«اَلّلهُمَّ أظْهِرْ بِهِ دينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ»[1]

«خدايا، به سبب ظهور مهدي منتظر عليه السّلام دين خود و سنت پيغمبرت را آشكار كن؛ آن چنانكه از بيم احدي از خلق چيزي از حق پنهان نگردد ـ و حقگويي و حقپرستي در همهجا و براي همهكس آزاد باشد».

اَلّلهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ في دَوْلَةٍ كَريَمةٍ تُعِزُّ بِها الاِسْلامَ وَ أَهْلَهُ ، وَ تُذِّلُ بِهَا الْنِفاقَ وَ أَهْلَهُ ، وَ تَجْعَلُنا فيها مِنَ الْدُّعاةِ اِلي طاعَتِكَ ، وَ الْقادَةِ اِلي سَبيلِكَ ، وَ تَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الْدُّنْيا وَ الآخِرَةِ»

«خدايا، ما از تو دولت با كرامتي ميخواهيم كه به آن، اسلام و اهل اسلام را عزيز گرداني، و نفاق و اهل نفاق را خوار سازي، و ما را در آن دولت از دعوتكنندگان به سوي طاعتت و رهبران به سوي راهت قرار دهي، و كرامت دنيا و آخرت روزي فرمايي».

خدايا، تو را سپاس ميگوييم و هر كار و هر سخني را فقط با نام تو آغاز ميكنيم، و جز تو را نيايش و پرستش نمينماييم و از غير تو ياري نميخواهيم.

چقدر از حقيقت و آزادي دور افتادهاند آنانكه سخنان و كارهايشان را به نام سركشان و ستمگران ميگشايند و به شرك و بتپرستي ميگرايند، و در برابر نابكاران و استضعافگران به تملّق و چاپلوسي و مدح و نيايش ميايستند و شرافت انسانيّت خود را به طمع مال و مقام نابود ميكنند.

خدايا، به بندگان برگزيده و نيك و فروتنت كه وجودشان از استكبار و استثمار و استبداد و استضعاف ديگران منزّه است؛ و به نمونههاي رحمت و مهر و برابري و برادري و انساندوستي و خيرخواهي؛ به پيامبراني كه براي راهنمايي بشر و آزادي انسانها از ذلّت و اسارت فرستادهاي، خصوصاً گراميترين و عزيزترين بندهات، سر حلقة أصفيا، خاتم انبياء محمد مصطفي و خاندان پاك و پاكيزهاش، درود ميفرستيم.

و به آن شخصيّت عظيمي كه به فرمان تو كاخهاي ستمگران را ويران، و بيدادگري و فساد و استبداد را ريشهكن ميسازد و جهان را در پناه حكومت اسلام و نظامات قرآن، از شرّ كفر و شرك و رژيمهاي فاسد و نظامات استعبادي و غيرانساني نجات ميدهد، حضرت ولي عصر و امان دهر، صاحب الامر حجتبنالحسنالعسكري أرواح العالمين له الفداء صلوات و سلام عرض ميكنيم.

خداوندا، اين آيه از كتاب بزرگ تو است:

«وَنُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا في الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين»[2]

«و چنين ميخواهيم كه بر آنان كه در زمين به استضعاف گرفته شدهاند، منت گذاشته و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم».

بارالها، تو وعده دادهاي به آنانكه در اين زمين استضعاف ميشوند و حقوق و آزادي و موجوديتشان مورد تعرض و دستبرد واقع ميشود، منت گذاري و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهي.

تو خواستهاي كه ضعيفان، و آنان كه از حقوق خود محروم شدهاند، با ظهور مهدي ناگهان به پاخيزند و انقلاب كنند و با بزرگترين نهضت آزاديبخش، طاغيان و ياغيان و جباران را از صفحه زمين براندازند و به حيات زورمندان ستمكيش، و قويپنجهگانِ ددمنش پايان دهند؛ و قصرهايشان را بر سرشان ويران، و جهان را از آلودگي عناصر كثيف ناپاك، پاك سازند.

آفريدگارا، تو وعده دادهاي كه مؤمنان و بندگان صالح و شايستهات را به رهبري مهدي آل محمّد، صلوات الله عليهم أجمعين، در زمين خلافت دهي تا نهضت جهاني اسلام را عليه بيدادگران و كساني كه حقوق ضعفا را پامال، و بر آنها به زور حكومت ميكنند، و عليه سرمايهداراني كه اموال ملتها را به يغما برده، و رباخواراني كه با سرمايهگذاري در بانكها خون نيازمندان بينوا را مكيده و به تهيدستان و افتادگان رحم نمينمايند؛ و عليه دانشمنداني كه علم خود را وسيله كسب مال و جاه، و تقرب به فرمانروايان، و توجيه تجاوزات آنها قرار داده و در برابر منكرات و ستمگريها، و فحشا و هتك نواميس و تجاوز به احكام تو، قفل خاموشي بر دهن زدهاند؛ و عليه آنانكه با حكومت و احكام تو مخالفت ميكنند؛ و عليه اجتماعات فاسدي كه زن و مردش در منجلاب فساد و فحشا، نابكاري، بيعفتي و بيحجابي و خودفروشي، غوطهور شدهاند؛ آنچنان انقلابي بيامان و دگرگون كننده، و وسيع و همه جانبه برپا كنند كه به تمام بدبختيها، نابسامانيها، نابرابريها، بولهوسيها و تبعيضات، خاتمه دهند؛ و رعب و وحشت و ترس و بيم بشر را از شكنجه و آزارهاي روحي و جسمي، تبديل به امن و آرامش سازند.

خدايا، اين سخن محكم و مؤكّد تو است:

«وَعَدَ اللهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ في الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ، وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذيِ ارْتَضي لَهُمْ ، وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشْرِكُونَ بي شَيئاً»[3]

«خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند، وعده داده است كه حتماً ايشان را در زمين جانشين و خليفه قرار دهد ـ همانگونه كه پيشينيان را خلافت بخشيد ـ و دينشان را كه برايشان انتخاب كرده و پسنديده است، پابرجا و برقرار سازد و آنچنان ترس و ناامني آنان را به آرامش و امنيّت تبديل كند كه فقط مرا پرستيده و هيچچيز را شريك من قرار ندهند».

الها، پايان امور از براي تو و بازگشت همه به سوي تو و سرانجام نيك براي بندگان و پرستندگان تو است؛ آنانكه زمامداري و حكومتشان براساس پرستش تو و نظام اجتماعي و اقتصادي و سياسي دين تو است.

آنانكه در قرآن مجيد در توصيفشان فرمودهاي:

«اَلَّذينَ إِنْ مَكَّنّاهُمْ في الأَرْضِ أَقامُوا الْصَّلاةَ ، وَ آتَوُا الْزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ ، وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ للهِِ عاقِبَةُ الأُمُور»[4]

«آنانكه اگر در زمين مستقرشان سازيم، نماز به پا ميدارند، زكات ميدهند، امر به معروف و نهي از منكر ميكنند، و پايان امور از براي خدا است».

خدايا، تو اراده كردهاي كه فرعونيان و هامانيان جهان را به كيفر برساني و روز سياهي را كه از آن بيم دارند به آنها بنماياني؛ تويي كه فرمودهاي:

«وَ نُرِيَ فِرْعَوُنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ»[5]

«و نشان دهيم به فرعون و هامان و لشكريانشان، آنچه را بيم داشتند».

خدايا، تو ميداني كه در جهان، كساني كه تو را ميپرستند و به عدالت، انسانيّت، شرف، فضيلت و حقيقت ايمان دارند مستضعف شده، و مستكبرين شرق و غرب، و آنها كه از تو بيگانهاند، و انديشههاي شيطاني و آرمانهاي حيواني دارند، قويپنجه و سركش گشتهاند.

پروردگارا، تو آگاهي كه ضعيف شمردهشدگان، از دست استضعافگران و ستمگران چه ميكشند؛ و تو ميداني كه زورمندان براي زيردستان، هر روز و شب چه نقشههاي جنايتكارانه طرح ميكنند؛ و تو دانايي كه اگر از عدل، صلح، آزادي، مساوات، انقلاب، همكاري، همزيستي، دموكراسي، سوسياليزم، رفاه و هر لفظ و اصطلاح ديگر دم ميزنند، دروغ ميگويند و اين الفاظ را بهانة رسيدن به مقاصد خائنانه و تسلط بر بندگان تو و غارت كردن ثروت و ذخاير مالي و معادن آنها كردهاند.

تو ميدانيكه زورمندان بزرگ، همانها كه پروندههاي خيانت و آلودگي و شهوترانيهاشان، كثيفترين و رسواترين پروندهها است، چگونه ميخواهند دنيا را يك لقمه كنند و خود و گروهشان آن را يكجا ببلعند؛ و تو ميداني كه سرمايهداران بزرگ دنيا كه بيشتر يهودي و يهوديمنش هستند و داراييهاي بيحساب را از غصب اموال كارگران مظلوم و تودههاي محروم اندوخته كرده و بر سياست، اقتصاد، فرهنگ، علم و اخلاق بشر مسلط شدهاند، همه را در مسير ارضاي شهوات و اندوختن سرمايه، استخدام كردهاند و چه جنايتها و قتلعامها ميكنند، و چه جنگهايي را برپا كرده و چه خونهايي را ميريزند. صدها هزار انسان بيگناه را در فلسطين از خانه و كاشانه خود آواره كرده و در بيابانها و صحراها سرگردان ساخته، و هر روز هم به بهانهاي به آنها حملهور ميشوند، و زن و بچه و كوچك و بزرگشان را ميكشند.

بارالها، تو ميداني كه تبعيضات نژادي چگونه به زور اقويا و زمامداران ملل متمدننما، هنوز هم كه هنوز است، قيافه زشت خود را نشان ميدهد.

تو دانايي كه بانوان به اسم آزادي و مساوات، غيرمتساوي در اسارت افتاده و وسيلة اطفاء شهوات مردان شده، و امنيّت و آسايش ندارند؛ و از حقيقت مقدّس و رمز متعالي رابطه ازدواج و محيط انس و اطمينان و پر مهر و لطف خانواده محروم شدهاند و روز به روز اين تمدن منحوس يا توحش قرن اتم، آنها را به سوي سياهچالهاي سقوط پرت ميكند.

تو آگاهي كه در فرهنگ و تمدن غرب و شرق، غيرت همّت، فداكاري، عفت، نجابت، حجاب، حيا و آزرم چسان مفهومش مسخره و مبتذل و بيارزش شده است كه از آن چيزي جز لفظ باقي نمانده است.

خدايا، اگر ما به پا نخيزيم و بنشينيم و اين همه صحنههاي گمراهي و تباهي را در جهان ببينيم و تكان نخوريم، در پيشگاه تو شديداً مسؤول و مقصّريم.

همه سنتهايي كه تو برقرار كردهاي، يار مظلومان و محروماني هستند كه براي بر پا داشتن حق و مبارزه با جهل و ظلم و باطل قيام ميكنند و جنود و امدادهاي تو، همه پشتيبان حقپرستان و عدالتخواهان ميباشند و براي نابودي ظلم و باطل، و ايجاد و گسترش حكومت حق و عدل، در كنار اهلحق و مجاهدان واقعي قرار دارند.

تو از مطبوعات دنيا، سينماها، مراكز فساد و فحشاء سياستها، بازرگانيها، فرهنگها و تعليم و تربيتها، و از همة اوضاع آگاهي و ميبيني كه همة اين نمونهها مظاهر انحطاط فكر بشر و گرايش او به سوي حيوانيّت شده است.

جهان به دو جبهه تقسيم شده است: جبهة زورمندان و استضعافگران، و جبهة اكثريت استضعاف شده.

خدايا، ما نميدانيم وقت ظهور فرا رسيده يا نه، اما اين قدر ميدانيم كه مستضعفيم، و اگر آن انقلاب تمام عيار مهدي آل محمّد عجّلالله تعالي فرجه وقتش نرسيده باشد، تو بايد به ما همّت و نهضت و شوق دهي تا به پا خيزيم و مشعل علم و هدايت اسلام را به دست گرفته و با همراهي و همكاري صدها ميليون مستضعف خداپرست، با صفوف فشرده و متحد، دين تو را ياري كنيم، و احكام تو را حاكم سازيم، و قرآن را منبع الهام و حركت خود قرار دهيم و به سوي آيندهاي درخشان و اسلامي كه نشانة آيندة تابناك عصر حكومت مهدي عليه السّلام باشد پيش رفته و روز بيدادگر و دشمن دين تو را سياه سازيم.

خداوندا، يأس و نااميدي از رحمت تو در هيچ حال جايز نيست و تو خود فرمودهاي:

«إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»[6]

«اگر خدا را ياري كنيد، او هم شما را ياري مينمايد و گامهايتان را استوار ميدارد».

«وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْديَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ»[7]

«و آنانكه در «راه» ما جهاد كنند البته آنان را به راههايمان هدايت ميكنيم، و خداوند هر آينه با نيكوكاران است».

و با وعدههاي صريح تو هيچكس را در ترك ياري حق و ياري دين تو، عذري نيست. و انتظاري كه دستاويز تبليغات دشمنان اسلام، عليه مسلمين شده است، از اسلام نبوده بلكه عين رضايت به وضع موجود و امضاي نابسامانيها و عقبماندگيها، و مخالف با تحول و تكامل انقلاب اسلام است؛ كه اين انتظار، انتظاري كه در قرآن تو و در احاديث و روايات دستور داده شده، نيست.

ما را از اين انتظار بيهدف و بيمعني دور ساز و به آن انتظار حقيقي كه عامل جنبش و حركت و مبارزه و مقاومت است، هدايت و آشنا كن.

بارالها، ما را به مسؤوليتهاي خطيري كه در برابر تو، نسبت به دين تو و كتاب و احكام تو داريم، راهنمايي فرما؛ و به ما توفيق كامل عطا كن تا وظايف خود را در راه ياري هدفهاي عالي اسلام و اجراي احكام آن و امر به معروف و نهي از منكر، نصبالعين و برنامة خود قرار دهيم.

«رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً ، وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ أنْصُرْنا عَلي الْقَوْمِ الْكافِرينَ»[8]

«پروردگارا، بر ما صبر و پايداري ببخش گامهايمان را استوار بدار، و ما را بر قوم كافران ياري عنايت فرما».



[1]. دعاي افتتاح، مروي از حضرت مهدي عليهالسّلام.

[2]. سوره قصص، آيه5.

[3]. سوره نور، آيه55.

[4]. سوره حج، آيه41.

[5]. سوره قصص، آيه6.

[6]. سوره محمّد، آيه7.

[7]. سوره عنكبوت، آيه69.

[8]. سوره بقره، آيه250.