ويژهنامه روز پنجم محرم
ويژهنامه روز پنجم محرم
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
حسين جان! اي سيد و آقاي شهيدان كربلا!
سلام بر تو. سلام بر عظمتت. سلام بر ايثارت. سلام بر جانفشانيات.
كيست كه تو را بشناسد و در پيشگاه عظمتت سرتعظيم فرود نياورد؟ كدام مرد است كه وامدار مردانگيات نباشد؟ كدام دست است كه در مصيبت جاودانهات، بر سر و سينه نكوبد؟ كدام چشم است كه با شنيدن نام زيبايت، باراني نشود؟
ويژهنامه روز پنجم محرم
حكمتهايي از امام خوبان
درسهاي عاشورايي: عدالتخواهي
معرفي كتاب: «الشعائر الحسينية»
پيام حسينعليهالسلام (سروده معظم له)
فيض اشك (مصيبتهاي كربلايي5)
حكمتهايي از امام خوبان
امام حسينعليهالسلام: إِيّاك اَنْ تَكُونَ مِمّنْ يَخَافُ عَلَى الْعِبَادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَيَاْمَنُ الْعُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ؛ مبادا از كسانى باشى كه از گناه ديگران بيمناكند، و از كيفر گناه خود آسوده خاطرند./تحف العقول؛ص273.
امام حسينعليهالسلام: مَنْ نَفّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرّجَ اللهُ عَنْهُ كُرَبَ الدّنيَا وَ الاخِرَةِ؛ هر كه گرفتارى مؤمنى را برطرف كند، خداوند گرفتاريهاى دنيا و آخرتش را برطرف مىكند./بحارالأنوار؛ج75،ص122،ح5.
امام حسينعليهالسلام: إِنّ الْكَريِمَ إِذَا تَكَلّمَ بِكَلاَمٍ، يَنْبَغِى اَنْ يُصَدّقَهُ بِالْفِعْلِ؛ بزرگوار كسى است، كه گفتارش با عملش يكى باشد./مستدركالوسائل؛ج7،ص193،ح6.
درسهاي عاشورايي: عدالتخواهي
- احاديث
قَالَ امِيرُالمُؤمِنينَعليهالسلام: كُونا لِلظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً
قَالَ رَسُولُ اللهِصَلَّياللهُعَلَيهِ وَ آله: الْعَدْلُ جُنَّةٌ وَاقِيَةٌ وَ جُنَّةٌ بَاقِيَةٌ.
قَالَ الصَّادِقُعَلَيهالسلام: الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِينُ لَهُ وَ الرَّاضِي بِهِ شُرَكَاءُ، ثَلَاثَتُهُمْ.
- امام عدالتخواه
يكي از داستانهايي كه گواه بر شدت علاقه امام حسين عليهالسلام به دفاع از مظلومين و حمايت از بيچارگان بيپناه ميباشد، داستان اُرينب دختر اسحاق و همسر عبدالله بن سلام است. يزيد كه به اصطلاح، شاهزاده و وليعهد معاويه بود و تمام اسباب شهوتراني، از جمله پول، مقام، زور، كنيزكان ماهرو و زنهاي رقاصه و خواننده خودفروش در اختيارش بودند، با اين وجود، باز چشم طمع به بانوي شوهرداري دوخت كه بايد او و پدرش معاويه پاسدار عصمت و عفت او باشند. يزيد همچون اراذل و شهوتپرستاني كه در وفور عيش و نوشِ حكومت، تربيت ميشوند ناآرام شد، اما از آنجا كه آن زن، نجيب، پاكدامن و عفيفه بود دسترسي به او از راه فريب و منحرفساختن وي از طريق پارسايي محال مينمود.
معاويه ناپاك، كه خود را اميرالمؤمنين ميخواند، براي خواهش نفس و شهوت يزيد دست به نيرنگ بسيار عجيب و بيسابقهاي زد. او مرد بدبخت را از زن عفيفه و زيبايش جدا نمود و مقدمات كاميابي يزيد از آن زن را فراهم ساخت.
امّا امام حسينعليهالسلام با غيرت و جوانمردي در مقابل اين تصميم زشت و شيطاني معاويه ايستاد، و نقشه او را نقش بر آب كرد.
امام حسينعليهالسلام غيرت و حميّت هاشمي و علاقه خود به حفظ نواميس مسلمين را نشان داد و مانع از رسيدن يزيد به هوس ناپاك و شريرش گرديد.
افتراقي را كه معاويه با نيرنگ ايجاد كرد، به اتصال مبدل نمود، و آن ستم بزرگ را از عبدالله بن سلام و همسرش دفع گردانيد. اين داستان در تاريخ مفاخر آل علي عليهالسلام و مظالم بني اميه جاودان باقي مانده است.
منبع: برگرفته از كتاب پرتوي از عظمت امام حسينعليهالسلام تأليف معظم له
معرفي كتاب: «الشعائر الحسينية»
مشخصات كتاب:
نام: الشعائر الحسينية، نويسنده: حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگانيأدام الله ظله، نوبت چاپ: اول، تاريخ چاپ: 1428 ه.ق، زبان: عربي، ناشر: مركز تنظيم و نشر آثار معظمله، محل نشر: قم، تعداد صفحه: 152 صفحه.
ويژگيهاي كتاب:
1. كتاب، شامل مباحثي درباره شعائر و مراسماتي است كه به مناسبت عزاداري و زنده نگهداشتن مكتب شهداي والامقام كربلا و سيد و سالار شهيدان حسين بن عليعليهالسلام در بين مؤمنين مرسوم است.
2. كساني كه ميخواهند با سطح معرفت و آگاهي بيشتري در آئينهاي حسينيعليهالسلام شركت كنند، مطالعه اين كتاب به آنها توصيه ميشود.
3. هر چند كتاب به زبان عربي ميباشد ولي روان و فصيح نوشته شده و خالي از اغلاق و پيچيدگي است.
4. عموم علاقمندان به اهل بيتعليهمالسلام مخصوصاً سخنرانان منابر حسيني و مداحان اهل بيت عصمت و طهارت مخاطبان اين كتاب ارزنده هستند.
5. حجم كم و پرهيز از زياده گويي در مطالب، نكتة قابل تحسين كتاب است كه بر جذابيت آن افزوده است.
6. آشنايي با احكام فقهي عزاداري و مجالس مذهبي يكي ديگر از ثمرات اين اثر سودمند است.
محتواي كتاب:
ابتداي كتاب با مقدمهاي درباره زندگي پربار فقيه گرانمايه حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني و تأليفات ايشان شروع ميشود. در ادامه، بخشي با عنوان «يوم الحسينعليهالسلام» پيش رو ميآيد كه درباره قيام مولايمان حضرت اباعبدالله الحسينعليهالسلام سخن ميگويد. سپس بحثي استدلالي و فقهي به نام «حكم لبس السواد» آغاز ميشود كه درباره حكم فقهي پوشيدن لباس سياه در مراسمات عزاداري معصومين بالأخص امام حسينعليهمالسلام ميباشد. بخش بعدي تحت نام «الشعائر الحسينية» دربردارنده استفتائات مربوط به مراسم و مجالس مذهبي و عزاداري ميباشد كه توسط معظمله پاسخ داده شده است. مطلبي به نام «بناء ائمه البقيع» درباره تاريخچه و آثار تخريب قبور ائمه بقيععليهمالسلام صحبت نموده و نكاتي كه معظمله به آنها اشاره ميكنند. قسمت آخر پيرامون شعائري است كه متعلق به حضرت فاطمه زهراعليها السلام ميباشد و احكام فقهي مربوط به آنها و نيز مطالب مفيدي كه در پي ميآيد.
پيام حسينعليهالسلام (سروده معظم له)
پيام حسين شهيد اين چنين است
كه حرّيّت و دين و ايمان قرين است
بياييد با ما به كوي شهادت
كه دين، خوار ظلم يزيد لعين است
مسلمان بود دشمن ظلم و عدوان
مسلمان، هوادار و سرباز دين است
مسلمان، شجاع و صريح و تواناست
به مال و به ناموس مردم، امين است
بياييد در سايه پرچم دين
كز اشرار و آفات، حصن حصين است
بكوشيد در حفظ احكام قرآن
كه برنامه برتر و بهترين است
دلير و فداكار و مردانه خيزيد
كه اسلام بيياور و بيمعين است
بگيريد تصميم و دشمن بكوبيد
اگر عزمتان محكم و آهنين است
به اخلاص كوشيد و حق را پرستيد
كه اخلاص سرمايه سالكين است
بسوزيد بنيان كفر و ستم را
اگر ناله و آهتان آتشين است
بگيريد درس فداكاري از ما
كه مجد و نجات و ترقّي در اين است
شدم كشته تا دين حق زنده سازم
مرا اين چنين قتل، فتح مبين است
بكوبيد مستكبران را كه دنيا
خراب از ستمهاي مستكبرين است
نترسيد از نخوت و كبر آنان
خدا ناصر و يار مستضعفين است
چرا خفتهاي اي مسلمان؟ بپا خيز
كه دشمن تو را روز و شب دركمين است
چرا خامشي اي مسلمان كه اسلام
گرفتار سر پنجه مفسدين است
ضعيفان، پريشان و محروم و مظلوم
زمين سر به سر طعمه مترفين است
چرا ننگ بر خود پسندي و خواري؟
تو را مُلك عالم به زير نگين است
چرا گشته تعطيل، احكام اسلام؟
پر از كفر و از جهل و بدعت، زمين است
به ذلّت چو تن دادهاي اين چنين شد
مسلّط به تو ظلم و طغيان و كين است
اگر غيرت و همّتت هست برجا
چرا خانهات در كف ملحدين است
ببين بر فلسطين كه مانند بُسني
دچار جنايات مستعمرين است
بزن چنگ بر دامن آل طه
كه عترت چو قرآنِ حبل المتين است
فيض اشك (مصيبتهاي كربلايي5)
امام حسين عليه السلام تا آن دم آخر، صابر و راضي به قضاي الهي بود و منسوب به آنجناب است كه به درگاه الهي عرض ميكرد:
تركت الناس طرّاً في هواكا و اتيمت العيال لكي اراكا؛
رها كردم مردم را در هواي تو و دوستي تو اي خداي من، و اطفال خود را يتيم و كسانم و عيالم را در بهدر كردم براي ديدن رضا و رسيدن به وصل تو.
و لو قطعتني في الحب ارباً لما حن الفؤاد الي هواكا؛
و اگر قطعه قطعه كني مرا و ريز ريز سازي، هرگز دل من بسوي غير تو نرود و درد دل خود را بجاي ديگر نگويد.
و شايد اين كلمات را در وقتي فرموده باشد كه از روي زين به ضرب نيزه صالح ابن وهب بر زمين افتاد.
جگر تفتيده با چشمان نمناك فتاد آن هيكل توحيد بر خاك
گُهر ريزان ز ديده لعل ميسُفت بهشكر وصل در آن حال ميگفت
تركت الناس طراً في هواكا و اتيمت العيال لكي اراكا
منبع: كتاب نفايس العرفان تأليف مرحوم آخوند ملامحمد جواد صافي گلپايگانيره
مرجع عاليقدر جهان تشیع حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف