درد هجران
درد هجران
ای گل نرگس، ز ما دوری گزيدن تا به کی؟
اشک غم، از ديدة پر خون چکيدن تا به کی؟
تشنگان بحر وصلت را نمی باشد قرار
در کنار ساحل هجران، خزيدن تا به کی؟
کو به کو گشتم تو را، پيدا نکردم ای عزيز
اين سو و آن سو به دنبالت دويدن تا به کی؟
سرزنشها می کند دشمن، که مولايت کجاست؟
بی تو ای گل، طعنه از دونان شنيدن تا به کی؟
آتش هجران تو، بر جان و بر دل زد شَرر
درد هجران تو را جانا کشيدن تا به کی؟
ترسم آخر حسرت ديدار تو مانَد به دل
طلعت نيکويت ای دلبر نديدن تا به کی؟
ای دريغا، دست ما کوتاه و خرما بر نخيل
از گلستان وصالت، گل نچيدن تا به کی؟
تا ببينم روی ماهت، می خَرم ناز تو را
نازت ای دُردانة عصمت خريدن تا به کی؟
درکف ما نيست ديگر، طاقت و تاب وتوان
دست بر زانوی غم، لب را گزيدن تا به کی؟
کاش می شد می زدم بر خاک پايت بوسه ای
آهوی دشت صفا، از ما رميدن تا به کی؟
نيست ديگر حوصله در کوچه های انتظار
جامة صبر و تحمّل را دريدن تا به کی؟
«محسن صافی» زعمق جان صدايش کن صدا
تلخی دوران هجران را چشيدن تا به کی؟
________________________________________
1. کتاب نگاه تو (دفتر شعر مهدوی) اثر شاعر اهل بیت علیهم السلام محسن صافی گلپایگانی
مرجع عاليقدر جهان تشیع حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف