مقدمة نخست ـ نظام امامت، نظام عدل و قسط است
مقدمة نخست ـ نظام امامت، نظام عدل و قسط است
نظام امامت در آن معاني و ابعادش كه با نظامات اسلامي يا نظام تمام اسلامي ارتباط دارد، حسن اجراي اين نظامات را به عدل و حق عهدهدار است.
اين نظامات عبارت است از: نظام فكري و اعتقادي معقول و منطقي، نظام متعادل اخلاقي، نظام متوازن اقتصادي و مالي، نظام عدل اجتماعي، نظام صحيح سياست و اداره و حكومت، نظام معتدل ارضاء و اشباع غرايز، نظام صحيح آموزش و پرورش و نظامات ديگر.
و به عبارت ديگر نظام امامت نظام اجراي تمام اين نظامات است؛ و شخص امامعليهالسلام نمونه اعلا و نمايش عملي و تجسم ظهور تمام برنامهها و نظارات اسلامي است. و اگر اين عبارت كوتاه نباشد، همانند آينه در برابر آفتاب كه حاكي از آفتاب است، وجود امام نيز حاكي از حقيقت اسلام و معارف و نظامات اسلام است.
امامت يگانه نظامي است كه استثمار و استكبار و استعمار، و استفادههاي نامشروع را كه موجب فاصلهها و تقسيم بنديها و توزيعهاي غيرعادلانه است از بين ميبرد و قسط و عدل را برقرار ميسازد و از افراط و تفريط جلوگيري مي نمايد.
در اين نظام هم قوانيني كه در اين نظام، اساس عمل است به عدل و حق و برقراري توازن و تعادل نظر دارد و هم حاكم و نظام حكومت و قوه مجريهاي كه اجراي اين قوانين را به عهده دارد از طريق عدل منحرف نميگردد.
و اين يكي از مشخصات و معرف اين رژيم است كه استقرار آن، عدل مطلق و خير و احسان برقرار ميكند و اموال و مواد مورد نياز، و مشاغل و مناصب را به قسط و عدل توزيع و تقسيم مي نمايد و غرائز فطري و جسمي انسان را اشباع و طغيان و سركشي آنها را مهار مي نمايد چنانكه به همين معاني نظر دارد بعضي آيات و احاديث مثل آية:
«اَلَّذينَ اِنْ مَكّناهُمْ في الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ، وَآَتُوا الزَّكاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْروُفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ».[1]
«آنانكه وقتي ايشان را در زمين قدرت و تمكن دهيم، نماز را به پا ميدارند و زكات ميدهند، و امر به معروف و نهي از منكر مي نمايند».
و مانند اين حديث معروف كه از حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام روايت شده است و علماي بزرگ در شرح و تفسير آن، تحقيقات و توضيحات مهمي بيان داشتهاند:
«اَعْرِفُوا اللهَ بِاللهِ، وَالرَّسُولَ بِالرِّسالَةِ، وَاُوِلي الاَْمرِ بِالأَمِرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالْعَدْلِ وَالاِحْسانِ».[2]
«خدا را به خدا و پيغمبر را به پيامبري و اولياي امر (امامان) را به امر به معروف و عدل و احسان بشناسيد».
و مانند اين جمله در ضمن احاديث اوصاف حضرت مهدي عليهالسلام:
«يُقَسَّمُ المالَ صِحاحاً، فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: ما صِحاحاً ؟ قالَ : بِالسَّوِيَّةِ بَيْنَ النّاسِ».[3]
«حضرت مهدي عليهالسلام مال را بطور صحيح قسمت مينمايد، مردي از معني آن پرسيد، پيغمبر صلّي الله عليه وآله فرمود: به طور مساوي در بين مردم تقسيم مي نمايد».
نظام امامت، استضعاف را به هر صورت و شكلي كه باشد، خواه به صورت استثمار صنعتي، يا استثمار سرمايهداري، يا استثمار فردي و جمعي، و خواه به آن استعباد يا استكبار و يا استعمار بگويند، از ميان بر ميدارد و با هر نظام استضعافگر اعلان جنگ ميدهد، چنانكه علي عليهالسلام ميفرمايد:
«اَلذَّليلُ عِنْدِي عَزيزٌ حَتّي آخُذَ الْحَقَّ لَهُ وَالْقَوِيُّ عِنْدي ضَعيفٌ حَتّي آخُذَ الحَقَّ مِنْهُ».[4]
«ذليل در نزد من عزيز است تا حق او را بگيرم، و قوي در نزد من ضعيف است تا حق ضعيف را از او بگيرم».
«عدي بن حاتم» در ضمن آن سخنراني بسيار مشهور و معروفي كه در مجلس «معاويه» و به درخواست و اصرار او، پيرامون شخصيت حضرت علي عليهالسلام ايراد كرد كه براي هر جمله و فرازش، آن هم در چنان موقعيّت حساسي، نميتوان قيمت قائل شد و معاويه را تحت تاثير قرار داد، ميگويد:
«لا يَخافُ الْقَوِي ظُلْمَهُ، وَلا يَيْأَسُ الضَّعيفُ مِنْ عَدْلِهِ»[5].
قوي و ضعيف هر دو در امان بودند، قوي از ظلم علي عليهالسلام نميترسيد، چون ميدانست هر گاه بخواهد او را كيفر و مجازات كند، از حد قانون تجاوز نمي نمايد و به هواي نفس و كينه شخصي كيفر نميدهد، ضعيف نيز از عدل او مأيوس نميگرديد. چون ميدانست كه اگر تمام اقويا و زورمندان در يك صف بايستند و يك نفر ضعيف در صف ديگر، علي عليهالسلام در كنار ضعيف ميايستد و از او حمايت ميكند. او حاكم و زمامداري است كه هرگز حق ضعيف را وانميگذارد و از احقاق حق او صرف نظر نميكند.
مرجع عاليقدر جهان تشیع حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف