همه خدا را مي پرستند

از ويژگي‌هاي ممتاز ديگر آن جامعه جهاني اين است كه همگان در آن موحد و خدا را به يگانگي پرستش مي‌نمايند و شريكي براي او قرار نمي‌دهند، او را بي شريك و بي نظير و واحد و يگانه و يكتا مي شناسند.

وحده لا شريك له صفتش

وهو الفرد اصل معرفتش

شرك را سوي وحدتش ره نه

عقل از كنه ذاتش آگه نه

هست در وصف كبريا و جلال

شرك نالايق و شريك محال

تعالي الله يكي بي مثل و مانند

كه خوانندش خداوندان خداوند

منزه ذات او از چند و از چون

تعالي شأنه عما يقولون

بري از ضدّ وند و خويش و از كس

صفاتش قل هو الله احد بس

اين يك امتياز بزرگ و از ويژگي‌هاي جامعه اسلامي است كه در آن عصر عزيز همه افراد به آن ممتاز و سرفراز مي باشند، همه حق را مي‌پرستند و در پرستش حق كسي و چيزي را شريك او نمي‌كنند توحيد خالص و سره و پاك از هر شائبه شرك، حاكم مي‌شود.

يكي از جامعه شناسان معروف در كتاب خود (تمدن اسلام و عرب) مي‌گويد:

«عقيده به توحيد تاج افتخاري است كه در ميان اديان بر سر دين اسلام قرار دارد».

هر چند بر حسب قرآن مجيد همه انبياء دعوت به توحيد داشتند و موحد بوده اند اما اين جامعه شناس نظر به معتقدات جوامع فعلي بشري دارد كه از طريق توحيد منحرف و گرايش به شرك دارند كه اگر دين آنها بر اساس توحيد بوده است در حال حاضر بواسطه وقوع تحريفات، در اين اديان، به شرك گرائيده و موحد شمرده نمي‌شوند و اين اسلام است كه دعوتش به توحيد خالص و پاك باقي مانده و پيروانش بر اين عقيده ثابت و استوارند، و اين فقط مسلمان‌ها هستند كه بانگ دلنواز و روح پرور و معراج آفرين توحيدشان در هنگام اذان بگوش جهانيان مي‌رسد و اين قرآن كتاب آسماني مسلمان‌ها است كه اعلام مي‌كند همه انبياء به توحيد دعوت كرده‌اند:

(ولقد بعثنا في كل أمة رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت)[1].

«و به تحقيق در ميان هر امتي پيامبري را مبعوث كرديم (تا به خلق ابلاغ كند) كه خداي يكتا را عبادت كنيد و از (اطاعت) طاغوعت دوري كنيد».

و مي فرمايد:

(شرع لكم من الدين ما وصي به نوحا والذي اوحينا اليك وما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي ان اقيموا الدين ولا تتفرقوا فيه كبر علي المشركين ما تدعوهم اليه).

«خدا شرع و آييني كه براي شما مسلمانان قرار داد حقايق و احكامي است كه نوح را هم به آن سفارش كرد و بر تو نيز همان را وحي كرديم و به ابراهيم و موسي و عيسي هم آن را سفارش كرديم كه دين خدا را برپا داريد و هرگز تفرقه و اختلاف در دين نكنيد مشركان را كه بخداي يگانه دعوت مي‌كني بسيار در نظرشان بزرگ مي آيد».

كلمه توحيد كلمه أي است كه هيچكس بشر را به كلمه پر بارتر و سازنده تر از آن نخوانده است؛ كلمه اخلاص، كلمه توحيد، كلمه آزادي، كلمه برابري و مساوات، كلمه انسان، كلمه زمين و آسمان و كوهها و درياها و ستاره ها و كهكشانها و عرش و كرسي و همه موجودات و همه كلمات است.

كلمه أي بود كه از آغاز پيغمبر صلی‌الله علیه و آله مردم را به آن دعوت فرمود:

«قولوا لا اله الا الله تفلحوا» و تا پايان هر چه فرمود تفسير و تبيين و شرح اين كلمه بود؛ كله همه آنهائي است كه به اسلام گرويدند و خواهند گرويد، كلمه اعلام عقيده به توحيد و ايمان به خداي يگانه است.

قرآن مجيد در خطاب به اهل كتاب مي فرمايد:

(يا أهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا ولا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله)[2].

«بيائيد به سوي كلمه‌اي كه ميان ما و شما مساوي و برابر است يعني ما و شما و همه را در يك خط و يكسان و مساوي قرار مي‌دهد و آن اين است كه پرستش نكنيم مگر خدا را و چيزي را براي او شريك نگيريم».

در اينجا چون مي‌خواهيم ويژگي‌هاي جامعه اسلامي را بشناسيم بايد متوجه باشيم كه توحيد در عبادت و شريك براي خدا قرار ندادن به اين است كه خدا را به عبادتي كه شرع دستور داده يا عباديت و مناسبت آنها را با عبادت، خدا امضاء فرموده است عبادت كنيم و از انجام اين عبادات براي غير خدا و همچنين اعمالي كه مشركان به عنوان پرستش و عبادت مشركانه انجام مي دادند، اجتناب نمائيم؛ چنانكه بايد از برنامه‌هاي عبادي صوفيّه و مدعيان دروغين عرفان كه از طريق اهل بيت و كتب حديث نرسيده، به عنوان انجام برنامه و وظيفه و پيروي از سران اين طوائف خود داري شود، كه اين هم مرتبه أي از شرك است. و خلاصه اقتضاء توحيد اين است كه، در تعاليم قرآن و احكام اسلام ذوب شويم و به هيچ جا و هيچكس و نقطه أي غير از خدا و پيغمبر و ائمه هدي عليهم السلام توجه نكنيم، و در كار دين و برنامه‌هاي زندگي فقط به آنها اعتماد نمائيم؛ ضمناً نبايد تعظيم و احترام از شعائر و مشاهد و بيوت و مقامات انبياء و اولياء را كه قرآن و سنت بر جواز و بلكه استحباب بسيار مؤكند ـ حتي وجوب آن دلالت دارند ـ با احترام و تعظيم از چيزها و اشخاصي كه به خدا تسناد ندارند و كتاب و سنت آن را تأييد نمي نمايند، اشتباه كرد؛ خانه هاي انبياء و اولياء و اماكن مقدسه از خانه هائي است كه بايد مورد احترام باشند و در آنجاها خدا ياد شود و تسبيح خدا گفته شود، چنان كه آيه كريمه بر آن صراحت دارد:

(في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والاصال)[3].

«در خانه هائي، خداوند اجازه داده آنجا رفعت يابد و نام خداوند ياد شود و صبح و شام تسبيح و تنزيه ذات پاك او كنند».

در روايات از طريق اهل سنت است كه ابوبكر از پيغمبر صلی‌الله علیه و آله سئوال كرد: آيا بيت فاطمه و علي علیه السلام از اين بيوت است؟

فرمود: «از فاضلترين آنهاست».

نكته ديگري كه در اينجا به آن اشاره مي‌كنيم تا اهل انتظار فرج امام علیه السلام به آن هم توجه داشته باشند اين است كه توحيد در عبادت مفهوم ابتدائي شايد مطابقش پرستش نكردن به غير از خدا و اخلاص در عبادت حقتعالي است؛ اما بنظر وسيعتر توحيد در عبادت و خلوص آن از هر شائبه، فرمانبري از خداوند متعال است به گونه أي كه غير از خدا و كساني كه اطاعت آنها در طول اطاعت خدا و به امر خدا و براي خدا است از احدي و مقامي به عنوان اين كه خود بخود يا طبق نظامات مختلف مستحق اطاعت است، اطاعت ننمايد زيرا اين استحقاق بالّذات و بنفسه براي خدا ثابت است و براي غير خدا مثل انبياء و ائمه هدي عليهم السلام و كساني كه از جانب آنها بالخصوص يا به طور عام، ولايت دارند نيز از اين جهت ثابت است كه اطاعت از آنها موضوع اطاعت از خداوند متعال است؛ در نتيجه اطاعت از طواغيت و سلاطين و هر حاكمي كه مأذون من جانب الله يا مأذون از جانب مأذون من قبل الله نباشد خواه حكومتهاي استبدادي و فردي يا به اصطلاح قانوني و نظام اكثريت يا حزبي باشد هيچ يك با توحيد در اطاعت سازگار نيست و اگر نگوئيم همان شرك جلي در عبادت به مفهوم واضح و مصاداق روشن آن است، نوعي شرك خفي است كه با خلوص موحّدين در توحيد منافات دارد؛ و شايد اين معني از اين آيه هم استفاده شود:

(ولقد بعثنا في كل أمة رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت)[4].

«و به تحقيق ما در ميان هر امتي رسولي را مبعوث كرديم (تا به خلق ابلاغ كند) خدا را عبادت كنيد و از طاغوت دوري كنيد».

زيرا ممكن است گفته شود كه از آن استفاده مي‌شود كه اجتناب از طاغوت به هر صورت و به هر شكل كه اهم آن عبادت و اطاعت او است، مضادّ عبادت خدا است؛ و مثل اين آيه نيز ممكن است به همين معني دلالت داشته باشد:

(وما أمروا الا ليعبدوا الله مخلصين له الدين)[5].

«امر نشدند مگر اين كه خدا را عبادت كنند در حالي كه خالص كنندگان دين و اطاعت براي خدا باشند».

و از اين ميان معناي تفسيري كه از آيه شريفة ذيل شده است:

(فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعبادة ربه احدا)[6].

«پس هر كس به لقاء خداوند اميدوار است بايد عمل صالح انجام دهد و در عبادت پروردگارش احدي را شريك قرار ندهد».

ظاهر مي‌شود كه فرموده اند: (ولا يشرك بعبادة ربه) يعني «لا يشرك مع علي علیه السلام في الخلافة» نه اين است كه مراد از رب در اين جا امير المؤمنين علي علیه السلام باشد چون اطلاق آن بر غير خدا نيز جايز است، بلكه مراد از رب همان رب حقيقي همه، خداوند متعال است ولي چون غير علي علیه السلام را با آن حضرت شريك در امر خلافت و واحب الطاعه دانستن، در طول اطاعت از خدا و موضوع آن قرار نمي گيرد ـ و اطاعت از غير خدا است ـ با خلوص توحيد خصوصاً توحيد در عبادت منافات دارد.

و مثل اين روايت نيز مسئله اطاعت از رژيمهاي مختلف غير مشروع را ـ اگرچه نظام اكثريت باشد ـ آشكار مي سازد.

حبيب سجستاني از امام محمد باقر علیه السلام روايت كرده است كه:

خداوند متعال فرموده است:

«لاعذبن كل رعية في الاسلام دانت بولاية كل امام جائر ليس من الله ...»[7].

«البته عذاب مي‌كنم هر رعيت را كه در اسلام ملتزم و متدين شود به ولايت هر پيشواي جائري كه از سوي خدا نيست اگرچه آن رعيت در كارهاي خود نيكوكار و پرهيزكار باشد، تا أخر حديث».

خلاصه از آنچه بيان شد معلوم مي‌شود كه در حكومت حقّه امام عصر ارواح العالمين له الفداء و آن جامعه موعود اهداف زير تحقق خواهد يافت:

اولاً: در سراسر جهان خدا پرستش مي‌شود و از شرك اثري باقي نمي ماند.

ثانياً: اطاعت مختص به خدا و نظام الهي اسلامي و ولايت منصوصه حضرت وليعصر ارواحنا فداه مي گردد و اين بساطهاي مشركانه رژيم‌هاي گوناگون كه همه از مصاديق آية ذيل مي باشند، برچيده مي‌شود:

(ان هي الا اسماء سميتموها انتم وآباءكم ما انزل الله بها من سلطان) [8].

«آنها (لات، عزّي، منات) جز اسمهائي كه شما و پدرانتان بر بت‌ها ناميده ايد، نيستند و خداوند هيچ دليلي بر معبود بودن آنها نازل نفرموده است».

بنابراني از آية فوق استفاده مي‌شود كه دين و اطاعت خالص براي خدا مي گردد و توحيد در ولايت و حكومت و سلطنت و مالكيت، همه تحقق مي يابد و عالم، عالم ظهور اسماء الحسني مانند «هو الولي» و «هو الحاكم» و «هو السلطان» و «هو المالك» مي گردد و ايمان همگاني به معناي له الحكم وله الامر وله السلطان ظاهر مي‌شود؛ البته همه اينها معاني و اموري است كه مؤمن به آن ظهور، بايد تلاش كند خودش را مناسب با آنها و با الهام از آنها بسازد و در حد ممكن در جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كند آن را پياده نمايد.



1. سورة نحل آية 36.

2. سوره آل عمران آيه 64.

3. سوره نور آيه 36

4. سوره نحل آيه 36

5. سوره بينه آيه 5.

6. سوره كهف آيه 110

7. اصول كافي، ط علميه اسلاميه، ج 2، ص 206، باب فيمن دان الله عزّوجلّل بغير امام من الله عزّوجلّ.

8. سوره نجم آيه 23