مقدمه (شرح دعاي اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَك)

الحمد لله الذي أدعوه فيجيبني وان كنت بخيلا حين يستقرضني والحمد لله أدعوه و لا أدعو غيره و لو دعوت غيره لميستجب لي دعائي و الصلوة و السلام علي أمين وحيه و خاتم رسله أبيالقاسم محمد وآله الطاهرين.

سيما الذي بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الأرض و السماء ناموس الدهر ووليالعصرالحجة ابن الحسن المهدي أرواحنا و أرواح العالمين له الفداء .

اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و كثر أعوانه و اجعلنا من أنصاره و شرفنا بالفوز بلقائه انك مجيب الدعاء.

قال الله تعالي:

«وَاِذا سَألَكَ عِبادي عَنّي فَاِنّي قَريبٌ اُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون»[1]

«و چون بندگانم درباره من از تو سؤال كردند، بدانند كه من به آنها نزديكم و دعاي دعاكننده را اجابت ميكنم؛ پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند، تا به رشد و هدايت راه يابند».

وقالَ النَّبيُّ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:

«اَلدُّعاءُ سِلاحُ الْمُؤمِنِ ، و عَمُودُ الدّينِ وَ نُورُ السَّماواتِ وَ الأرْضِ»[2]

«دعا، سلاح مؤمن، ستون دين و نور آسمانها و زمين است».

بر حسب روايات بسيار در عصر غيبت حضرت صاحب الامر عليه السلام به واسطه فتنههاي زياد و آزمايشهاي شديدي كه پيش ميآيد، حفظ دين سخت دشوار ميشود و از بوتة امتحان جز افرادي كه در شدائد شكيبا و در معرفت و ولايت استوار و پابرجا باشند بي غَلّ و غش و خالص بيرون نخواهند آمد.

گمراهيها و اغوائات و انحرافها از حق فراوان ميشود و حتي به اسم اسلام بدعتها ميسازند و شبههها منتشر ميكنند و تحيّرها و سرگردانيها ايجاد مينمايند و بر حسب بعضي روايات شخص صبح ميكند، در حالي كه مؤمن است و شام ميكند در حالي كه منافق يا كافر است و همچنين شب ميكند در حال اسلام و ايمان و صبح ميكند در حال كفر و نفاق.

خلاصه، امواج ابتلائات، امتحانات، موجبات تزلزل عقيده، شك در عقايد ديني و ارتداد از هر سو افراد را احاطه مينمايد، آنچنان تميز و تخليصي پيش ميآيد كه نظير آن را نه كسي ديده و نه شنيده است. اكثريت در منجلاب فساد و گمراهي غوطهور شوند و چنان شود كه كسي عقايد اسلامي حتي اسم جلاله «الله» را نتواند بگويد مگر بطور پنهاني، و براي كسي ايمانش سالم نماند.

«اِلّا مَنْ يَفِرُّ مِنْ شاهِقٍ اِلي شاهِقٍ وَ مِنْ جُحْرٍ اِلي جُحْرٍ»[3].

براي اينكه مؤمنان حقيقي آگاه باشند و در حفظ دين و ايمان خود موفق گردند و پاي ثبات و استقامت آنها را تندترين بادهاي فتنه نلغزاند:

اوّلاً ـ از آن روزگار و عصر و دوران، در احاديث بسياري كه از طريق شيعه و سني روايت شده است خبر دادهاند كه اين آگاهي قبلي پس از پيشآمد آن حوادث موجب قوت ايمان اهل بينش و معرفت ميگردد.

ثانياً ـ هشدارها دادهاند و مردم را از اينكه دين خود را از دست بدهند بر حذر نمودهاند. چنانكه در نهجالبلاغه از حضرت مولي علي عليه السلام روايت شده است كه فرمود:

«ذاكَ حَيْثُ تَكُونُ ضَرْبَةُ السَّيْفِ عَلَي الْمُؤْمِنِ أهْوَنَ مِنَ الدِّرْهَمِ مِنْ حِلِّهِ ذاكَ حَيْثُ يَكُونٌ الْمُعْطي أعْظَمَ أجْراً مِنَ الْمُعْطي ذاكَ حَيْثُ تَسْكَرُونَ مِنْ غَيْرِ شَرابٍ بَلْ مِنَ النِّعمَةِ وَالنَّعيمِ وَ تَحْلِفُونَ مِنْ غَيْرِ اضْطِرارٍ وَ تَكْذِبُونَ مِنْ غَيْرِ اِحْراجٍ ذاكَ اِذا عَضَّكُمُ الْبَلاءُ ، كَما يَعَضُّ الْقَتَبُ غارِبَ الْبَعيرِ ما أطْوَلَ هذَا الْعَنآءَ وَ أبْعَدَ هذَا الرَّجاءَ»[4]

«اين پيش آمدها (كه پيش از اين جمله بدان اشاره فرموده) وقتي خواهد شد كه ضربت شمشير بر مؤمن آسانتر است از به دست آوردن يك درهم از راه حلال، اين زماني ميشود كه عطا شده اجرش از عطا كننده بزرگتر است. اين در وقتي خواهد شد كه مست گرديد بدون شراب، بلكه از نعمت و نعيم، و سوگند ياد كنيد بدون اضطرار، و دروغ بگوييد بدون اينكه در حرج مانده باشيد، اين زماني است كه بلا شما را بگزد چنانكه پالان، كوهان شتر را ميگزد. چه طولاني و دراز است مدت اين رنج و زحمت و چه دور است اين رجاء و اميدواري».

ثالثاً ـ بر حسب روايات، حضرت رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و ائمه طاهرينعليهمالسّلام از كساني كه در اين عصر ثابت قدم ميمانند مدح و تقدير فراوان نموده، ايمان آنها را ستوده، به پاداشهاي بزرگ و درجات بلند وعده دادهاند.

از جمله رسول خدا صلّي الله عليه و آله در حديثي كه در آن حكايت اسلام آوردن «جندل بن جنادة بن جبير» ذكر شده است، پس از آنكه جندل از اوصياي آن حضرت پرسيد و رسول اكرم صلّي الله عليه و آله به او خبر داده كه دوازده نفرند و اسامي آن عزيزان درگاه خدا را بيان فرمود، او را از غيبت امام دوازدهم خبر داد و فرمود:

«طُوبي لِلصّابِرينَ في غَيْبَتِهِ طُوبي لِلْمُقيمينَ عَلي مَحَبَّتِهِمْ اُوُلئِكَ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللهُ في كِتابِهِ وَ قالَ هُدَي لِلْمُتَّقينَ الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِالْغَيْبِ ثُّمَ قالَ اللهَ تَعالي اُولئِكَ حِزْبُ اللهِ ألا اِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ[5]

خوشا به حال صبر كنندگان در غيبت او، خوشا به حال پايندگان بر دوستي ايشان، ايشانند آنانكه خدا در كتابش آنها را وصف نموده و فرموده است:

«قرآن هدايت براي پرهيزكاران است آنانكه به غيب ايمان ميآورند. پس فرمود: ايشان حزب خدايند آگاه باشيد كه همانا حزب خدا غالب است».

و حضرت امام زين العابدين عليه السلام بر حسب روايت ابو خالد كابلي از آن بزرگوار، ميفرمايد:

«اِنَّ أهْلَ زَمانِ غَيْبَتِهِ الْقائِلينَ بِاِمامَتِهِ اَلْمُنْتَظِرينَ لِظُهُورِهِ أفْضَلُ مِنْ أهْلِ كُلِّ زَمانٍ لاَنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالي أعْطاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الأفْهامِ ما صارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُم بِمَنْزِلَةِ الْمُشاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ في ذلِكَ الزَّمانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجاهِدينَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللهِ بِالسَّيْفِ اُولئِكَ الْمُخْلِصُونَ حَقّاً وَ شيعَتُنا صِدْقاً وَ الدُّعاةُ اِلي دينِ اللهِ عَزَّوجلَّ سِرّاً وِ جَهْراً»[6]

«به تحقيق كه اهل زمان غيبت او كه قائل به امامت او هستند و منتظر ظهور آن حضرتند از اهل هر زمان ديگر فاضلترند براي اينكه خدا آنچنان خردها و فهمهايي به آنها عطا فرموده است كه غيبت، نزدشان به منزله مشاهده و ديدار گرديده است و ايشان را در اين زمان به منزله جهاد كنندگان با شمشير در پيش روي رسول خدا صلّي الله عليه و آله قرار داده است ايشان حقاً مخلصند و به راستي شيعه ما هستند و دعوتكنندگان به سوي خدا در پنهان و آشكارند».

در كتاب «محاسن برقي» سند به «فيض بن مختار» رسانده كه گفت: شنيدم كه حضرت صادق عليهالسّلام ميفرمود:

«مَنْ ماتَ مِنْكُمْ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ لِهذَا الأمْرِ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ في فِسْطاطهِ قالَ : ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً ثُمَّ قالَ : لا بَلْ كَمَنْ قارَعَ مَعَهُ سَيْفَهُ قالَ : لا وَ اللهِ الّا كَمَنِ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولِ اللهِ،صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّمَ» [7]

«هركس از شما بميرد و او منتظر براي اين امر باشد (يعني منتظر قيام حضرت مهدي عليهالسّلام باشد) مثل كسي است كه با حضرت قائم عليهالسّلام در خيمه آن حضرت باشد. سپس درنگي كرد و فرمود: نه بلكه مثل كسي است كه با او شمشير زده باشد. پس از آن فرمود: نه به خدا سوگند مثل آن كسي است كه با پيغمبر صلّي الله عليه و آله به شهادت رسيده باشد».

و از طرق عامه نيز روايات و احاديث در اين معني بسيار است از جمله از اَنس بن مالك روايت شده است كه رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود:

«يَأتي عَلَي النّاسِ زَمانٌ اَلصّابِرُ عَلي دينِه لَهُ أجْرُ خَمْسينَ مِنْكُم»[8]

«بر مردم زماني ميآيد كه از براي صبركننده بر دينش، اجر پنجاه نفر از شما ميباشد (خطاب پيغمبر صلّي الله عليه و آله به اصحاب است)».

و رابعاً دستور و توصيه فرمودهاند كه با دعا و درخواست از خداوند متعال براي ثبات قدم و منحرف نشدن از راه راست، ايمان و عقايد خود را در حفظ و حراست الهي قرار دهند و در اين امتحانات از لغزش قدم و تزلزل عقيده به خدا پناه ببرند و خود را به او بسپارند و از او كمك بگيرند و نيرو بخواهند چون به هنگام امتحانات و حوادثي كه بسا افراد رياضت كشيده را تكان ميدهد بهترين و نيرومندترين نگهبان ايمان و عقايد حق انسان، استعانت از خدا و ارتباط يافتن با عالم غيب است كه روحية صبر و شكيبايي انسان را قوي ميسازد و او را در برابر ناملايمات ثابت قدم و پايدار مينمايد.

و لذا در قرآن مجيد دستور داده شده كه به نماز و صبر (كه تفسير به روزه شده است) استعانت بجوييد. زيرا اين توجه و استعانت، روح مأيوس و نااميد را اميدوار و شخص زجر كشيده و شكنجه ديده را بر تحمل اين امور شكيبا مينمايد.

و حاصل اينكه براي حفظ ايمان، مداومت بر توجه به خدا و دعا، به خصوص خواندن دعاهاي مأثور (مثل دعاي شريف ندبه) بسيار مؤثر بوده و اثرات تربيتي و تكميلي و فوايد آن در حفظ ارتباط با حضرت صاحب وقت و سيد و مولي و پيشوا و امام عصر ارواحنا فداه بيش از حد تصور است. لذا در كتابهاي دعا، دعاهايي براي عصر غيبت رسيده است كه شايد مختصرترين آنها اين دعا باشد كه موسوم به دعاي غريق است.

«يااَللهُ يا رَحْمانُ يا رَحيمُ يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبي عَلي دينِكَ».

و يكي از دعاهاي معروفي كه مؤمنان و منتظران ظهور در عصر غيبت آن وليّ اعظم خدا،عجل الله تعالي فرجه، بر آن مواظبت داشته و در آن از خدا معرفت خودش و معرفت پيامبرش و معرفت حجتش را مسئلت مينمايند دعاي معروف «اَلّلهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَكَ» است.

اين دعا را ثقة الاسلام «محمد بن يعقوب كليني قدّس سرّه» كه هم زمان با حضرات نواب اربعه، رضوان الله تعالي عليهم، ميزيسته و در سال 328 يا 329 رحلت فرموده است، در جامع بزرگ و شريف كافي كه اقدم جوامع اربعة شيعه است، از حضرت ابي عبدالله امام جعفر صادق عليه السلام به دو سند در باب غيبت از كتاب حجت روايت كرده است.

علاوه بر آن، شاگرد معروف كليني ابو عبدالله محمد بن ابراهيم نعماني كاتب كتاب كافي مشهور به ابن زينب يا ابن ابي زينب كه از قدماي محدثين بزرگ شيعه ميباشد در كتاب نفيس و معتبر «غيبت» اين حديث را به سند ديگر نيز روايت نموده است.

همچنين شيخ اجل محمد بن علي بن الحسين معروف به صدوق قدّس سرّه كه در سال 381 درگذشته است و صاحب كتاب من لا يحضره الفقيه كه يكي ديگر از كتب اربعه است در كتاب ارزنده «كمال الدين و تمام النعمه» كه همواره مورد استناد و اعتماد علماء و محققين بوده و هست به سه طريق ديگر در باب «ما رُوي عن الصادق جعفر بن محمدعليهماالسّلام» اين دعاي شريف را روايت كرده است كه در اين سه كتاب معتبر مجموعاً به شش طريق روايت شده است.

لفظ اين دعاي شريف برحسب روايتي كه در كافي مقدم برحديث ديگر، روايت شده و بر حسب روايت غيبت نعماني و سه روايت كمال الدين اين است:

«اَلّلهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَكَ لَمْ أعْرِفْ نَبيَّكَ؛ اَلّلهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَكَ لَمْ أعْرِفْ حُجَّتَكَ؛ اَلّلهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني».

و در روايت ديگر «كافي» كه روايت 29 اين باب است متن دعا اين است:

«اَلّلهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَكَ لَمْ أعْرِفكَ اَلّلهُمَّ عَرِّفْني نَبِيَّكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْ نَبِيَّكَ لَمْ أعْرِفْهُ قَطُّ اَلّلهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني».

كه معلوم است اگر چه صحت صدور هر دو متن از امام عليه السلام محتمل و بلكه قابل قبول است اما متن اول كه به پنج سند روايت شده معتبرتر و جملههايش زيباتر است. بديهي است در صورت وحدت روايت و وحدت مضمون و اختلاف متن، به حكم

«وَاِنّا لَاُمراءُ الْكَلامِ وَ فينا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ»[9]

«و ما (خاندان رسالت) اميران سخن هستيم، كه ريشههاي آن در ما فرو رفته و شاخههايش بر ما گسترده شده است».

بايد متن فصيحتر و بليغتر را صادر دانست.

لذا ما هم در اين مقاله متن اول را در بحث و تفسير ميگذاريم.



[1]. سوره بقره، آيه186.

[2]. كافي، ج2، ص468، طبع آخوندي.

1. التحصين في صفات العارفين مطبوع در حاشيه مكارم الاخلاق ص227.

[4]. نهج البلاغه، خطبه229.

[5]. منتخب الاثر، ف2، ب20، ح4، ص227.

[6]. منتخب الاثر، ف2، ب4، ح1، ص244.

[7]. منتخب الاثر، ف10، ب2، ح13، ص498.

[8]. كنز العمال، جلد11، ص147، ح30977.

[9]. نهج البلاغه، خطبه233.