي تو صاحب نظرانند وليك
بوي گيسوي تو در هيچ سري نيست كه نيست
مرجع عاليقدر جهان تشیع حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف