پيرامون بشارت‌هاي قرآن مجيد
و احاديث به ظهور حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه
 

اَلَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ[1]

ايمان به غيب

هسته مركزي نبوات و اديانَ حقّه و ما به الامتياز عمده مكتب انبيا و پيامبران از مكتب‌هاي ديگر، ايمان به غيب است.

انبيا ربط عالم محسوس و شهادت را به عالم معقول و غيب بيان كرده و بشر را با عوالم غيب آشنا مي‌سازند.

ايمان به غيب يعني ايمان به امور و چيزهايي كه از حواس ظاهري پنهان است، خواه ادراك آن با حواس باطني و قوه ي عاقله ممكن باشد، مثل وجود خدا و صفات ثبوتيه و سلبيه ي او، و معاد و بهشت و دوزخ و فرشتگان.

و خواه ممكن نباشد مثل حقيقت ذات و صفات خدا و حقيقت ملائكه و روح و خواه راجع به امور و حوادث گذشته و خواه مربوط به امور آينده باشد.

ايمان به خدا، ايمان به ملائكه، ايمان به عالم برزخ، ايمان به بهشت و جهنم و ايمان به وحي و آنچه پيغمبران از عوالم غيب و گذشته و آينده خبر داده‌اند همه ايمان به غيب است.

ايمان به غيب يا مستند به دليل عقلي است يا به دليل نقلي، و اگر مستند آن دليل نقلي باشد بايد آن غيب چيزي باشد كه امتناع وجود يا وقوع آن از راه‌هاي خردپسند معلوم نشده و وجود و وقوع آن را عقل احتمال بدهد.

وقتي عقل امكان وجود چيزي را تصديق كرد يا بر اثبات امتناع آن راهي نيافت، با دليل نقلي معتبر باور آن جايز بلكه به حكم عقل لازم است.

اديان آسماني شرط قبول اعمال صالح را ايمان به غيب مي‌دانند و تعديل اخلاق و تكميل و تكامل فضايل انساني را وابسته به آن مي‌شمارند. و اصولاً دعوت پيغمبران و رهبران آسماني در نفوسي تأثير شايسته دارد كه احتمال وجود عالَم غيب و امور ماوراي اين عالم محسوس را بدهند.

ايمان به ظهور مهدي و مصلح آخرالزمان نيز از جمله مطالب غيبي است كه پيامبر اعظم اسلام از آن خبر داده و تصديق او واجب است.

همان گونه كه وقتي پيغمبر صلّي الله عليه وآله و سلم خبر مي‌داد احدي از مسلمانان در راستي گفتار و درستي اخبار آن حضرت شك و ترديد نمي‌كرد و همه آن را مي‌پذيرفتند اكنون هم مسلمانان و مؤمنان به نبوت آن حضرت همين باور و ايمان را دارند.

پيغمبر از حوادث عظيم‌تر و شگفت‌انگيزتر از ظهور حضرت مهدي عليه‌السلام خبر داد، مثل تكوير شمس، تفجير درياها، انكدار و انتثار ستارگان، تسيير كوه‌ها، انشقاق و انفطار آسمان، خروج دابةالأرض و معاد و قيامت.

اينها همه خبر از غيب است و در قرآن پيشگويي و اخبار از حوادث آينده و چيزهاي غيب بسيار است و ايمان به نزول وحي بر پيغمبر، با ايمان به اين امور (اگر چه بطور اجمال باشد) انفكاك ندارد.

روزي خواهد آمد كه اين حوادث و انقلابات عجيبي كه پيغمبر و قرآن از آن خبر داده‌اند واقع مي‌شود و روزي هم چنانچه قرآن خبر داده و پيامبر و اوصياي آن حضرت در ضمن صدها روايات مژده داده‌اند مصلح آخرالزمان ظهور مي‌كند و اسلام جهانگير خواهد شد.

خبرهاي غيبي پيغمبر صلّي الله عليه وآله و سلم و ائمه طاهرين عليهم السّلام از آينده از حد تواتر گذشته و معتبرترين مدارك و اسناد تاريخي بر آن دلالت دارد.

امروز از آغاز بعثت پيغمبر اعظم صلّي الله عليه وآله و سلم باور كردن خبرهاي غيبي آن حضرت آسان‌تر و منطقي‌تر است. زيرا در آن موقع هنوز گذشت زمان، صحت و درستي آن اخبار را تأييد نكرده بود و هر چه ما به سوي عصر پيغمبر برگرديم و تاريخ را به سوي گذشته ورق بزنيم، زمينه ي اين باور كمتر مي‌شود، به عكس هر چه جلو بياييم و تاريخ اسلام را از آغاز به سوي آينده‌ي آن ورق بزنيم، فكر و وجدان ما براي پذيرفتن اين اخبار آماده‌تر و ايمان ما كامل‌تر مي‌گردد.

گذشت زمان و حوادث آينده روشن كرد كه پيامبر اسلام، آينده را در روشنايي وحي پيش بيني كرده و مي‌ديده و هر چه جلوتر آمديم اين روشنايي بيشتر شد.

آنگاه كه اين آيه را تلاوت مي‌كرد:

وَ اِنْ كُنْتُمْ في رَيْبِ مِمّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَة مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدائَكُم مِن دُونِ اللهِ اَنْ كُنْتُمْ صادِقينَ * فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّارَ الَّتي وَ قُودُها النّاسُ وَالْحِجارَةُ اُعِدَّتْ لِلْكافِرينَ[2]

اگر شما شک داريد در قرآني که ما بر بنده خود (محمد) فرستاديم، پس يک سوره مثل آن را بياوريد؛ و گواهان خود را بجز خدا بخوانيد اگر راست مي‌گوييد و اگر اين کار را نکرديد که هرگز نمي‌توانيد بکنيد، طعن به قرآن نزنيد و از آتشي که هيزمش مردم بدکار و سنگ‌هاي خارا و مهيا شده‌ي براي كافران است، بترسيد.

و آن زمان كه مي‌خواند:

قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي اَنْ يأتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرآنِ لا يأتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْض ظَهيراً[3]

اگر جن و انس متفق شوند كه  با پشتيباني يکديگر، کتابي مانند اين قرآن بياورند هرگز نخواهند توانست.

آن روز كه صد و چهارده سوره قرآن را صد و چهارده معجزه جاودان اعلام مي‌كرد و خبر مي‌داد: «هرگز مانند يكي از اين سوره‌ها هم نتوانيد بياوريد و جن و انس از آوردن بمانند قرآن ناتوانند.»

آن روز كه پيغمبر به مسلمانان مي‌فرمود: «شما كلمه توحيد را بگوييد و خداي يگانه را بپرستيد تا عرب تسليم شما شود و گنج‌هاي كسري و قيصر به دست شما افتد و كشورها را فتح كنيد.»

آن روز كه مي‌فرمود: «زمين براي من جمع شد و خاور تا باخترش را به من نشان دادند و ملك امت من به آنچه برايم جمع گرديد، خواهد رسيد.»

آن روز كه از فتح مكه، بيت المقدس، يمن، شام، عراق، مصر و ايران سخن مي‌گفت، و آن روز كه در مكه به مشركين مي‌فرمود: «اجساد شما در «قليب» افكنده مي‌شود» و از حال ابوسفيان خبر مي‌داد كه جنگ احزاب را بر پا مي‌نمايد.

در آن وقتي كه از فتح خيبر به دست علي عليه‌السلام خبر مي‌داد و ابوذر را از آينده‌اش با خبر مي‌ساخت كه تنها زندگي خواهي كرد و تنها از دنيا خواهي رفت.

آن زمان كه پيش از جنگ بدر از كساني كه از سپاه كفار در بدر كشته مي‌شوند اطلاع مي‌داد و مي‌فرمود: «در اينجا فلاني كشته مي‌شود و در اين زمين فلاني»، و يكايك كفّاري را كه در جنگ بدر كشته شدند نام برد.

در آن زمان كه به عمّار مي‌فرمود: «تو را گروه باغي مي‌كشند.» و به دختر عزيز و گراميش فاطمهعليهاالسّلام مي‌فرمود: «تو اوّل كسي هستي از اهل بيت من كه به من ملحق خواهي شد.» و به زنان خود مي‌گفت: «كدام يك از شما است كه سگان حوأب بر او بانگ زنند و سوار بر شتر گردد و در اطراف او خلق بسيار كشته شوند.» و به عايشه فرمود: «نگاه كن تو آن زن نباشي.» و طبق روايت بيهقي[4] به او فرمود: «چگونه‌اي اي حميرا آنگاه كه سگان حوأب بر تو بانگ زنند و تو چيزي را طلب مي‌كني كه از آن بر كناري.»

و به زبير از جنگ جمل و طرفيّت او با علي عليه‌السلام خبر داد.

آن روز كه شهادت يافتن علي و حسن و حسين عليهم‌السّلام را صريحاً اعلام مي‌فرمود؛ و در آن زمان كه از جنگ علي عليه السلام  با ناكثين و قاسطين و مارقين خبر مي‌داد و قتل ذوالثديه خارجي را در جنگ نهروان و خصوصيات و نشاني‌هايش را پيش‌بيني مي‌كرد و از فتنه‌هاي بني‌اميه و بني‌الحكم و حكومت آنان و شهادت اهل عذرا (حجر و اصحاب او) مردم را مسبوق مي‌ساخت[5].

آن روزها مسلمانان همه اين خبرهاي غيبي را باور مي‌كردند؛ چون پيغمبر خدا از آن خبر داده بود و چون ايمان به رسالت خبردهنده داشتند و چون معني قبول رسالت و نبوت، ايمان به صحت و درستي خبرهاي پيامبر از غيب است، ولي هر چه اسلام جلوتر آمد و صفحات تاريخ ورق مي‌خورد اين خبرهاي غيبي بيشتر توجه مردم را جلب كرد و آنهايي كه كم‌باور بودند هم باورشان زياد و ايمانشان محكم و استوار گرديد.

خطبا و بلغاي عصر رسالت، از آوردن سوره‌اي مثل سوره‌هاي قرآن عاجز شدند و تا زمان ما كه يك هزار و چهار صد سال از آغاز نزول قرآن گذشته و اين همه دانشمندان سخنور و اُدبا و بُلغا و سخندانان مشهور كه در اين چهارده قرن دنيا به خود ديده و اكنون در جهان از مسيحي‌ها و دشمنان اسلام از عرب‌هاي مسيحي و ديگران، سخن‌شناسان و سخنوران و فصحا بسيار هستند، كسي نيست كه بتواند حتي يك سوره مانند يكي از سوره‌هاي سه آيه‌اي قرآن را بياورد. اعجاز قرآن و صدق اين خبر غيبي از زمان پيغمبر صلّي الله عليه وآله و سلم آشكارتر گشته، زيرا اگر امكان داشت با شدت دشمني و خصومتي كه با اسلام دارند، تاكنون صدها كتاب مانند قرآن تأليف شده بود. اگر امكان داشت دستگاه‌هاي استعماري مسيحي شرق و غرب و مؤسسات تبليغي آنها و ساير دشمنان اسلام چنين موضوعي را در مسابقه گذارده و با تعيين ملياردها جايزه آن را عملي مي‌ساختند.

غزوه‌ي بدر جلو آمد و كساني كه پيغمبر صلّي الله عليه وآله و سلم نام برده بود، كشته شدند و اجسادشان را در «قليب» افكندند، جنگ احزاب را ابوسفيان برپا كرد. پيغمبر اكرم صلّي الله عليه وآله و سلم مكه را فتح كرد و به زودي مسلمانان بيت المقدس، شام، عراق، مصر، ايران و كشورهاي ديگر را فتح نمودند. خيبر به دست علي عليه‌السلام فتح شد. ابوذر در رَبذه تنها از دنيا رفت. عمّار را سپاه معاويه كه همان فئه ي باغيه بودند كشتند. حجر و اصحابش را به امر معاويه در عذراي دمشق شهيد كردند. بعد از پيغمبر اوّل كس كه از خاندان آن حضرت از دنيا رفت و به او ملحق شد فاطمه زهرا عليهاالسّلام بود. اميرالمؤمنين و حسن و حسين عليهم السّلام به همان تفصيلي كه پيغمبر صلّي الله عليه وآله و سلم خبر داده بود شهيد شدند. علي عليه‌السلام با ناكثين و قاسطين و مارقين جهاد كرد. و ذوالثديه در جنگ نهروان كشته شد. عايشه جنگ جمل را برپا كرد و در حوأب سگان بر او بانگ كردند و خلق بسياري را به كشتن داد. بني‌اميه بر مردم تسلط و بني‌الحكم سلطنت يافتند و اسلام روز سرخي را كه پيغمبر اعظم خبر داده بود از ستم آنها ديد.

اين خبرهاي غيبي و اخبار غيبي بسيار ديگر، به تدريج و مرور زمان واقع شد و علاوه بر اينها صدها خبر كه وصي و جانشين و باب علم آن حضرت، علي عليه‌السلام و ساير ائمه از غيب دادند، مطابق واقع از آب در آمد.

بعد از اين مقدمه مي‌گوييم ما مي‌بينيم ده‌ها بلكه صدها از خبرهايي كه پيغمبر از غيب داده به شهادت معتبرترين مدارك و شواهد تاريخي يكي پس از ديگري واقع شد كه اگر يك شخص عادي هم فرضاً يك دهم يا يك صدم اين خبرها را داده بود، در صحت ساير اخبار او ترديد نمي‌كرديم و باور مي‌نموديم؛ پس چگونه ممكن است در صحت اخبار آن حضرت از حوادث آخرالزمان و امتحانات شديد و آزمايش‌هايي كه اين امت در پيش دارد و منتهي به ظهور حضرت مهدي ولي عصر عليه‌السلام مي‌شود، ترديد داشته باشيم. باز هم به خاطر توجه بيشتر خواننده ي عزيز تكرار مي‌كنيم: تعداد خبرهاي غيبي آن حضرت به قدري زياد است كه راه يافتن شك در آنها براي كسي كه از عقل و فكر مستقيم بابهره باشد عادتاً محال است و هر كس تواريخ اسلام را كه مضبوط و محفوظ است مطالعه كند، اين ادعا را تصديق خواهد كرد.

با اين وصف چرا ما در ظهور حضرت مهدي عليه‌السلام كه پيغمبر اكرم و اوصياي محترم صلوات الله عليهم با تأكيدات بليغ و در ضمن اخبار متواتر از آن خبر داده‌اند، شك و ترديد داشته باشيم.

ايمان به اين ظهور لازمه ي ايمان به نبوت پيغمبر، صحت و درستي خبرهاي غيبي آن حضرت است و از آن جدا نيست.

آن مسلماناني كه در آغاز بعثت هنوز وقوع اين خبرها را نديده بودند، در صحت خبرهاي پيغمبر از غيب ترديد نمي‌كردند، چگونه ما با اينكه وقوع بسياري از آنها را ديده و يا به نقل يقين‌آور شنيده‌ايم ترديد كنيم.

حتي افرادي مانند معاويه و عمرو عاص، درستي اين اخبار را نمي‌توانستند انكار كنند چرا ما كه امروز علاوه بر اخبار پيغمبر صادق مصدّق و اوصياي او، اين شواهد قطع‌آور را نيز داريم، ايمان نداشته باشيم؟

مسلمانان صدر اوّل اسلام در خبر پيغمبر از نزول عيسي و ظهور مهدي عليهم السّلام و فتن آخرالزمان شك نداشتند، و همه معتقد بودند و ايمان داشتند كه اين اخبار صد در صد مطابق واقع و حقيقت است بعد كه مرور زمان و گذشت اعصار آنچه را پيامبر اعظم خبر داده بود به موقع و در وقت خود نشان داد، در صحت آن قسمتي كه بايد در آينده‌هاي ديگر واقع شود شك و ترديد هرگز راه نخواهد يافت.

اگر يك نفر به شما اطلاع بدهد كه: فردا شخصي از فلان شهر با اين علامات و نشاني‌ها خواهد آمد و يك ماهِ ديگر ده نفر به اين علامات وارد مي‌شوند و پنج ماه ديگر پانصد نفر مي‌آيند و يك سال ديگر هزار نفر مي‌رسند و دو سال ديگر در آن شهر انقلاب مي‌شود و حكومت تغيير مي‌كند و بيست سال ديگر در آنجا جنگ روي مي‌دهد و پنجاه سال ديگر زمامدار آنجا را مي‌كشند و صد سال بعد ... و دويست سال بعد ...

شما اين خبرها را هر چند تصديق نمي‌كنيد رد هم نمي‌نماييد، چون راه نفي احتمالِ صحت آن بر شما بسته است، تا فردا صبر مي‌كنيد اگر آن شخص اوّل با آن نشاني‌ها و علامات آمد تعجب مي‌كنيد و احتمال صحت خبرهاي ديگر نزد شما قوّت مي‌گيرد.

يك ماه بعد كه آن ده نفر آمدند، احتمال شما تقريباً مبدَّل به قطع و يقين به درستي خبرهاي او مي‌شود.

خبر سوّم كه واقع شد ديگر يقين شما ثابت مي‌شود.

و بعد از خبر چهارم و پنجم اگر كسي صحت اين اخبار را انكار نمايد و وقوع آن را بعيد شمارد او را غير متعارف و شكّاك مي‌شناسيد.

پس هر چه خبرها بيشتر با واقع منطبق شود در خبر ششم و هفتم و هشتم و نهم و ...، يقين و ايمان شما قوّت و ثباتش بيشتر مي‌گردد.

اكنون مي‌گوييم پيغمبري كه صادق و مصدّق است و پيامبري او به معجزات و دلايل علمي و عقلي ثابت شده است، پيغمبري كه ده‌ها و صدها خبر او از غيب، صورت وقوع يافته و همچنين اوصياي او به خصوص علي بن ابيطالب عليه‌السلام به نقل كتب معتبر شيعه و اهل سنّت، خبرهاي بسياري از غيب دادند و واقع شد. خبر داده‌اند كه: «اگر از دنيا باقي نماند مگر يك روز، خدا آن روز را آن قدر طولاني سازد تا مهدي ظهوركند و جهان را پر از عدل و داد سازد پس از آنكه از جور و ستم پر شده باشد.» و خصوصيات و نشانه‌هاي اين ظهور را نيز شرح دادند.

حال اگر كسي (پناه بر خدا) بگويد خبر پيغمبر و اوصياي او با واقع مطابق نيست يا ترديد داشته باشد چه مي‌كند با اقرار و اعتراف به نبوت و پيغمبري او و اين همه معجزات و براهين علمي كه نبوت آن حضرت را ثابت و محرز ساخته است؟

چه مي‌كند با ايماني كه به نبوت پيامبر خاتم و نبوت ساير انبيا دارد (چون پيغمبران ديگر نيز ظهور مصلح آخرالزمان را بشارت داده‌اند)؟

چه مي‌كند با اين همه خبرهايي كه رسول اكرم صلّي الله عليه وآله و سلم از غيب داده و به مرور زمان در اين چهارده قرن واقع و صحت آن تأييد شده است؟

و اگر بگويد: پيغمبر چنين خبري نداده دستش را مي‌گيريم و به كتابخانه‌هاي اهل سنّت و شيعه مي‌بريم و مي‌گوييم: مراجعه كنيد به اين كتاب‌ها و مصادري كه از هزار سال پيش تا حال تأليف شده، ببينيد در چند مورد اخبار و روايات به قدر اين مورد رسيده است؟!

آيا چند خبر معتبر براي باور شما كافي است؟

شما كه مطالب عمده تاريخي را به نقل يك نفر مورّخ قبول مي‌كنيد و حوادث مهم جهاني را به گفته يك خبرنگار كه صد گونه غرض و مرض دارد مي‌پذيريد در اين مورد چند خبر صحيح و معتبر مي‌خواهيد تا باور كنيد؟

اگر شخص منصفي باشيد خواهيد گفت: يك حديث معتبر هم كفايت مي‌كند و اگر قدري شكّاك و دير باور باشيد مي‌گوييد: اگر دو سه حديث باشد بيشتر اسباب اطمينان مي‌شود.

مي‌گوييم: حديث معتبر از يك و دو و ده و پنجاه و صد، و بلكه هزار هم بيشتر است و در صدها كتاب معتبر حديث و جوامع اخبار و تاريخ و رجال، ضبط و ثبت است.

پس با توجه و دقت و تأمل در آنچه گفته شد هيچ‌گونه شبهه و ترديدي باقي نمي‌ماند كه در آخرالزمان بر حسب اين احاديث و بشارات پيامبر اكرم و اوصياي مكرم او ظهور مصلح منتظر و مهدي موعود و كسي كه دنيا را پر از عدل و داد كند بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد حتمي و واقع شدني است.

مصلح جهان[6]

يكي از مسائل و اموري كه فِرَق اسلام بر آن، اجتماع و اتفاق نموده‌اند، ظهور مهدي اهل بيت حضرت قائم آل محمد صلوات الله عليهم أجمعين در آخرالزمان است كه همه متفق الكلمه انتظار يك قيام روحاني جهاني و ظهور مصلحي[7] را مي‌كشند كه عدالت اجتماعي و نظام جهان را بر اساس ايمان به خدا و احكام دين اسلام برقرار سازد و دنيا را از چنگال ستمكاران و جباران نجات بخشد و پرچم عزيز اسلام را در تمام نقاط به اهتزاز در آورد.

همه چشم به راهند و انتظار دارند كه شايسته‌ترين فرزندان پيغمبر قيام كرده، آئين توحيد و رسم برادري و مساوات اسلامي را زنده نموده بشر را از نعمت آسايش بهره‌مند سازد و موجبات تفرقه و محروميّت و ناكامي را از ميان بردارد.

اين وعده ي الهي است و تخلف‌پذير نيست. دنيا به طرف آن عصر درخشان در حركت است، سير زمان و گردش دوران هر دم بشر را به چنين روزگاري نزديك‌تر مي‌سازد.

ايمان به ظهور حضرت مهدي عليه الصلوة والسلام و جهانگير شدن دين اسلام به آيات متعددي از قرآن مجيد و متواترترين روايات و قوي‌ترين اجماعات اتكا و استناد دارد كه هر مسلمان معتقد به قرآن و رسالت پيغمبر اسلام صلّي الله عليه وآله و سلم بايد به اين ظهور، ايمان راسخ و ثابت داشته باشد.

اگر چه در اين مقاله تفصيل و شرح اين مطالب ممكن نيست ولي براي توجه خوانندگان محترم تحت چهار عنوان: (1. آيات قرآن مجيد 
2. اجماع و اتفاق مسلمين 3. روايات اهل سنّت 4. روايات شيعه) بطور اختصار توضيحاتي مي‌دهيم.



[1]. سوره بقره، آيه3.

[2]. سوره بقره، آيه 23 ـ 24.

[3]. سوره اسراء، آيه88.

[4]. المحاسن و المساوي، ج1، ص76.

[5]. يكي از خبرهاي مسلّم پيغمبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم از غيب كه در كتاب‌هايي كه دو سه قرن پيش از وقوع آن تأليف و منتشر شده، ضبط و ثبت گرديده خبر آن حضرت است از ظهور آتشي در سرزمين حجاز بطوري كه پرتو آن به شهرهاي دور، مانند بصري شام برسد. پيغمبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم از اين واقعه خبر داد و جمعي از صحابه آن را روايت كرده‌اند و در كتاب‌هايي كه در قرن سوّم تأليف و انتشار يافت ضبط گرديد مثل صحيح بخاري (متوفي 256)، صحيح مسلم (متوفي261)، مسند احمد (متوفي241)، مسند حاكم (متوفي405)، و طبراني (متوفي360) و اين آتش با نشاني‌هايي كه از پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم روايت شده بود در شب سيم جمادي الاخر سال 654 در نزديكي شهر مدينه آشكار شد و از مسافت دور و چند روز راه ديده مي‌شد و مدّت پنجاه و دو روز باقي ماند و در 27 رجب آن سال پايان پذيرفت (يعني نزديك چهار قرن بعد از مرگ بخاري و مسلم) كه شرح آن در كتب تواريخ مذكور است مانند: «السيرة النبويه» در حاشيه «السيرة الحلبيه» تأليف سيد احمد زيني، ج3، ص222، در «التذكره» قرطبي، ص250. «الاذاعه»، ص84. «الاشاعه»، ص37. «تاريخ الخلفاء»، ص309. و «صحيح مسلم»، ج8، ص180. «صحيح بخاري»، كتاب فتن، ج4، ص142. «وفاء الوفاء» تأليف سمهودي، ج1، فصل16، ص152 ـ 139. «الفتوحات الاسلامية»، ج2، ص67 ـ 62. «عمدة الاخبار في تاريخ مدينة المختار»، ص125 ـ 127 و «فصل في ظهور نار الحجار».

[6]. اين مقاله در سالنامه معارف جعفري سال 81 ـ 1380، ص73 ـ 60، چاپ شده است. لازم به تذكر است كه قسمتي از اين مقاله و بعضي مقالات ديگر براي اينكه مطالب در اين مجموعه تكرار نگردد، حذف شد. مع ذلك چون اين مقالات بطور مستقل و در مناسبت هاي مختلف نگارش يافته و تصرف و حذف بيشتر باعث كوتاهي و نارسايي، بلكه تغيير اساس مقاله مي‌شد از حذف بعضي از مطالب مكرر خودداري كرديم.

[7]. مخفي نماند كه ملل ديگر و معتقدين به اديان معروف هم در اصل انتظار ظهور يك شخصيّت روحاني براي اصلاًح جهان و خاتمه دادن به ظلم و جنگ و فساد و خراب كاري و نجات ضعفا و مظلومين، با مسلمانان همراه و متفقند و بشاراتي كه در كتاب‌هاي آنها است منطبق به حضرت صاحب الزمان عليه‌السّلام مي‌شود كه بعضي از فضلاي معاصر آنها را استقصا و استخراج نموده‌اند.