مَنْ حَفِظَ‌ مِنْ أُمَّتي أَرْبَعينَ حَديثاً‌ حَشَرَهُ‌ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَقيهاً

در اينجا، بعد از ذکر اسامي، به خاطر افزايش آگاهي خواننده، و خالي نبودن اين نوشتار از متون اين احاديث، و نيز به منظور کسب ثواب و أجري که در احاديثي مانند:

مَنْ حَفِظَ‌ مِنْ أُمَّتي أَرْبَعينَ حَديثاً‌ حَشَرَهُ‌ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَقيهاً[1]

وعده داده شده است[2]، چهل حديث از احاديث نقل شده در اين کتاب را ـ که افزون از دويست حديث مي‌باشد ـ در اين نوشتار ذکر مي‌نماييم:

 . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید



[1]. از فرمايشات رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم.

[2]. از شافعي نقل شده است که دربارة اينگونه احاديث گفت: مراد از اين چهل حديث، احاديثي است که دربارة فضايل و مناقب عليّ بن ابيطالب عليه‌السّلام وارد شده است. در همين زمينه، داستان عجيبي از احمد بن حنبل نيز نقل شده است که طالبين آن مي‌توانند به کتاب اربعين از شيخ ابوالفتح محمّد بن احمد بن ابي الفوارس متوفّي سال 412 هجري قمري - مراجعه نمايند.

ادامه نوشته

اسامي روايت کنندگان درباره حضرت مهدي عليه‌ السلام

اسامي روايت کنندگان درباره حضرت مهدي عليه‌ السلام

از مردان و زنان اصحاب رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم

1. علي بن ابيطالب عليه‌السلام، 2. عمار بن ياسر، 3. حذيفة يماني، 4. ابوسعيد حذري، 5. طلحة بن عبيدالله، 6. ابن عمر، 7. عبدالله بن مسعود، 8. جابر بن عبدالله، 9. عبدالرحمان بن عوف، 10. عمر بن خطّاب، 11. ابن عباس، 12. ابوهريره، 13. أنس بن مالک، 14. ابو أمامه، 15. هلالي، 16. ابوطفيل، 17. الحسن عليه السلام،
18. الحسين عليه السلام 19. ثوبان، 20. ابيّ بن کعب، 21. جابر بن‌سمره، 22. جابر صدفي، 23. عبدالله بن عمرو بن عاص، 24. عمرو بن عاص، 25. امّ‌ سلمه، 26. عايشه، 27. أسماء بنت عميس، 28. ام حبيبه.

ادامه نوشته

اسامي برخي از مشاهير از تابعين و غير آنان

1. عاصم بن عمرو بجلي، 2. سعيد بن مسيّب، 3. ابوجعفر محمد بن علي الباقرعليه السلام، 4. اسحاق بن يحيي، 5. شهر بن حوشب، 6. زهري، 7. مطر الورّاق، 8. طاووس، 9. صباح، 10. عمرو بن علي، 11. مکحول، 12. کعب بن علقمه، 13. قتاده، 14. عبدالله بن حارث، 15. محمّد بن جبير، 16. ارطاة بن منذر، 17. حَکَم بن عيينَه، 18. ابوقبيل، 19. ابن ابي طلحه، 20. کثير بن مرّه، 21. ابن سيرين، 22. مجاهد، 23. خالد بن سعد، 24. ابومريم، 25. شريک، 26. ابوأرطاة، 27. ضمرة بن حبيب، 28. حکم بن نافع، 29. خالد بن معدان، 30. محمد بن حنفيّه، 31. سدي، 32. سليمان بن عيسي، 33. بقيّة بن وليد، 34. وليد بن مسلم، 35. قيس بن جابر، 36. عمرو بن شعيب، 37. ابن شوذب، 38. دينار بن دينار، 39. معمّر، 40. فضل بن دکين، 41. سالم بن أبي جعد، 42. محمد بن صامت، 43. حکيم بن سعد، 44. ابراهيم بن ميسره، 45. ابواميّه.

ادامه نوشته

اسامي مشايخ و اساتيد فن و صاحبان کتاب‌هاي جامع حديث

1ـ طبراني، 2ـ ابونعيم اصفهاني، 3ـ خطيب بغدادي، 4ـ ابن ابي شيبه، 5ـ نعيم بن حمّاد، يکي از اساتيد امام بخاري صاحب «صحيح بخاري»، 6ـ الحاکم، 7ـ احمد، 8ـ مارودي، 9ـ بزّاز، 10ـ ترمذي، 11ـ دارقطني، 12ـ ابن ماجه، 13ـ أبويعلي موصلي، 14ـ ابن عساکر، 15ـ مسلم، 16ـ ثعلبي، 17ـ أبوداود، 18ـ ابن جوزي، 19ـ ابن ابي اسامه، 20ـ تمام بجلي، 21ـ روياني، 22ـ ابن منده، 23ـ حسن بن سفيان شيباني، 24ـ عثمان بن سعيد داني، 25ـ ابوالحسن حوبي، 26ـ ابن کثير، 27ـ ابن سعد، 28ـ واقدي، 29ـ ابوبکر بن مقري، 30ـ ابن مناوي، 31ـ ابوغنم کوفي، 32ـ ابن مردويه، 33ـ ابن خزيمه، 34ـ ابوعوانه، 35ـ ابوبکر اسکافي، 36ـ ديلمي، 37ـ قرطبي، 38ـ ابن لهيعه، 39ـ ابوبکر احمد بيهقي، 40ـ ابوالحسن آبري، 41ـ ابن حبّان، 42ـ ابوبکر احمد بن محمد بن عبدالله بن صدقه.

ادامه نوشته

کتاب‌هاي مستقل دربارة «مهدويّت»

دانشمندان اسلامي همواره به روايات مربوط به حضرت مهدي عليه‌السلام اهتمامي خاص داشته و در استخراج و تحقيق و رساندن آنها به جامعه، و محکم کردن ايمانِ به آنها در قلوب مردم، سعي و تلاش فراوان داشته‌اند. از اين رو علاوه بر آوردن اين روايات در کتب «سنن» و «مسانيد» و «جوامع» و غيره، کتاب‌هاي روايي مستقل و مجموعه‌هاي احاديث خاص در اين زمينه، فراوان نگاشته‌اند.

از آن ميان، ما به افزون از سي کتاب که به شکل مستقل، به کوشش بزرگان اهل‌سنّت، در اين‌ باره تأليف شده است، آگاهي يافتيم که به عنوان نمونه، مي‌توان از کتاب‌هاي «البيان في اخبار صاحب الزمان» و «القول المختصر في علامات المهدي المنتظر عليه السلام» و «عقدالدرر» و «العرف الوري»‌ و....

 . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته

اساس عقيده به مهدويّت

اساس در عقيده به مهدويّت، و غلبة اسلام بر تمامي اديان، و منتهي شدن سير طبيعي دنيا، به حاکميت اسلام و فرامين الهي، و يگانه شدن قوانين و نظام‌هاي موجود، و خلافت مؤمنان و شايستگان در زمين، و تبديل ترس و هراس بشريّت به أمان و امنيت، و نابودي همة مظاهر استضعاف و استکبار، همگي در همان نيروي اوليّه‌اي است که به طرزي شگفت، براي نابودي همة مظاهر شرک و استکبار، و آزادسازي انسان از سلطة طواغيت، و خارج ساختن بشريّت از ذلّت بندگي مردم، به عزّت بندگي خداوند، در نهاد دعوت اسلام، و باور توحيدي و کلمة اخلاص، به وديعت نهاده شده است. . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته

الهام‌گيري از باورداشت مهدويّت

بر کسي پوشيده نيست که عقيده به ظهور حضرت مهدي عليه‌السلام عقيده‌اي است که اميد مي‌آفريند، و نشاط و تلاش ايجاد مي‌کند.

سستي و نااميدي و کسالت را از بين مي‌برد. حرکت‌هاي اصلاحگرانه و اسلام‌خواهانه را تشويق مي‌کند، و جان‌هاي شورنده بر استکبار و استضعاف را تقويت مي‌نمايد.

اسلام، هنوز به کمال اهداف خويش نرسيده و به مرحلة تحقّق همه آرمان‌هايي که براي جامة عمل پوشاندن به آنها، آمده است، دست نيافته، آينده، از آنِ اسلام است و ناگزير بايد روزي فرا برسد که . . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته

باورداشت مهدويت

بدون شک، «عقيده به مهدويّت[1]»، و اعتقاد به ظهور حضرت مهدي عليه السلام به عنوان منجي عالم بشريّت، باوري صرفاً‌ اسلامي است، که بر اساس کتاب و سنّت پديد آمده و همگي مسلمانان پيشين و پسين، بر آن اتّفاقِ نظر دارند و حتّي گروهي از بزرگان و صاحب‌نظران به متواتر بودن[2] احاديث وارده در اين باب، حکم نموده‌اند.

اين باورداشت، به عنوان انديشه‌اي اسلامي، بر پاية قوي‌ترين برهان‌هاي نقلي و عقلي استوار است و بررسي تاريخ و شواهد بسيار آن، بهترين تأييد بر صحّت و متانت آن به شمار مي‌رود و هيچ يک از مسلمانان، چه از شيعيان و چه از اهل سنت، به انکار يا تشکيک در آن نپرداخته است، مگر برخي از تازه به دوران رسيدگاني که تحت تأثير تبليغات غربيان قرار گرفته و در دام‌هاي استعمار گرفتار آمده و فرهنگ را جز با انکار الهام و روايات قطعيّه و يا تعريف و تأويل آن در چهارچوبة مقاصد منکرين ديانت و مادي‌گرايان، تفسير و تحليل نمي‌کنند.

اين کژانديشان بدين وسيله کوشيدند، تا دري را بگشايند، که اگر خداي نخواسته ـ گشوده گشت، ديگر راهي براي اعتماد بر سنّت و استناد به آن و اطمينان به ظاهر کتاب و سنّت باقي نمي‌ماند و آيين شريف اسلام و دعوت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم بر اساس خواستة بدعت‌‌گزاران و هواپرستان، دستخوش تغيير و تحريف قرار مي‌گيرد. . . برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب توجه فرمایید



[1] ترجمه مقاله‌اي تحت عنوان «العقيدة بالمهدويه» از کتاب «لمحات في الکتاب و الحديث و المذهب» تاليف علامة بزرگوار، حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني.

[2]. «متواتر به معني «پياپي». در اصطلاح «حديث شناسي»‌ به احاديث متعدّده‌اي گفته مي‌شود، که روايت کنندگان آن در هر طبقه، به گونه‌اي زياد باشند، که از مجموع روايات آنها «علم عادي» به صدور آن کلام، از «معصوم عليه السلام» ‌حاصل آيد. به عبارت ديگر اختلاف راويان و تعدّد آنها در نقل يک خبر از معصوم عليه السلام به حدّي باشد که توافق آنان بر «کذب» ‌و همدستي آنان در «جعل خبر» ممکن نباشد.

ادامه نوشته