مصلح جهان[1]

يكي از مسائل و اموري كه فِرَق اسلام بر آن، اجتماع و اتفاق نموده‌اند، ظهور مهدي اهل بيت حضرت قائم آل محمد صلوات الله عليهم أجمعين در آخرالزمان است كه همه متفق الكلمه انتظار يك قيام روحاني جهاني و ظهور مصلحي[2] را مي‌كشند كه عدالت اجتماعي و نظام جهان را بر اساس ايمان به خدا و احكام دين اسلام برقرار سازد و دنيا را از چنگال ستمكاران و جباران نجات بخشد و پرچم عزيز اسلام را در تمام نقاط به اهتزاز در آورد.

همه چشم به راهند و انتظار دارند كه شايسته‌ترين فرزندان پيغمبر قيام كرده، آئين توحيد و رسم برادري و مساوات اسلامي را زنده نموده بشر را از نعمت آسايش بهره‌مند سازد و موجبات تفرقه و محروميّت و ناكامي را از ميان بردارد.

اين وعده ي الهي است و تخلف‌پذير نيست. دنيا به طرف آن عصر درخشان در حركت است، سير زمان و گردش دوران هر دم بشر را به چنين روزگاري نزديك‌تر مي‌سازد.

ايمان به ظهور حضرت مهدي عليه الصلوة والسلام و جهانگير شدن دين اسلام به آيات متعددي از قرآن مجيد و متواترترين روايات و قوي‌ترين اجماعات اتكا و استناد دارد كه هر مسلمان معتقد به قرآن و رسالت پيغمبر اسلام صلّي الله عليه وآله و سلم بايد به اين ظهور، ايمان راسخ و ثابت داشته باشد.

اگر چه در اين مقاله تفصيل و شرح اين مطالب ممكن نيست ولي براي توجه خوانندگان محترم تحت چهار عنوان: (1. آيات قرآن مجيد 
2. اجماع و اتفاق مسلمين 3. روايات اهل سنّت 4. روايات شيعه) بطور اختصار توضيحاتي مي‌دهيم.

1. آيات قرآن مجيد

خداوند در قرآن مجيد در آيات كريمه متعددي تشكيل يك حكومت جهاني اسلامي، بسط دين اسلام، غلبه آن بر كليه اديان، زمامداري صلحا و ارباب لياقت را وعده فرموده است كه از آن جمله اين آيات است:

وَقاتِلُوهُمْ حَتّي لا تَكُونَ فِتْنَةً وَيَكُونَ الدَّينُ كُلُّهُ لِلّهِ[3]

با كافران جهاد كنيد تا در زمين فتنه و فسادي نماند و آيين همه دين خدا گردد.

هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَدينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الّدينِ كُلِّهِ[4]

او است خدايي كه رسول خود را با دين حق به هدايت خلق فرستاد تا بر همه ي اديان عالم او را تسلط و برتري دهد.

يُريدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نَورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْ وَيَأْبي اللهُ اِلاّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ[5]

كافران مي‌خواهند كه نور خدا را با نفس تيره و گفتار جاهلانه خود خاموش كنند ولي خدا نمي‌گذارد، تا آنكه نور خود را به منتهاي ظهور و حدِّ اعلاي كمال برساند.

يُريدُونَ ليطفؤَا نُورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ[6]

كافران مي‌خواهند نور خدا را با گفتار باطل و طعن مسخره، خاموش كنند، البته خدا نور خود را تمام و كامل مي‌كند.

وَيُريدُ اللهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَيَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرينَ[7]

و خدا مي‌خواهد كه صدق سخنان حق را ثابت گردانده و ريشه ي كافران را از بيخ و بن بركند.

وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ َانِّ الْباطِلُ كانَ زَهُوقاً[8]

بگو كه حق آمد و باطل را نابود ساخت، كه باطل خود لايق محو و نابودي است.

وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ[9]

ما بعد از تورات در زبور نوشتيم كه البته بندگان نيكوكار من ملك زمين را وارث و متصرف خواهند شد.

وَعَدَ اللهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اْلأَرْضِ[10]

خداوند وعده فرموده، به كساني از شما كه نيكوكار گردد در زمين خلافت دهد.

وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلينَ اِنَّهُمْ الْمَنْصُورونَ وَاِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ[11]

همانا عهد ما در باره ي بندگاني كه به رسالت فرستاديم سبقت گرفته است كه البته آنها بر كافران فتح و پيروزي يابند و سپاهيان ما غالبند.

اِنّا لَنَصُرُ رُسُلَنا وَالَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا[12]

ما البته رسولان خود و كساني كه ايمان آورند در حيات دنيا نصرت و ظفر مي‌دهيم.

كَتَبَ اللهُ َلأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلي اِنَّ اللهَ قَوِيُّ عَزيزٌ[13]

خدا حتم گردانيده كه البته من و رسولانم غالب مي‌شويم كه خداوند قوي و مقتدر است.

و آيات ديگري كه تأويل آنها هنگام ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه آشكار شود، دلالت دارند بر غلبه ي اسلام بر ساير اديان و غلبه ي اهل حق بر اهل باطل و حتمي بودن غلبه انبيا و اتمام نور خدا كه اين معاني بطور مطلق تا حال ظاهر نشده و اين آيات تحقق آن را در آخرالزمان بشارت مي‌دهد.

خداوند وعده داده كه البته پيغمبران را غالب سازد و ياري كند و معلوم است كه اين نصرت و غلبه فقط نصرت و غلبه در آخرت نيست، براي اينكه مي‌فرمايد:

فِي الْحَياةِ الدُّنْيا

و نصرت و غلبه انبيا بر قوم خودشان و پيشرفت كار آنها در عصر خودشان هم نيست، زيرا دعوت بسياري از پيغمبران در قومشان اثر نبخشيد بلكه بعضي از آنها كشته شدند.

اين نصرت و غلبه، نصرت و غلبه مقصد و هدف و دعوت آنها است كه بر طبق ظاهر آيات مقيد به مرتبه‌اي نيست بلكه نصرت و غلبه مطلق است.

همچنين است اتمام نور، كه معني اينكه خدا نور خود را در مقابل آنهايي كه مي‌خواهند نور او را خاموش كنند و مانع از پيشرفت اسلام شوند تمام مي‌گرداند اين است كه دين را جلو مي‌برد و بر قلمرو اسلام مي‌افزايد و اتمام آن وقتي است كه اسلام تمام جهان را بگيرد.

چنانكه معني استخلاف و جانشيني مؤمنين در زمين و وارث شدن آنها زمين را نيز استخلاف در تمام زمين و وارث شدن كره ارض است كه براي امام زمان و ياران و اصحاب آن حضرت حاصل مي‌شود.

معناي غلبه حق بر باطل بطور اطلاق هم غير از اين نيست كه به تمام معني حق بر باطل پيروز شود و اگر از جهت حجت و برهان غالب باشد (با اينكه به اين معني هميشه غالب است) ولي در ظاهر غالب نباشد غلبه مطلق نيست و ظاهر اين آيات غلبه مطلق است.

و امّا آيه

لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدّينِ كُلِّهِ

كه دلالتش بر غلبه اسلام واضح است.

و مؤيد مستفاد از اين آيات است رواياتي كه در اين خصوص از حضرت رسول صلّي الله عليه وآله و سلم منقول است، مثل:

لَيَدْخُلَنَّ هذَا الدّينُ عَلي ما دَخَلَ عَلَيْهِ اللَّيْلُ

البته اين دين در هر كجا كه شب داخل شده باشد
داخل مي‌شود.

و شايد نكته اينكه فرمود:

عَلي ما دَخَلَ عَلَيْهِ اللَّيْلُ

و نفرمود:

عَلي ما دَخَلَ عَلَيْهِ الْيَومُ أَوِ الشَّمْسُ

تشبيه دين به آفتاب باشد كه همان طور كه روز و آفتاب در هر كجا كه شب رفته باشد وارد مي‌شود، خورشيد عالم‌تاب اسلام نيز به تمام اماكن پرتو افكن خواهد شد و تاريكي كفر و شرك و ضلالت را نابود خواهد ساخت، همان طور كه آفتاب، تاريكي شب را از ميان مي‌برد.



[1]. اين مقاله در سالنامه معارف جعفري سال 81 ـ 1380، ص73 ـ 60، چاپ شده است. لازم به تذكر است كه قسمتي از اين مقاله و بعضي مقالات ديگر براي اينكه مطالب در اين مجموعه تكرار نگردد، حذف شد. مع ذلك چون اين مقالات بطور مستقل و در مناسبت هاي مختلف نگارش يافته و تصرف و حذف بيشتر باعث كوتاهي و نارسايي، بلكه تغيير اساس مقاله مي‌شد از حذف بعضي از مطالب مكرر خودداري كرديم.

[2]. مخفي نماند كه ملل ديگر و معتقدين به اديان معروف هم در اصل انتظار ظهور يك شخصيّت روحاني براي اصلاًح جهان و خاتمه دادن به ظلم و جنگ و فساد و خراب كاري و نجات ضعفا و مظلومين، با مسلمانان همراه و متفقند و بشاراتي كه در كتاب‌هاي آنها است منطبق به حضرت صاحب الزمان عليه‌السّلام مي‌شود كه بعضي از فضلاي معاصر آنها را استقصا و استخراج نموده‌اند.

[3]. سوره انفال، آيه39.

[4]. سوره توبه، آيه33 و سوره فتح، آيه28.

[5]. سوره توبه، آيه32.

[6]. سوره صف، آيه8.

[7]. سوره انفال، آيه7.

[8]. سوره اسراء، آيه81.

[9]. سوره انبياء، آيه105.

[10].سوره نور، آيه 55

[11]. سوره صافات، آيه 173ـ171.

[12]. سوره غافر، آيه51.

[13]. سوره مجادله، آيه21.