ائمه اثني عشر عليهم السّلام (دوازده امام)
ائمه اثني عشر عليهم السّلام (دوازده امام)
چنانچه ميدانيم شيعه، رهبري و زمامداري ديني و سياسي را بعد از پيغمبر اعظم يك مقام الهي و منصب خليفة اللهي ميداند كه به امر خداوند متعال، پيغمبر كسي را كه شايسته باشد معرفي و منصوب مينمايد و همان گونه كه پيغمبر رهبري ديني، روحاني، سياسي و انتظامي جامعه را عهدهدار است امام كه قائم مقام پيامبر و جانشين او است نيز رهبر جامعه است با اين فرق كه بر پيغمبر وحي نازل ميشود و بيواسطه ي احدي از بشر، دين و شريعت را از عالم غيب فراميگيرد و به امّت و جامعه ميرساند ولي امام آورنده شريعت و كتاب نيست و مقام نبوّت ندارد و از مجراي كتاب و سنّت و به واسطه پيغمبر رهبري اجتماع را انجام ميدهد.
معلوم است كه اين روش موافق با عدل و عقل و منطق و صواب بوده و از هر ترتيب ديگر براي اداره امور اجتماع بيشتر مورد اعتماد و اطمينان است؛ زيرا يقيناً كسي را كه پيغمبر از جانب خدا معرفي كند واجد همه شرايط رهبري و شايسته زعامت و امامت است چنانچه فيلسوف بزرگ و مفخر حكماي شرق و غرب شيخ الرئيس ابو علي سينا گفته است:
وَاْلاِسْتِخْلافُ بِالنَّصِ أَصْوَبُ فَاِنَّ ذلِكَ لا يُؤَدّي اِلَي التَّشَعُّبِ وَالتَّشاغُبِ وَاْلاِخْتِلافِ
تعيين جانشين و انتخاب خليفه به نص و نصب (كه مذهب شيعه است) صوابتر است، براي آنكه منجر به تفرقه و اختلاف و شرّ و فتنه نميشود.
زمامداري و رهبري آن هم رهبري روحاني و ديني و سياسي كه عهدهدار آن سخن و كارش براي همه حجت و ميزان و حاكم بر امور دين و دنياي مردم باشد، بسيار مقام باعظمت و حساسي است و مقامي از آن بالاتر نيست. اگر در اين انتخاب اندكي اشتباه رخ دهد، فسادهاي بزرگ از آن برخواهد خاست و نقض غرض از بعثت انبيا لازم ميآيد.
مرجع عاليقدر جهان تشیع حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف